تبليغاتX
موسيقي ايراني / تنبور شمس

شعرا و تصنیف سرایان ایرانی - 1 (میرزا صائب تبریزی)

 

شعر (به ویژه شعر  ِقُدما)  یکی از ارکان مهم و تاثیر گذار در موسیقی ایرانی می باشد که متاسفانه در موسیقی ما, کمتر به شاعران و تصنیف سرایان پرداخته می شود (حال, به دلیل "خواننده سالاری" یا هر دلیل دیگری نوازندگان, آهنگسازان و شاعران, در موسیقی ایرانی مظلوم واقع شده اند که این موضوع , خود بحثی جداگانه را می طلبد). وبلاگ تنبور شمس قرار را بر این گذاشته است که از این پس, در مطالب خود  مقالاتی را به این قشر از موسیقی ایرانی اختصاص دهد. برای اولین پُست (شعرا و تصنیف سرایان ایرانی) کسی را بهتر از همشهری خود , "صائب" نیافتم. امیدوارم مانند همیشه, تنبور شمس را یاری کرده و ما را از نظرات و انتقادات خود بی نصیب نگذارید.

 

 

 

 

 

میرزا محمدعلی تبریزی "متخلص به صائب"
 
 

 

زندگینامه  

 

میرزا محمد علی فرزند میرزا عبدالرحیم بازرگان تبریزی متخلص به صائب و معروف به میرزا صائب بین سالهای 1000-1007 هجری در تبریز به دنیا آمد.

 

صائب از خاک پاک تبریز است ----- هست سعدی گر از گل شیراز

 

 

در 1012 هجری که شاه عباس قلعه تبریز را فتح کرد،پدرش همراه عده ای از بازرگانان ثروتمند از تبریز به اصفهان آمد تا سیاست جدید شاه عباس را که می خواست پایتخت تازه بنیان صفوی را با ثروت و فعالیت بازرگانان رونق دهد، تحقق یابد. محمد علی در این شهر پرورش یافت و بزرگ شد، در آغاز جوانی به سفر حج مشرف شد و پس از زیارت خانه خدا به آستان بوسی حضرت رضاعلیهالسلامتوفیق پیدا کرد.

 

شکرالله که بعد از سفر حج صائب ----- عهد خود تازه به سلطان خراسان کردم

 

 

وقتی به اصفهان برگشت و مدتی در آنجا اقامت کرد،قصد سفر هند کرد. بر خلاف میل پدر و خانواده پایتخت ایران را ترک و راهی هند شد.

 

در سال 1034 از اصفهان بیرون رفت. آنچه با خود از وطن می برد دفتر شعری بود که وقتی به کابل رسید ،به خدمت ظفر خان والی آنجا رسید و در سایه دوستی و اکرام او آرامش یافت ،به مرتب کردن

آن پرداخت و اولین دیوان اشعار خود را سامان داد.

 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

چو زلف سنبل اوراق من پریشان بود

نداشت طره شیرازه روی دیوانم

تو غنچه ساختی اوراق باد برده من

و گرنه خار نمی ماند از گلستانم

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

 

در سال 1042 که ظفرخان به امر شاهجهان به نیابت پدرش حاکم کشمیر شد، هنوز صائب و پدرش در هند بودند و ظفرخان را در کشمیر همراهی می کردند، آنان پس از مدتی اقامت در کشمیر , به ایران عزیمت کردند. اقامت وی در هند حدود نه سال به طول انجامید.

 

صائب شهرهای مشهد، قم، کاشان، اردبیل، تبریز را سیاحت کرد، سفری هم در رکاب شاه عباس دوم به مازندران داشت و صفای این ناحیه بخصوص شهر اشرف (بهشهر) را ستود. در قم به دیدن مولی عبدالرزاق لاهیجی متخلص به فیاض رفت و این دیدار به دوستی آنان انجامید و در سفر کاشان با مُلا محسن فیض کاشانی ملاقات و مشاعره کرد.

 

سال های عمر او به استناد این بیت , هشتاد یا متجاوز از هشتاد سال بود:

 

دو اربعین بسر آمد ز زندگانی من*-*-*-*-*هنوز در خم گردون شراب نیم رسم

 

سال وفاتش به نقل از محمد بدیع سمرقندی که سه سال پس از وفات او به اصفهان آمده و قبرش را زیارت کرده است 1087 هجری قمری می باشد. قبر صائب در باغچه ای در اصفهان -در خیابانی که به نام او نامگذاری شده است -قرار دارد.

 

 

نمایی از آرامگاه صائب واقع در شهر اصفهان

 

 

1- ** مشاهده نمایی از آرامگاه صائب و مناظر اطراف آن واقع در خیابان صائب اصفهان **

 

2- ** مشاهده نمایی از آرامگاه صائب و مناظر اطراف آن واقع در خیابان صائب اصفهان **

 

3- ** مشاهده نمایی از آرامگاه صائب و مناظر اطراف آن واقع در خیابان صائب اصفهان **

 

4- ** مشاهده نمایی از آرامگاه صائب و مناظر اطراف آن واقع در خیابان صائب اصفهان **

 

5- ** مشاهده نمایی از آرامگاه صائب و مناظر اطراف آن واقع در خیابان صائب اصفهان **

 

6- ** مشاهده نمایی از آرامگاه صائب و مناظر اطراف آن واقع در خیابان صائب اصفهان **

 

7- ** مشاهده نمایی از آرامگاه صائب و مناظر اطراف آن واقع در خیابان صائب اصفهان **

 

8- ** مشاهده نمایی از آرامگاه صائب و مناظر اطراف آن واقع در خیابان صائب اصفهان **

 

9- ** مشاهده نمایی از آرامگاه صائب و مناظر اطراف آن واقع در خیابان صائب اصفهان **

 

 

ویژگیهای فردی:

 

 

صائب مردی دیندار و معتقد به فرایض و سنن اسلامی بوده است. مذهب او شیعه دوازده امامی است. بعیدنیست که به جهت علاقه و ارادت شدید به مولانا جلال الدین بلخی که در حدود صد غزل به استقبال وی رفته است دچارشور و حالی آشکارشده و از مولانا به «ساغر روحانی»، «آدم عشق»، «مرشد روح»، «شمس حقیقت» و امثال اینها تعبیر کرده است. مثل این بیت:

 

از گفته مولانا مدهوش شدم صائب *-*-*-*-* این ساغر روحانی صهبای دگر دارد

 

 

در اینکه صائب با آن همه ابیات بلند عارفانه مرد روشن بینی است شکی نیست ولی آیا او صوفی بوده و طریقه ای هم داشته است، نمی توان نظری ابراز کرد زیرا سندی در دست نیست. تنها می گوییم که عرفان صائب، عرفان الهی است.

 

شماره ابیات او را به اختلاف از هشتاد تا سیصد هزار نوشته اند به علاوه که بیست هزار بیت ترکی هم به او منسوب می دانند.

 

صائب به شهادت اشعار خود و قول معاصرانش مردی فرشته خو، کم آزار و متواضع بوده، تمام تذکره نویسان از محامد او سخن گفته اند. خوش طینتی او بقدری است که همه شعرای معاصر را در اشعار خود به نحوی مورد ستایش و تشویق قرار داده است و در دیوان وی شاید به بیش از نام پنجاه شاعر برسیم که شعرشان را استقبال کرده و از آنان با تجلیل و محبت نام برده است.

 

 

ز بلبلان خوش الحان این چمن صائب

مرید زمزمه حافظ خوش الحان باش

 

 

صائب از درد سر هر دو جهان باز رهی

سر اگر در ره عطار نشابور کنی

 

 

این غزل را از حکیم غزنوی بشنو تمام

تا بدانی نطق صائب پیش نطقش الکن است

 

 

 

صائب از معدود شاعرانی است که در زمان حیات، آوازه ی سخنش قلمرو زبان دری (ایران، هندوستان، عثمانی) را فتح کردو مشتاقان سخنش از دور و نزدیک و برخی پای پیاده به اصفهان می شتافتند تا به دیدار او برسند. نویسندگان تذکره های نصرآبادی، قصص خاقانی، سرو آزاد، کلمات الشعرا همه استادی او را ستوده اند.

 

 

ویژگی سخن:

 

صائب از شعرای *سبک هندی(۱) است و لطایف این سبک بیش از دیگران در شعر وی جلوه گر شده است, که می توان به ویژگی های زیر اشاره نیز داشت :

 

 

  1. وجود تعبیراتی که در آن دو حس در هم می آمیزند و بجای یکدیگر به کار می روند:

 

سخن شیرین یا قیافه با نمک

 

  1. جان بخشیدن به اشیای بی جان:

 

نبض ره می تپد و سینه صحرا گرماست

 

  1. استفاده از ضرب المثل:

 

آدمی پیر چو شد حرص جوان می گردد*-*-*خواب در وقت صحرگاه گران می گردد

 

  1. استفاده از زبان و الفاظ محاوره :

 

بخیه ی کفشم اگر دندان نما شد عیب نیست*-*-*خنده کفشم می زنده بر هرزه گردی های من

 

  1. توجه به تجربیات ساده و روزمره زندگی :

 

اظهار اشک پیش ستم پیشگان خطاست*-*-*اشک کباب موجب طغیان اتش است

 

  1. خیال پردازی های غریب و بی سابقه :

 

دل آسوده ای داری مپرس از صبر و آرامم*-*-*نگین را در فلاخن می نهد بی تابی نامم

 

 

صائب تنها شاعری است که پس از حافظ طریقه ای مستقل و ممتاز دارد. او نماینده کامل سبک زمان و زبان مردم خویش است، محال است بتوان جای او را در این سبک- که دویست سال زبان ادبی ایران و هند و عثمانی بود و بر ذوق و حال مردم بسیاری از این سرزمین ها حکومت می کرد- با سبکی دیگر پر کرد، به عبارت دیگر تمام محسنات سخن شعرایی چون نظیری، طالب آملی و کلیم که هر کدام از جهتی مورد توجه اند در صائب یکجا وجود دارد، پس می توانیم اگر او را فرد اعلای *سبک هندی یا اصفهانی و مقتدای شعرای این سبکبدانیم.

 

 

از این سبک که قبل از او همه جا به طرز تازه برده می شد پس از او به طرز صائب نام برده شد و تذکره نویسان همه شعرای این شیوه را پیروان طرز صائب بشمار آوردند.

 

 

در دوره صفویه شاید هیچ شاعری به اندازه صائب تبریزی نتوانسته است در شعر، مضمون آفرینی کند و شیوه ای نو , چه از جهت محتوا و چه از لحاظ ترکیب کلمات و شکل ظاهری شعر و تعبیرات و تشبیهات بیافریند. از این رو صائب را می توان نماینده واقعی شعر دوره صفویه و سبک هندی دانست.

 

 

او در قالبهای گوناگون، شعر می سراید اما غزل را بیش از انواع دیگر می پسندد.

 

به نظر او در شعر , اصالت با معنی است, شاعر باید حرفی برای گفتن داشته باشد و این سخن باید همچون کشف تازه ای اعجاب انگیز باشد. آسان نگری و آسان گذری سخن را بی قدر می سازد. برای یافتن مضمون در جهانی که همه چیز کهنه و مکرر است راهی نیست جز اینکه روش نگریستن و برداشتن نو شود، آن وقت است که از هر حقیقت خارجی و هر دریافت وجدانی مضامین متعدد بدست خواهد آمد.

 

یک عمر می توان سخن از زلف یار گفت *-*-*-*-*در بند آن مباش که مضمون نمانده است

 

 

منابع مضمون های صائب انسان است و جهان، خلقیات آدم که خلقت دوگانه دارد، نیمی فرشته و نیمی اهریمن، و جهان که مجموعه ایست از تضادها، جمع نور است و ظلمت و حیات است و ممات، ذهن او مدام می کوشد که نسبتی و رابطه ای بین انسان و طبیعت و طبیعت و انسان برقرار کند.

 

 تجربه او در میدان زندگی شخصی و انفرادی نیست تجربه ای کلی است. مثلاً با اینکه آن سیاح تذکره نویس سمرقندی در وصف عمارت و باغ او در عباس آباد اصفهان نوشته است: «رفیع ترین عمارات و وسیع ترین این سراها دولتخانه میرزا صائب است که زبان گفتار از عهده بیان کرد آن بر نمی آید مگر کار شنودن را به دیدن رسد.» سروده است:

 

                                                *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

                                        دل دشمن به تهی دستی من می سوزد

برق ازین مزرعه با دیده تر می گذرد

 

چون داغ لاله سوخته نانیست روزیم

آنهم فلک که به خون جگر می دهد مرا

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

 

تضادی که در گفته های صائب می بینیم ،حاکی از کوشش او برای یافتن مضامین نو است. این نوع سخن که نمونه کاملش غزل سبک هندی است به سالهای بسیار قبل از صائب حتی به زمانی قبل از خواجه و در حقیقت بعد از سعدی بر می گردد و در عصر صفوی حسن غزل در اختصاص داشتن هر بیت آن یک معنی و اندیشه خاص است.

 

بیهوده است اگر عشق و شیدایی را در دیوان صائب جستجو کنیم، شور عاشقی سعدی و شیدایی مولانا ابداً در غزل های او نیست.

 

از موضوعات رایج غزل صائب حسب حال است، حساسیت شدید و بیقراری و شیدایی، مردم گریزی، حیا و نرم خویی، فرار از تقلید و تعریف از خود ،از مشخصه های روحیه صائب است.

 

 

عنصر خیال در شعر صائب و شاعران سبک هندی از مهمترین عناصر سبکی است و حضوری گسترده و متنوع در شعر این شاعران دارد.

صورتهای گوناگون بیانی تخیل، همچون تشبیه، استعاره، کنایه و تمثیل به وفور در آثار صائب و ... به چشم می‏خورد.

 

 

ارسال المثل از صنایع مورد توجه صائب و شاعران سبک هندی بود. اما نکته جالب این است که بسیاری از مصرع های برجسته این گروه از شاعران و به ویژه صائب به خاطر دلنشینی و مقبولیت خاصش در بین مردم در زمان شاعر و پس از او به صورت ضرب المثلهای رایج زبانزد مردم می‏شد.

 

 

تمثیل که از ویژگیهای عمده این سبک به شمار می‏رود، این است که شاعر در یک مصرع، مطلب و مضمونی اخلاقی یا عرفانی است، بیان می‏کند و در مصرع دوم با ذکر مثالی از طبیعت، اشیا و یا آوردن تصویری محسوس، دلیلی برای اثبات آن می‏آورد.

 

 

تمثیلات شعر صائب کلیم و بیدل از معروفترین تمثیلات شعر فارسی است:

 

من از بی‏قدری خار سر دیوار دانستم که ناکس کس نمی‏گردد از این بالانشینیها

 

ظالم به ظلم خویش گرفتار می‏شود از پیچ و تاب نیست رهایی کمند را

 

 

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

موجیم که آسودگی ما عدم ماست

 

 

جسم خاکی مانع عمر سبک رفتار نیست

پیش این سیلاب کی دیوار می‏ماند به جا

 

 

تعداد بالای ردیفهای اسمی در شعر صائب، از دیگر ممیزات شعر او به سبک هندی است. ردیفهای اسمی از علل عمده توسعه خیال در شعر است؛ چرا که شاعر ناچار می‏شود در هر بیت تصویری بسازد که به نوعی با ردیف ارتباط دارد، ردیفهایی نظیر: رقص، خط، شمع، حرف، گل، صبح، رنگ و آفتاب مکرر مورد استفاده صائب است .

 

 

مطالعه آثار متقدمین گاه به نوعی داد و ستد ادبی (و یا گفتگو) منجر می‏شود. جواب دادن به شعر یکدیگر داد و ستدی ازاین نوع بود .

 

نظری گذرا به دیوان صائب نشان می‏دهد که این شاعر بزرگ چه مقدار تتبع و تأمل در آثار شاعران متقدم و معاصر خود داشته است:

 

فتاد تا به ره طرز مولوی، صائب   *-*-*-*-*-* سپند شعله فکرش شده‏ست کوکبها

 

این جواب آن غزل صائب، که می‏گوید کلیم هر چه جانکاه است در این راه، دلخواه من است.

 

 به آوازی در "دشتی" با صدای علیرضا افتخاری و نی بهزاد فروهری بر روی شعری از حضرت صائب توجه کنید.*(۲)

 

 

 

 

 

پی نوشت :

 

 

*(۱) : سبک هندی یا اصفهانی یکی از بزرگترین و با اهمیت ترین مکاتب شعر فارسی است و بخصوص از جهت تاثیرات مهم آن در شعر معاصر فارسی بسیار مورد توجه می باشد. به عقیده تمامی محققان، صائب تبریزی و بیدل دهلوی بزرگترین شاعران این مکتب ادبی شمرده می شوند. با توجه به نزدیک بودن روزگار حیات آن دو و نیز حضور طولانی مدت آنها در سرزمین هند، مقررات (در مفاهیم خاص خود)، ترکیبات، تعبیرات و مضامین مشترک بسیاری در اشعار آنها می توان دید که با توسل به روشهای علمی می توان آنها را استخراج ، طبقه بندی و مقایسه کرد.

 

*(۲) :  این آواز برگرفته از مجموعه "راز گل" کار  مشترک علیرضا افتخاری و محمد آذری می باشد.

 

 

دوستان عزیز باید عرض کنم که بنده خیلی تلاش کردم تا آواز ها یا تصانیف بیشتری, که در آنها از شعر صائب استفاده شده باشد در وبلاگ قرار دهم ولی متاسفانه, تنها همین یک قطعه آواز را از جناب افتخاری توانستم تهیه کنم. حال, اگر دوستان تصنیف یا آوازی در خاطر دارند که در آن از شعر حضرت صائب استفاده شده, خواهشمندم که در قسمت نظرات وبلاگ درج نمایند تا اینجانب و دیگر خوانندگان وبلاگ نیز استفاده ببریم.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 11:39  توسط مهدي   | 

ساز شناسی (بربط)

ساز شناسی (بربط)

                                            

 

 

 

بَربَط یا عود سازی زهی است که در خاورمیانه و کشورهای عربی رایج است و از قدیمی‌ترین سازهای شرقی و ایرانی به شمار می‌رود.این ساز در حقیقت‌ نوعی‌ سمبل‌ تاریخی‌ برای‌ سازهای‌ ایرانی‌ است.

 

 

 

 

]تاریخچهٔ بربط [

 

از آن‌جا پیشینه‌ٔ این ساز به ۱۹۷۰ سال پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد، می‌توان آن را از اصیل‌ترین سازهای موسیقی ایران زمین به شمار آورد. آثار باستانی میان‌رودان متعلق به هزارهٔ دوم پیش از میلاد، نگارهٔ مردی ایستاده را نشان می‌دهد که به نواختن بربط مشغول است.

 

 

در حقیقت‌ سومری‌های‌ باستان‌ نخستین مردمی‌ هستند که‌ در آثار به‌ جای‌ مانده‌ از آن‌ها ردپایی‌ از این‌ ساز در دیده می‌شود. ساز عود در ایران‌ پیش از اسلام‌ به‌ نام‌ بربط‌ شناخته‌ می‌شد و پس از سومری‌ها و در دوران هخامنشیان رواج داشته است. این ساز در عهد ساسانی بیش از همه ادوار متداول بوده است.

 

 

گویا در اوایل اسلام به کشورهای عربی راه یافته و جانشین سازی به نام «مزهر» شده ‌است. بر پایهٔ بعضی از اسناد «ابن سریح ایرانی نژاد» نخستین کسی است که در عربستان و در قرن اول هجری عود فارسی یا بربط را نواخته و نوازندگی آن را آموزش داده‌است. الاغانی می‌گوید:آشنایی او با عود از آنجا شروع شد که «عبدالله ابن زبیر» جمعی از ایرانیان را به مکه دعوت کرده بود تا خانهٔ کعبه را تعمیر کنند. دیوارگران ایرانی عود می‌زدند و اهل مکه از ساز و موسیقی ایشان لذت می‌برند و آن را تحسین می‌کردند، ابن سریح پس به عود زدن پرداخت و در این صنعت سرآمد هنرمندان زمان گشت.

 

 

 

 

 

 

]و اما عود[

 

چون سطح ساز بربط از چوب پوشیده شده بود، اعراب آن را عود نامیدند.(العود در زبان عربی به معنای چوب است)

 

 

بربط امروزه نقش بسیار کمتری در موسیقی ایرانی دارد. عود عربی بر خلاف بربط ایرانی از اصلی‌ترین سازهای موسیقی عربی است. این ساز پس از اینکه به اروپا برده شد، نام لوت بر آن نهادند. واژه لوت از نگارش كلمه‌ی العود به وجود آمده و به تدریج به لوت تبدیل شده است. ابن خلدون در قرن ۸ هجری قمری آن را به ترکه‌های چوبینی که انعطاف‌پذیر است معنی نموده.

 

 

خود كلمه‌ی بربط در واقع از دو كلمه‌ی "بر" و بط" ساخته شده یعنی "مانند بط" و بط به معنی مرغابی است. در كل شكل این ساز به مرغابی تشبیه شده چون سینه‌ی جلو داده و گردن كوچكی دارد.

 

 

اصولا بربط یا همان عود در اندازه‌های مختلف ساخته می‌شود که اندازه متداول و معمول همان عودهای ساخت ایران است. نمونه‌های ساخت کشورهای عربی دارای کاسه‌ای بزرگ و عودهای ترکیه کوچک و عودهای ایرانی متوسط است.

 

 

 

                           محمد فیروزی

به قسمت هایی از تکنوازی بربط , محمد فیروزی در دستگاه سه گاه توجه کنید.

 

پ.ن: برگرفته از مجموعه رسوای دل کار مشترک شجریان و پیرنیاکان

 

 

 

 

 

 

 

]انواع بربط[

 

در قدیم بربط را دو نوع به حساب می‌آوردند: یکی‌ بربط‌ با کاسه‌ٔ‌ بزرگ‌ و دسته‌ٔ کوتاه‌ و دیگر با کاسهٔ کوچک‌ اما دستهٔ‌ بزرگ. امروز به‌ اشتباه‌ ساز دسته‌ بلند را بربط‌ و ساز دسته‌ کوچک‌ را عود می‌نامند. در حالی‌ که‌ اینگونه‌ نیست‌ و براساس‌ تحقیقاتی‌ که‌ انجام‌ شده توسط استاد سیگارچی‌ هر دو عود یا همان‌ بربط‌ هستند و از یک‌ ساختمان‌ صدایی‌ برخوردارند.

 

 

 

 

 

 

]ساختار بربط[

 

شکم این ساز بسیار بزرگ و گلابی شکل و دسته آن بسیار کوتاه‌ است. به طوری که قسمت اعظم طول سیم‌ها در امتداد شکم قرار گرفته‌است. سطح رویی شکم از جنس چوب است که بر آن پنجره‌هایی مشبک ایجاد شده‌است. عود فاقد «دستان» است و خرک ساز کوتاه و تا اندازه‌ای کشیده‌است. عود دارای ده سیم یا ۵ سیم جفتی است البته در برخی مواقع استادان قالب شکنی کرده و دو یا یک سیم در قسمت پایین قبل از سیم دو به ساز اضافه می‌کنند که این سیم‌ها فا زیر کوک می‌شود. سیم‌های جفت با هم همصدا (کوک) می‌شوند و هر یک از سیم‌های دهگانه، یک گوشی مخصوص به خود دارد؛ گوشی‌ها در دو طرف جعبه گوشی (سر ساز) قرار گرفته‌اند.

 

 

عود بم‌ترین ساز بین سازهای زهی است؛ نت نویسی آن با کلید سل است که جمعا دو اکتاو است. «اکتاو» بم‌تر از نت نوشته شده حاصل می‌شود. سیم بم (سُل پائین) معمولاً نقش «واخوان» دارد و گاه این سیم جفت نیست. صدای عود به نحوی است که صدای اکتاو چهارم پیانو از راست به چپ برابری دارد و در اصل باید عود را با کلید «فا» نواخت یعنی صدای اصلی عود یک اکتاو پایین‌تر از آن است که امروز متداول شده‌است .

 

 

مضراب عود از پر مرغ (یا پر طاووس و شاه‌پر عقاب ) تهیه شده‌است و گاه نیز نوازنده با مضراب دیگری ساز را می‌نوازد. نوازنده‌های امروزی از مضراب‌های پلاستیکی استفاده می‌کنند.

 

 

صدای عود بم، نرم و در عین حال گرم و جذاب و نسبتاً قوی است. این ساز نقش تک‌نواز و هم‌نواز هر دو را به خوبی می‌تواند ایفا کند.

 

 

 به آوازی در دستگاه همایون ,بهمراهی ساز بربط  با صدای علیرضا افتخاری توجه کنید.

 

 پ.ن: برگرفته از مجموعه سرو سیمین - محمدعلی کیانی نژاد

 

 

 

 

 

]احیاء عود (عود معاصر)[

 

                    منصور نریماناکبر محسنی

 

 

با تشکیل‌ هنرستان عالی موسیقی‌ در پنجاه‌ سال‌ پیش، استادانی‌ چون‌ اکبر محسنی، قاموسی‌ و منصور نریمان‌ که‌ اکثرشان‌ سه‌تار می‌نواختند، سعی‌ کردند با تهیه‌ٔ عود و همنوایی‌ آهنگ‌های‌ پخش‌ شده‌ از رادیوهای‌ عربی، شیوه‌ صحیح‌ نواختن‌ عود را یاد بگیرند و به‌ این‌ ترتیب‌ عود در عصر معاصر دوباره‌ احیا شد.

 

 

 

 

 

]عود نوازهای‌ معروف‌ جهان‌[

 

ساز عود در یک‌صد سال‌ اخیر کاملاً در قبضه‌ٔ عرب‌ها و به‌خصوص‌ مصری‌ها بوده‌ است. از جمله‌ نوازندگان‌ معروف‌ این‌ ساز استاد منیر بشیر (عراقی) است. در کنار او می‌توان به‌ نام‌هایی‌ چون‌ استاد ریاض‌ سنباطی، فريد الاطرش، ناصر شمه‌ و انور ابراهیم‌ اشاره‌ کرد.

 

 

 

 

 

]عود نوازان‌ معروف‌ ایران‌[

 

                   حسن منوچهریعبدالوهاب شهیدی   

 

 

در ایران‌ نیز پس‌ از احیای‌ ساز عود تلاش‌های‌ مثمرثمری‌ صورت‌ گرفت. از جمله‌ٔ‌ عود نوازان‌ معروف‌ می‌توان به‌ استاد منصور نریمان، استاد حسن‌ منوچهری، استاد محمود رحمانی‌ پور، استاد اکبر محسنی‌ و عبدالوهاب‌ شهیدی‌ اشاره‌ کرد. در سال‌های‌ اخیر هم‌ که‌ استادان دیگری‌ به‌ این‌ جمع‌ اضافه‌ شدند و اکثر از کسانی‌ هستند که‌ در نواختن‌ ساز عود نوآوری‌هایی‌ داشتند، از جمله‌ این‌ افراد ارسلان‌ کامکار، غلامحسین‌ بهروزی‌ نیا، محمد فیروزی و جمال‌ جهانشاه‌ هستند. از عود نوازان معروف خطه جنوب استادانی مانندعلي محبوب ,علی میرشکال , محمد رفیع اشعری, محمد منصور وزیری از جزیره قشم و حسین وفادار از بندر عباس می باشند.

 

   به قسمت های از نوازندگی استاد حسن منوچهری در گوشه بیات راجع توجه کنید 

 

 

پ.ن: تکنوازی کوتاه وی که با حالت ضربی عربی آغاز می شود، به تدریج حال و هوایی ایرانی به خود می گیرد. با اینکه می توان گفت، نوازندگی وی تا حدودی با سبک قدیمیش تفاوت دارد، ولی هنوز دلنشین است. "چهار مضراب"

پ.ن: برگرفته از مجموعه دل شیدا . کار مشترک شهرام ناظری و فرامرز پایور

 

 

 

 

 

]عودسازان ایران[

 

محمد رفیع اشعری هم اکنون بهترین عود ساز ایران می باشدو به اعتقاد بسیاری بهترین عود نواز ایران البته عودسازانی مانندبرادران محمدی , محمد اژدری , و نریمان آبنوسی نیز در ساخت عود تبحر دارند و باعث رواج بیشتر این ساز اصالتاً ایرانی شده اند.

 

 

                                        

 

پی نوشت:

 

**در اینجا می توانید بخشی از ساز های ساخته شده توسط استاد ابراهیم قنبری مهر را مشاهده نمایید.

**در اینجا می توانید ساز های بخشی از  ساخته شده توسط استاد محمد رفیع اشعری را مشاهده نمایید.

**در اینجا می توانید بخشی از  ساز های ساخته شده توسط استاد نریمان آبنوسی را مشاهده نمایید.

**در اینجا می توانید بخشی از  ساز های ساخته شده توسط برادران محمدی را مشاهده نمایید.

منابع:

http://www.iranianoud.com

http://fa.wikipedia.org

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 3:39  توسط مهدي   |