تبليغاتX
موسيقي ايراني / تنبور شمس

سه تار نوزان 4


داریوش صفوت ( 1307 – تهران )

 

 

وی به سال 1307 شمسی در تهران متولد شد. پدرش علی اصغر صفوت که از سه تار نوازان خوب بود از همان کودکی وی را با این ساز آشنا ساخت و پس از چندی فرزند را نزد حبیب سماعی و در سال 1326 تا 1336 جهت فراگیری بیشتر سه تار و سنتور نزد استاد صبا می فرستد. پس از مدتی , یعنی از سال 1344 تا 1348 نزد «حاج آقا محمد ایرانی مجرد» جهت فراگیری گوشه ها و ردیف های موسیقی ایرانی می رود تا جایی که خود , استاد و معلمی والا مقام و شامخ گردید و در مهمترین مراکز فرهنگی و هنری به تدریس موسیقی پرداخت.

 

با آنکه وی دارای مشاغل مختلف و علایق خاصی در زمینه موسیقی ایرانی بود اما به ارئه چندین اجرای موسیقی ایرانی با سنتور و سه تار در داخل و خارج از کشور پرداخت و چندین صفحه ی متعدد از نوازندگی ِ وی در فرانسه ضبط گردید.

 

 

ویژگی های نوازندگی :

 

   اگرچه طرز ادای جمله های او به موسیقی امروز نزدیکتر است , اما صدا دهی ِ سه تار و همراه داشتن واخوان و فواصل و پیوستگی ریزهایش به موسیقی ِ قدیم نزدیکتر است.

 

 

 

 به قطعه ای در دستگاه سه گاه با نوازندگی سه تار «داریوش صفوت» و تنبک «ضیا میرعبدالباقی» توجه کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جلال ذوالفنون ( 1316 – آباده , شیراز )

 

جلال الدین ذوالفنون

 

وی در ابتدا به فراگیری تار پرداخت و از محضرذ موسی خان معروفی بهره برد. سپس به نوازندگی سه تار روی اورد و در این راه با کار و تلاش بسیار علاوه بر ایجاد گروه های مختلف موسیقی و اجرای تکنوازی ها و کنسرت های متعدد در داخل و خارج از کشور , در معرفی و شناسایی سه تار به نسل جوان کوشش بسیاری کرد. از آنجا که بخش عمده فعالیت وی در آموزش موسیقی به هنرجویان صرف شده است , نتیجه سال ها کار خود را در کتاب آموزش سه تار در چهار جلد مکتوب نموده است.

 

 

ویژگی های نوازندگی :

 

   وی در نوازندگی سه تار صاحب سبک ِ خاصی است. استفده زیاد از مضراب راست و چپ در تحریر ها و جمله ها , ایجاد تنوع صوتی در قسمت های مختلف سه تار و نواختن ضربی های طولانی با سوئال و جواب در سیم سفید و زرد, چند ویژگی ساز وی است.

 

 به قطعه ای ضربی در دستگاه نوا با نوازندگی سه تار « استاد ذوالفنون » و دف « بیژن کامکار » توجه کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

محمدرضا لطفی ( 1325 , گرگان )

 

 

محمدرضا لطفی

 

برادر بزرگ وی تار می نواخت و همین مسئله باعث آشنایی و ایجاد کشش درونی او به موسیقی ایرانی و نوازندگی تار شد. در هفده سالگی به تهران آمد و با شرکت در کلاس های درس علی اکبر خان شهنازی , رموز و تکنیک های نوازندگی تار را فرا گرفت. با ورود به دانشکده موسیقی هنرهای زیبای تهران و استفاده از محضر نورعلی خان برومند , آموخته های او در تحصیل فنون موسیقی قدیم در مسیری صحیح افتاد و با سعی و تلاشی بی شائبه , علاوه بر استادان دانشگاه از محضر بیشتر نوازندگان و موسیقی شناسان ِ آشنا به موسیقی قدیم بهره برد و به گفته خویش از خرمن بیش از بیست استاد مسلم خوشه چید.

 

 

او با عشق و علاقه وصف ناشدنی عمر خویش را وقف شناسایی , ارائه و آموزش موسیقی ایرانی کرد که حتی گوشه از آن در این مطلب نمی گنجد. از آنجا که شیوه نوازندگی سه تار را ار نورعلی خان , سعید هرمزی و تعدادی از اساتید غیر مشهر فرا گرفت , سعی خاصی در یافتن و ارائه جمله ها و تحریر های فراموش شده ی مخصوص سه تار داشت.

 

با آنکه جنس و شکل ناخن ِ وی مناسب ِ مضراب سه تار نیست, با استفاده از نبوغ خویش سعی زیادی در نواختن با صدایی خوش دارد و در ارائه جمله های موسیقی همواره از بهترین نقاط صدا دهی ساز در هر گوشه بهره می برد. وی تکنیک و قدرت نوازندگی را در خدمت موسیقی به کار می بندد و از به رخ کشیدن قدرت نواندگی در نواخته های خویش پرهیز می کند.

 

 

ویژگی های نوازندگی :

 

   از مهمترین ویژگی های سازِ وی , ایجاد ارتباط عامه مردم و نخبگان موسیقی شناس به یک اندازه با موسیقی ِ وی است. در سه تار ِ وی تکنیک های سه تار نوازی قدیم به همراه ابداعات نسل های بعد را در کنار هم می شنویم.

 

 

 به قطعه ای در آواز بیات ترک با نوازندگی سه تار «محمدرضا لطفی» و تنبک «ناصر فرهنگفر» توجه کنید.

 

ادامه دارد ...

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 4:31  توسط مهدي   | 

.::نوشته هایی درباره تنبور::.

.::نوشته هایی درباره تنبور::.

 

 

 

 

تنبور اگر نه قدیمی ترین, از قدیمی ترین ساز های ایرانی است. قلندری تکیده و لاغر و همیشه مسافر که نقش اندامش را بر تخته سنگ های سه تا پنج هزار ساله می توان جستجو  کرد. مویان, خروشان و بغض آلود. ترکیبی از خلسه و حماسه.

 

در این سفر دراز نام های بسیار یافته است, تنبور خراسانی , تنبور شیروانی, تنبور بغدادی (فاندورا در یونان و پاندورا در اروپا) و شکل های گوناگون پذیرفته است. اکنون دسته ای بلند دارد , کاسه ای کوچک مانند سه تار اما اندکی پهن تر با سه سیم و سیزده تا چهارده پرده (نیم پرده و یک پرده).

 

 

                     سید خلیل عالی نژاد    

                                                         سید خلیل عالی نژاد

 

 

 به تکنوازی تنبور با نوازندگی زنده یاد «سید خلیل عالی نژاد» توجه کنید.

 

 

امروزه در ایران به ویژه در نواحی غرب , تنبور همدم قلندران عارف است. برای اینان تنبور سازی نیست که اکنون بنوازند و کناری بگذارند تا فرصتی دیگر. حضورش همیشگی است و همه جایی , زبانِ اهل دل است و راز و نیاز و عبادت , بر صدرش می نشانند , حرمتش می گذارند , پیش از نواختن دستش را می بوسند و به جانش سوگند می خورند.

 

 

 به مقام «جلو شاهی» با نوازندگی تنبور, علیرضا فیض و دف, حافظ ناظری توجه کنید.

 

تنبور نوازان می دانند که چیره دستی در این ساز گذشته از اهلیت و همدمی با طبیعت دیرین این ساز , نیازمند شاگردی بسیار در محضر استادان و تمرین های فراوان دراز مدت است . در این باره  مَثَلی است که گفته اند در چهل سالگی تنبور می آموزد و در گور استاد می شود.

 

 

                         حافظ و شهرام ناظری

 

به تصنیف "شور درد" (آی ئازیزم) , با صدای شهرام ناظری توجه کنید.

 

                                                       

آلبوم : آواز اساطیر

آهنگ و آواز : شهرام ناظری

تنبور : علیرضا فیض بشی پور

دف و دهل : حافظ ناظری

شعر : برگرفته از شاهنامه کردی

 

 

در زمان معاصر, این ساز در دو ناحیه ي ایران , یکی خراسان و دیگری غرب (منطقه کردنشین) رایج می باشد. در غرب ایران بدلیل کیفیت درخشان , کم نظیر و بازتاب و انعکاس و انتقال بیان روحی نوازندگآن به شنونده, قرن های متوالی است که سوخته دلان و سالکانِ وادی عشق, این ساز را داختیار تزکیه , عبادت و حالات درونی خویش گرفته اند و به این ساز جنبه معنویت ویژه ای بخشیده اند.

 

به گروه نوازی تنبور و دف با اجرای گروه تنبور شمس توجه کنید.

 

                                                     

*سرپرست گروه: کیخسرو پورناظری

 

 

 

.:: تنبور در دایرةالمعارف ها و کتاب های تاریخی ::.

 

 

   تنبور سازیست شرقی از خانواده عود که دارای دسته ای بلند و دو یا سه سیم می باشد و با ضربه انگشتان به صدا در می آید. سپس توضیح می دهد که در قدیم دو نوع تنبور وجود داشته است , نوع اول دارای کاسه ای گلابی شکل که بیشتر در نواحی ایران و سوریه رواج داشته است و از طریق ترکیه و یونان به اروپا راه یافته است و نوع دوم دارای کاسه ای بیضی شکل بوده که در مصر بیشتر رواج داشته است. در حجاری آشور, سازی شبیه تنبور مشاهده می شود که در نینوا, پایتخت آشور به عمل آمده است با تعداد زیادی از ساز های معمول در سه هزار سال پیش, كه بدست نوازندگان بر تخته سنگ ها نقش شده است.

دایرةالمعارف بریتانیا

 

 

   تنبور, مساوی دنبره پهلوی , یکی از آلت های موسیقی ذوات الاوتار ( دارای دو وتر یا رشته) که دسته ای دراز و کاسه ای کوچک مانند سه تار دارد.

 نقل از جلد اول فرهنگ معین, صفحه 1147

 

 

   تنبور سازی زهی مضرابی با دسته ای بلند و بیضی شکل شبیه به سه تار , سازی بسیار قدیمی است که در مصر آشور و ایران باستان وجود داشته است.

 

نقل از دایرةالمعارف فارسی, جلد دو , تالیف مرحوم غلامحسین مصاحب, صفحه 163

 

 

   یولیوس پولوکس (صد و هشتاد و سه , بعد از میلاد مسیح), فیلسوف یونانی می گوید: آشوری ها تنبور ِ دارای سه سیم را پاندورا (Pandura) می خوانندند و یونانیان این نام را بصورت «فاندورا» اقتباس می کردند که بصورت "پاندورا" وارد زبان های اروپایی گردید. تار و سه تار از انواع تنبور محسوب می شوند.

 

فرهنگ لغات دهخدا

 

 

   « ارتور کریستین سن » در کتاب ایران در زمان ساسانیان , کویه مسعودی تام آلات موسیقی ایران را چنین آورده است:  عود (بربط) , نای , تنبور , مزمار, چنگ و می گوید : مردم خراسان بیشتر آلتی را بکار بردند که هفت تار داشت و آنرا زَنگ (zang) می خواندند, اما مردم ِ ری , طبرستان و دیلم تنبور را دوست تر داشند و این ساز نزد همه فرس مقدم بر سایر ساز ها بود.

 

تاریخ مسعودی

 

 

   در آناتولی, قومی از ریشه آریایی ها می زیسته اند به نام هیتیت (Hitit) که تنبور در بین آنها رایج بوده است. نقش هایی از تنبور بر روی سنگ, متعلق به این قوم (پنج هراز سال پیش) بدست آمده است که تنبور در این تصاویر دارای دسته ای بلند و دو سیم با کاسه ای کوچک که سطح آن از پوست تشکیل شده است به تصویر کشیده شده است و نوازندگان به سبک عاشق ها می خواندند و می نواختند. تنبور بعد ها نیز از آنجا به مصر رفته است.

جان دورینگ

 

                                                     

 

 

*پ.ن: مطالب فوق برگرفته از جلد ِ کاست , آلبوم صدای سخن عشق ,کار مشترک شهرام ناظری و گروه تنبور شمس می باشد. (با تغیرات جزئی)

 

*پ.ن:  مطلب مرتبط ( با تنبور بیشتر آشنا شویم )

 

*پ.ن: علیرضا فیض بشی پور, در بهمن ماه ۱۳۴۴ در شهر کرمانشاه بدنیا آمد. از کودکی نواختن تنبور را نزد پدرش, غلامحسین فیض بشی پور یکی از محققان و دل آگاهان آن دیار آغاز کرد و بدنبال عشقی که به کشف اسرار این ساز داشت به مکاتب دیگر استادان بزرگ راه یافت, از جمله : سید ولی حسینی , سید قاسم افضلی , سید محمود علوی , سید محمد احمدی , سید امراله شاه ابراهیمی , طاهر یار ویسی و درویش عابدین خادمی ( با بهره گیری از آثار بجا مانده). وی در این دوران به یاد گیری و جمع آوری مقام ها و نغمات کهن این ساز کوشید. در سال ۱۳۶۷ , تار و سه تار نواخت و از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۴ دوره کارشناسی موسیقی دانشکده هنر های زیبای دانشگاه تهران را با ساز تخصصی تار گذراند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 8:27  توسط مهدي   |