تبليغاتX
موسيقي ايراني / تنبور شمس

مراحل ساخت تنبور

 

اجزای تنبور

 تهیه چوب مناسب : 

برای ساخت هر سازی باید ابتدا چوب مناسب را فراهم کرد . کاسه ی تنبور مانند کاسه تار سه تار از چوب توت ساخته میشود. بهترین موقع برای تهیه چوب توت فصل پاییز است چون درختان در خوابند و فاقد برگ و میوه اند. درخت خشک برای ساختن ساز مناسب نیست.


ابتدا تنه درخت با رگه های مناسب را تهیه میکنیم و آنرا به چوب بُری می بریم و در آنجا تنه را به الوار یا قامه با ابعادی که برای ترک یا پیشانی لازم داریم تبدیل می کنیم سپس قامه ها را با ضخامت چند میلیمتر میبُریم و آنها را در سایه خشک میکنیم.

هر چه از عمر چوب خشک شده بیشتر گذشته باشد سازی که از آن چوب ساخته میشود مرغوب تر خواهد شد. لازم به یاد آوری است که چوب توت سَمی است وموریانه و بید آنرا نمی خورند.

 کاسه :

گاهی کاسه تنبور را از یک چوب یک تکه می سازیم یعنی داخل چوب را با مقار و تیشه خالی می کنیم وبیرون آنرا هم شکل میدهیم و گاهی کاسه تنبور از چند تکه تخته که دور قالب خم شده و شکل گرفته اند ساخته میشود که (ترکه ای ) نام دارد.


برای ساختن کاسه ی یک تکه چوب بیشتری مصرف می شود یعنی تمام داخل و خارج کاسه دور ریخته می شود در ضمن آماده کردن کاسه یک تکه با ضخامت مساوی کاری بسیارظریف و دشوار میباشد. یکی اززیباترین تنبورهای یک تکه تنبورهای ساخت استاد اسدالله گهواره است که در عین سادگی بسیار خوش صدا می باشد . کاسه های گهواره به شکل کشکول است.

وقتی چوبها خشک و آماده شدند ساخت کاسه را شروع می کنیم.

کاسه تنبور از سه قسمت تشکیل می شود :


۱) پیشانی که سطح بالای کاسه را تشکیل میدهد وصفحه روی آن قرار می گیردو تَرک ها به زیر آن می چسبند و کاسه را کامل می کنند.
 ۲) ترک ها که معمولا هفت یا نه یا یازده عدد می باشند 
 ۳) گلویی که تکه چوبیست که رابط کاسه و دسته ساز است

برای ساختن پیشانی دو تکه تخته احتیاج داریم به ضخامت سه میلیمتر و به شکل مثلث قایم الاضلاع که ضلع کوچک آن ده سانتیمتر وضلع عمود بر آن چهل و شش سانتیمتر است.

بعد از بریدن و آماده کردن پیشانی آنها را حدود یک ربع می جوشانیم تا نرم شوند.حالا دو قطعه پیشانی را دور قالب فلزی می بندیم وحرارت میدهیم تا خشک شوند .بعد از سرد شدن پیشانی ها خم شده و شکل گرفته می مانند. حالا میتوانیم آنها را از دور قالب باز کنیم.دیگر آنها تغییر شکل نمی دهند.

 

هر سازنده ساز میتواند قالب و الگویی مخصوص خود داشته باشد یا از الگوی دیگران استفاده کند.

وقتی پیشانی ها خشک شدند آنها را از دور قالب باز میکنیم .آنها دیگر تغییر شکل نمی دهند و برای همیشه داسی شکل می ماند.

حالا به ضلع کوچک پیشانی ها چسب چوب زده و آنها را به هم می چسبانیم . با یک تکه چوب رابط محل چسب را تقویت می کنیم وحالا پیشانی و رابط را بوسیله پیچ دستی پرس می کنیم و منتظر می مانیم تا چسب کاملا خشک شود.

حالا میتوانیم پیچ دستی را باز کنیم

 

در این مرحله قسمت جلو پیشانی ها را به دو طرف گلویی می چسبانیم و محکم پرس می کنیم تا خشک شود. چنانچه قبلا اشاره شد گلویی محل اتصال دسته به کاسه می باشد. حالا قسمت بالای کاسه یعنی جایی که صفحه به کاسه وصل می شود خود را نشان میدهد.

سومین قسمت تشکیل دهنده کاسه تَرک می باشد. اگر به قسمت زیرین پیشانی تعداد هفت یا نه یا یازده عدد ترک بچسبانیم کاسه کامل میشود .هرچه تعداد ترکها بیشتر باشد کاسه گرد تر می شود .

میتوان ترک ها را یک در میان از دو چوب متفاوت استفاده کرد تا کاسه تنبور زیباتر شود .مثلا چوب توت و گردو یا شمشاد (سفید) و فوفل(قهوه ای) و البته تناسب طنین و زنگ در سازهایی که با چوب توت ساخته می شوند بیشتر است.به علاوه نوع چوب و ریز و درشت بودن و یکدست بودن رگه های چوب در نوع صدا دهی ساز موثر است.

 

تَرک های تنبور از تخته های با طول 46 سانتیمتر و عرض 6 سانتیمتر درست میشوند .برای بهتر وصل کردن آنها به یکدیگر قبل از خم کردن آنها را دوکی میکنیم یعنی قسمت جلو و عقب تخته ها را از عرض کم میکنیم .تخته ها را حدود یک ربع می جوشانیم و وقتی که نرم شدند آنها را دور قالب میبندیم تا خم شوند و پس از خنک و خشک شدن آنها را باز و پس از جاسازی و آماده کردن یکی یکی به پیشانیها می چسبانیم و بعد از محکم شدن چسب دو تا ترک دیگر می چسبانیم وبه این ترتیب ادامه میدهیم تا آخرین ترک را که بچسبانیم کاسه کامل می شود.

کاسه بعد از خشک و محکم شدن چسب آماده دسته شدن می باشد .

 دسته :

دسته تنبور مانند تار و سه تار معمولا از جنس چوب گردو می باشد زیرا چوب گردو محکم و زیباست . معمولا طول دسته تنبور تا شیطانک برابرست با طول کاسه .طول کاسه تنبور از 38 تا 40 سانتیمتر متغیرست .علاوه بر40 سانتیمتر دسته 4 سانتیمتر برای زبانه یعنی محل اتصال به کاسه و 12  سانتیمتر برای پنجه یعنی جای گوشی ها در نظر می گیریم.

 اتصال دسته و کاسه :

حالا نوبت وصل دسته و کاسه تنبور رسیده . اشاره کرده بودم که بهترین چوب برای دسته تنبور چوب گردوست. دسته ای به طول شصت و یک و عرض و ارتفاع سه و نیم سانتیمتر آماده می کنیم .ابتدا روی دسته را رَنده می زنیم تا هم سطح شود بعد در پایین دسته به طول سه یا چهار سانتیمتر زبانه می کنیم یعنی از عرض دسته کم می کنیم حالا به همان اندازه روی گلویی کاسه را خالی میکنیم.بعد از چسب زدن آنها را با پیچ دستی محکم می فشاریم تا چسب خشک شود .دوسط دسته باید در امتداد وسط کاسه  باشد و سطح روی دسته دو میلیمتر بالاتر از کاسه وصل می شود برای جاسازی صفحه.

 صفحه :

حالا میتوانیم ساز را صفحه کنیم ابتدا کاسه را از طرف لبه روی تخته ای از جنس چوب توت می گذاریم و با مداد دور آن خط می کشیم .بعد از جای خط کشی دور صفحه را می بریم .حالا آنرا با چسب چوب به کاسه می چسبانیم و با گیره یا کش یا ریسمان محکم می بندیم تا چسب خشک شود.حالا میتوانیم صفحه را رنده بزنیم تا به اندازه مناسب نازک شود .دسته را اول با صفحه هم سطح می کنیم بعد بصورت کنیک در میاوریم یعنی قطر بالای دسته را از پایین آن کمتر می کنیم.

 شیطانک و گوشی :

بالای دسته در اندازه ای برابر طول کاسه شیطانک می گذاریم و بعد از شیطانک جای سه گوشی را با مته شش یا هفت سوراخ می زنیم (دو گوشی روی دسته و سومی را در بغل دسته وبین دو گوشی بالایی).در کنار دسته شیاری برای پرده بندی می اندازیم.

 سیمگیر و لاک زدن :

بعد از سمباده زدن و پرداخت ساز و جاسازی سیمگیر در پشت کاسه  ساز را با چند دست لاک الکل براق می کنیم.

 پرده بندی و نصب سیم :

بعد از خشک شدن لاکها با بستن ۱۳ یا ۱۴ عدد پرده جای نت ها را معین میکنیم . حالا سه عدد سیم به سیمگیر وصل کرده از روی خرک و شیطانک گذرانده به گوشی ها وصل میکنیم .دیگر ساز آماده است تا نوای دوستی را به گوش جان اهل دلی نجوا کند .

 

با سپاس فراوان از جناب محمدرضا عبادی برای در اختیار گذاشتن این مطلب

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 18:16  توسط مهدي   | 

معرفی هنرمند (سپیده رئیس سادات)

سپیده رئیس سادات - متولد 1359 (تهران)

 

 زندگی نامه

سپيده رئيس سادات در سال 1359 در تهران به دنيا آمد. چهار، پنج ساله بود که درک و علاقه او نسبت به موسيقي اصيل و آواز خوشش مورد توجه فرود گرگين پور قرار گرفت و از آن زمان آواز و نواز بزرگان موسيقي ايران (بنان، عبادي، پريسا، شجريان، ...) او را شيفته موسيقي اصيل نمود. مادرش پيوسته و در کليه مراحل آموزش موسيقي يار و همراهش بوده و پدرش که به اميد پزشک شدن او دل بسته بود با توجه به علاقه و عشقش به موسيقي از هرگونه کمک و کوشش براي فراگيريهاي او در زمينه موسيقي فروگذار نکرد.

از نه سالگي آموزش رديف آوازي به روايت مرحوم محمود کريمي را نزد خانم پريسا آغاز نمود و همزمان در فراگيري و اجراي تصنيفهاي سنتي زير نظر جواد لشگري و ميلاد کيايي کوشيد.

سلفژ غربي را نزد ايرج برخوردار فرا گرفت و نواختن سه تار را نزد ارشد تهماسبي و مسعود شعاري آغاز نمود.   


در شانزده سالگي راهنماييهاي پرويز مشکاتيان پيوند او را با موسيقي بيش از پيش هماهنگ ساخت و براي نخستين بار اثر کنچ صبوري را با آهنگسازي پرويز مشکاتيان و همخواني علي رستميان اجرا نمود. در همان سال کنسرتي به مدت پنج شب در فرهنگسراي نياوران با گروه نوروز برگزار کرد. در سال 1377 خورشيدي در رشته گرافيک از هنرستان آزادگان فارغ التحصيل گرديد و در سال 1381 خورشيدي موفق به دريافت ليسانس در رشته نقاشي شد.

از سال 1382 در دانشکده ادبيات و فلسفه دانشگاه بولونيا در ايتاليا در رشته موزيکولوژي به تحصيل پرداخت و از همان سالها به ديدار محمدرضا لطفي شتافت که در آن زمان در کشور سويس اقامت داشت. استاد لطفي با دلسوزي فراوان اصول و ظرافتهاي آوازي را به او آموخت.

در ايتاليا با اجراي کنسرتهاي متعدد با آهنگسازان ايراني و غير ايراني در آشنايي بيشتر مردم آن مرز و بوم با موسيقي ايراني کوشش نمود.

 

 

 

 آلبوم ها


کنج صبوري

ساخته پرويز مشکاتيان، در ماهور مرکب
سپيده رئيس سادات (آواز)، علي رستميان (آواز)، پرويز مشکاتيان (سنتور)
ضبط در تهران، سال 1379
نشر توسط شرکت فرهنگي و هنري چهارباغ در سال 1379، ضبط شده در استوديو پژواک

 

l دریافت کنید l

 

 


 20 سال با آثار پرويز مشکاتيان

آثاري از پرويز مشکاتيان
ايرج بسطامي (آواز)، عليرضا افتخاري (آواز)، علي رستميان (آواز)، علي جهاندار (آواز)، سپيده رئيس سادات (آواز)
نشر زمستان 1375، تهران

l دریافت کنید l

 

 
خنياگر


ساخته مهدي آذرسينا، هم آوازي، در همايون
سپيده رئيس سادات (آواز)، مهدي آذرسينا (آواز)، بهزاد ميرلو (کمانچه)، نويد افقه (تنبک)، عماد حنيفه (تار)
ضبط در تهران، سال 1381؛ نشر سال 1384


  


قطعاتي از حافظ و مولانا

قطعاتي در ماهور، اصفهان، و چهارگاه
سپيده رئيس سادات (آواز)، ايمان وزيري (تار)، لعيا اعتمادي (کمانچه)، علي رحيمي (تنبک)
ضبط در تهران، سال 1380

l دریافت کنید l


 

 

  
 موسيقي فيلم

  
Terra Sanct (سرزمين مقدس)


ساخته سيرو مرلو، کارگرداني فيلم توسط سرجو ماتزوکي و فابريتزيو پالافري.
سپيده رئيس سادات (خواننده سولو، سه تار)، گروه کر زکينو دورو (Zecchino d'oro)، به رهبري سابرينا سيموني
ضبط در بولونيا، ايتاليا، سال 1385؛ نشر سال 1386

 

 

 کنسرت ها

 

به ترتیب از راست : داریوش زرگری , حمید خبازی , سپیده ریس سادات , محمدرضا ابراهیمی , ارشد طهماسبی
  
راست پنچگاه

 

ساخته ارشد تهماسبي؛ گروه نوروز
سپيده رئيس سادات (آواز)، ارشد تهماسبي (تار)، حميدرضا خبّازي (تار)، مرحوم داريوش زرگري (تنبک)، محمدرضا ابراهيمي (ديوان)
فرهنگسراي نياوران، تهران، سال 1379

 

l دریافت کنید l

 


فستيوال Musica in Villa

قطعاتي از آوازهاي اصيل و محلي؛ گروه عشّاق
اجراي قطعاتي توسط پژمان تديّن و سپيده رئيس سادات
سپيده رئيس سادات (آواز، سه تار)، پژمان تديّن (تار، سه تار)، فرزانه جورابچي (آواز، سه تار)، لورنزو بنيولي (تنبک، دف)
اسکانديچي، ايتاليا، سال 1383

 


 

 

به ترتیب از راست " محسن کثیرالسفر , سپیده ریس سادات , بهداد بابایی

Salam tempo di pace (زماني براي صلح)

 

گروه ساراوان؛ بداهه خواني در دستگاه ماهور، همراه با قطعاتي از پرويز مشکاتيان و علي اکبر شيدا
سپيده رئيس سادات (آواز)، بهداد بابايي (سه تار), محسن کثيرالسّفر (تنبک)
تئاتر آمبرا جووينلي، رم، ايتاليا، سال 1383

 

دریافت کنید l

 

 
Sarawan Trio (سه نوازي ساراوان)

گروه ساراوان با همکاري آندريا پارودي
اجراي آواز با همکاري گروهي از هنرمندان ساردينيايي در همايون؛
اشعار فارسي از مولانا، سعدي، و نيما به همراه آوازهاي محلي از ساردينيا.
سپيده رئيس سادات (آواز، سه تار)، آندريا پارودي (آواز)، پژمان تديّن (تار، سه تار)، محسن کثيرالسّفر (تنبک)
ساردينيا، ايتاليا، سال 1383

 

دریافت کنید l

 

 

کنسرت Siena - Piazza del Campo


 
گروه ساراوان با همکاري ماورو پاگاني
بداهه خواني؛ در ابوعطا، اشعار از حافظ.
سپيده رئيس سادات (آواز)، پژمان تديّن (تار، سه تار)، محسن کثيرالسّفر (تنبک)
پياتزا دل کمپو، سينا، ايتاليا، سال 1383

 

 
آواز صلح اديان


ساخته سيرو مرلو
سپيده رئيس سادات (خواننده سولو، سه تار)، گروه کر زکينو دورو (Zecchino d'oro)، به رهبري سابرينا سيموني
کليساي آنتونيانو، بولونيا، ايتاليا، سال 1385

 

 


 
 برنامه هاي تلويزيوني 

 
La Pascqua (عيد پاک)

ساخته سيرو مرلو؛
سپيده رئيس سادات (خواننده سولو، سه تار): قطعاتي از انجيل ترجمه شده به زبان عربي
گروه کر زکينو دورو (Zecchino d'oro)، به رهبري سابرينا سيموني: به زبان عبري
شبکه تلويزيوني RAI 3، ايتاليا، 1385

l دریافت کنید l

 

منبع : وبسایت اختصاصی سپیده رئیس سادات

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 11:44  توسط مهدي   | 

مصاحبه شجریان با صدای آمریکا

 محمدرضا شجریان - مصاحبه با صدای آمریکا

 یکی , دو شب قبل از کنسرت آخر شجریان در تهران بود که به طور اتفاقی مصاحبه ای از وی را در شبکه تلوزیونی صدای آمریکا مشاهده کردم و آنرا ضبط کردم , نیتم هم این بود که آنرا در وبلاگ قرار بدم , ولی چون فایل تصویری بود , حجمش هم خیلی زیاد شد ( 25 مگابایت) , چون نرم افزاری هم برای تبدیل آن و پایین آوردن حجمش نداشتم نتوانستم آنر در وبلاگ قرار دهم , در این مدت هم ندیدم و نشنیدم کسی در رابطه با این گفتگو چیزی بنویسد یا بگوید , بنابراین تصمیم گرفتم این فایل رو بصورت صوتی در اختیار خوانندگان تنبور شمس قرار دهم , هرچند مدت زیادی از این مصاحبه می گذرد ولی خوندن و شنیدنش خالی از لطف نیست.

 

 


پیام یزدیان / صدای آمریکا :

 استاد محمدرضا شجریان از جمله هنرمندانی است که چون نگینی بر انگشتری موسیقی سنتی ایران می درخشد , با سیری بر بیش از 60 آلبوم موسیقی وی می توان دریافت که او رندانه شرایط زمانه اش را با انتخاب بجای اشعار و با صدایش در گوش زمانه نجوا کرده و آنرا به ثبت رسانده است و این همه گویای این مدعاست که هنرمندان موسیقی ایرانی و این نوادگان باربد و نکیسا چه راه صعب و دشواری را پیموده اند تا توانسته اند میراث کهن ایرانیان را سینه به سینه به سر منزل زمانه ما بر سانند , زمانه که اگرچه ساز ها را شکسته اند ولی باز هم این ساز های شکسته مویه کردند و قصه ساز کردند و درست در چنین زمانه ای , بزرگانی از جنس شجریان توانستند با سازهای خاموش سرود مهر سر دهند و درد و شادی را با مردم و در کنار مردم همزبانی کنند.


 به استاد شجریان می گویم اگر پایداری شما و دیگر پیشکسوتان موسیقی ایرانی نبود اینک چه بسا صدای ساز ها شنیده نمی شد.

 بله , من در روزگاری که موسیقی رو شروع کردم , برای هر خانواده ای کسر شان بوده که بچشون , سازی بزنه , چون عنوان مطربی بهش می دادند. الان شما در ایران می بینید که هر خانواده ای می خواد یکی از بچه هاشون یک سازی رو بزنه و این باعث خیلی خوشبختیه , من خیلی خوشحالم که موسیقی جای خودش رو پیدا کرده در بین خانواده ها و مردم بهش توجه دارند و الان بگم که تعداد هنر جویانی که در ایران هستند شاید صد برابر بیشتر از قبل از انقلاب شده اند و این جای خوشبختیه , وقتی که اینجور زمینه آماده شد , استعداد ها میاد بیرون , ولی متاسفانه دولت هنوز برای تشویق استعداد ها و هنرجویان کاری که باید بکنه و شایسته این هنر هست رو نکرده و وظیفه اش هست که بکنه , اگر که می خواد از موسیقی استفاده بکنه , اگر می خواد , رادیو , تلوزیونش توی خونه ها باز باشه و موسیقی پخش کنه , بایستی بها بده به موسیقی , بایستی مدرسه داشته باشه , بایستی دانشکاه داشته باشه , بایستی هنرستان داشته باشه و تشویق کنه , یک بام و دو هوا که نمیشه , یا باید در موسیقی رو تخته کرد , رادیو , تلوزیون هم موسیقی نداشته باشه , و اگر می خواهند رادیو تلوزیون موسیقی داشته باشه بایستی قدمی برای موسیقی بردارند که موسیقی ِ خوب باشه , نه موسیقی ِ سطح پایین.

 استاد شجریان طی دهه ها فعالیت هنری خود , در جام آواز , جرعه ها از چشمه ی غنی شعر فارسی به نسل های پیر و جوان نوشانده است. او با اشراف به زیر و بم های شعر فارسی و تبحر مثال زدنی در خواندن آیه های قرآن و دعای مناجات ربنا , لفظ ماندگاری را در دل و ضمیر ِ شنونده ی ایرانی نقش زده است.

 از استاد شجریان درباره استقبال بیش از پیش نسل جوان و علاقمندان موسیقی سنتی ایرانی می پرسم و اینکه استقبال و ازدحام بی نظیر از کنسرت های شما در داخل و خارج از کشور چه پیامی می تواند برای سیاستگزاران فرهنگی کشور داشته باشد ؟

 بایستی چه هنرمندان و چه کسانی که به طریقی مسئولیت هنری را می توانند بر عهده داشته باشند وظیفه دارند که به این خواسته های مردم توجه کنند و بدانند که اگر با مردم صادق , راست و درست بودند و توجه به خواسته های مردم کردند , به نفعشون هست و مردم رضایت بیشتری ازشون خواهند داشت.


 از استاد شجریان از وضعیت دیروز و امروز آواز سنتی پرسیدم و اینکه تا چه حد آواز سنتی توانسته خود را به نوآوری های امروز موسیقی سنتی ایران نزدیک کند ؟


 ببینید , آواز زبان شعر است , اگر آواز نباشه شعر از لا به لای کتاب ها بیرون نمیاد , آواز هست که شعر رو میاره توی جامعه , تصنیف سازی آنچنان نیست که آواز می تونه شعر رو معرفی کنه . آوازی که قدر شعر رو بدونه , شعر رو بشناسه , موسیقی شعر رو بدونه و به موقع شعر  رو بکار بگیره و عرضه بکنه. من تمام هم و غمم توی این چهل چهل و پنج سال که آواز خوندم همیشه این بوده که , نیروم رو صرف چهچه زدن و صدام رو به رخ مردم کشیدن نکنم , نیروم رو صرف این بکنم که شعر خوب انتخاب بکنم در ارتباط با حال و هوای خودم , جامعه و اطرافیانم باشه و به موقع شعرش رو ارائه بکنم و تمام هم و غمم اینه که بتونم خوب ارائه بکنم. من هرگز در کار اواز خوندن , هرگز هرگز ! تظاهر به تحریر زدن نمی کنم , تحریر مقعی میاد که جمله بندی شعر  رو می خواد تکمیل کنه . ولی من آمده ام کاری کردم که نوجوان ها هم به آواز توجه دارند, چرا ؟ چون شعر رو گوش می کنند , از شعر یه چیزی دستگیرشون می شه و با شعر آشنا شده اند , اینه که توجه زیادی به آواز ایرانی دارند.


 استاد شجریان در کنار فعالیت های فرهنگی و هنری خود همواره حضوری فعال و موثر در عرصه اجتماعی و سازندگی داشته و توجه او به ساخته شدن ِ ویرانه های زلزله های رودبار و بم دغدغه های دیروز و امروز وی بوده , استاد شجریان خود دراین باره می گوید :


 هر کسی وقتی که علاقمند باشه , در حد و توان خودش کمک می کنه , چه کمک مالی , چه فکری و چه قدمی , من در حد و اندازه خودم هر بار که تونستم , هم تذکری به مردم دادم که نیاز هست که کمک بشه , چه به زلزله و چه به آثار باستانی و خیلی ها هم جواب مثبت دادند. ولی وضع اقتصادی امروز مردم ما و شرکت ها و سازمانهایی که می توانند کمک بکنند اونقدر خراب هست که هرکدومشون به ما قول هایی دادند ( برای بم ) نتونستند به قولشون وفا بکنند و واقعا دستشون بسته بود , و ما الان در بم که سازمان بزرگی رو داریم می سازیم الان وسطه کاره همینطور موندیم تا بهمون کمک بشه و بتونیم تمامش کنیم.

 

مصاحبه محمدرضا شجریان با صدای آمریکا

حجم : ۱.۱۰ مگابایت

زمان : ۴۴: ۰۷

دریافت کنید l

فایل کمکی l

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 16:36  توسط مهدي   | 

گفتگو با محمدرضا عبادی در مراسم بزرگداشت استاد عشقی

 

محمدرضا عبادی / سازنده سه تار

محمدرضا عبادی / سازنده سه تار

 

 

 آقاي عبادي چند سال است که به سازسازي مشغول هستيد؟


 بیست سالي است که مشغول ساختن ساز هستم. از استاد فرمان مرادي آموختم و براي ظرايف تارسازي و آشنايي با «استاد يحيي» چند سالي است که در خدمت استاد يوسف پوريا درس مي گيرم و حدود 50 سال است که در شميران زندگي مي کنم و ساز مي سازم.


 شيوه سازسازي شما چيست؟


 شيوه و الگوي سازسازي من همان شيوه استاد عشقي است، در قالب کتابي، دره، پوستي، کاسه بزرگ عشقي را مي سازم، با همان سادگي ظاهر و کمال باطن. از همان شروع سازسازي و قبل از آن سه تارنوازي را شروع کردم و هميشه صداي سه تار استاد احمد عبادي بزرگ را در گوش دارم و به دنبال همان صدا در سازسازي خودم مي گردم.


 آقاي عبادي ساز عشقي چه قابليت هايي داشت؟


 تحکيم کاسه سه تار، تحدب صفحه و خوش دست بودن دسته, همه از ويژگي هاي ساز استاد عشقي است. بالانس صدادهي در اکتاوهاي زير و بم، خوش صدايي تک سيم ها و قابليت مضراب خوري در فرم هاي مختلف و کوک هاي مختلف از ويژگي هاي سه تار عشقي است. سه تار عشقي در تمام کوک ها خوش مي خواند.


 آقاي عبادي لطفاً بفرماييد چرا براي مرحوم عشقي مراسم يادبود گرفتيد؟


 چون من سه تارسازي را نزد استاد فرمان مرادي آموختم و ايشان هم از استاد عشقي. در حقيقت من هم به نوعي شاگردي مرحوم عشقي را کردم و سازسازي من و استاد عبادي هم به شيوه مرحوم عشقي است. مرحوم عشقي بزرگ ترين و مشهورترين سه تارساز معاصر بودند. حتي استاد عبادي هميشه با سه تار مرحوم عشقي مي نواختند. در واقع بيش از 99 درصد از آنچه از ايشان مي شنويم با سه تار عشقي است. مرحوم عشقي يک سازنده معمولي نبودند. ايشان مردي درويش مسلک بوده و اصلاً اهل تجملات نبودند. تمام زندگي مرحوم عشقي خلاصه شده بود در يک کارگاه 10 متري آن هم بدون هيچ نوع امکانات آب، برق و... و در همان جا هم زندگي و کار مي کردند. بعد از فوت آن مرحوم کسي برايش قلم نزد و حتي درباره اش صحبتي نکرد در حالي که واقعاً جاي تاسف و افسوس است که چنين هنرمندي به غبار فراموشي سپرده شود. بنابراين تنها دليل گرفتن يادبود براي استاد عشقي، فراموش نشدن ايشان بود.


 مراسم يادبود چه زماني برگزار شد و در اين مراسم چه برنامه هايي اجرا شد؟


 اين مراسم در تاريخ 22/5/86 در خانه هنرمندان برگزار شد. البته خانه هنرمندان با بنده همکاري کردند و دو سالن اجرا و سينما و نمايشگاه را در اختيارم قرار دادند. بنده 11 عدد از سازهاي عشقي در الگوهاي کتابي، کوچک، بزرگ، پوستي و شش سيم را به امانت گرفتم و واقعاً از امانت دهندگان مهربان کمال تشکر را دارم، به علاوه از روي الگوي بزرگ عشقي قالبي را ساختم و 11 عدد سه تار شبيه سه تار عشقي را آماده کردم و غير از آن، 11 عدد سه تار ديگر در الگوها و شکل هاي مختلف سه تاري که کاسه آن از لاک پشت درست شده بود و سه تار سبزرنگ و پوسته کاري براي تنوع ديد تماشاگران ارائه کرديم و همچنين نمايشگاه عکس هاي استاد عشقي را تدارک ديدم.
در سالن کنفرانس بعد از مقدمه آقايان مرادي و ستايشگر درباره ابعاد مختلف زندگي و هنر استاد عشقي صحبت کردند و سپس آقاي بهنام واداني با سه تار عشقي تک نوازي کرد و بنده هم غزلي را که براي استاد عشقي سروده بودم با ايشان دکلمه کردم. بخشي از برنامه اختصاص پيدا کرد به نمايش فيلمي از کارگاه و زندگي عشقي از زبان خودش و واقعاً مورد استقبال قرار گرفت. البته حضور استاد پرويز مشکاتيان باعث رونق اين بزرگداشت شده بود و از همکاري همه دست اندرکاران خانه هنرمندان و از همدلي و دوستي صميمانه آقاي فرمان مرادي و احمد ناظمي کمال تشکر را دارم.

 آقاي عبادي، عشقي نام اصلي ايشان بود يا اسم مستعار هنري آن مرحوم؟


 عشقي نام مستعار هنري مرحوم بود. نام اصلي ايشان محمد نوايي است. مرحوم عشقي از سه تارسازان معاصر ايران بود که از 13 سالگي فراگيري سه تارسازي را نزد استاد مشهور سيدجلال آغاز کرد و به دليل درويش مسلک بودنش به او لقب عشقي دادند.


 شما به عنوان يک استاد سازنده ساز، درباره جايگاه ساز عشقي بين سازهاي سازندگان قديم و جديد چه نظري داريد؟


 ببينيد هر شيوه نوازندگي، ساز مخصوص خودش را مي خواهد مثلاً شيوه نوازندگي قديم شلوغ بود، استاد عبادي سبک شان را روي تک سيم ها و شمرده ساز زدن پياده کردند و اين ابداع ايشان بود. به همين دليل آن شيوه نوازندگي ساز مخصوص خودش را مي خواهد که ساز عشقي جواب داده است.


 از بين نوازندگاني که از سازهاي مرحوم عشقي استفاده کردند مي توانيد چند نفر را نام ببريد؟


 از آقاي کسايي که نوازنده ني هستند و کلکسيوني از سه تارهاي عشقي را دارند و آقاي دکتر صفوت و کساني که تقريباً به نوعي از روش استاد عبادي و ساز عشقي استفاده مي کردند مي توان نام برد همچنين آقاي ذوالفنون و آقاي هاشمي که جزء سازسازهاي برجسته ايراني بودند و متاسفانه خيلي زود از دنيا رفتند. آقاي عشقي در زماني که دکتر صفوت سرپرست مرکز حفظ و اشاعه بودند از سال 41 به استخدام مرکز درآمدند و به عنوان سرپرست کارگاه سازسازي حفظ و اشاعه با حقوق 1200 تومان استخدام شدند.

 

 آيا سازندگان و نوازندگاني را سراغ داريد که در آلبوم و اجراهاي خاصي از سازهاي عشقي استفاده کرده باشند؟

 بله، چکاوک استاد عبادي با اين ساز نواخته شد و تقريباً تمام کارهاي استاد با ساز عشقي بوده است.


 در تقسيم بندي ساز سه تار، دو نوع ساز بيشتر جلوه گر است؛ سه تار ريز و بم. مرحوم عشقي بيشتر به ساخت کدام ساز گرايش داشتند؟


 ببينيد يکي از ويژگي هاي ساز عشقي اين بود که زنگ ساز عشقي مخصوص بود در عين حال که چون کاسه بزرگ بود طنين مخصوص هم مي داد اما چيزي که در ساز عشقي جلوه گر بود هماهنگي بود. (بالانس اکتاوهاي مختلف) ساز عشقي دلنشين بود و بيشتر گرايشش به سمت زنگ دارتر شدن بود.

 با توجه به اينکه شما عضو کانون سازسازان خانه موسيقي هستيد چه انتظاري از کانون داريد؟


 بنده سازنده ساز هستم و مسووليت من هم همين است. از خانه موسيقي انتظار داشتم که اين بزرگداشت را خودشان براي مرحوم عشقي مي گرفتند. عشقي رفت ولي نبايد بگذاريم غبار فراموشي بر ياد و خاطره اش بنشيند. برپايي اين بزرگداشت کار يک نفر نبود. اگر خانه موسيقي با من همکاري مي کرد شايد مي توانستيم سالن بزرگ تري بگيريم و پوستر اين کار را به تمام دانشگاه ها، آموزشگاه ها و فروشگاه ها ارائه دهيم. ببينيد بزرگ ترهاي موسيقي، استاد عشقي را مي شناسند. من دوست داشتم جوان ترها و امروزي ترها که علاقه مند به هنر موسيقي هستند عشقي را بشناسند و هدف من از اين مصاحبه همين است.


 خانه موسيقي در اجراي برنامه چقدر با شما مساعدت کردند؟


 به جز آقاي گنجه يي که از قبل اعلام کردند به دليل سفر نمي توانند حاضر شوند، همه اعضاي خانه موسيقي را دعوت کردم از جمله آقاي نوربخش و پيرنياکان که متاسفانه نيامدند. البته اکثر سازندگان ساز در اين بزرگداشت حاضر شدند و استقبال کردند.در آخر مي خواهم چند بيت از غزلي را که براي مرحوم عشقي سروده ام بگويم.

 

دولت بيدار

سازي بزن که دولت بيدارم آرزوست                رمزي بگو که محرم اسرارم آرزوســــــت

همچون سبــوي تشنه در انتظار آب                بانگ سه تار و نغمه افشارم آرزوســـــت

مضـراب باوقار عبـــــادي مــــــهربان                بر ساز عشقي آن گل بي خارم آرزوست

 

 

استاد احمد عبادی / نوازنده سه تار

استاد احمد عبادی / نوازنده سه تار

 

تکنوازی سه تار : استاد احمد عبادی

دستگاه : شور (آواز افشاری)

آلبوم : چکاوک

دریافت کنید l

تکنوازی سه تار : استاد احمد عبادی

دستگاه : همایون

آلبوم : چکاوک

دریافت کنید l

تکنوازی سه تار : استاد احمد عبادی

دستگاه : همایون (آواز بیات اصفهان)

آلبوم : چکاوک

دریافت کنید l

 

 

 پی نوشت ۱ : هنر ساز سازی جزو هنرهای والا , بسیار مهم و تاثیرگذار در موسیقی ایرانی می باشد که متاسفانه کمتر به این هنر و سازندگان ساز پرداخته شده و می شود . لذا از دوستان عزیز خواهشمندم در صورتی که سازنده سازی را در محل زندگی خود می شناسند و درباره آن هنرمند اطلاعاتی در دست دارند در اختیار این بلاگ قرار دهند تا بتوانیم در راستای معرفی هرچه بهتر این هنر والا  قدمی هرچند کوچک برداشته باشیم. / با سپاس

 پی نوشت ۲ : با استناد به صحبت های جناب محمدرضا عبادی که گفته بودند " استاد احمد عبادی " در آلبوم " چکاوک " با ساز " استاد عشقی " هنر نمایی کرده اند , سعی کردم قطعاتی را از آلبوم یاد شده برای استفاده شما عزیزان قرار دهم.

 پی نوشت ۳ : چکاوک نام یکی از گوشه های دستگاه " همایون " است.

 منبع : روزنامه اعتماد

 

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 15:40  توسط مهدي   | 

سه تار نوازان (5)

 

داریوش طلایی (1331 – دماوند )

 

 

داريوش طلايي در زمره نسلي از نوازندگان جوان بود که توانستند از محضر آخرين استادان سالخورده موسيقي قديم ايران بهره برند و بتوانند پلي بين نسل گذشته و نسل جوان آيندۀ اين سرزمين باشند.

 

از آنجا که در موسيقي ايراني، تفکر و نگرش صحيح و عميق نقش عمده اي در چگونگي بيان و ارائه موسيقي دارد، وي از سالهاي اقامت و تحصيل در فرانسه و آمريکا نهايت بهره را براي رسيدن به آرامش دروني و غور و تعمق در ظرايف و دقايقِ رديف و تکنيک هاي اجرايي موسيقي برد.

 

با اين که وي از محضر نورعلي برومند و يوسف فروتن بهره گرفت؛ امّا کار جست و جو در رموز موسيقي قديم، وي را قادر ساخت تا توانِ اجراي شيوه هاي مختلف سه تار نوازي را پيدا کند و قدرت انتقال اين سنت را به شاگردان و هنرجويان علاقه مند داشته باشد.

 

 

ویژگی های نوازندگی:

 

    در تک نوازي سه تارِ طلايي استفادۀ متين از متن رديف موسيقي ايراني به چشم مي خورد. جمله هاي فاخر و وزين، نوانس و صدا دهيِ اصيل سه تار و ارائه سه تار نوازي در تداومِ سبک و شيوه قديم، چند ويژگي در سه تار وي است.

 

  

 

 به قسمتهایی از نوازندگی داریوش طلایی در آواز بیات اصفهان توجه کنید .

 

پ.ن : زمان اجرای قطعه : اکتبر 1987 در خانه ی فرهنگ ملل جهان , در پاریس

 

 

 

                                      

 

 

 

حسین علیزاده (1330 - تهران)

 

 

وی به سال 1330 در شهر تهران متولد شد , در هنرستان موسیقی ملی , نزد اساتیدی چون هوشنگ ظریف , علی اکبر خان شهنازی و حبیب ا ... صالحی به فراگیری , تار پرداخت. پس از دریافت دیپلم هنرستان در سال 1349 به گروه موسیقی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران , راه یافت و نزد نورعلی برومند , داریوش صفوت و ... فراگیری موسیقی ایرانی را ادامه داد.

 

حسين عليزاده با تحصيل موسيقي در محضر نورعلي برمند و يوسف فروتن، شناخت عميق تري نسبت به سه تار پيدا کرد و با استفاده از اين زمينه، به ارائه آثار تک نوازي سه تار و اجراي کنسرتهاي مختلف پرداخت.

 

 به قطعه ی ترکمن , از ساخته های بسیار زیبای ِ علیزاده توجه کنید.

 

 

 از دوران تحصیل , با ارکستر ایرانی تالار رودکی " به رهبری حسین دهلوی " همکاری داشت و از فصل هنری ِ (52- 1351) با گروه های مرکز حفظ اشاعه موسیقی در جشن هنر شیراز به اجرای برنامه پرداخت. در سال 1355 به اتفاق پرویز مشکاتیان گروه عارف را تشکیل داد و برنامه های متعددی را در داخل و خارج از کشور به اجرا در آورد.

 

وی با تحصيل در هنرستان موسيقي و دانشکده هنرهاي زيبا توانست علاوه بر آشنايي با موسيقي غرب، از محضر استادان ممتاز موسيقي سنتي بهرۀ لازم را ببرد و با استفاده از اين آشنايي و شناخت عميق از هر دو نوع موسيقي، به ارائه آثاري در زمينه هاي مختلف موسيقي، اعم از تک نوازي موسيقي سنتي، ساخت آثاري براي ارکسترهاي سنتي و غير سنتي، کار در زمينه موسيقي فيلم و کودکان و تدوين و چاپ کتابهاي آموزشي براي تار و سه تار و ضبط و انتشار رديف موسيقي ايراني براي اين دو ساز بپردازد.

 

 

از خرداد 1374 به مدت یک سال مدیریت هنرستان موسیقی پسران را بر عهده داشت و پس از این دوره برای ادامه فعالیت به آمریکا عزیمت کرد و در زمستان 1376 به ایران بازگشت.

 

 

ویژگی های نوازندگی:

 

 

   در آثار تک نوازي سه تار ِ وي، فضايي نو در زمينه موسيقي ايراني با سعي در ايجاد تغييراتي در زمانبندي موسيقي شنيده مي شود. تکنيک قوي، دست چپ سريع، مضرابهاي ابداعي و گوناگون، ريزهاي با نوانس مختلف و پنجه کاري هاي متنوع باعث شده است تا سه تار وي به بياني شخصي دست يابد.

 

 "رِنگ بحرطویل" در دستگاه همایون , سه تار , حسین علیزاده بهمراه تنبک مجید خلج.

 

 

 

 

                                      

 

 

مسعود شعاری (1340 - تهران)

 

 

مسعود شعاری، بی شك یكی از ممتازترین نوازندگان سه تار در روزگار ماست. او كه هنرآموخته نزد محمدرضا لطفی و حسین علیزاده است، در آستانه جوانی (۲۸ سالگی) اثر مستقل خود را به نام «شباهنگ» منتشركرد تا نشان دهد چه قابلیت هایی دارد. شباهنگ در دو بخش سه گاه و بیات اصفهان با قطعاتی از اساتید درگذشته است. با این حال روایت و اجرای شعاری آن را اثری شنیدنی ساخته است. فضای احساسی و بیان ویژه به خصوص در بیات اصفهان و اجرای پرجذبه و درخور توجه پیش درآمد مرحوم بهاری، معرف توانمندی این هنرمند است.

 


اجرای كاروان صبا كه اختصاص به آثار استاد صبا داشت، بخش دیگری از هنر او را نمایاند. ضمن آنكه توان و ظرفیت سه تار را در اجرای پاره ای قطعات به نمایش گذارد. قطعاتی كه درواقع برای ویلن ساخته شده بودند. هنگامی كه از او درمورد شیوه كار پرسش شود، چنین پاسخ می دهد: «صبا سه تار نواز برجسته و بزرگی است و یكی از مراجع سه تارنوازی به شمارمی رود.

 

  به قطعه ی " کاروان " , با اجرای سه تار مسعود شعاری توجه کنید.


باتوجه به دقت و شناخت سبك سه تارنوازی، قطعات ویلن او را چنین تجسم می كردم كه اگر صبا می خواست اینها را با سه تار بنوازد، چگونه خواهدنواخت.» شعاری دراین اثر به خوبی نشان داد سبك و شیوه قدما را به خوبی می شناسد. موردی كه در چند كنسرت پژوهشی پیرامون شیوه های سه تارنوازی، اطلاعات، شناخت و تبحر او را در شیوه های مختلف نظیر سه تار صبا، هرمزی، فروتن، عبادی، لطفی و علیزاده معرفی كرد. ازسوی دیگر كاروان صبا اثری آموزشی نیز محسوب می شود و كتاب مجموعه قطعات صبا تكمیل كننده بار آموزشی اثر مذكور است.

 

 

ویژگی های نوازندگی:

  

   سونوریته شفاف و خوش صدا، مضراب های قوی و پخته، تحرك و سرعت قابل توجه، تسلط در اجرای انواع ویبرهای خاص سه تار، تك مضراب های خاص، استفاده از امكانات صوتی مختلف ساز از ویژگی های سه تار نوازی شعاری است.

 


علی رغم تسلط و شناخت در شیوه های قدیمی سه تار نوازی، او تجربیاتی نیز با این ساز شكل داده است. تجربیاتی كه در قالب گروه سه تار و گاه پاره ای كارها درحوزه موسیقی تلفیقی پدیدآمد.
در آلبوم «انتظار» او روایت و اجرای مناسب و توجه برانگیزی از سه تارنوازی ارائه می دهد. ساز طبلا دراین اثر، قطعات ریتمیك را متناسب با جملات پوشش می دهد. اثر مذكور در حوزه شنیداری نیز اثری جذاب و پركشش است. سیر تجربه دیگری از همراهی سه تار با موسیقی الكترونیك، صداهای انسانی و گیتار الكترونیك است. با همه این كوشش ها و تجربیات نو اندوخته، درامر آموزش شعاری به اصالت ها و سنت های دیرین سه تار بسیار پایبند است.

 

كتاب هایی كه به كوشش او و شامل قطعاتی از اساتید قدیم است، از این دست محسوب می شود.
ضمن آنكه او تلاش هایی نیز در زمینه تدوین و آموزش ردیف انجام داده و مشغول نگارش آن است.
اثری كه از جنبه تحلیلی و آموزشی می تواند برای سه تار نوازان مفید باشد.

 

 

شاید امروزه كمتر هنرجوی نسل حاضر سه تار را دیده باشیم كه دوره ای را نزد مسعود شعاری نگذرانده باشد. این هنرمند قابلیت ها و توانایی هایی دارد كه شاید هنوز هم به درستی به كارگرفته نشده و بخش هایی از آن حتی ارائه نشده باشد. با این حال، هنوز سه تار شعاری، شنیدنی و اثرگذار است.

 

 

 

استاد محمد رضا لطفي درباره آلبوم «انتظار» شعاري اينگونه مي گويد:

 

 

« موسيقي اي که با عنوان «انتظار» مي شنويد، تجربه اي نو است که در ايران براي نخستين بار صورت مي گيرد و مي تواند به همبستگي و پيوند دو کشور ايران و هند کمک شاياني کند. سابقه ي روابط فرهنگي ايران و هند به گذشته اي بسيار دور مي رسد که ريشه در نگرش آييني و مذهبي اين دو تمدن بزرگ دارد. بهرام گور -شهريار ساساني- گروهي بيش از پنجاه هزار موسيقي نواز از هند براي نوازندگي، به ايران فرا خوانده بود که بنا بر عقيده برخي از ايران شناسان، بخشي از اين خنياگران و موسيقي نوازان در منطقه لرستان کنوني اسکان داشته و دارند. اين حکايت ما را بر اين باور استوار تر مي کند که بايد رابطه اي عميق بين فرهنگ، ذائقه ملي و آيين مردم اين دو کشور وجود مي داشت تا اين تعداد هنرمند توانسته باشند با موسيقي خود، مردمان را تغذيه معنوي کنند.

 

«انتظار» مجموعه اي است از قطعات مختلف که مسعود شعاري تلاش کرده است تا در آن دريچه هاي تازه اي را به رويِ شنوندگان باز کند. رنگ و روي صدا - هر چند دلنشين است ولي گاهي شنونده ي ايراني را از سير فرهنگي و عادات ثانوي ايراني دور مي کند، اما با چند بار شنيدن، اين نا هماهنگي جاي خود را به هماهنگي دلپذيري مي سپارد.

 

نکته ديگر اين که اجرايِ ادواري «طبلا نواز» در تنبک نوازيِ کنوني ايران کم تر به چشم مي خورد. «ريزِ» تنبک که بايد بيش تر پر کننده ي زمانهاي اصلي در تنبک باشد، خود بطور مستقل عامل اجراي ريتم شده است که گاه براي شنيدن دوره هاي سازي مزاحمت ايجاد مي کند. با اين تجربه، شايد تنبک نوازان به اجراي ادواري تنبک، رجعت کنند و تمامي اين تکنيک هاي گسترده نو، در خدمت «ادوار» در آيد. گاهي سه تار خود را به موسيقي هند نزديک مي کند و با عدم استفاده از گوشه هاي طبقات يک دستگاه، اين کمبود سير رديف بيش تر خود را نشان مي دهد.

 

در اين اثر هنري، با توانايي بسيار خوبي که شعاري نشان داده است، مي توان در عرصه موسيقيِ جديِ ايراني، دست به تجربيات جديدي زد اما هنوز زود است تا برآوردي درست از آينده اين نوازنده ي با ذوق ترسيم کنيم. بي شک شعاري تأثيراتي از استادانش - هنرمند گرامي و بالنده حسين عليزاده و نگارنده - دارد ولي طبيعي است در آينده، بر اثر تداوم کار به بيان مستقل تري دست خواهد يافت. ناگفته نماند که آگاهي از موسيقي ايراني و به موازات آن موسيقي ملل همجوار مي تواند راه اين نوازنده و هنرمندِ نسلِ سومِ موجِ نو موسيقي را هموار کند. اميد و آرزوي توفيق براي اين دو هنرمند که چنين قطعاتي را با عشق پا به پاي يکديگر نواخته اند.»

 

 

 

 به قطعه " رقص چوپی " از آثار استاد صبا با اجرای سه تار مسعود شعاری توجه کنید.

 

 

                                                

 

 

 منابع : صد سال سه تار , بلاگ ساز ایرانی

 

 مطالب مرتبط :

 

. سه تار نوازان (1)


. سه تار نوازان (2)


. سه تار نوازان (3)


. سه تار نوازان (4)
 

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 18:26  توسط مهدي   |