تبليغاتX
موسيقي ايراني / مقام

پژوهشی در اصطلاحات موسیقی ( گاه و دستگاه )

ابتدا زمینه ای محکم بسازیم... از گذشتگان چه به دست ما رسیده است ؟ آنچه که به فراوانی ( تقریبا با اطمینان به اصالتشان) در دسترس ماست ادبیات است. ادبیات در کشور ما گذشته ای بس افتخار آمیز و طولانی و زمینه ای بسیار گسترده دارد. ادبیات کم و بیش درباره ی مسائل متعلق به هر زمان ره آوردی از گذشته دارد.

کسانی که تا کنون از راه مراجعه به کتب و رسالات و دیوان شعرا دست به تحقیق در موسیقی زده اند ، بیشتر بخاطر ارائه ی سند و مدرک بوده است . به همین دلیل آنچه را که یافته اند بصورت وحی منزل به خوانندگان تلقین می نمایند. حال آنکه مراجعه ی ما به همین مآخذ بخاطر جستجو و یافتن ردپای گذشتکان است. فی المثل قطعه شعری را که یکی از محققین به قصد ارائه دادن یک نظریه ارزنده در باب اسامی دوازده گانه مقامات موسیقی ایران سروده است ، نقل می کنیم :

در پرتـگاه عشـاق* ای مطـــــرب خوش الــــحان                   بنوا نوا خــــدا را از بـــــهر بی نــــوایان

ای نیـــــکوان شـــــیراز مـــا کوچک* شمـــــاییم                  گاهی به نغمه سازید در پرده صفاهان*

افکــــنده دست حـــــیرت آشوب از حسینــــی*                  تـا بوسلیک* گشـــــــته آهنگ دلـربایان

قولی است بشنو از من شاید که راست باشد                      کز پرتو رهاوی است صوت هزاردستان

راه عراق* برگیر وز دل غمـــــی بـــرون کــــــــن                    ســوی حجاز* بشتاب بر یاد وصل جانان

زنگــــوله* چون دل من پیوسته در فــــغان است                   زیــــــرا بـــزرگ* گشـــــته ... دلـــیران

*۱. جزئی از مصرع دوم (از بیت آخر) ساقط شده که بدلیل در دست نداشتن ماخذ از تکمیل آن باز ماندیم.

آیا واقعا قطعه شعر بالا می تواند دلیلی منطقی در تشریح مقامات دوازده گانه برای یک محقق باشد ؟ البته برای ما از هر نظر فاقد ارزش است . ولی تفحص ما در این دیوان ها و هرگونه نظم و نثر فقط بخاطر بیرون کشیدن اصطلاحات موسیقی کنونی ایرانی است . بنابراین ما اساس تحقیق را بر مفاصطلاحات متداول و متروک موسیقی ایران ( یعنی اصطلاحاتی که گمان می رود رابطه ای منطقی و پنهانی با موسیقی ایرانی داشته باشد) می گذاریم.

شاید اینگونه اصطلاحات تعدادشان زیاد نباشد ولی تصور می شود سازندگی و رسایی لازم را داشته باشند و موجبات سهولت کار را در بررسی متدیک موسیقی ایران فراهم آورند .

این اصطلاحات عبارتند از :

گاه ، دستگاه، دوگاه ، سه گاه ، چهارگاه ، راست پنجگاه ، گاه ، دست ، دستان ، دستان نشانی ، راست ، چپ ، راست کوک ، چپ کوک ، شاهد ، ایست ، ردیف ، فرود یا فروز ، ماهور ، کُرُن و سُری ، گوشه ، مقام ، حصار ، مخالف ، زیرکش ، بزرگ ، کوچک ، بالا دسته و پایین دسته و بسیاری دیگر ...

گاه

در بررسی اصطلاحات فوق الذکر در مورد "گاه" می بینیم که این کلمه به طور ساده و همچنین ترکیب شده با کلمات دیگر، بیش از چند بار در موسیقی امروزی به چشم می خورد . مثلا در کلمات دوگاه ، سه گاه ، چهار گاه و ...

 از طرفی می دانیم که کلمه ی گاه مفهومی مستقل دارد و می توان آنرا لحظه ، دَم ، وقت ، محل ، مرحله ، نوبت یا موقع معنی کرد.

دستگاه :

اما در پی بردن به مفهوم کلمه " دستگاه " کمی باید تامل کرد . زیرا این کلمه در مجموع به مفهوم دیگری نیز دلالت می کند : مجموع اعضای یک واحد شناخته شده که هریک از اجزای این نقشی مستقل دارند و در عین حال تمامشان به هم وابسته اند و با هماهنگی کامل برای حصول به یک نتیجه کلی کار می کنند مانند: ماشین چاپ یا اتومبیل و ...

اگر امروز به یک ساختمان و یا یک دُرشکه هم دستگاه می گویند ، اگرچه کم و بیش به غلط مصطلح شده است ولی ترکیب مذکور نیز از همین منظور آمده است. بنابراین اگر همین مفهوم را تنها معنای کلمه ی دستگاه بدانیم، پس باید در موسیقی، این کلمه را چنین تفسیر کنیم : مجموع اعضای یک آهنگ که در یک گام یا مقام با حفظ فواصل مخصوص آن مورد استفاده قرار گرفته باشد.

این تعریف چندان رسا نیست ، زیرا لااقل می دانیم که در هر دستگاه موسیقی ایران رابطه ی دیگری مابین اجزای آن نیز هست که سبب می شود از معنی عام آن صرفنظر نموده و به معنی خاص کلمه که به فن موسیقی و تئوری ما وابستگی مطلق دارد ، توجه کنیم. بنابراین لازم است به تجزیه کلمه دستگاه مبادرت کنیم :

این کلمه از دو جز " دست " و " گاه " و هر یک از این دو جز در اصطلاحات نامبرده ی دیگر نیز آمده است . از طرف دیگر کلمه ی " دست " نه تنها در موارد مختلف در موسیقی ایران بکار می رود ، بلکه در موسیقی مغرب زمین و همچنین سایر ملل دنیا به شدت رواج دارد.

بطور کلی این کلمه در فن موسیقی ملل مختلف به طور اعم و در موسیقی ایران به طور اخص به مفهوم خود دست انسان و یا مجموع پنج انگشت ، مورد استعمال فراوان قرار می گیرد. چناکه در موسیقی مغرب زمین برای پیانو و هارپ ( و سازهای مشتق از آنها) ، دست راست و دست چپ هریک نقش جداگانه مو مهمی را ایفا می کنند و در ویولن ، نقش دست راست با دست چپ متفاوت است.

در سازهای بادی نیز وظیفه ی انگشتان دست از این ها هم بیشتر است، به طوری که نام انگشتان دست را عینا به صدا های موسیقی داده اند . یعنی نُت های موسیقی را با نام انگشتان دست انسانی شناسایی می کردند. فی المثل در کتب قُدما ، سیم دست باز ساز را " مطلق" و محل گرفتن انگشت دوم را روی دسته ی ساز به نام انگشت دوم یعنی "سبابه" و محل قرار گرفتن انگشت سوم را با نام انگشت سوم یعنی "وسطی" و محل قرار گرفتن انگشتهای چهارم و پنجم را با نام همان انگشت ها یعنی " بنصر و خنصر" می نامیدند.

بنابراین هرگز نمی توان اهمیت عمل انگشتان و خود دست را در اجرای موسیقی نادیده گرفت . نتیجه آنکه بنظر ما کلمه دستگاه به سادگی می تواند اصطلاحاً به مفهوم محل و موقع دست روی دسته ی ساز باشد . ساده تر بگوییم دستگاه یعنی محل و طرز قرار گرفتن انگشت های دست نوازنده روی دسته ساز و " گاه " ، موقع یا در نوبت معینی که تصور می شود چیزی شبیه کلمه ی پوزیسیون در ساز های زهی (در موسیقی غربی) باشد.

از این تعریف چنین استنباط می شود که : دو گاه ، سه گاه  و چهار گاه به پوزیسیون دوم ، سوم و چهارم اطلاق می شده است.

از طرفی برخی از متحفصین و متجسسین ، آنها که همیشه اصرار دارند بین اصطلاحات امروزی و زبان قدیم ( قبل از اسلام) ارتباط ایجاد کنند ، معتقدند که کلمه گاه در فن موسیقی به همان لغت "گات" در اوستا بر می گردد و لغات ترکیبی دو گاه ، سه گاه  و چهار گاه اساسا همان "دوگات" ، "سه گات" و "چهارگات"  بوده است که به معنی که به معنی گات دوم ، گات سوم و گات چهارم است . در توجیه این تغیر و تبدیلات عده ای از متجسسین نیز چنین گفته اند که کلمه عربی " الله" در اصل " الات" به معنی روشنایی است و کلمه " لات " بعدها معرب شده است و به صورت " لاة" درآمده است. چون در صدر اسلام به موازات مبارزه با بت پرستی شعار "خدای یگانه" مطرح بود ، عرب به این منظور در زبان خود به آن " الف و لام " افزود و بدون تلفظ دو نقطه ی روی "ة" آنرا " الله" خواند و در حال حاضر هنوز نقطه ی مربود به حرف "ت" را روی حرف " ه " آخر کلمه می گذارند و این یادگار همان دوران است.

در اینکه استنباط از کلمه ی اوستایی "لات" تا چه اندازه درسته است ، مربوط به بحث ما نیست، ولی به آسانی می توان احتمال داد که در این تحقیق راه درستی پیموده باشند ، ولی در معنی کلمه "گاه" به مفهومی که مورد نظر ماست ، اگر شک کنیم و آنرا در برابر عقیده ی آنان از ریشه "گات" (گات ها، سرودهای اوستایی) بدانیم در جای دیگر دچار اشکال خواهیم شد.

توضیح آنکه این دسته از محققین، به این نتیجه رسیده اند که گمان می کنند کلمات " دوگاه ، سه گاه و چهارگاه" چیز دیگری جز" گات دوم ، گات سوم و گات چهارم " نمی توانند باشند و این کلمات به ترتیب سرودهای دوم و سوم و چهارم گات هاست که از قدیم بجای مانده است و آوازهای دوگاه و سه گاه و چهار گاه با آنها ارتباط دارد. باید گفت که اشکال کار در اینجاست که اگر این عقیده صحیح بود می بایست لااقل به اندازه ی سرودهای موجود در اوستا "گاه" وجود داشته باشد و در گوشه و کنار این همه کتب و رسالات قدیمی حتی برای یک بار به چشم بخورد؛ مثلا " دوازده گاه" . در صورتی که می دانیم سرودهای گات ها در حدود هفده قطعه است حال آنکه در موسیقی بیش از هفت یا هشت عدد آن مصطلح نشده است .

 

پی نوشت

برگرفته از کتاب " گامهای گمشده / تالیف مرتضی حنانه 

مشخصات گوشه هایی که برای دانلود قرار داده شده :

گوشه ی عشاق در دستگاه راست پنجگاه / اجرای نورعلی خان برومند
گوشه ی کوچک در دستگاه شور / اجرای نورعلی خان برومند
درآمد اول اصفهان  / اجرای علی اکبر خان شهنازی        
گوشه ی بوسلیک در نوا / اجرای نورعلی خان برومند
گوشه ی عراق در دستگاه ماهور / اجرای حسین علیزاده
گوشه ی حجاز در آواز ابو عطا / اجرای علی اکبر خان شهنازی
گوشه ی زنگوله در دستگاه ماهور / اجرای علی اکبر خان شهنازی
گوشه ی بزرگ در دستگاه شور / اجرای علی اکبر خان شهنازی
گوشه ی حسینی در دستگاه شور / اجرای علی اکبر خان شهنازی
  

  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 22:39  توسط مهدي   | 

چو بوی گل به کجا رفتی ؟!

استاد فرامرز پایور

نمی دونم چی بگم ...

روحش شاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 23:44  توسط مهدي   | 

وزیر فرهنگ یا ...

 چند روز پیش ، در رسانه ی ملی ! خیلی اتفاقی متوجه حضور وزیر محترم فرهنگ! در برنامه ای شدم. کنجکاو  شدم که ببینم  چه دیدگاهی نسبت به حوزه ی فرهنگ داره ... از دغدغه های فرهنگیش می گفت ، و یکی از مهمترین ِ این دغدغه ها راه اندازی جاده ای موسوم به " جاده ی ولایت " بود !!! تا اون روز درباره ش چیزی نشنیده بودم ... با توضیحاتی که جناب وزیر! دادن تا حدودی متوجه شدم ...  طرح  مربوط به میسیر کاروان امام رضا " از مدینه تا مرو " هستش، که این اهداف رو دنبال میکنه : ایجاد شرایط مناسب زیست محیطی ، فرهنگی ، تبلیغی واطلاع رسانی ، گردشگری ، احیای ابنیه و آثار باقیمانده درمسیرحرکت که توسط پیشینیان از محل خیرات ومبرات ایجاد گشته است و توسعه امکانات توریستی درمسیر و ... پیش ِ خودم گفتم آخه این پروژه چه ربطی به وزارت فرهنگ داره ؟!!! یعنی کشور هیچ مشکل فرهنگی ِ دیگه ای نداره و گویی با احداث این جاده یک تحول عظیم فرهنگی و هنری و اسلامی و ... توی کشور ایجاد میشه !!!

به یاد ِ خیلی از مسائل و مشکلات ِ موسیقیمون افتادم ...  به یاد صحبت های شجریان که از مشکلات برگزاری یک کنسرت در ایران می گفت (کنسرت موسیقی ایرانی ، که یک برنامه ی کاملا فرهنگی ِ و ریشه در فرهنگ و هنر ِ همین آب و خاک داره ) ... ایرانی ها توی این رسانه ی به قول ِ حضرات ، "ملی" !!! نمی تونن ساز های ملی شون رو ببینن ... نیمی از جمعیت ایران (بانوان) حق اینکه آواز بخونن رو ندارند... توی یک کشور هفتاد میلیون نفری یک سالن استاندارد برای برگزاری کنسرت وجود نداره ... هیچگونه حمایت معنوی از هنرمندان و آثارشون صورت نمی گیره (حمایت مادی که پیشکششون!) و اگر کسی هم مثل شجریان پیدا بشه و نسبت به وضعیت پخش آثارش شاکی باشه ، اَنگ ِ عامل آمریکا و انگلیس بودن رو بهش می زنن ... و صدها مشکل دیگر ...

حالا بگذریم که توی حوزه های دیگه هم وضعیتی بهتر از این نداریم ... مثلا در حوزه ی نشر کتاب ، نویسنده های دگر اندیش یا مجبور به خود سانسوری هستند یا از انتشار آثارشون جلوگیری میشه ...

آیا با این همه مشکلات و موانعی بر سر راه فرهنگ و هنر کشور وجود داره، اجرای چنین طرح ها و پروژه های هزینه بری برای اعتلای فرهنگ و هنر ِ  ایران و هموار ساختن این مشکلات و موانع موثره؟!!! 

در کل ، جناب آقای حسینی ، شاید اگر بعنوان وزیر پیشنهادی راه و ترابری معرفی می شدند می تونستند عملکرد و کارایی بهتر و موثرتری داشته باشند و همچنین سرعت بیشتری به احداث پروژه ی "جاده ی ولایت" ببخشند ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 13:38  توسط مهدي   | 

به مناسبت زادروز / محمدرضا درویشی

 

بیست و پنجم مهرماه سالروز تولد آهنگساز و پژوهشگر موسیقی ایرانی، محمدرضا درویشی است. در این مقاله سعی بر این شده تا با نگاهی به زندگی ، آثار و فعالیت های وی ، زمینه ای برای آشنایی بیشتر دوستداران موسیقی ایرانی با این هنرمند گرامی فراهم آید.

در روز بیست و پنجم مهرماه یکهزارو سیصد و سی و چهار در شهر شیراز متولد شد، وی فراگیری موسیقی را از سیزده سالگی شروع کرد ، در سال 1353 وارد دانشکده ی هنرهای زیبا (دانشگاه تهران) شد و در سال 1357 در رشته ی آهنگسازی فارغ التحصیل گردید.

درویشی، از اوایل دهه ی شصت تا کنون ، سفرهایی را برای پژوهش در موسیقی نواحی به مناطق مختلف ایران انجام داده است. حاصل این سفرهای پژوهشی ، آثار مکتوب و شنیداری ارزشمندی هستند که جزء منابع غنی ِ موسیقی نواحی بشمار می روند. وی علاوه بر تحقیقاتش در رابطه با موسیقی نواحی آثار قابل توجهی را در زمینه موسیقی ارکستری و موسیقی فیلم دارد که در ادامه به آنها اشاره خواهیم کرد ...

 بيست ترانه محلى فارس (1363 و 1373)

نخستين كتاب منتشر شده محمدرضا درويشى است. اين كتاب از بخش‏هاى زير تشكيل شده است:
 پيشگفتار
 سرآغاز (موسيقى در ايل قشقايى، درباره موسيقى و شعر ترانه ‏ها، طرز نگارش اشعار )
 بيست ترانه محلى فارس: آوانويسى به همراه شعر
 ترانه‏ ها - مقايسه با رديف موسيقى سنتى
 ترانه‏ هاى محلى فارس - تحليل اشعار
 كتاب‏شناسى فارس

به یاد اقبال (1363) پرلود برای پیانو

هفت اورنگ (1370)

هفت اورنگ عنوان كتابى است كه بخش مرورى بر موسيقى نواحى آن را محمدرضا درويشى نوشته است. مؤلف در مقدمه‏اى تحت عنوان جست‏وجويى دوباره و چند يادآورى، به ذكر مفاهيم رايج در موسيقى ايران پرداخته و عناوينى مانند موسيقى سنتى، موسيقى رديف "دستگاهى"، موسيقى مقامى و موسيقى محلى را بررسى نموده است.

نگاه به غرب (1373)

اين كتاب از معدود كتاب‏هاى موجود در ايران است كه ضمن طرح مباحث نظرى در حوزه‏هاى مختلف موسيقى ايران، به بحث پيرامون تأثير فرهنگ‏ها، نفوذ فرهنگ غرب و مباحث هويت، سنّت و مدرنيسم در موسيقى ايران مى‏پردازد. پس از مقدمه و درآمد، بخش‏هاى كتاب شامل موارد زير است: 

گفتار نخست: (شعبه موزيك نظام دارالفنون هنرستان‏ها، موسيقى نظام، اسناد و تصاوير)

گفتار دوم: (اركستر، سه ضميمه شامل فهرست آهنگسازان، رهبران اصلى اركستر و نام‏هاى اركستر سمفونيك ايران از بدو تشكيل تا كنون، اسناد و تصاوير)

گفتار سوم: موسيقى صحنه‏اى "اپرا، اپرت، آواز جمعى، باله، رقص" (بخش اول: حواشى، حاشيه اول: اپرا سابقه تاريخى در اروپا،  حاشيه دوم: تعزيه - نمايش‏هاى دراماتيكِ موزيكالِ ملى و مذهبىِ ايران، بخش دوم: موسيقى صحنه‏اى در ايران "اپرا، اپرت، آواز جمعى" ، بخش سوم: موسيقى صحنه‏اى در ايران "رقص و باله" ، اسناد و تصاوير )

گفتار چهارم: مكتب استاد علينقى وزيرى (زندگى وزيرى، فعاليت‏هاى وزيرى پس از بازگشت از اروپا، نظرها و ايده‏هاى وزيرى )

سنت و بیگانگی فرهنگی در موسیقی ایران (1373)

مقدمه‏اى بر شناخت موسيقى نواحى ايران (1373)

مناطق جنوب (هرمزگان، بوشهر، خوزستان) ، كتاب از يك مقدمه و سه بخش مجزا تشكيل شده است:

موسيقى هرمزگان (ساحل‏ نشينان جنوب، اهل هوا "زار نوبان ليوا" ، آوازها و ترانه‏هاى مجالس شاد و عروسى، تعزيه – شَروه، پراكندگى آئين‏ها، موسيقى و سازها "بندرعباس، بندرلنگه و كُنگ، قشم، هرمز و ميناب" )

موسيقى بوشهر (موسيقى مذهبى "بيت، مناجات، چاوشى، عزاى زنانه، دُم‏دُم‏سحرى"، موسيقى غيرمذهبى "شَروه بيدگونى جنگنامه مولودخوانى ترانه‏هاى شاد يَزله آوازهاى كار" ، موسيقى سازى سازها، رقص، اهل هوا

موسيقى خوزستان  (پيشينه تاريخى، شوشتر و دزفول، موسيقى سنّتى عرب، كوليان، زار ) 

نوروزخواني " ترانه‌هاي نوروزي و بهاري از مناطق مختلف ايران " ( 1375 )

آواز سحر " تريو براى دو كلارينت و پيانو " (1376)

تريوى آواز سحر براساس مقام سحرى در حوزه رواج موسيقى تنبور نگاشته شده است. مقام سحرى از جمله مقام‏هاى قديمى ايران است كه در منطقه كرمانشاهان رايج و از مقام‏هاى مهم تنبور به‏شمار مى‏آيد. آهنگساز با برداشتى آزاد، قطعه را براى دو كلارينت و يك پيانو تصنيف نموده است. در مقدمه كتاب توضيحاتى در مورد فواصل و گام مورد استفاده آمده است. سپس 14 صفحه كتاب به پارتيتور اين تريو اختصاص دارد. آواز سحر در سال 1375 تصنيف و اجرا شده و درويشى اين قطعه را به اكبر محمدى (نوازنده كلارينت) تقديم كرده است.

موسیقی و خلسه (1379)

كتابى كم‏ حجم كه به زبانى ساده روايتى از مراسم گواتى بلوچستان و موسيقى آن را ارائه مى‏ دهد.

فهرست كتاب: (مقدمه ، يادها و خاطره‏ها، قصيده شيخ عبدالقادر گيلانى، ذكرهاى مراسم گواتى بلوچستان "كليات" ، ذكرهاى مراسم گواتى بلوچستان " آوانويسى و متن" ، ذكرهاى مراسم گواتى بلوچستان "تصاوير" )

نويسنده در مقدمه به انگيزه نگارش كتاب پرداخته و روش تدوين كتاب را تشريح نموده است. در بخش يادها و خاطره‏ها، با روايتى توصيفى از يكى از سفرهاى مؤلف به بلوچستان و برخورد او با مراسم گواتى مواجه مى‏شويم: "شبى بود فراتر از نيمه بر ساحل درياى عمان و بندر خموش كه از روز زيباتر مى‏نمود، زيرا دردها در هجوم تاريكى خاموش گشته و در انتظار فردايى دگر بودند. فردايى شايد بسان ديروز براى بيابان‏نشين‏هاى بلوچ.

از میان سرود ها و سکوت ها (1380)

اين كتاب گزيده مقاله‏ها، سخنرانى‏ها و گفت‏وگوهايى است كه محمدرضا درويشى طى سال‏هاى 1367 تا 1379 در مطبوعات، همايش‏ها و كنفرانس‏ها با موضوعات گوناگون پيرامون موسيقى ارائه داده است. كتاب از سه بخش اصلى تشكيل يافته است: (مقاله: "مقاله‏هاى منتشر شده در مطبوعات و جرايد از 1369 تا 1379" ، سخنرانى: "سخنرانى در همايش‏ها، جشنواره‏ها و سمينارها" ، گفت‏وگو و اظهارنظر: "گفت‏وگو با خبرنگاران، روزنامه‏نگاران و منتقدين" )

دایره المعارف سازهای ایران " جلد نخست (1380) و جلد دوم (۱۳۸۳)

مجموعه دایره المعارف سازهای ایران به عنوان وسیع ترین تحقیق موسیقایی به زبان فارسی تاکنون . جلد اول این مجموعه در سال 2002 از طرف جامعه بین الملل اتنوموزیکولوژی ( S.E.M ) به عنوان بهترین کتاب سازشناسی در سال شناخته شد . جلد سوم این مجموعه در دست انتشار است .

لیلی کجاست؟ ( تاملات کوتاه و پراکنده در موسیقی و فرهنگ)

موسيقى مازندرانى براى آواز و اركستر (1361)

تنظيم براى اركستر: محمدرضا درويشى ، آواز: نوراللَّه عليزاده - ابوالحسن خوشرو ، تاريخ ضبط: بهار 1361، ناشر: مؤسسه فرهنگى هنرى ماهور .

موسيقى مازندرانى اولين اثر صوتى از درويشى است كه به صورت كاست منتشر شده است. اين اثر براساس نغمه‏هاى گردآورى شده توسط هنرمند گرامى احمد محسن‏پور، براى اركستر تنظيم گرديده است.

زمستان براى آواز و اركستر سمفونيك (1363)

موسيقى اين اثر توصيفى است. اين توصيف از دو زاويه انجام شده، يكى بازسازى تصويرهاى شعر كه عمدتاً به‏وسيله خط آواز و بخشى از مطالب موسيقى كه اين خط را دربر مى‏گيرد انجام مى‏شود و ديگرى بازسازى مفهوم زمستان كه كلى‏تر و دربرگيرنده ابعادى به‏مراتب وسيع‏تر از ابعاد شعر است.

ملودى آوازها از شهرام ناظرى است و اين خود يك فضاى دوگانه را در اركستراسيون اثر و فرم آوازى به‏وجود آورده است.

موسم گل براى آواز و اركستر سمفونيك  (1369)

آواز: ايرج بسطامى، ناشر: مؤسسه فرهنگى هنرى ماهور، تاريخ ضبط: تابستان 1369                     گرچه اين مجموعه براساس سه تصنيف قديمى بنا گشته، اما قابل ذكر است كه بازسازى تصانيف قديمى به مفهوم مصطلح آن انگيزه اصلى براى پديد آمدن آن نبوده است. از نقطه‏ نظر بازسازى، انتخاب اين تصانيف تنها بدان دليل است كه از ميان ده‏ها تصنيف قديمى امكان بيشترى براى ارائه اركسترى داشته‏اند. اما ارائه موسيقى اركسترى ايرانى و جستجو و تجربه در خصوص دو موضوع هارمونى و اركستراسيون ايرانى بر بستر ملودى‏هاى آشنا و جاافتاده در اذهان، عامل اصلى براى پديد آمدن اين مجموعه بوده است.

جان عشاق و گنبد مينا براى آواز و اركستر

مجموعه دو اثر مستقل آوازى كه محصول همكارى سه هنرمند موسيقى ايرانى است. در اين آثار، ملودى ساخته مشكاتيان را درويشى براى اركستر تنظيم نموده است. در هريك از اين دو اثر قطعاتى به عنوان مقدمه توسط درويشى ساخته شده است. اين دو اثر هرچند محصول يك دوران كارى است، اما در دو كاست جداگانه منتشر گرديده است. در انتشار اين آثار، يك روى آن، ارتباطى با مجموعه يادشده ندارد بلكه توسط ناشر بدين‏گونه انتشار يافته است. در پائيز 1382 اين دو اثر در قالب يك سى‏ دى واحد توسط شركت دل ‏آواز انتشار يافت.

پیش درآمد اصفهان برگرفته از آلبوم جان عشاق " اثر مشترک درویشی ، شجریان و مشکاتیان "

پیش درآمد دشتی برگرفته از آلبوم گنبد مینا " اثر مشترک درویشی ، شجریان و مشکاتیان "

هفت اورنگ (مجموعه چهار نوار از موسيقى نواحى ايران به همراه كتاب)

موسيقى شمال خراسان (مجموعه سه نوار به همراه كتابچه)

آيينه و آواز (مجموعه بيست و هشت نوار از موسيقى آيينى و آوازى نواحى ايران به همراه كتاب)

موسيقى بلوچستان (اجراى دونلى: شيرمحمد اسپندار، به صورت سى‏دى و نوار)

سماع - مقام‏هاى تنبور (اجرا: سيد امراللَّه شاه‏ابراهيمى، به صورت سى‏دى و نوار)

على گويم - مقام‏هاى تنبور (اجرا: درويش امير حياتى، به صورت سى‏دى و نوار)

موسيقى حماسى ايران (مجموعه بيست و چهار نوار و سى‏دى به همراه كتاب)، در دست انتشار

 کلیدر (موسیقی برنامه ای برای ارکستر سازهای زهی)

موسیقی کلیدر که بر اساس رمان کلیدر "محمود دولت آبادی" ساخته شده‌ است، این قطعه بر اساس فواصل نوا نوشته شده و در جاهایی مدلاسیون‌هایی به شور، دشتی، بیات اصفهان و... اتفاق می‌افتد اما بخش آغاز و پایان در پرده‌های نوا نوشته شده‌است. سوییت کلیدر دارای موومان‌های هشتگانه با عناوین سوگنامه دشت نیشابور، پگاه نیشابور، درو زمین دیمی سوزن ده، پشت دروازه بیهق، رویارویی سیدشرضا تربتی با گل محمد، وداع گل محمد، نعش کشتگان و خاتمه می‌باشد.

درویشی درباره این قطعه می‌گوید:
« کلیدر یکی از تلخ ترین و سیاه ترین کارهایی است که در زندگی هنری خود نوشته‌ام. در خود رمان هم چنین است که هرچه داستان جلوتر می‌رود نسبت‌های بیشتری با تاریکی پیدا می‌کند. نوشتن این قطعه مثل سیاه چاله ای بود که هر چه در آن جلوتر می‌رفتم تلخ تر می‌شد. من تاکنون قطعه‌ای به این تلخی ننوشته‌ام. این موسیقی برایم عزیز است و آن را با همه جانم نوشته‌ام. »

سرود دشت نیمور ( محمدرضا مقدسیان )
کارده
کیسه ی برنج  ( محمد علی طالبی )
تخته سیاه ( سمیرا مخملباف )
تخته سیاه نام فیلمی ایرانی است به کارگردانی سمیرا مخملباف محصول سال ۲۰۰۰ میلادی. تخته سیاه پس از فیلم سیب (۱۳۷۴) دومین ساخته سمیرا مخملباف است که موفق شد جایزه ویژه هیأت داوران جشنواره کن سال ۲۰۰۰ را از آن خود کند.
روزی که زن شدم ( مرضیه مشکینی )
این فیلم از سه قسمت تشکیل شده‌است که هر قسمت داستان یک زن را نقل می‌کند: داستان اول حوا نام دارد، داستان دوم آهو، و نام داستان سوم حورا است. نام فیلم برگرفته از این جملهٔ سیمون دوبووار است که «یک انسان زن زاده‌ نمی‌شود، بلکه تبدیل به زن می‌شود.
آواز ناتمام ( مازیار میری )
سفر قندهار ( محسن مخملباف )
بمانی ( داریوش مهرجویی )
الفبای افغان ( محسن مخملباف )
یازدهم سپتامبر ( سمیرا مخملباف )
دو فرشته ( محمد حقیقت )
ساعت پنج عصر ( سمیرا مخملباف )
لذت دیوانگی (حنا مخملباف )
سگ های ولگرد ( مرضیه مشکینی )
شهرآشوب ( یدالله صمدی ) 
روایت زندگی پرفراز و نشیب غیاث‌الدین جمشید کاشانی، ریاضی‌دان و منجم شهیر ایرانی و معین‌الدین کاشانی، یار و همکار دیرینه‌ی اوست و ...
اُسامه ( صدیق برمک ) 
اُسامه نام فیلمی افغانستانی، به کارگردانی صدیق برمک کارگردان افغان، محصول سال ۲۰۰۳ است. داستان فیلم سرگذشت دختربچه‌ای است که درزمان حکومت طالبان در افغانستان، با لباس و ظاهر یک پسر، وارد اجتماع می‌شود... 
شاعر زباله ها ( محمد احمدی )
وقتی همه خوابیم ( بهرام بیضایی )
تئاتر " افرا " ( بهرام بیضایی )

برگزاری گردهمایی هفت اورنگ " موسیقی ِ سازی نواحی ایران " (1370)

برگزاری گردهمایی هنرمندان ِ آواز نواحی ایران " آیینه و آواز " (1373)

برگزاری گردهمایی هنرمندان موسیقی حماسی ایران (1376)

برگزاری سلسله کنسرت های پژوهشی ققنوس " ویژه ی موسیقی نواحی ایران " (1377- 1379)

ضبط دهها ساعت موسیقی از آخرین راویان فرهنگ شفاهی ایران

ضبط صدها ساعت گفتگو با استادان موسیقی نواحی

حدود 15000فریم عکس و اسلاید تا امروز از استادان ، سازها و آیین های موسیقایی

تلاش در جهت برقراری ایجاد حمایت های مالی از جانب نهادهای فرهنگی جهت اساتید موسیقی نواحی از اقوام مختلف سرزمین ایران .

کوشش ِ وی  در بازخوانی تصنیف‌های عبدالقادر مراغی (درویشی هشتمین آهنگساز و موسیقی دانی است که به اجرای مجدد آثار عبدالقادر دست زده است. اما او به سراغ تصنیفی که نت آن در رساله عبدالقادر وجود دارد نرفته است. درویشی با مطالعه و بررسی سه رساله باقی مانده عبدالقادر تلاش کرده است تا آثار او را دوباره اجرا کند. وی از سه سال پیش گروهی به نام عبدالقادر تشکیل داده و مشغول اجرا و ضبط آثار اوست. این گروه از نه نوازنده تشکیل شده است و همایون شجریان نیز به عنوان خواننده آنها را همراهی می‌کند.)

قابل ذکر است وی تلاش ها شایانی در جهت برقراری ایجاد حمایت های مالی از جانب نهادهای فرهنگی برای اساتید موسیقی نواحی از اقوام مختلف سرزمین ایران انجام داده است .

 

 منابع :
وبسایت اختصاصی محمدرضا درویشی
وبسایت خانه موسیقی
وبسایت ایران اکت
دانشنامه ی آزاد ویکیپدیا
کتاب گفتگو با محمدرضا درویشی درباره ی موسیقی ایران / محسن شهرنازدار

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 10:43  توسط مهدي   | 

حضور میرحسین موسوی در مراسم جشن تولد شجریان

به گزارش خبرنگار مهر در این مراسم غیر رسمی که بعد از ظهر امروز و بدون اطلاع قبلی برای این استاد آواز ایران برگزار شد ابتدا یکی از هنرجویان متنی را قرائت کرد که قبل از به اتمام رسیدن آن مهندس موسوی به جمع حضار در کارگاه  پیوست.

در ادامه این مراسم و پس ازتبریک سالگرد تولد استاد از سوی هنرجویان، مهندس موسوی در چند دقیقه با اشاره به حضور پربرکت و افتخارآمیز شجریان در فرهنگستان هنر برای تربیت نسل جدیدی از هنرجویان مشتاق فراگیری آواز ایرانی از وی سپاسگزاری کرد.

پس ازسخنان رئیس فرهنگستان هنر، استاد شجریان نیز با تشکر از مسئولان فرهنگستان بویژه مهندس موسوی و معاونت هنری فرهنگستان که این امکانات را برای برگزاری کارگاه آواز در جهت اعتلای هنر موسیقی ایجاد کرده اند در باره سلوک و نحوه  عملکرد هنرجویان برای مقبولیت هنرشان نزد مردم سخنانی ایراد کرد.

در این مراسم که علاوه بر هنرجویان، شاگردان قدیمی استاد از جمله نوربخش، جهاندار، رفعتی و شفیعی نیز حضور داشتند قاسم رفعتی  به اجرای آوازپرداخت و در پایان کارگاه آموزشی با خواندن آواز از سوی هنرجویان به کار خود ادامه داد ...

منبع : خبرگزاری مهر

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 22:46  توسط مهدي   | 

جو سازی ِ رسانه های دولتی بر علیه شجریان

چندی پیش خبری در خبرگزاری ایرنا (خبرگزاری جمهوری اسلامی) با عنوان "شجریان و ماجرای بایکوت ِ* مشکاتیان و بسطامی " منتشر شد که در ابتدای خبر چنین آمده بود :

شايد بسياري از هموطنان ايراني پس از شنيدن و يا ديدن پيام تسليت و ابراز همدردي محمدرضا شجريان به مناسبت درگذشت ِ پرويز مشکاتيان، (هنرمند و نوازنده برجسته سنتور) علاقمند باشند که از روابط آن ها اطلاعاتي به دست آورند ..!

در ادامه به دو اثر مشترک ِ شجریان و مشکاتیان اشاره ای دارد و می افزاید : آلبوم "بيداد همايون" به اعتقاد کارشناسان هنري، يکي از بهترين کارهاي شجريان است و عموم متخصصانِ اين فن، مهمترين دليل برجستگي اين اثر را سنتورنوازي مشکاتيان مي دانند ...

سپس به اختلافات ِ میان مشکاتیان و شجریان در سال 1365 اشاره ای دارد  ... ایرنا، از این مسائل هم فراتر رفته و جدایی مشکاتیان از افسانه شجریان را نیز مطرح می کند! نکته ی جالب اینجاست که این خبرگزاری، جدایی افسانه شجریان از مشکاتیان را تحت فشار (احتمالا تحت فشار بودن از جانبِ پدر) می داند !

و در نهایت می افزاید : بعد از اين ماجراها حق و حقوق اجراها و همکاري هاي مشکاتيان نيز پرداخت نمي شود و از اين تاريخ به بعد است که مشکاتيان در اوج شهرت و توانمندي و در نهايت استعداد براي رسيدن به مدارج عالي کاري ، به يکباره منزوي و بايکوت مي شود !!!

ایرنا، پس از مشکاتیان، گریزی بر سرگذشت ایرج بسطامی می زند و می افزاید : بسطامي هم مدتي را به شاگردي نزد شجريان سر کرد و درست هنگامي که نامش بر سر زبان ها افتاد، به شيوه اي مرموز از صحنه موسيقي کنار گذاشته و بايکوت شد! به گونه اي که حتي بيشتر کارها و آلبوم‌هاي او نيز پس از مرگش منتشر گرديد.

و در آخر نیز سئوالی را مطرح می کند !

شايد خالي از فايده نباشد که روشن شود چرا اين دو هنرمند- مشکاتيان و بسطامي- پس از مدتي نزديکي با شجريان به يکباره بايکوت مي شوند؟

در این مجال، قصد پرداختن و بررسی صحت و سقم مسائل و ادعاهای مطرح شده توسط این خبرگزاری را ندارم، فقط چند سئوال است که ذهن اینجانب را به خود مشغول ساخته ... امید است، این سئوال ها بی جواب نماند ..! 

 ۱. خبرگزاری جمهوری اسلامی که رسانه ها و خبرگزاری های غیر خودی! را به شایعه پراکنی و دروغگویی و هزار و یک تهمت دیگر متهم می کند، چرا به چنین مسائلی که صحت و درستی آن بر کسی معلوم نیست،  دامن می زند ؟!

 ۲. آیا رژیم ِ جمهوری اسلامی در زمان حیات این بزرگان سعی کرد تا بستر مناسبی را برای موسیقی و هنرمندان فراهم کند تا آنها بتوانند با آرامش خاطر به خلق آثار خود بپردازند ؟! ( که حالا رسانه هایش کاسه ی داغ تر از آش شده اند !!! )

 ۳. چرا بعد از مرگ ِ بسطامی اینگونه مسائل مطرح نشد ؟!

 ۴. خبرگزاری ایرنا، از مطرح کردن این سئوال چه اهدافی را دنبال می کند ؟!!!

 ۵. آیا مطرح کردن اینگونه مسائل و جو سازی ها ، ربطی به اظهارات محمدرضا شجریان " بعد از انتخابات اخیر " که به شکایت وی از رسانه ی ملی! انجامید ، ندارد؟!

 

 بایکوت به معنای ، کنار گذاشته شده - طرد کردن  
 اصل خبر را می توانید در اینجا بخوانید.

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 15:16  توسط مهدي   | 

لطفی ، سکوت را شکست !

Photo By : Abolfazl Nesaei

بالاخره محمدرضا لطفی (که در سفر خارج از کشور بسر می برد) سکوت ده روزه اش را شکست و در پیامی، درگذشت دوست و همکار دیرینه اش را تسلیت گفت ...

در پیام وی چنین می خوانیم:

پرويز عزيز از ميان ما رفت، خانواده، رفقا و دوستان و جامعه اهل موسيقي را در سوگي سنگين و بهتي عظيم فرو برد. مردماني چند در طي بيش از 30 سال با آثار جاودان او و طنين پرشتاب مضرابش زيسته‌اند و بهترين و تلخ‌ترين لحظات عمر خويش را با ساز او قرين بوده‌اند. چند سال جان خاطره خود را مرهون احساس و ساخته‌هاي زيباي او مي‌دانند. من به عنوان دوستي ديرينه اين داغ جانگداز را به جامعه موسيقي و خانواده او خصوصا مادر داغدار ، آوا ، آيين عزيز تسليت گفته برايشان آرزوي طول عمر مي‌نمايم.

متأسفانه نبودم تا قطره‌اي باشم در اقيانوس داغدارش. از راه دور به روح بزرگ پرويز عزيزم درود مي‌فرستم كه چنين آثار جاودان موسيقي را براي ما و نسل هاي پس از ما به ياد گذاشت و رفت.

او به جاودانگي موسيقي ايران زنده است ...
روحش قرين رحمت باد

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 10:8  توسط مهدي   | 

لحظه ی دیدارت چه زود رسید... !

خبر رو شنیدی ؟ ... نه چه خبری ؟ ... مشکاتیان رو ... عه نکنه کنسرت داره ؟ ... نه بابا، مُرد !!! مات و مبهوت، چشم ها از حدقه بیرون زده، قیافه ... شوخی میکنی ؟ ... نه باور کن ، ایست قلبی ...

احساس سنگینی میکنی ... انگار که دنیا روی سرت خراب شده باشه ... به فکر فرو میری ... یعنی همون مشکاتیان ِ دستان و بیداد رو میگه ؟ ... بغضی عجیب ... حس خفگی بهت دست میده ... آخه مگه میشه؟ ... خدایا!!! ...

جهان پیر است و بی بنیاد       از این فرهاد کش فریاد

نمیتونی برای مراسمش بری ... ناراحتی ... اکثر اساتید و دوستان قدیمیش توی مراسم بودن یا اگرم نیومده بودن پیام تسلیتی فرستاده بودن ... حتی خاتمی هم پیام تسلیت فرستاد!!! ... همه ناراحت و عصبی ! ... درویشی، مسئولین رو به باد انتقاد میگیره ... علیزاده و پیرنیاکان از رفاقتشون با پرویز میگن ... مردم حرفای معاون هنری وزیر فرهنگ رو قطع می کنن!!! ... و همایون ... قاصدک! هان چه خبر آوردی ؟ ... این میون جای خالیه یه نفر بد جوری احساس میشه ... همه که بودن پس چرا ... ناگهان ... لطفی !!! آره جای لطفی ِ که خیلی خالیه ... روزگار غریبیست ...

روز وصل دوستداران یاد باد       یاد باد آن روزگاران یاد باد

قراره کناره عطار و خیام آروم بگیره ... جمعیت زیادی برای بدرقه ش اومدن ... از حضور بعضی آقایون شاخ در میاری !!! ... حجت الاسلام حسینی نماینده مجلس، هاشمی معاون استاندار خراسان رضوی و فرماندار نیشابور، حجت الاسلام غفاری رئیس اداره اطلاعات، حجت الاسلام سلامی امام جمعه موقت، کرمانی رئیس شورای اسلامی استان، مدیح شهردار نیشابور !!! اینا کیَن دیگه ؟!!! اصلا پرویز رو میشناختن ؟! میدونن که آهنگساز بوده ؟ چه سازی می زده ؟ میدونن که پرویز بخاطره غصه خوردن از دست ِ امثال ِ این آقایون دق کرد ؟!!! اصلا اینا مگه نمیگن موسیقی حرومه؟! پس چرا توی مراسم ِ کسی که کارش ، عشقش ، زندگیش ، موسیقی بوده شرکت می کنن ؟! بگذریم ... ولی جداً , چرا ؟ ... چرا مرده پرست و خصم ِ جانیم ؟ ...

دریغا ... پرویز هم رفت... لحظه ی دیدارش با معشوق چه زود رسید ...

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 19:53  توسط مهدي   | 

بداهه در موسیقی هنری ِ ایران (2)

 

 روند های رایج بداهه :

هنر تکنوازی ِ آزاد اغلب با سخنوری مقایسه شده است. مطالعه ی سخنوری موسیقیایی در سنت های خاورمیانه ای ، نه فقط برای سهولت تحلیل ، بلکه همچنین برای تامین ِ انسجام معرفت شناختی ، با توجه به این مقولات انجام می شود. در واقع ، در این فرهنگ ها ، هنر ِ سخنوری ، نظم و نثر وسیعا در تداوم علم خطابت یونانی پخته شده است. شاخه های این علم خطابت کاملا با لایه های مختلف بداهه پردازی در موسیقی ، یعنی موارد زیر منطبق است:

 حافظه : خطیب کاملا یا تقریبا از بَر می کند ، هرگز از رو نمی خواند. به همین ترتیب ، بسیاری از موسیقی دانان عناصر مهم بداهه پردازی خود را آماده و از بَر می کنند ؛
 ترتیب : ترتیب عبارت و مُدگری ها؛
 ابداع : بدیع بودن ایده ها ؛
 طرز بیان : جستجوی فرم ، بازی کردن با فیگور ها ، کنایه ها ، سَبک ؛
 کنش ، تلفظ : استفاده از بدن و جلوه های صدا ؛

از میان همه ی این ها تلفظ و طرز بیان اهمیت ویژه ای در بداهه از نوع ِ غیر ضربی ( با وزن آزاد ) ، که سیالیت ِ گفتار قابل مقایسه است دارند. موارد دیگر ، بر عکس ، بیشتر به حوزه ی اهنگسازی مربوط می شوند.

از سوی دیگر ، جالب خواهد بود اگر فهرستی از فرایند های آهنگسازی خودانگیخته در سبک ردیف و مرتب کردن ِ آنها بر حسب سطوح مختلف ، از تغییر های جزئی ِ یک مدل مشخص ( اجرای مو به مو ) گرفته تا تغییرات آزادانه تر ، با گذر از درجات مختلف تفسیر ، ساده خواهد بود. این عملیات که احتمالا ترکیب شدنی خواهد بود، می تواند همانگونه که ما در اینجا مختصرا آورده ایم انجام گیرد. باید بر این واقعیت تاکید کرد که بداهه پردازی هرگز ، به طور سنتی ، نه موضوع تعلیم بوده است و نه موضوع رویکردی نظام مند. در این شرایط ، تعلیم آن به شیوه های غیر مستقیم ِ مختلفی صورت می گیرد :

 با جذب هوشمندانه ی ردیف که از برخی از آنها بهره برداری می شود؛
 با تقلید از بداهه – ساخته های اساتید؛
 با مقایسه ی ردیف ها مختلف به نحوی که بتوان از آن یک مدل انتزاعی ، جوهر هر گوشه را ف استخراج کرد؛
 فقط جذب مدل ها به جذب روند های خلاقیتی منجر خواهد شد که ایجاد ِ آثار یا تحقق اجرا های بدیع را ممکن می کند؛

 برخی روند های برخورد با متن موسیقایی :

ریتم :

 افزایش تُندا : سریع تر نواختن یک انگاره؛
 کاهش تُندا : کند تر نواختن یک انگاره؛
 تضاد مندی : استفاده از ارزش های ریتمیک ِ متضاد؛
 موزون کردن : ضربی نواختن ِ یک ملودی ِ غیر ضربی؛
 غیر موزون کردن : غیر ضربی نواختن یک ملودی ِ ضربی؛
 تغییر وزن : تغییر ریتم یک ملودی ؛
 نقطه گذاری : توضع تاکیدات در یک ریتم ِ غیر ضربی ( با وزن آزاد )؛
 تقطیع : تاکید بر میزان و ضرب بطور منظم ؛
 اعوجاج : از شکل انداختن تا حدی به معنای منفی؛

 تزئینات :

 تزئینات : افزودن زیور ها ( فیوریتورها )؛
 عریان سازی : حذف زیور ها؛
 نوع زینت : مقطعی یا گسترده . یا برُدری (روی کانوا ) و کوچک سازی ( به معنای کلاسیک کلمه )؛

 ملودی :

 اختصار : فشردگی ، تنوع ، گونه گونی تم ها و انگاره ها ، ساختار ها ؛
 تکرار : تکرار تم ها و انگاره های بدون تغیرات مهم که نشانه ی فقر در ابداع است؛
 رقیق کردن : بزرگ سازی ِ ملودی و استفاده از تزئینات سهل الوصول. تکرار؛
 پر مغز کردن : ملودی با تزئینات ، پل ها ، مقدمه ها ، فرود ها و ... آراسته می شود؛
 تفسیر : تم تغییر میابد ، اما هنوز قابل تشخیص باقی می ماند؛
 تقلید : تم تا اندازه ای به شکل ساده شده باز سازی می شود؛
 واپیچش : تم دیگر قابل تشخیص نیست، اما از برخی عناصر آن همچون مدلی برای یک واریاسیون ِ آزاد استفاده می شود؛
 درج : وارد کردن جزئی بیگانه با ملودی یا مُد به نحوی که با زمینه به خوبی جفت شود؛
 وصله پینه یا نقل قول : مثل بالا ، اما در اینجا درج با زمینه جفت نمی شود؛
 حشو : قسمتی که حکم پُل و پُر کننده دارد، مثلا برای میزان یا تم؛
 رنگ آمیزی : وارد کردن رنگها صوتی متضاد؛
 هنگام سازی : گذار به هنگام بالایی یا پایینی؛
 انتقال : گذار به تونالیته ای دیگر؛
 مُد گری : گذر به گامی دیگر؛
 تبدیل : انتقال تم به بخش دیگری از همان گام ؛

 و ...

 موقعیت ها و انگیزه ها :

چه چیزی هنرمند را به سمت بداهه سوق می دهد ، بجای اینکه قطعه ای را عینا بنوازد ؟ می توان ، ابتدا از موقعیت های زیر سخن گفت :

 به آواز خواندن ِ یک شعر. همراهی کردن ِ یک خواننده . دونوازی ِ آزاد ؛
 نواختن در تنالیته ای دیگر که نیاز به تغییر انگشت گذاری دارد ؛
 تغییر کوک یا تغییر تنالیته می تواند موجد ِ تاثیرات ِ صدا شناختی ِ دیگری ( مثل رنگ صوتی ، هماهنگی ِ اصوات ) شود که نیاز به تطبیق خواهد داشت ؛
 اشتباه : انگشت گذاری ِ اشتباه ، فراموش کردن یک گذر ( پاساژ ) ؛
 پریدن از یک قسمت و ایجاد یک پل برای ارتباط دادن دو بخش ؛
 وارد کردن ِ یک مُدگری ؛

 از میان انگیزه های ذهنی می توان به موارد زیر اشاره کرد :

 شکستن یکنواختی ، تفریح کردن: تکرار شکل های تثبیت شده عموما باعث ملال اجرا کننده می شود. درست است که برخی ها هرگز چیزی را در اجرا های خود تغییر نمی دهند ، اما دیگران در برابر ِ جذابیت ِ تفسیر مقاومت نمی کنند و به خلق پُل های ارتباطی ، سکته ها ، برُدری ها و ... دست می زنند. این اعمال در اجراهای گروهی ِ یک ساز ضربی ، که به اجرا کننده اجازه می دهد همواره متن ِ مرجع را گویی جلوی چشم داشته باشد، بسیار ساده تر است.

 استادان قدیم اغلب از اینکه برای شنوندگان ِ نا آگاه بنوازند ، اجتناب می کردند اما بیشتر هنرمندان ِ فعلی کمابیش خود را ، به ضرر خلوص ِ هنرشان ، با ذوق شنوندگان تطبیق می دهند. موسیقی ایرانی هرگز برای کنسرت عمومی در نظر گرفته نشده است . بنابراین چالب است ببینیم چگونه تکنوازان ِ سنتی اجراهای خود را بر حسب ِ شنوندگان تنظیم می کنند. کنسرت ها آنان را مجبور می کند بیش از یک ساعت بنوازند و اجرای خود را با وارد کردن ِ بخش های متعدد ضربی ، با رقیق کردن ملودی ها ، کاهش تُندا , ایجاد تضاد های بیشتر و غیر متنوع کنند. این امر نه برای استادانی که شناختی عمیق از کارگان دارند، بلکه برای آنانی که تنها به قوه ی تخیل خود اتکا می کنند مشکل ایجاد می کند.

« ردیف نوعی اطمینان موسیقایی به موسیقیدان می دهد . کسی که ردیف را می شناشد به خود اعتماد دارد و می تواند در هر جایی و هر زمانی بنوازد. بر عکس ، موسیقیدانی که ردیف را نمی شناسد باید روی الهاماتی حساب کند که گاه می آیند و گاه نمی آیند. به این ترتیب ، چنین موسیقی دانی نمی توانداین اعتماد بنفس را داشته باشد. این مسئله ای است که خود ِ من آنرا تجربه کرده ام » ( داریوش صفوت ، سُربُن )

 در قدیم ، هنگامی که هنرمندی حال ِ لازم را نداشت ، کافی بود تا برای مخاطبانش ردیف را بنوازد ، همانگونه که در غرب یا بسیاری از فرهنگ های شرقی اتفاق می افتد. امروزه که اجرای ردیف مقبول نیست ( چون بیش از حد شنیده شده است ) ، مخاطبین همواره به دنبال ِ چیزی تازه و تاثیر گذارند. بنابراین بسیاری از اجرا کنندگان خود را کمابیش مجبور به استفاده از چیره دستی ِ خود ، غافلگیر کردن مخاطب و تظاهر به فعالیت خلاقانه ی فی المجلس می بینند. خیلی ها به جای اینکه به خطرات بداهه ی خلاقانه تن دهند، تکنوازی های خود را از پیش آماده می کنند ، اما تنظیم ها و ساخته های خو را بطور ِ ضمنی همچون خلاقیت ها خود انگیخته ارائه می دهند. هیچکس نمی تواند حدس بزند که همه چیز برنامه ریزی شده بوده است ، مگر اینکه آنها را در موقعیتی دیگر بشنوند.

کارکرد اصلی بداهه در موسیقی شرقی برقراری ارتباطی خاص میان اجرا کننده ، مخاطب ، محتوای موسیقایی و اجرا و نیز میان ِ هر یک از این عوامل است. اجرای قطعات تثبیت شده آنقدر انعطاف ندارند که بتوانند بازتاب درونیات ِ اجرا کننده و یا شنوندگان باشد . بنابر ایناجرا کننده مجبور است تغیراتی در مُدل بدهد ، به نحوی که شکل را با موقعیت ها و حالات درونی هماهنگ کند. هنگامی که به این امر توفق میابد ، برخی فرآیندهای ارتباط گیری را که حال و طرب ِ اجرا را تشکیل می دهند به عمل در می آورد ، چیزی که شاید کارکرد اولیه ی بسیاری از اَعمال ِ موسیقایی باشد.

پایان ...

دانلود کنید

l تصنیف راست پنجگاه l
تار و آواز ! : محمدرضا لطفی
حجم فایل : 722 کیلو بایت
زمان : 0۶ : 0۴

دانلود کنید
بداهه نوازی " کمانچه " l
استاد اصغر بهاری
حجم فایل : 850 کیلو بایت
زمان :

دانلود کنید
 l بداهه نوازی " تار " l
استاد جلیل شهناز
حجم فایل : 1.05 مگابایت
زمان :  08: 06

دانلود کنید
بداهه نوازی "سه تار " l
استاد احمد عبادی
حجم فایل : 1.08 مگابایت
زمان :  17: 06 

پی نوشت

برگرفته از فصلنامه موسیقی ماهور / شماره ۳۷ ، نوشته ی ژان دورینگ ، ترجمه ساسان فاطمی ؛
همه ی نقل قول ها از استاد صفوت به کنفرانس وی در سال ۱۹۸۸ "سربن" مربوط می شود. 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 0:1  توسط مهدي   | 

بداهه در موسیقی ِ هنری ایران (1)

 

 

 مفهوم بداهه :

با اینکه امروزه بداهه جایگاه مهمی در موسیقی ایرانی بدست آورده است , این عمل آنقدر ها هم که تصور میشود بنیانی نیست. به طور کلی چنین عملی در سنت های محلی چندان رواج ندارد و در چندین مکتب بزرگ ِ وابسته به مقام , مثل مکتب تاجیک ها , ازبک ها و ایغور ها یا کشمیری ها تقریبا غایب است (البته این بدان معنا نیست که موسیقی دانان قادر به بداهه پردازی نیستند) . هرچند اصطلاحات خاصی مثل «بداهه نوازی» و « بداهه پردازی» که احتمالا از سنت شعری به عاریت گرفته شده اند وجود دارند , اما هرگز یک تکنوازی آزاد همچون یک بداهه نوازی در « فلان مُد » ارائه نمی شود.

در ایران اصطلاحی مقابل تقسیم سنت های خاور نزدیکی نیز وجود ندارد . به نظر می رسد فقط از قرن بیستم و احتمالا تحت تاثیر غرب است که از بداهه صحبت می شود . در گذشته این عمل بر خلاف آهنگسازی که شهرت موسیقی دانان و یا راه یابی آنان به دربار را تضمین می کرده چندان با ارزش به حساب نمی آمده است. سنتی ها کمتر به بداهه اهمیت می دهند تا به نحوه ی تطبیق شعر با استاندارد های ملودیک توسط یک خواننده , یا به نحوه همراهی یک نوازنده و جواب او به خواننده , عملی که به توانایی های خلاقانه در « زمان واقعی » نیاز دارد و شاید شکلی ریشه ای از بداهه پردازی باشد. به طور سنتی , توانایی در خلاقیت باید به صورت طبیعی رشد یابد و از تعمق در مدل های کلاسیک ناشی شود. امروزه , بداهه حداقل همچون مفهومی همسان با خلاقیت چنان با ارزش به حساب می آید که مستر کلاس های بداهه تشکیل می شود , اقدامی که کاملا غربی است. اما به هر حال , اهمیت مفهوم بداهه را باید نسبی کرد , زیرا شنودگان حتی خبرگان به ندرت قادرند درباره میزان ابداع یک اجرا و حتی کمتر از آن در باره میزان خود انگیختگی ِ آن قضاوت کنند.

 

 مفهوم مدل :

مفهوم قطعه ی ثابت در اینجا بسیار مبهم تر از این مفهوم در غرب یا در دیگر سنت های شرقی است. از یک اثر روایت ها یا اقتباس های مختلف وجود دارد و خلق اغلب نوعی تفسیر یا تعبیر ار یک متن مرجع است. در ایران این مرجع کارگانی است از چند صد ملودی مدل « گوشه » که باید روز آنها را نُت به نُت از بَر کرد. با استخراج قواعد ضمنی , زیبا شناسی ِ کلی و خطوط اصلی این ملودی هاست که خلق ِ اشکال ِ بداهه یا آهنگسازی شده ی دیگر ممکن می شود. در واقع , مجموعه ی گوشه ها (یعنی ردیف) فراتر از یک اثر است, چراکه قواعد زیبا شناختی و فنی ِ موسیقی را تشکیل می دهد و فروتر از یک اثر است , چون سرنوشت آن تغیر شکل و باز آفرینی در هر اجرا با نرخ متغیر ِ موارد غیر قابل پیش بینی است.

قدما , نسبتا به مدل نزدیک می مانده و دخالت اندکی در آن می کرده اند و بیشتر بر شیوه ی اجرا متمرکز می شدند تا بر خلق ِ خو انگیخته ی اَشکال ِ کاملا تازه . می توان تصور کرد که شیوه های حفظ کارگان ( نُت نگاری , سپس ضبط ) موسیقی دانان را به نسبی کردن مفهوم مدل سوق داده و آنان را به ارجاع هرچه کمتر به آن برای ارزش گذاری بر دستاورد های شخصی از طریق بداهه تشویق کرده است. هنرمندی مثل عبادی , کاملا آگاه از اینکه چیزی موقتی تولید می کند با اندک علاقه به باز تولید آنچه که قبلا تولید کرده بود و با دغدغه ی باز هم کمتری برای آهنگسازی , با سه تار ِ خود فقط بداهه نوازی می کرد.

دلایلی وجود دارد برای اینکه فکر کنیم این دیالکتیک میان سنتی ها و مدرن ها به ظهور رسانه ها ( کنسرت و رادیو ) و شاید به غربی سازی ارتباط دارد که مخاطبان تازه ای با توقعات و معیار های متفاوت به وجود آورده اند. این دیالکتیک همچنین بازتاب نوعی رکورد ِ سنت ِ عالمانه است , سنتی که چنان در اواخر قرن نوزدهم اوج گرفته بود که نمی توانست خود را حفظ کند, مگر در نوعی آکادمی گرایی که بداهه باید از آن می گریخت.

 دو شیوه ی خلاقانه :

مثال ِ احمد عبادی ما را به متمایز کردن دو نوع بداهه پردازی الف و ب رهنمون می شود, که هرکدام درجات مختلفی بر حسب «تعریف» آنها , به معنای عکسبردارانه ی کلمه دارند.
تعریف غایی تعریف اثر است , در وحدت و فردیت ِ درونی آن که با یک نام , یک مولف و یک جایگاه در درون نظام مشخص می شود( مثال : گوشه ی حسینی در ردیف استاد دوامی ) . در مقابل , تعاریف بسیار وسیع و کلی قرار دارند . برخی اجرا ها فقط با عباراتی مثل ِ « بداهه در گام ِ (مایه ی ) سه گاه روی ریتم 8/6 » می توانند نامیده شوند.

دانلود کنید
گوشه های عزال و حسینی با صدای استاد دوامی در دستگاه شور


 شیوه ی الف عبارت است از اجرا بر اساس یک مدل ِ مرجع دقیقا مشخص که به طور کامل یا تقریبی فرا گرفته شده است , با دور نزدیک شدن ازادانه نسبت به آن . این مدل از لایه های مختلف یک ردیف یا احتمالا چندین ردیف , که در ذهن با هم ترکیب شده اند تشکیل شده است. بداهه ی الف کار هنرمندانی نیز هست که سطح تعریف بسیار پیشرفته ای از ردیف و گوشه های آن ندارند اما به سَبک ِ آن مسلط هستند و قادرند به ابداعات و تنظیماتی دست بزنند. هر چه از مدل دورتر شویم بیشتر باید ابداع کنیم اما همچنین بیشتر با این خطر مواجه می شویم که خود را پایین تر از معیار های کیفیتی که مدل تحمیل می کند قرار دهیم. جلوتر که برویم این فرایند به یک نظم شکنی برای ساختار بندی ِ دوباره رهنمون می شود.

 شیوه ی ب , نه بر اساس یک مدل کامل شده ( ردیف ) , بلکه صرفا براساس یک ساختار ملودیک تُنال ِ عمومی استوار است که تعریفی خاص و شخصی به آن می دهیم . در این شیوه مجموعه ای یکپارچه بر مبنای عناصر متفرقه ( استخوان بندی , انگاره های نمونه وار , مجموعه ی فیگور ها و تزیینات ِ نمونه وار ) ساخته می شود . در صورت موفقیت استثنایی در یکپارچگی و خاص بودن ِ بداهه به مدلی ( حفظ شده یا ضبط شده ) می رسیم که مثل ردیف می تواند تثبیت شود. برخی از ضبط های که همچون مرجع از آنها استفاده می شود و از بر می شوند از این گونه اند. این شیوه یا ناشی از آشنایی نسبتا ناقص با ردیف مدل یا ناشی از فراموش کردن آن ( تا حدودی مورد عبادی ) یا ناشی از بین پرانتز گذاشتن آن در ذهن است. نیز موسیقی دانانی که نه آهنگ های تثبیت شده بلکه طرح های ملودیکی در حافظه دارند که در هر اجرا انرا به اَشکالِ مختلف , اما با استفاده از خُرده فرمول ها , استاندارد ها , کلیشه ها و تزییناتِ مناسب محقق می کنند از این شیوه بهره می گیرند. به این ترتیب در سطوح بالا , ب به الف می پیوندد. این امکان وجود دارد که سرچشمه ی گوشه های ردیف در بداهه های ِ نوع ِ ب ای باشد که بطور خاصی موفق بوده و به حافظه سپرده شده اند. از سوی دیگر , الف و ب می توانند در طی یک تکنوازی با هم تلفیق شوند.

 انواع مختلف بداهه :

انواع مختلف واریاسیون در ارتباط با مدل وجود دارد :

 اجرای مو به موی ردیف , با اندکی تغییر ( تقریبا قابل مقایسه با سازهای شستی دار در دوره ی بارُک ).
 اجرا بر اساس ردیف , که در آن می توان در هر لحظه قسمت های مختلف را با نام آنها تشخیص داد . با این حال اجرا کننده می توانند خلاقیت بسیار به کار بندد . این نوع اجرا ممکن است هم از یک استاد ردیف سر بزند و هم از یک موسیقی دان متوسط.
 اجرایی که در آن تنها برخی از عناصر را می توان با نام انها تشخیص داد و ردیابی کرد. این سطح از بداهه , سطح ِ هنرمندانی است که ردیف را فراموش کرده اند و برخی ویژگی ها فنی , انگاره های کوچک , ساختارهای گسترش و برخی ملودی های کم و بیش مشخص را بخاطر سپرده اند . نِتل نشان داده که اینگونه بداهه ها از ترکیب ِ کمابیش منسجم ِ انگاره های ردیف ( از گوشه های مشخص ) و دستاورد های شخصی تشکیل شده است .
 در آخرین مرحله , رد پای ردیف عملا به طرح های ملودیک , گام های سَبک ِ تزیین تقلیل میابد . اغلب نمی توان گفت این یا آن گذر (پاساژ) به کدام گوشه تعلق دارد . ویژگی ِ ایرانی ِ این بداهه ها فقط در فواصل , گام ها , گستره ی نغمگی و تزیینات و گاهی در برخی فرمول های ریتمیک ِ نوع نمون , اساسا در 8/6 ظاهر می شود. بداهه های رادیویی فرهنگ شریف , تاکستانی , مجد و دیگر نوازندگان تار , که بخصوص مورد توجه مخاطبین فاقد آموزش موسیقایی در دهه های 40 و 50 ( هجری شمسی ) بوده اند از این نوع است.

دانلود کنید
بداهه نوازی استاد مجد در دستگاه همایون همراه با تنبک امیرناصر افتتاح

داریوش صفوت , استادی که که تاملات زیادی بر موسیقی خود داشته است, سه نوع بداهه را که وی آنها را به پرواز با هواپیما , گردش با خودرو و ولگردی شبیه می داند , از هم متمایز می کند.
« پرواز , باید کاملا مثلا یک سفر هوایی ، برنامه ریزی شده باشد ... وگرنه فاجعه به بار می آورد . گردش یک حرکت آزادانه است که , هرچند هنوز منضبط نیست , اما با این حال با رعایت برخی ضوابط ، محاسباتی برای آن صورت می گیرد. در هر حال گردش خیلی برنامه ریزی شده نیست و کمابیش به موقعیت بستگی دارد. اگر با خودرو گردش کنیم و بنزین تمام کنیم ، پیاده ادامه می دهیم. نقص فنی در گردش به خطرناکی ِ نقص فنی در پرواز نیست . سر انجام ولگردی حرکتی است بی اندازه آزاد برای پر کردن وقت که نیازی با ادراک و تلاش فکری ندارد. در ایران موسیقی دانانی داریم که خیلی خوب می دانند از این حرکات استفاه کنند. کسانی که می توانند بدون اینکه هیچ ملودی ای ایجاد کنند ، بنوازند. »

 پی نوشت :

برگرفته از فصلنامه موسیقی ماهور / شماره ۳۷ ، نوشته ی ژان دورینگ ، ترجمه ساسان فاطمی
همه ی نقل قول ها از استاد صفوت به کنفرانس وی در سال ۱۹۸۸ "سربن" مربوط می شود. 

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 0:42  توسط مهدي   | 

شجریان پای در جای پای عارف قزوینی می گذارد ...

صحبت های محسن سازگارا در رابطه با استاد شجریان

 

فایل صوتی صحبتهای محسن سازگارا در رابطه با استاد شجریان رو می توانید از اینجا دریافت کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 13:48  توسط مهدي   | 

شجریان , بلند گوی BBC و VOA !!!

 

چه شده ست, کسی را که استاد آواز ایران می خواندند هم اکنون  تا حد ِ بلندگوی رسانه های خارجی نزولش داده اند ؟!!!

کاریکاتو از روزنامه کیهان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 14:50  توسط مهدي   | 

فلک را جور بی اندازه گشتست ...

توی این دو ماه ِ اخیر مطالب ِ اکثر وبلاگ ها متاثر از فضایی بود که بعد از انتخابات بوجود اومد. وبلاگ های موسیقی هم مستثنی از این امر نبودند و از اخبار نارضایتی شجریان از پخش آثارش در صدا و سیما بگیر تا معرفی کلیپ ها و تصنیف ها و آهنگ هایی که هنرمندان موسیقی ایرانی متناسب با وقایع اخیر ساخته بودند رو پوشش دادند ولی با این وجود او طوری که باید حق مطلب رو ادا نکردیم ...

نمی دونم چرا این روزا مثل گذشته دست و دلمون به نوشتن نمیره ؟!...

استاد علیزاده توی آلبوم " راز نو " تصنیفی داره به نام " فلک " که فکر می کنم با اوضاع و احوال کنونی کشور ما بی ربط نباشه !

محسن کرامتی - داریوش زرگری - حسین علیزاده - افسانه رثایی

تصنیف " فلک"
دستگاه : مقام داد و بیداد *
گروه هم آوایان :
تار : حسین علیزاده
تنبک : داریوش زرگری
دمام : علی صمد پور
همخوانان : محسن کرامتی افسانه رثایی هما نیک نام 

دانلود کنید
دانلود کنید

شعر : میرزا نصیر اصفهانی

فلک را جور بی اندازه گشتست
جهان را رسم و آیین تازه گشتست
هَزار امروز هم آواز ِ زاغ است
گُل از بی رونقی ها خار باغ است

نه خندان غنچه نه سرو از غم آزاد
نه گل خرم نه بلبل خاطرش شاد
غم دیرینه گر در سینه داری
چه غم گر باده ی دیرینه داری

دو چیز اندُه بَرَد از خاطر تنگ
نی ِ خوش نغمه و مرغ خوش آهنگ
فلک را عادت دیرینه این است
که با آزادگان دائم به کین است

 

 مقام داد و بیداد : مقامی است ابداعی که از دو گوشه ی " داد " در دستگاه ماهور و گوشه ی " بیداد " در دستگاه همایون به عنوان یک مقام مسقل توسط حسین علیزاده ارائه شده است . گردش آهنگ در این مقام به شکل زیر می باشد ...

گردش آهنگ در مقام " داد و بیداد "

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 11:36  توسط مهدي   | 

هنرمندان همراه با مردم

دیروز و امروز از طریق دوتا از دوستان بسیار خوبم (عطا « همنوا با سوز نی »  و  محمد « بیداد » ) متوجه شدم که برخی از اهالی موسیقی ایرانی هم آثاری مرتبط با حوادث اخیر که در کشورمون اتفاق افتاد ارائه دادند . خیلی خوشحال شدم ...

ظاهرا من اشتباه فکر می کردم و موزیسین های ایرانی هم توی این مدت بیکار نبودند و آثار قابل توجهی رو تولید کردند .

شهرام ناظری ناظری و پژمان طاهری بر روی شعری حماسی از زنده یاد فریدون مشیری اثر ارزنده ای را با نام « ایران کهن » آفریدند ...

 برای دریافت این اثر در یوتیوب به اینجا مراجعه کنید

 برای دریافت این اثر در ۴sheard به اینجا مراجعه کنید

و اما دوست و همکار بسیار عزیز ( البته در حوزه وبلاگ نویسی منظورمه) جناب ابوسعید مرضایی هم آهنگسازی اثری  بسیار زیبا با نام  « بهار غم انگیز» را با صدای بامداد فلاحتی عهده دار بوده اند ...

 پدید آورندگان اثر :

 آهنگساز تار و سه تار و بم تار: ابوسعید مرضایی
 خواننده : بامداد فلاحتی
 کمانچه : کاوه معتمدیان
 دف : ارشاد واعظ تهرانی
 تمبک : شایان یزدی زاده
 شعر : استاد هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سایه)
 
 تصنیف بهار غم انگیز را می توانید در اینجا  دریافت کنید

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 22:52  توسط مهدي   | 

به پا خیزید ...

روزهای سرنوشت ساز و مهمی توی تاریخ کشورم داره رقم می خوره . جوونای وطنم برای احقاق حقشون تلاش می کنند , با هر روشی , از راهپیمایی سکوت بگیر تا شعار دادن, درگیر شدن با نیروهای نظامی و غیر نظامی !!!, الله اکبر گفتن بر سر پشت بوم ها و در نهایت ریخته شدن خونشون روی سنگفرشای خیابون ...

فکرشو بکن , آخه یه دختر دانشجوی فلسفه که با موسیقی هم سر و کار داره , چطور میشه اسمش رو اغتشاشگر گذاشت و اینطور دردناک از بین بردش ؟!!!

این روزا همه جای دنیا صحبت از ایران و ایرانیه, حتی خواننده ها و آهنگساز های غیر ایرانی برای هموطنای من خوندند و آهنگ ساختن  البته " رَپِر ها "و " خواننده های لس آنجلسی " هم بیکار نبودن و آثاری رو در رابطه با وقایع اخیر ایران ساختند, اما این وسط خبری از موزیسین ها و خواننده های موسیقی ایرانی نیست !!!

مگه میشه ؟! 

زمانی  نه چندان دور , مردانی بودند که " ژاله خون شد " و " برادر بیقراره "رو ساختند و پا به پای مردم فریادشون رو با موسیقیشون سر می دادند .

یعنی توی این چند سال چه اتفاقاتی افتاده که موزیسین ها و خواننده های غیر ایرانی نسبت به هموطنای من احساس مسئولیت بیشتری می کنن؟! 

علیزاده ها و لطفی ها کجا هستن ؟ یعنی توی این سی سال نتونستن ۴تا شاگرد تربیت کنن که توی چنین مواقعی احساس مسئولیت داشته باشن ؟

اون حضراتی که از سیاست های نظام در خصوص موسیقی ایرانی شاکی بودند الان کجا هستن ؟ یکی نیست بگه این ملتی که خونشون کف خیابونا ریخته شده از همین جهالت و تنگ نظری ها خونشون به جوش اومد که ...

 به پا خیزید ...

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 2:14  توسط مهدي   | 

کنسرت علی اصغر شاهزیدی در اصفهان

عکس از وبلاگ خانه موسیقی اصفهان

نغمه های نوروزی 3

3 فروردین : شبی با موسیقی کلاسیک ( گروه موسیقی آرپا)
4 فروردین : گروه موسیقی آوای هزار دستان
5 فروردین : گروه موسیقی روح افزا
6 فروردین : گروه موسیقی مکتوب نخست سپاهان
7 فروردین : شبی با تکنوازان
8 فروردین : گروه موسیقی شیدا و پایور
9 فروردین : گروه موسیقی درویش خان
10 فروردین : گروه موسیقی نیک پندار نوین
11 فروردین : به یاد استاد تاج اصفهانی ( با هنرمندی علی اصغر شاهزیدی و محمد تقی سعیدی )

این خبر رو , سوم یا چهارم فروردین بود که  روی وبلاگ دوست عزیزم نادر ناظمی خوندم :

از بین این گروه ها , کنسرتِ شب آخر نظرم رو جلب کرد . اول اینکه درباره ی شاهزیدی زیاد شنیده بودم , ولی از آثارش فقط یکی از  تصنیف هاش ( باغبان مست  با آهنگسازی استاد تجویدی ) رو شنیده بودم و مورد دیگه اینکه آقای سعیدی نوازنده سه تار هستند و منم بخاطر علاقه ی شدیدی که به این ساز دارم بیشتر مشتاق دیدن این برنامه شدم ...
خلاصه , گذشت تا شب ِ کنسرت ...

 اولین مسئله ای که ناراحتم کرد , حضور ِ خواهران بسیجی در سالن برگزاری کنسرت و تذکرات مکررشون در رابطه با رعایت حجاب اسلامی به خانم ها بود !!!

 مورد دیگه که این نارحتی رو به اوجش رسوند حضور نداشتن جناب سعیدی بود , که به گفته ی جناب شاهزیدی " سرما خردگی " دلیل ِ عدم حضور ایشون بوده !!!

 به جای آقای سعیدی گروهی چهار نفره , شاهزیدی رو در این برنامه همراهی کردند :

 نی : حسن منصوری
 تار : سعید مزدک
 دیوان : فریدون فراهانی
 تنبک : شاهین شیخ بهایی

دانلود کنید

 قسمت اول کنسرت در "دستگاه همایون" را می توانید از اینجا دریافت کنید. 

 لازم به ذکر است که قسمت دوم این کنسرت در " آواز افشاری " اجرا شد ...

 


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 9:55  توسط مهدي   | 

دستگاه همایون به روایت عبدالله خان دوامی

عبدالله خان دوامی

 درآمد

چنان به موی ِ تو آشفته ام به بوی تو مست             که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست
در قفــــــس طلبـــد هر کجا گـــــــرفتاریست             من از کمنــــد تو تا زنـده ام نخواهم جست


l دریافت کنید l

 چکاوک

مجال ِ خواب نمی باشدم ز دست خیال                   در ِ ســــرای نشـــاید بر آشنایان بســت


l دریافت کنید l

 شوشتری

بروی دلبری من مایه دســــتم                          مکــن منعم گرفتار دل هستـــم
خدا را ساربان آهسته مي ران                          كه من وامانده اين قافله هستم


l دریافت کنید l

 لیلی مجنون

ای زلف تو هر خمی کمندی               چشمت به کرشمه چشم بندی
مخـــرام بدین صفت مبـــــاد               کـــز چشــــــم بدت رسد گزندی


l دریافت کنید l

 نی داوود

ز دست دیده و دل هر دو فــــریاد              که هرچه دیده بیند دل کند یاد
 بسازم خنجری نیــشش ز فولاد              زنـم بر دیده تا دل گــــــردد آزاد


l دریافت کنید l

 بیداد

اگر مجنون دل شوریده ای داشت             دل لیــلی از او شوریــــده تر بود


l دریافت کنید l

 بختیاری

خـــــدا را ساربان آهسته مي ران              كه مـن وامانده اين قافــــله استم
تـو که با مـــــا سر یـــــاری نداری               چـــــرا از نیمه شو آیـی به خوابم
خدایـا داد از این دل داد از این دل                نگردیدی مو  یکدم شاد از این دل
 که فردا داد خواهان , داد خواهند                برآرم من دوصــــد فریاد از این دل


l دریافت کنید l

 اوج

به صحرا بنگــرم صحـــــرا تو بینم              به دریا بنگـــــرم دریا تو بینم
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت              نشــان از قامت رعنا تو بینم


l دریافت کنید l

 تصنیف همایون ( بملازمان سلطان)

بمــلازمان سلــــطان که رســـاند این دعــا را              که به شـــــور پادشاهی ز نظر مران گدا را
چه قیامتست و جانان که به عاشقان نمودی             رخ همچو ماه تابان , دل همچو سنگ خارا
یـــــار بــــا مـــــا بــی وفـــــایی مـــــی کنـــــد             بـــی سبـب از مـــــا جدایـــــی می کـــــند
شمـــــع جانـــــم را بســـــوزان بـــــی وفــــــا              جـــــای ِ دیگـــــر آشـــــنایی مـــــی کـــــند
ز رقیب دیو سیرت به خــدا همــی پناهــــــم               مگـــــر آن شهـاب ثاقب مددی کند سها را


l دریافت کنید l

 تصنیف همایون ( هلاک ِ من )

آنکه هلاک من همی خواهد و من ســلامتش                 هرچه کند به شاهدی کس نکند ملامتش
میــــوه نمیدهد به کـــس باغ تفرجست و بس                جز بنظر نمی رسد سیب ِ درخت قــامتش
داروی دل نمی کنم کان که مریض عشق شد                 هیـــــچ دوا نیـــــاورد باز به استقـــــامتش
کـــــاش که در قیـــــامتش بار دگـــــر بدیدمی                 کان چه گنـــــاه او بود من بکشم غرامتش


l دریافت کنید l

 

 پی نوشت :

 امیدوارم دوستانی که در مطلب مربوط به گوشه های دستگاه همایون, ردیف استاد دوامی رو درخواست کرده بودند, بنده رو بخاطر اینکه نتوانستم به موقع درخواست آنها را اجابت کنم ببخشند!

 در اینجا می توانید مطلبی که دوست عزیزم " محمود صالحی " در رابطه با بیو گرافی و برخی از آثار, استاد دوامی نوشته است را مشاهده نمایید. 

 مطالب مرتبط :

 ماهور
 ‹‹ گوشه هاي ماهور ››
 شور (ابوعطا ، افشاري ، دشتي ، بيات ترك)
 ‹‹ گوشه هاي شور ››
 چهار گاه
 ‹‹ گوشه هاي چهار گاه ›› 
 همایون
 ‹‹ گوشه هاي همایون ›› 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 22:44  توسط مهدي   | 

گروه های موسیقی" لیان " و " مروارید لیان " !

اواخر مرداد ماه بود که بود که خبری رو در وبلاگ دوست عزیزم , جناب هوشنگ سامانی خواندم, که از موفقیت یک گروه موسیقی محلی, به نام " مروارید لیان " خبر می داد. تا بحال اسم این گروه رو نشنیده بودم ! ولی خیلی خوشحال شدم که هموطنانم در زمینه موسیقی محلی, در سطح بین المللی توانسته اند که مطرح شوند.

گذشت, تا دیروز که داشتم در کانال های تلوزیون جستجو می کردم , یکباره با پدیده ای نادر مواجه شدم ! در یکی از این شبکه های لس آنجلسی (تصویر ایران), کنسرتی از شجریان بهمراه پرویز مشکاتیان و همایون در حال پخش بود. تصنیف شیدایی رو اجرا کردند. پس از پایان تصنیف , مجری برنامه , آقای (هومان پور مهدی) آمدند و در رابطه با فعالیت های گروهشان (که "لیان" نام داشت!) سخن گفتند; و گِله کردند از گروهی با همین نام ( گروهی که در مطلب جناب سامانی بهش اشاره شده بود ) در ایران و اینکه " گروه لیان " ی که در لس آنجلس فعالیت می کند از قدمت بیشتری برخودار است و در فِلان جا و فِلان جا ثبت شده و ... در ادامه ی برنامه ( که اگر اشتباه نکنم " سخن ساز " نام داشت) , یک کار تصویری از گروه لیان ( ساکن در لس آنجلس ) در دستگاه ماهور با خوانندگی سیامک شجریان (برادر محمدرضا شجریان) پخش شد. گروهشون بنظر گروه ضعیفی نمی آمد. گروه تشکیل شده بود از; سازهای تار , سنتور , تنبک زورخانه ( که همین آقای پور مهدی می نواختند) بهمراه فلوت و سیتار , تصنیف هم بر روی شعری از مولانا ( انسانم آرزوست ) بود. این اثر, بنظرم خیلی قوی نبود ولی خوب, در کل اثر قابل توجهی بود.

خلاصه اینکه , این "جناب پور مهدی" بد جوری از دست گروه " مروارید لیان " شاکی و بقول خودش " دلش پُر " بود.

بعد که در سایتِ گروه جستجو کردم , متوجه شدم که همین آقای پور مهدی از شاگردان استاد " امیر ناصرافتتاح " هستند و نوازنده ی تار این گروه, خانم " پیرایه پورافر "  از شاگردان استاد ظریف , حبیب ا... صالحی (به احتمال زیاد در هنرستان موسیقی) و محمود کریمی می باشند. همین موضوع بنده رو خیلی کنجکاو کرد که اطلاعات بیشتری درباره این گروه و نوازنده گانش بدست بیاورم.

به همین خاطر,  از طریق ایمیل سعی کردم با اعضای هر دو گروه ارتباط برقرار کنم. جناب پورمهدی در جواب ایمیل, قول دادند که با بنده تماس بگیرند و بیشتر در این باره صحبت کنیم ولی از وب مستر ِ وبلاگ گروه "مروارید لیان" هنوز جوابی دریافت نکرده ام. منتظر جوابشون هستم و به محض اینکه جوابی دریافت کنم حتما شما عزیزان رو در جریان قرار خواهم داد.

برای آشنایی بیشتر با گروه "مروارید لیان" فعلن! بیوگرافی زیر رو از "محسن شریفیان" قرار دادم. در رابطه با گروه لیان (ساکن لس آنجلس) هم جناب ِ "پور مهدی" قول داده اند در ارتباط تلفنی بیشتر توضیح دهند , که حتما شما عزیزان رو مطلع خواهم کرد. 

 گروه مروارید لیان ( Photo By : Tahmineh Monzavi )


محسن شریفیان ( سرپرست گروه مروارید لیان) : نوازندگي سازهاي موسيقي بوشهر را با ساز «ني‌انبان» و «ني‌جفتي» از سال 1371 شروع نموده و در سال 1372 با تشکيل گروه موسيقی «مرواريد ليان» فعاليت در زمينه ی موسيقی بوشهر را آغاز نموده است. محسن شریفیان

از شريفيان تاكنون مقاله‌هاي مختلفي پيرامون موسيقي بوشهر در نشريه‌هاي ايران به چاپ رسيده است. كتاب‌هاي منتشر شده از وي با عنوان «اهل زمين؛ موسيقي و اوهام در جزيره خارگ». كتاب و CD صوتی «اهل ماتم؛ آواها و آيين سوگواري در بوشهر» و كتاب و مولتي مدياي تصويری «اهل ساز؛ سازشناسي موسيقي بوشهر»؛ تا كنون پنج عنوان پژوهش برگزيده را به خود اختصاص داده است.

از آثار موسيقايي مستقل او آلبومي بدون كلام از موسيقی جنوب ايران با نام «ليانا» (پيام كاست1376) مجوز انتشار يافته و همينگونه آلبوم هاي ديگري نيز با عنوان«شَپ» (پيام كاست1379) «بندري» (خانه هنر پرواز1381) و «موج» (سروش1383) از وي منتشر شده است. شريفيان به عنوان نوازنده و خواننده در كاست‌هاي «ايران زمين»، «ذوالجناح», «عروسي غم» و «شادباش» نيز به هنر نمايي پرداخته و ساخت موسيقي سريال مستند «ساحل سرخ» و فيلم «روزي مثل ديروز» و « يادها، بوسه‌ها و خنجرها» را نيز در كارنامه‌ي خود دارد.

وي تا‌كنون 7 مقام برتر تكنوازي و دو عنوان اثر برگزيده را به خود اختصاص داده و در سال 1382 نيز در فستيوال «موسيقي و صنايع دستي» در استانبول موفق به دريافت تنديس بهترين موسيقي گرديده و با همراهي گروه ليان در فستيوال «چنگ هو» در سنگاپور (1384) نيز به عنوان گروه برگزيده انتخاب شده و امسال نيز در جشنواره سراسری دانشجويي پيام نور کشور نيز عنوان گروه برگزيده را به خود اختصاص داده است.

محسن شريفيان علاوه بر اجرا در مناطق مختلف ايران در ايالتهاي مختلف آمريكا از جمله واشنگتن، نيويورك، ويرجينيا، فيلادلفيا (1997)، امارات متحدة عربي (1997 و 2002 و 2003)، عمان (2001 و 2004)، تركمنستان (2001و2002) قطر (2002) كويت (2002) بحرين (2003) تركيه (2003) سنگاپور(2005) آلمان و فرانسه (2006) نيز به اجرای موسيقی بوشهر پرداخته است.


 پی نوشت:

 در اینجا می توانید آثار انتشار یافته ی محسن شریفیان را مطالعه نمایید.
 دوستان عزیزی که با زبان انگلیسی آشنایی دارند می توانند به وبسایت گروه موسیقی " لیان " مراجعه نمایند و با این گروه بیشتر آشنا شوند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 1:9  توسط مهدي   | 

اساتید نی (مکتب اصفهان)

 

 

نایب اسدا... اصفهانی نایب اسدالله اصفهانی (ملقب به خداوندگار نی): این استاد از موسیقیدانان معروف و از نوازندگان برجسته نی در ایران بوده است. او دارای گوشی حساس، انگشتانی چابک و قریحه و استعدادی کم نظیر بود. تا قبل از استاد نایب اسدالله اصفهانی، نی را به شیوه نوازندگی با لب (به اصطلاح عامیانه، چوپانی) می نواختند و استاد نایب اسدالله اولین کسی بود که شیوه اجرای نی را به شیوه امروز یعنی گذاشتن نی در بین دندان های پیشین نوازنده اجرا کرده است و پس از او شاگردان ایشان به راه او در این شیوه ادامه دادند.

نایب اسدالله (خداوندگار نی)، نی نوازی بود که در سفر ناصرالدین شاه به انگلستان با او همراه بود و برای ملکه وقت نی نواخت. ملکه در میان حضار گفت: « باید اعتراف کرد این مرد ایرانی با چوبی خشک که بیش از چند سوراخ در آن دیده نمی شود، چنان غوغایی کرد که تمامی سازهای پیشرفته امروزی را منهدم ساخت !»

جمله معروف او را حتما شنیده اید: « من نی را از آغل گوسفندان به دربار پادشاه بردم.» نایب ردیف ها و گام های گمشده موسیقی را پیدا کرد.

 

 برای مطالعه ی کامل این پٌست به " ادامه مطلب "  مراجعه فرمایید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 23:42  توسط مهدي   | 

اساتید آواز (مکتب اصفهان)

اساتید آواز ( مکتب اصفهان )

سید عبدالرحیم اصفهانی
سید عبدالرحیم اصفهانی (۱۲۳۲ - ۱۳۱۴)

 سید عبدالرحیم اصفهانی: در راس استادان آواز ایرانی قرار دارد و امروزه هر چه که از آواز اصیل ایرانی می شنویم و به جای مانده از این استاد درویش مسلک است. سید عبدالرحیم اصفهانی در سال ۱۲۳۲ خورشیدی در محله دربکوشک اصفهان به دنیا آمد. اشعار بسیاری از حفظ داشت و در خواندن آواز با اصول و تئوری موسیقی همچنان تا به امروز بی همتاست. جلال الدین همایی از نام آوران ادبیات فارسی در کتاب هنر و هنرمندان در مورد سیدرحیم می نویسد: به گفته همه ارباب فن ، خاتم موسیقیدانان ایران بود. آوازش در ملاحت و رسایی و گیرایی از مواهب آسمانی شمرده می‌شد و موسیقی شرقی را هیچ‌کس بهتر از او نمی‌دانست. از خود نیز ابتکاراتی تازه داشت و گوشه‌های مخصوصی ابداع کرده بود و آواز شهرتش از اصفهان به اقصی بلاد ایران رسیده عموم خوانندگان و نوازندگان ایران به استادیش می‌ستودند و بشاگردی وی مباهات می‌کردند. »سید رحیم در کنار« نایب اسدالله» نی زن چیره دست، قطعاتی بسیار در محافل آنزمان اجرا کرد که یادگارهای متعددی از آن دوره بر جای مانده است. از شاگردان برجسته آواز این استاد می‌توان به «تاج اصفهانی »، « ادیب »،«حبیب شاطرحاجی» و .... اشاره کرد. ولی شاگرد برجسته و بزرگ ایشان میرزا علی قاری بورد.

سید رحیم اصفهانی در ۱۳۱۴خورشیدی چشم از جهان بست و مقبره وی در تخت پولاد اصفهان، واقع است. آیین بزرگداشت وی پس از هفتاد سال انزوا و غربت توسط انجمن اصفهان پژوهان و دوستداران میراث فرهنگی مورخ ۳۰/۱۰/۱۳۸۴برگزار شد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 0:16  توسط مهدي   | 

معرفی دستگاه های موسیقی ایرانی ( گوشه های همایون)

علی اکبر خان شهنازی
                                علی اکبر خان شهنازی                        میرزا حسینقلی                          

  

 ردیف میرزا حسینقلی (همایون) به روایت علی اکبر خان شهنازی ( تار )

 درآمد : درآمد همایون از صدای " Sol " آغاز می شود. این صدا نقش خاتمه را نیز بر عهده دارد. گردش نغمات حول صدای شاهد " La کرون " انجام می شود.



l دریافت کنید l

 چهار مضراب : در همین قالب مُد ارائه می شود. صدای آغاز در چهار مضراب درجه دوم پایین صدای خاتمه است.


l دریافت کنید l

 زنگ شتر یا ناقوس : صدای آغاز , درجه ی سوم پایین صدای خاتمه " Mi کرون " است.


l دریافت کنید l

 چکاوک : از دجه چهارم بالای صدای خاتمه " Do " آغاز می شود. این صدا نقش شاهد چکاوک را نیز بر عهده دارد. صدای خاتمه نیز در این گوشه " Sol " است.


l دریافت کنید l

 چهارگاه : از درجه ی ششم بالای صدای خاتمه " Mi کرون " آغاز می شود . صدای شاهد و ایست در این گوشه همان صدای " سُل " است که در اُکتاو زیر تر ارائه می شود. نسبت فواصل در این گوشه تغییر می یابد و همانگونه که از نامش پیداست به چهارگاه " سُل " انتقال می یابد.

فواصل , گوشه چهار گاه

 

  برای مطالعه ی متن کامل به " ادامه ی مطلب " مراجعه فرمایید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 22:23  توسط مهدي   | 

معرفی دستگاههای موسیقی ایرانی (همایون)

 

 كوك دستگاه همايون (براي تار و سه تار) ، (دو ، سل ، ر ، ر)

معرفی دستگاههای موسیقی ایرانی (همایون)

همایون آوازی است با شکوه , مجلل , آرام و در عین حال موثر و جذاب. زیرا گفتار پر از عظمت و پند و اندرزش از روی کمال مهارت و پختگی است. بیانش گویا و سحرانگیز است و شنونده بی اختیار در برابر این آواز سکوت می کند.

همایون , ناصحی مهربان و دلسوز است و با شنوده خود درد دل می کند و با بیانی بسیار زیبا و با ملاحت زیاد , چنان نصیحت می کند که از عهده هیچ سخنران و استادی بر نمی آید.

همایون مجموعه ای است از احساسات روحانی و لطیف , گاه شخص را تنبیه می کند و گاه با غرور و خود خواهی سخن می گوید. گاه فریاد و ناله دردناک از دل ِ داغدار بر می کشد و هر فریاد و زاری, اشک از دیده می فشاند ولی در ادامه جهت خود تغییر داده و طرز کلام را عوض می کند و پند صبوری می دهد و قلوب افسرده و دلتنگ را تسلیت و آرامش می بخشد.

همایون , چون " دشتی " ناله و زاری نمی کند , بلکه چون تجربه دیدگان و زحمت کشیدگان, تحمل و بردباری و شکیبایی دارد و حسرت و تاسفش درونی و نهانی است. انسان در اثر شنیدن این آواز , غرق تفکر می شود , که اگر نوازنده یا خواننده ی اجرا کننده , ماهر و استاد باشد شنونده را به عالم فوق مادی سوق می دهد.

دستگاه همایون , با حالت محزون و اسرار آمیز خود گوشه‌های متعددی دارد که گوشه « بیداد » اوج این دستگاه تلقی می‌شود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 22:52  توسط مهدي   | 

مراحل ساخت تنبور

 

اجزای تنبور

 تهیه چوب مناسب : 

برای ساخت هر سازی باید ابتدا چوب مناسب را فراهم کرد . کاسه ی تنبور مانند کاسه تار سه تار از چوب توت ساخته میشود. بهترین موقع برای تهیه چوب توت فصل پاییز است چون درختان در خوابند و فاقد برگ و میوه اند. درخت خشک برای ساختن ساز مناسب نیست.


ابتدا تنه درخت با رگه های مناسب را تهیه میکنیم و آنرا به چوب بُری می بریم و در آنجا تنه را به الوار یا قامه با ابعادی که برای ترک یا پیشانی لازم داریم تبدیل می کنیم سپس قامه ها را با ضخامت چند میلیمتر میبُریم و آنها را در سایه خشک میکنیم.

هر چه از عمر چوب خشک شده بیشتر گذشته باشد سازی که از آن چوب ساخته میشود مرغوب تر خواهد شد. لازم به یاد آوری است که چوب توت سَمی است وموریانه و بید آنرا نمی خورند.

 کاسه :

گاهی کاسه تنبور را از یک چوب یک تکه می سازیم یعنی داخل چوب را با مقار و تیشه خالی می کنیم وبیرون آنرا هم شکل میدهیم و گاهی کاسه تنبور از چند تکه تخته که دور قالب خم شده و شکل گرفته اند ساخته میشود که (ترکه ای ) نام دارد.


برای ساختن کاسه ی یک تکه چوب بیشتری مصرف می شود یعنی تمام داخل و خارج کاسه دور ریخته می شود در ضمن آماده کردن کاسه یک تکه با ضخامت مساوی کاری بسیارظریف و دشوار میباشد. یکی اززیباترین تنبورهای یک تکه تنبورهای ساخت استاد اسدالله گهواره است که در عین سادگی بسیار خوش صدا می باشد . کاسه های گهواره به شکل کشکول است.

وقتی چوبها خشک و آماده شدند ساخت کاسه را شروع می کنیم.

کاسه تنبور از سه قسمت تشکیل می شود :


۱) پیشانی که سطح بالای کاسه را تشکیل میدهد وصفحه روی آن قرار می گیردو تَرک ها به زیر آن می چسبند و کاسه را کامل می کنند.
 ۲) ترک ها که معمولا هفت یا نه یا یازده عدد می باشند 
 ۳) گلویی که تکه چوبیست که رابط کاسه و دسته ساز است

برای ساختن پیشانی دو تکه تخته احتیاج داریم به ضخامت سه میلیمتر و به شکل مثلث قایم الاضلاع که ضلع کوچک آن ده سانتیمتر وضلع عمود بر آن چهل و شش سانتیمتر است.

بعد از بریدن و آماده کردن پیشانی آنها را حدود یک ربع می جوشانیم تا نرم شوند.حالا دو قطعه پیشانی را دور قالب فلزی می بندیم وحرارت میدهیم تا خشک شوند .بعد از سرد شدن پیشانی ها خم شده و شکل گرفته می مانند. حالا میتوانیم آنها را از دور قالب باز کنیم.دیگر آنها تغییر شکل نمی دهند.

 

هر سازنده ساز میتواند قالب و الگویی مخصوص خود داشته باشد یا از الگوی دیگران استفاده کند.

وقتی پیشانی ها خشک شدند آنها را از دور قالب باز میکنیم .آنها دیگر تغییر شکل نمی دهند و برای همیشه داسی شکل می ماند.

حالا به ضلع کوچک پیشانی ها چسب چوب زده و آنها را به هم می چسبانیم . با یک تکه چوب رابط محل چسب را تقویت می کنیم وحالا پیشانی و رابط را بوسیله پیچ دستی پرس می کنیم و منتظر می مانیم تا چسب کاملا خشک شود.

حالا میتوانیم پیچ دستی را باز کنیم

 

در این مرحله قسمت جلو پیشانی ها را به دو طرف گلویی می چسبانیم و محکم پرس می کنیم تا خشک شود. چنانچه قبلا اشاره شد گلویی محل اتصال دسته به کاسه می باشد. حالا قسمت بالای کاسه یعنی جایی که صفحه به کاسه وصل می شود خود را نشان میدهد.

سومین قسمت تشکیل دهنده کاسه تَرک می باشد. اگر به قسمت زیرین پیشانی تعداد هفت یا نه یا یازده عدد ترک بچسبانیم کاسه کامل میشود .هرچه تعداد ترکها بیشتر باشد کاسه گرد تر می شود .

میتوان ترک ها را یک در میان از دو چوب متفاوت استفاده کرد تا کاسه تنبور زیباتر شود .مثلا چوب توت و گردو یا شمشاد (سفید) و فوفل(قهوه ای) و البته تناسب طنین و زنگ در سازهایی که با چوب توت ساخته می شوند بیشتر است.به علاوه نوع چوب و ریز و درشت بودن و یکدست بودن رگه های چوب در نوع صدا دهی ساز موثر است.

 

تَرک های تنبور از تخته های با طول 46 سانتیمتر و عرض 6 سانتیمتر درست میشوند .برای بهتر وصل کردن آنها به یکدیگر قبل از خم کردن آنها را دوکی میکنیم یعنی قسمت جلو و عقب تخته ها را از عرض کم میکنیم .تخته ها را حدود یک ربع می جوشانیم و وقتی که نرم شدند آنها را دور قالب میبندیم تا خم شوند و پس از خنک و خشک شدن آنها را باز و پس از جاسازی و آماده کردن یکی یکی به پیشانیها می چسبانیم و بعد از محکم شدن چسب دو تا ترک دیگر می چسبانیم وبه این ترتیب ادامه میدهیم تا آخرین ترک را که بچسبانیم کاسه کامل می شود.

کاسه بعد از خشک و محکم شدن چسب آماده دسته شدن می باشد .

 دسته :

دسته تنبور مانند تار و سه تار معمولا از جنس چوب گردو می باشد زیرا چوب گردو محکم و زیباست . معمولا طول دسته تنبور تا شیطانک برابرست با طول کاسه .طول کاسه تنبور از 38 تا 40 سانتیمتر متغیرست .علاوه بر40 سانتیمتر دسته 4 سانتیمتر برای زبانه یعنی محل اتصال به کاسه و 12  سانتیمتر برای پنجه یعنی جای گوشی ها در نظر می گیریم.

 اتصال دسته و کاسه :

حالا نوبت وصل دسته و کاسه تنبور رسیده . اشاره کرده بودم که بهترین چوب برای دسته تنبور چوب گردوست. دسته ای به طول شصت و یک و عرض و ارتفاع سه و نیم سانتیمتر آماده می کنیم .ابتدا روی دسته را رَنده می زنیم تا هم سطح شود بعد در پایین دسته به طول سه یا چهار سانتیمتر زبانه می کنیم یعنی از عرض دسته کم می کنیم حالا به همان اندازه روی گلویی کاسه را خالی میکنیم.بعد از چسب زدن آنها را با پیچ دستی محکم می فشاریم تا چسب خشک شود .دوسط دسته باید در امتداد وسط کاسه  باشد و سطح روی دسته دو میلیمتر بالاتر از کاسه وصل می شود برای جاسازی صفحه.

 صفحه :

حالا میتوانیم ساز را صفحه کنیم ابتدا کاسه را از طرف لبه روی تخته ای از جنس چوب توت می گذاریم و با مداد دور آن خط می کشیم .بعد از جای خط کشی دور صفحه را می بریم .حالا آنرا با چسب چوب به کاسه می چسبانیم و با گیره یا کش یا ریسمان محکم می بندیم تا چسب خشک شود.حالا میتوانیم صفحه را رنده بزنیم تا به اندازه مناسب نازک شود .دسته را اول با صفحه هم سطح می کنیم بعد بصورت کنیک در میاوریم یعنی قطر بالای دسته را از پایین آن کمتر می کنیم.

 شیطانک و گوشی :

بالای دسته در اندازه ای برابر طول کاسه شیطانک می گذاریم و بعد از شیطانک جای سه گوشی را با مته شش یا هفت سوراخ می زنیم (دو گوشی روی دسته و سومی را در بغل دسته وبین دو گوشی بالایی).در کنار دسته شیاری برای پرده بندی می اندازیم.

 سیمگیر و لاک زدن :

بعد از سمباده زدن و پرداخت ساز و جاسازی سیمگیر در پشت کاسه  ساز را با چند دست لاک الکل براق می کنیم.

 پرده بندی و نصب سیم :

بعد از خشک شدن لاکها با بستن ۱۳ یا ۱۴ عدد پرده جای نت ها را معین میکنیم . حالا سه عدد سیم به سیمگیر وصل کرده از روی خرک و شیطانک گذرانده به گوشی ها وصل میکنیم .دیگر ساز آماده است تا نوای دوستی را به گوش جان اهل دلی نجوا کند .

 

با سپاس فراوان از جناب محمدرضا عبادی برای در اختیار گذاشتن این مطلب

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 18:16  توسط مهدي   | 

معرفی هنرمند (سپیده رئیس سادات)

سپیده رئیس سادات - متولد 1359 (تهران)

 

 زندگی نامه

سپيده رئيس سادات در سال 1359 در تهران به دنيا آمد. چهار، پنج ساله بود که درک و علاقه او نسبت به موسيقي اصيل و آواز خوشش مورد توجه فرود گرگين پور قرار گرفت و از آن زمان آواز و نواز بزرگان موسيقي ايران (بنان، عبادي، پريسا، شجريان، ...) او را شيفته موسيقي اصيل نمود. مادرش پيوسته و در کليه مراحل آموزش موسيقي يار و همراهش بوده و پدرش که به اميد پزشک شدن او دل بسته بود با توجه به علاقه و عشقش به موسيقي از هرگونه کمک و کوشش براي فراگيريهاي او در زمينه موسيقي فروگذار نکرد.

از نه سالگي آموزش رديف آوازي به روايت مرحوم محمود کريمي را نزد خانم پريسا آغاز نمود و همزمان در فراگيري و اجراي تصنيفهاي سنتي زير نظر جواد لشگري و ميلاد کيايي کوشيد.

سلفژ غربي را نزد ايرج برخوردار فرا گرفت و نواختن سه تار را نزد ارشد تهماسبي و مسعود شعاري آغاز نمود.   


در شانزده سالگي راهنماييهاي پرويز مشکاتيان پيوند او را با موسيقي بيش از پيش هماهنگ ساخت و براي نخستين بار اثر کنچ صبوري را با آهنگسازي پرويز مشکاتيان و همخواني علي رستميان اجرا نمود. در همان سال کنسرتي به مدت پنج شب در فرهنگسراي نياوران با گروه نوروز برگزار کرد. در سال 1377 خورشيدي در رشته گرافيک از هنرستان آزادگان فارغ التحصيل گرديد و در سال 1381 خورشيدي موفق به دريافت ليسانس در رشته نقاشي شد.

از سال 1382 در دانشکده ادبيات و فلسفه دانشگاه بولونيا در ايتاليا در رشته موزيکولوژي به تحصيل پرداخت و از همان سالها به ديدار محمدرضا لطفي شتافت که در آن زمان در کشور سويس اقامت داشت. استاد لطفي با دلسوزي فراوان اصول و ظرافتهاي آوازي را به او آموخت.

در ايتاليا با اجراي کنسرتهاي متعدد با آهنگسازان ايراني و غير ايراني در آشنايي بيشتر مردم آن مرز و بوم با موسيقي ايراني کوشش نمود.

 

 

 

 آلبوم ها


کنج صبوري

ساخته پرويز مشکاتيان، در ماهور مرکب
سپيده رئيس سادات (آواز)، علي رستميان (آواز)، پرويز مشکاتيان (سنتور)
ضبط در تهران، سال 1379
نشر توسط شرکت فرهنگي و هنري چهارباغ در سال 1379، ضبط شده در استوديو پژواک

 

l دریافت کنید l

 

 


 20 سال با آثار پرويز مشکاتيان

آثاري از پرويز مشکاتيان
ايرج بسطامي (آواز)، عليرضا افتخاري (آواز)، علي رستميان (آواز)، علي جهاندار (آواز)، سپيده رئيس سادات (آواز)
نشر زمستان 1375، تهران

l دریافت کنید l

 

 
خنياگر


ساخته مهدي آذرسينا، هم آوازي، در همايون
سپيده رئيس سادات (آواز)، مهدي آذرسينا (آواز)، بهزاد ميرلو (کمانچه)، نويد افقه (تنبک)، عماد حنيفه (تار)
ضبط در تهران، سال 1381؛ نشر سال 1384


  


قطعاتي از حافظ و مولانا

قطعاتي در ماهور، اصفهان، و چهارگاه
سپيده رئيس سادات (آواز)، ايمان وزيري (تار)، لعيا اعتمادي (کمانچه)، علي رحيمي (تنبک)
ضبط در تهران، سال 1380

l دریافت کنید l


 

 

  
 موسيقي فيلم

  
Terra Sanct (سرزمين مقدس)


ساخته سيرو مرلو، کارگرداني فيلم توسط سرجو ماتزوکي و فابريتزيو پالافري.
سپيده رئيس سادات (خواننده سولو، سه تار)، گروه کر زکينو دورو (Zecchino d'oro)، به رهبري سابرينا سيموني
ضبط در بولونيا، ايتاليا، سال 1385؛ نشر سال 1386

 

 

 کنسرت ها

 

به ترتیب از راست : داریوش زرگری , حمید خبازی , سپیده ریس سادات , محمدرضا ابراهیمی , ارشد طهماسبی
  
راست پنچگاه

 

ساخته ارشد تهماسبي؛ گروه نوروز
سپيده رئيس سادات (آواز)، ارشد تهماسبي (تار)، حميدرضا خبّازي (تار)، مرحوم داريوش زرگري (تنبک)، محمدرضا ابراهيمي (ديوان)
فرهنگسراي نياوران، تهران، سال 1379

 

l دریافت کنید l

 


فستيوال Musica in Villa

قطعاتي از آوازهاي اصيل و محلي؛ گروه عشّاق
اجراي قطعاتي توسط پژمان تديّن و سپيده رئيس سادات
سپيده رئيس سادات (آواز، سه تار)، پژمان تديّن (تار، سه تار)، فرزانه جورابچي (آواز، سه تار)، لورنزو بنيولي (تنبک، دف)
اسکانديچي، ايتاليا، سال 1383

 


 

 

به ترتیب از راست " محسن کثیرالسفر , سپیده ریس سادات , بهداد بابایی

Salam tempo di pace (زماني براي صلح)

 

گروه ساراوان؛ بداهه خواني در دستگاه ماهور، همراه با قطعاتي از پرويز مشکاتيان و علي اکبر شيدا
سپيده رئيس سادات (آواز)، بهداد بابايي (سه تار), محسن کثيرالسّفر (تنبک)
تئاتر آمبرا جووينلي، رم، ايتاليا، سال 1383

 

دریافت کنید l

 

 
Sarawan Trio (سه نوازي ساراوان)

گروه ساراوان با همکاري آندريا پارودي
اجراي آواز با همکاري گروهي از هنرمندان ساردينيايي در همايون؛
اشعار فارسي از مولانا، سعدي، و نيما به همراه آوازهاي محلي از ساردينيا.
سپيده رئيس سادات (آواز، سه تار)، آندريا پارودي (آواز)، پژمان تديّن (تار، سه تار)، محسن کثيرالسّفر (تنبک)
ساردينيا، ايتاليا، سال 1383

 

دریافت کنید l

 

 

کنسرت Siena - Piazza del Campo


 
گروه ساراوان با همکاري ماورو پاگاني
بداهه خواني؛ در ابوعطا، اشعار از حافظ.
سپيده رئيس سادات (آواز)، پژمان تديّن (تار، سه تار)، محسن کثيرالسّفر (تنبک)
پياتزا دل کمپو، سينا، ايتاليا، سال 1383

 

 
آواز صلح اديان


ساخته سيرو مرلو
سپيده رئيس سادات (خواننده سولو، سه تار)، گروه کر زکينو دورو (Zecchino d'oro)، به رهبري سابرينا سيموني
کليساي آنتونيانو، بولونيا، ايتاليا، سال 1385

 

 


 
 برنامه هاي تلويزيوني 

 
La Pascqua (عيد پاک)

ساخته سيرو مرلو؛
سپيده رئيس سادات (خواننده سولو، سه تار): قطعاتي از انجيل ترجمه شده به زبان عربي
گروه کر زکينو دورو (Zecchino d'oro)، به رهبري سابرينا سيموني: به زبان عبري
شبکه تلويزيوني RAI 3، ايتاليا، 1385

l دریافت کنید l

 

منبع : وبسایت اختصاصی سپیده رئیس سادات

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 11:44  توسط مهدي   | 

مصاحبه شجریان با صدای آمریکا

 محمدرضا شجریان - مصاحبه با صدای آمریکا

 یکی , دو شب قبل از کنسرت آخر شجریان در تهران بود که به طور اتفاقی مصاحبه ای از وی را در شبکه تلوزیونی صدای آمریکا مشاهده کردم و آنرا ضبط کردم , نیتم هم این بود که آنرا در وبلاگ قرار بدم , ولی چون فایل تصویری بود , حجمش هم خیلی زیاد شد ( 25 مگابایت) , چون نرم افزاری هم برای تبدیل آن و پایین آوردن حجمش نداشتم نتوانستم آنر در وبلاگ قرار دهم , در این مدت هم ندیدم و نشنیدم کسی در رابطه با این گفتگو چیزی بنویسد یا بگوید , بنابراین تصمیم گرفتم این فایل رو بصورت صوتی در اختیار خوانندگان تنبور شمس قرار دهم , هرچند مدت زیادی از این مصاحبه می گذرد ولی خوندن و شنیدنش خالی از لطف نیست.

 

 


پیام یزدیان / صدای آمریکا :

 استاد محمدرضا شجریان از جمله هنرمندانی است که چون نگینی بر انگشتری موسیقی سنتی ایران می درخشد , با سیری بر بیش از 60 آلبوم موسیقی وی می توان دریافت که او رندانه شرایط زمانه اش را با انتخاب بجای اشعار و با صدایش در گوش زمانه نجوا کرده و آنرا به ثبت رسانده است و این همه گویای این مدعاست که هنرمندان موسیقی ایرانی و این نوادگان باربد و نکیسا چه راه صعب و دشواری را پیموده اند تا توانسته اند میراث کهن ایرانیان را سینه به سینه به سر منزل زمانه ما بر سانند , زمانه که اگرچه ساز ها را شکسته اند ولی باز هم این ساز های شکسته مویه کردند و قصه ساز کردند و درست در چنین زمانه ای , بزرگانی از جنس شجریان توانستند با سازهای خاموش سرود مهر سر دهند و درد و شادی را با مردم و در کنار مردم همزبانی کنند.


 به استاد شجریان می گویم اگر پایداری شما و دیگر پیشکسوتان موسیقی ایرانی نبود اینک چه بسا صدای ساز ها شنیده نمی شد.

 بله , من در روزگاری که موسیقی رو شروع کردم , برای هر خانواده ای کسر شان بوده که بچشون , سازی بزنه , چون عنوان مطربی بهش می دادند. الان شما در ایران می بینید که هر خانواده ای می خواد یکی از بچه هاشون یک سازی رو بزنه و این باعث خیلی خوشبختیه , من خیلی خوشحالم که موسیقی جای خودش رو پیدا کرده در بین خانواده ها و مردم بهش توجه دارند و الان بگم که تعداد هنر جویانی که در ایران هستند شاید صد برابر بیشتر از قبل از انقلاب شده اند و این جای خوشبختیه , وقتی که اینجور زمینه آماده شد , استعداد ها میاد بیرون , ولی متاسفانه دولت هنوز برای تشویق استعداد ها و هنرجویان کاری که باید بکنه و شایسته این هنر هست رو نکرده و وظیفه اش هست که بکنه , اگر که می خواد از موسیقی استفاده بکنه , اگر می خواد , رادیو , تلوزیونش توی خونه ها باز باشه و موسیقی پخش کنه , بایستی بها بده به موسیقی , بایستی مدرسه داشته باشه , بایستی دانشکاه داشته باشه , بایستی هنرستان داشته باشه و تشویق کنه , یک بام و دو هوا که نمیشه , یا باید در موسیقی رو تخته کرد , رادیو , تلوزیون هم موسیقی نداشته باشه , و اگر می خواهند رادیو تلوزیون موسیقی داشته باشه بایستی قدمی برای موسیقی بردارند که موسیقی ِ خوب باشه , نه موسیقی ِ سطح پایین.

 استاد شجریان طی دهه ها فعالیت هنری خود , در جام آواز , جرعه ها از چشمه ی غنی شعر فارسی به نسل های پیر و جوان نوشانده است. او با اشراف به زیر و بم های شعر فارسی و تبحر مثال زدنی در خواندن آیه های قرآن و دعای مناجات ربنا , لفظ ماندگاری را در دل و ضمیر ِ شنونده ی ایرانی نقش زده است.

 از استاد شجریان درباره استقبال بیش از پیش نسل جوان و علاقمندان موسیقی سنتی ایرانی می پرسم و اینکه استقبال و ازدحام بی نظیر از کنسرت های شما در داخل و خارج از کشور چه پیامی می تواند برای سیاستگزاران فرهنگی کشور داشته باشد ؟

 بایستی چه هنرمندان و چه کسانی که به طریقی مسئولیت هنری را می توانند بر عهده داشته باشند وظیفه دارند که به این خواسته های مردم توجه کنند و بدانند که اگر با مردم صادق , راست و درست بودند و توجه به خواسته های مردم کردند , به نفعشون هست و مردم رضایت بیشتری ازشون خواهند داشت.


 از استاد شجریان از وضعیت دیروز و امروز آواز سنتی پرسیدم و اینکه تا چه حد آواز سنتی توانسته خود را به نوآوری های امروز موسیقی سنتی ایران نزدیک کند ؟


 ببینید , آواز زبان شعر است , اگر آواز نباشه شعر از لا به لای کتاب ها بیرون نمیاد , آواز هست که شعر رو میاره توی جامعه , تصنیف سازی آنچنان نیست که آواز می تونه شعر رو معرفی کنه . آوازی که قدر شعر رو بدونه , شعر رو بشناسه , موسیقی شعر رو بدونه و به موقع شعر  رو بکار بگیره و عرضه بکنه. من تمام هم و غمم توی این چهل چهل و پنج سال که آواز خوندم همیشه این بوده که , نیروم رو صرف چهچه زدن و صدام رو به رخ مردم کشیدن نکنم , نیروم رو صرف این بکنم که شعر خوب انتخاب بکنم در ارتباط با حال و هوای خودم , جامعه و اطرافیانم باشه و به موقع شعرش رو ارائه بکنم و تمام هم و غمم اینه که بتونم خوب ارائه بکنم. من هرگز در کار اواز خوندن , هرگز هرگز ! تظاهر به تحریر زدن نمی کنم , تحریر مقعی میاد که جمله بندی شعر  رو می خواد تکمیل کنه . ولی من آمده ام کاری کردم که نوجوان ها هم به آواز توجه دارند, چرا ؟ چون شعر رو گوش می کنند , از شعر یه چیزی دستگیرشون می شه و با شعر آشنا شده اند , اینه که توجه زیادی به آواز ایرانی دارند.


 استاد شجریان در کنار فعالیت های فرهنگی و هنری خود همواره حضوری فعال و موثر در عرصه اجتماعی و سازندگی داشته و توجه او به ساخته شدن ِ ویرانه های زلزله های رودبار و بم دغدغه های دیروز و امروز وی بوده , استاد شجریان خود دراین باره می گوید :


 هر کسی وقتی که علاقمند باشه , در حد و توان خودش کمک می کنه , چه کمک مالی , چه فکری و چه قدمی , من در حد و اندازه خودم هر بار که تونستم , هم تذکری به مردم دادم که نیاز هست که کمک بشه , چه به زلزله و چه به آثار باستانی و خیلی ها هم جواب مثبت دادند. ولی وضع اقتصادی امروز مردم ما و شرکت ها و سازمانهایی که می توانند کمک بکنند اونقدر خراب هست که هرکدومشون به ما قول هایی دادند ( برای بم ) نتونستند به قولشون وفا بکنند و واقعا دستشون بسته بود , و ما الان در بم که سازمان بزرگی رو داریم می سازیم الان وسطه کاره همینطور موندیم تا بهمون کمک بشه و بتونیم تمامش کنیم.

 

مصاحبه محمدرضا شجریان با صدای آمریکا

حجم : ۱.۱۰ مگابایت

زمان : ۴۴: ۰۷

دریافت کنید l

فایل کمکی l

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 16:36  توسط مهدي   | 

گفتگو با محمدرضا عبادی در مراسم بزرگداشت استاد عشقی

 

محمدرضا عبادی / سازنده سه تار

محمدرضا عبادی / سازنده سه تار

 

 

 آقاي عبادي چند سال است که به سازسازي مشغول هستيد؟


 بیست سالي است که مشغول ساختن ساز هستم. از استاد فرمان مرادي آموختم و براي ظرايف تارسازي و آشنايي با «استاد يحيي» چند سالي است که در خدمت استاد يوسف پوريا درس مي گيرم و حدود 50 سال است که در شميران زندگي مي کنم و ساز مي سازم.


 شيوه سازسازي شما چيست؟


 شيوه و الگوي سازسازي من همان شيوه استاد عشقي است، در قالب کتابي، دره، پوستي، کاسه بزرگ عشقي را مي سازم، با همان سادگي ظاهر و کمال باطن. از همان شروع سازسازي و قبل از آن سه تارنوازي را شروع کردم و هميشه صداي سه تار استاد احمد عبادي بزرگ را در گوش دارم و به دنبال همان صدا در سازسازي خودم مي گردم.


 آقاي عبادي ساز عشقي چه قابليت هايي داشت؟


 تحکيم کاسه سه تار، تحدب صفحه و خوش دست بودن دسته, همه از ويژگي هاي ساز استاد عشقي است. بالانس صدادهي در اکتاوهاي زير و بم، خوش صدايي تک سيم ها و قابليت مضراب خوري در فرم هاي مختلف و کوک هاي مختلف از ويژگي هاي سه تار عشقي است. سه تار عشقي در تمام کوک ها خوش مي خواند.


 آقاي عبادي لطفاً بفرماييد چرا براي مرحوم عشقي مراسم يادبود گرفتيد؟


 چون من سه تارسازي را نزد استاد فرمان مرادي آموختم و ايشان هم از استاد عشقي. در حقيقت من هم به نوعي شاگردي مرحوم عشقي را کردم و سازسازي من و استاد عبادي هم به شيوه مرحوم عشقي است. مرحوم عشقي بزرگ ترين و مشهورترين سه تارساز معاصر بودند. حتي استاد عبادي هميشه با سه تار مرحوم عشقي مي نواختند. در واقع بيش از 99 درصد از آنچه از ايشان مي شنويم با سه تار عشقي است. مرحوم عشقي يک سازنده معمولي نبودند. ايشان مردي درويش مسلک بوده و اصلاً اهل تجملات نبودند. تمام زندگي مرحوم عشقي خلاصه شده بود در يک کارگاه 10 متري آن هم بدون هيچ نوع امکانات آب، برق و... و در همان جا هم زندگي و کار مي کردند. بعد از فوت آن مرحوم کسي برايش قلم نزد و حتي درباره اش صحبتي نکرد در حالي که واقعاً جاي تاسف و افسوس است که چنين هنرمندي به غبار فراموشي سپرده شود. بنابراين تنها دليل گرفتن يادبود براي استاد عشقي، فراموش نشدن ايشان بود.


 مراسم يادبود چه زماني برگزار شد و در اين مراسم چه برنامه هايي اجرا شد؟


 اين مراسم در تاريخ 22/5/86 در خانه هنرمندان برگزار شد. البته خانه هنرمندان با بنده همکاري کردند و دو سالن اجرا و سينما و نمايشگاه را در اختيارم قرار دادند. بنده 11 عدد از سازهاي عشقي در الگوهاي کتابي، کوچک، بزرگ، پوستي و شش سيم را به امانت گرفتم و واقعاً از امانت دهندگان مهربان کمال تشکر را دارم، به علاوه از روي الگوي بزرگ عشقي قالبي را ساختم و 11 عدد سه تار شبيه سه تار عشقي را آماده کردم و غير از آن، 11 عدد سه تار ديگر در الگوها و شکل هاي مختلف سه تاري که کاسه آن از لاک پشت درست شده بود و سه تار سبزرنگ و پوسته کاري براي تنوع ديد تماشاگران ارائه کرديم و همچنين نمايشگاه عکس هاي استاد عشقي را تدارک ديدم.
در سالن کنفرانس بعد از مقدمه آقايان مرادي و ستايشگر درباره ابعاد مختلف زندگي و هنر استاد عشقي صحبت کردند و سپس آقاي بهنام واداني با سه تار عشقي تک نوازي کرد و بنده هم غزلي را که براي استاد عشقي سروده بودم با ايشان دکلمه کردم. بخشي از برنامه اختصاص پيدا کرد به نمايش فيلمي از کارگاه و زندگي عشقي از زبان خودش و واقعاً مورد استقبال قرار گرفت. البته حضور استاد پرويز مشکاتيان باعث رونق اين بزرگداشت شده بود و از همکاري همه دست اندرکاران خانه هنرمندان و از همدلي و دوستي صميمانه آقاي فرمان مرادي و احمد ناظمي کمال تشکر را دارم.

 آقاي عبادي، عشقي نام اصلي ايشان بود يا اسم مستعار هنري آن مرحوم؟


 عشقي نام مستعار هنري مرحوم بود. نام اصلي ايشان محمد نوايي است. مرحوم عشقي از سه تارسازان معاصر ايران بود که از 13 سالگي فراگيري سه تارسازي را نزد استاد مشهور سيدجلال آغاز کرد و به دليل درويش مسلک بودنش به او لقب عشقي دادند.


 شما به عنوان يک استاد سازنده ساز، درباره جايگاه ساز عشقي بين سازهاي سازندگان قديم و جديد چه نظري داريد؟


 ببينيد هر شيوه نوازندگي، ساز مخصوص خودش را مي خواهد مثلاً شيوه نوازندگي قديم شلوغ بود، استاد عبادي سبک شان را روي تک سيم ها و شمرده ساز زدن پياده کردند و اين ابداع ايشان بود. به همين دليل آن شيوه نوازندگي ساز مخصوص خودش را مي خواهد که ساز عشقي جواب داده است.


 از بين نوازندگاني که از سازهاي مرحوم عشقي استفاده کردند مي توانيد چند نفر را نام ببريد؟


 از آقاي کسايي که نوازنده ني هستند و کلکسيوني از سه تارهاي عشقي را دارند و آقاي دکتر صفوت و کساني که تقريباً به نوعي از روش استاد عبادي و ساز عشقي استفاده مي کردند مي توان نام برد همچنين آقاي ذوالفنون و آقاي هاشمي که جزء سازسازهاي برجسته ايراني بودند و متاسفانه خيلي زود از دنيا رفتند. آقاي عشقي در زماني که دکتر صفوت سرپرست مرکز حفظ و اشاعه بودند از سال 41 به استخدام مرکز درآمدند و به عنوان سرپرست کارگاه سازسازي حفظ و اشاعه با حقوق 1200 تومان استخدام شدند.

 

 آيا سازندگان و نوازندگاني را سراغ داريد که در آلبوم و اجراهاي خاصي از سازهاي عشقي استفاده کرده باشند؟

 بله، چکاوک استاد عبادي با اين ساز نواخته شد و تقريباً تمام کارهاي استاد با ساز عشقي بوده است.


 در تقسيم بندي ساز سه تار، دو نوع ساز بيشتر جلوه گر است؛ سه تار ريز و بم. مرحوم عشقي بيشتر به ساخت کدام ساز گرايش داشتند؟


 ببينيد يکي از ويژگي هاي ساز عشقي اين بود که زنگ ساز عشقي مخصوص بود در عين حال که چون کاسه بزرگ بود طنين مخصوص هم مي داد اما چيزي که در ساز عشقي جلوه گر بود هماهنگي بود. (بالانس اکتاوهاي مختلف) ساز عشقي دلنشين بود و بيشتر گرايشش به سمت زنگ دارتر شدن بود.

 با توجه به اينکه شما عضو کانون سازسازان خانه موسيقي هستيد چه انتظاري از کانون داريد؟


 بنده سازنده ساز هستم و مسووليت من هم همين است. از خانه موسيقي انتظار داشتم که اين بزرگداشت را خودشان براي مرحوم عشقي مي گرفتند. عشقي رفت ولي نبايد بگذاريم غبار فراموشي بر ياد و خاطره اش بنشيند. برپايي اين بزرگداشت کار يک نفر نبود. اگر خانه موسيقي با من همکاري مي کرد شايد مي توانستيم سالن بزرگ تري بگيريم و پوستر اين کار را به تمام دانشگاه ها، آموزشگاه ها و فروشگاه ها ارائه دهيم. ببينيد بزرگ ترهاي موسيقي، استاد عشقي را مي شناسند. من دوست داشتم جوان ترها و امروزي ترها که علاقه مند به هنر موسيقي هستند عشقي را بشناسند و هدف من از اين مصاحبه همين است.


 خانه موسيقي در اجراي برنامه چقدر با شما مساعدت کردند؟


 به جز آقاي گنجه يي که از قبل اعلام کردند به دليل سفر نمي توانند حاضر شوند، همه اعضاي خانه موسيقي را دعوت کردم از جمله آقاي نوربخش و پيرنياکان که متاسفانه نيامدند. البته اکثر سازندگان ساز در اين بزرگداشت حاضر شدند و استقبال کردند.در آخر مي خواهم چند بيت از غزلي را که براي مرحوم عشقي سروده ام بگويم.

 

دولت بيدار

سازي بزن که دولت بيدارم آرزوست                رمزي بگو که محرم اسرارم آرزوســــــت

همچون سبــوي تشنه در انتظار آب                بانگ سه تار و نغمه افشارم آرزوســـــت

مضـراب باوقار عبـــــادي مــــــهربان                بر ساز عشقي آن گل بي خارم آرزوست

 

 

استاد احمد عبادی / نوازنده سه تار

استاد احمد عبادی / نوازنده سه تار

 

تکنوازی سه تار : استاد احمد عبادی

دستگاه : شور (آواز افشاری)

آلبوم : چکاوک

دریافت کنید l

تکنوازی سه تار : استاد احمد عبادی

دستگاه : همایون

آلبوم : چکاوک

دریافت کنید l

تکنوازی سه تار : استاد احمد عبادی

دستگاه : همایون (آواز بیات اصفهان)

آلبوم : چکاوک

دریافت کنید l

 

 

 پی نوشت ۱ : هنر ساز سازی جزو هنرهای والا , بسیار مهم و تاثیرگذار در موسیقی ایرانی می باشد که متاسفانه کمتر به این هنر و سازندگان ساز پرداخته شده و می شود . لذا از دوستان عزیز خواهشمندم در صورتی که سازنده سازی را در محل زندگی خود می شناسند و درباره آن هنرمند اطلاعاتی در دست دارند در اختیار این بلاگ قرار دهند تا بتوانیم در راستای معرفی هرچه بهتر این هنر والا  قدمی هرچند کوچک برداشته باشیم. / با سپاس

 پی نوشت ۲ : با استناد به صحبت های جناب محمدرضا عبادی که گفته بودند " استاد احمد عبادی " در آلبوم " چکاوک " با ساز " استاد عشقی " هنر نمایی کرده اند , سعی کردم قطعاتی را از آلبوم یاد شده برای استفاده شما عزیزان قرار دهم.

 پی نوشت ۳ : چکاوک نام یکی از گوشه های دستگاه " همایون " است.

 منبع : روزنامه اعتماد

 

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 15:40  توسط مهدي   | 

سه تار نوازان (5)

 

داریوش طلایی (1331 – دماوند )

 

 

داريوش طلايي در زمره نسلي از نوازندگان جوان بود که توانستند از محضر آخرين استادان سالخورده موسيقي قديم ايران بهره برند و بتوانند پلي بين نسل گذشته و نسل جوان آيندۀ اين سرزمين باشند.

 

از آنجا که در موسيقي ايراني، تفکر و نگرش صحيح و عميق نقش عمده اي در چگونگي بيان و ارائه موسيقي دارد، وي از سالهاي اقامت و تحصيل در فرانسه و آمريکا نهايت بهره را براي رسيدن به آرامش دروني و غور و تعمق در ظرايف و دقايقِ رديف و تکنيک هاي اجرايي موسيقي برد.

 

با اين که وي از محضر نورعلي برومند و يوسف فروتن بهره گرفت؛ امّا کار جست و جو در رموز موسيقي قديم، وي را قادر ساخت تا توانِ اجراي شيوه هاي مختلف سه تار نوازي را پيدا کند و قدرت انتقال اين سنت را به شاگردان و هنرجويان علاقه مند داشته باشد.

 

 

ویژگی های نوازندگی:

 

    در تک نوازي سه تارِ طلايي استفادۀ متين از متن رديف موسيقي ايراني به چشم مي خورد. جمله هاي فاخر و وزين، نوانس و صدا دهيِ اصيل سه تار و ارائه سه تار نوازي در تداومِ سبک و شيوه قديم، چند ويژگي در سه تار وي است.

 

  

 

 به قسمتهایی از نوازندگی داریوش طلایی در آواز بیات اصفهان توجه کنید .

 

پ.ن : زمان اجرای قطعه : اکتبر 1987 در خانه ی فرهنگ ملل جهان , در پاریس

 

 

 

                                      

 

 

 

حسین علیزاده (1330 - تهران)

 

 

وی به سال 1330 در شهر تهران متولد شد , در هنرستان موسیقی ملی , نزد اساتیدی چون هوشنگ ظریف , علی اکبر خان شهنازی و حبیب ا ... صالحی به فراگیری , تار پرداخت. پس از دریافت دیپلم هنرستان در سال 1349 به گروه موسیقی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران , راه یافت و نزد نورعلی برومند , داریوش صفوت و ... فراگیری موسیقی ایرانی را ادامه داد.

 

حسين عليزاده با تحصيل موسيقي در محضر نورعلي برمند و يوسف فروتن، شناخت عميق تري نسبت به سه تار پيدا کرد و با استفاده از اين زمينه، به ارائه آثار تک نوازي سه تار و اجراي کنسرتهاي مختلف پرداخت.

 

 به قطعه ی ترکمن , از ساخته های بسیار زیبای ِ علیزاده توجه کنید.

 

 

 از دوران تحصیل , با ارکستر ایرانی تالار رودکی " به رهبری حسین دهلوی " همکاری داشت و از فصل هنری ِ (52- 1351) با گروه های مرکز حفظ اشاعه موسیقی در جشن هنر شیراز به اجرای برنامه پرداخت. در سال 1355 به اتفاق پرویز مشکاتیان گروه عارف را تشکیل داد و برنامه های متعددی را در داخل و خارج از کشور به اجرا در آورد.

 

وی با تحصيل در هنرستان موسيقي و دانشکده هنرهاي زيبا توانست علاوه بر آشنايي با موسيقي غرب، از محضر استادان ممتاز موسيقي سنتي بهرۀ لازم را ببرد و با استفاده از اين آشنايي و شناخت عميق از هر دو نوع موسيقي، به ارائه آثاري در زمينه هاي مختلف موسيقي، اعم از تک نوازي موسيقي سنتي، ساخت آثاري براي ارکسترهاي سنتي و غير سنتي، کار در زمينه موسيقي فيلم و کودکان و تدوين و چاپ کتابهاي آموزشي براي تار و سه تار و ضبط و انتشار رديف موسيقي ايراني براي اين دو ساز بپردازد.

 

 

از خرداد 1374 به مدت یک سال مدیریت هنرستان موسیقی پسران را بر عهده داشت و پس از این دوره برای ادامه فعالیت به آمریکا عزیمت کرد و در زمستان 1376 به ایران بازگشت.

 

 

ویژگی های نوازندگی:

 

 

   در آثار تک نوازي سه تار ِ وي، فضايي نو در زمينه موسيقي ايراني با سعي در ايجاد تغييراتي در زمانبندي موسيقي شنيده مي شود. تکنيک قوي، دست چپ سريع، مضرابهاي ابداعي و گوناگون، ريزهاي با نوانس مختلف و پنجه کاري هاي متنوع باعث شده است تا سه تار وي به بياني شخصي دست يابد.

 

 "رِنگ بحرطویل" در دستگاه همایون , سه تار , حسین علیزاده بهمراه تنبک مجید خلج.

 

 

 

 

                                      

 

 

مسعود شعاری (1340 - تهران)

 

 

مسعود شعاری، بی شك یكی از ممتازترین نوازندگان سه تار در روزگار ماست. او كه هنرآموخته نزد محمدرضا لطفی و حسین علیزاده است، در آستانه جوانی (۲۸ سالگی) اثر مستقل خود را به نام «شباهنگ» منتشركرد تا نشان دهد چه قابلیت هایی دارد. شباهنگ در دو بخش سه گاه و بیات اصفهان با قطعاتی از اساتید درگذشته است. با این حال روایت و اجرای شعاری آن را اثری شنیدنی ساخته است. فضای احساسی و بیان ویژه به خصوص در بیات اصفهان و اجرای پرجذبه و درخور توجه پیش درآمد مرحوم بهاری، معرف توانمندی این هنرمند است.

 


اجرای كاروان صبا كه اختصاص به آثار استاد صبا داشت، بخش دیگری از هنر او را نمایاند. ضمن آنكه توان و ظرفیت سه تار را در اجرای پاره ای قطعات به نمایش گذارد. قطعاتی كه درواقع برای ویلن ساخته شده بودند. هنگامی كه از او درمورد شیوه كار پرسش شود، چنین پاسخ می دهد: «صبا سه تار نواز برجسته و بزرگی است و یكی از مراجع سه تارنوازی به شمارمی رود.

 

  به قطعه ی " کاروان " , با اجرای سه تار مسعود شعاری توجه کنید.


باتوجه به دقت و شناخت سبك سه تارنوازی، قطعات ویلن او را چنین تجسم می كردم كه اگر صبا می خواست اینها را با سه تار بنوازد، چگونه خواهدنواخت.» شعاری دراین اثر به خوبی نشان داد سبك و شیوه قدما را به خوبی می شناسد. موردی كه در چند كنسرت پژوهشی پیرامون شیوه های سه تارنوازی، اطلاعات، شناخت و تبحر او را در شیوه های مختلف نظیر سه تار صبا، هرمزی، فروتن، عبادی، لطفی و علیزاده معرفی كرد. ازسوی دیگر كاروان صبا اثری آموزشی نیز محسوب می شود و كتاب مجموعه قطعات صبا تكمیل كننده بار آموزشی اثر مذكور است.

 

 

ویژگی های نوازندگی:

  

   سونوریته شفاف و خوش صدا، مضراب های قوی و پخته، تحرك و سرعت قابل توجه، تسلط در اجرای انواع ویبرهای خاص سه تار، تك مضراب های خاص، استفاده از امكانات صوتی مختلف ساز از ویژگی های سه تار نوازی شعاری است.

 


علی رغم تسلط و شناخت در شیوه های قدیمی سه تار نوازی، او تجربیاتی نیز با این ساز شكل داده است. تجربیاتی كه در قالب گروه سه تار و گاه پاره ای كارها درحوزه موسیقی تلفیقی پدیدآمد.
در آلبوم «انتظار» او روایت و اجرای مناسب و توجه برانگیزی از سه تارنوازی ارائه می دهد. ساز طبلا دراین اثر، قطعات ریتمیك را متناسب با جملات پوشش می دهد. اثر مذكور در حوزه شنیداری نیز اثری جذاب و پركشش است. سیر تجربه دیگری از همراهی سه تار با موسیقی الكترونیك، صداهای انسانی و گیتار الكترونیك است. با همه این كوشش ها و تجربیات نو اندوخته، درامر آموزش شعاری به اصالت ها و سنت های دیرین سه تار بسیار پایبند است.

 

كتاب هایی كه به كوشش او و شامل قطعاتی از اساتید قدیم است، از این دست محسوب می شود.
ضمن آنكه او تلاش هایی نیز در زمینه تدوین و آموزش ردیف انجام داده و مشغول نگارش آن است.
اثری كه از جنبه تحلیلی و آموزشی می تواند برای سه تار نوازان مفید باشد.

 

 

شاید امروزه كمتر هنرجوی نسل حاضر سه تار را دیده باشیم كه دوره ای را نزد مسعود شعاری نگذرانده باشد. این هنرمند قابلیت ها و توانایی هایی دارد كه شاید هنوز هم به درستی به كارگرفته نشده و بخش هایی از آن حتی ارائه نشده باشد. با این حال، هنوز سه تار شعاری، شنیدنی و اثرگذار است.

 

 

 

استاد محمد رضا لطفي درباره آلبوم «انتظار» شعاري اينگونه مي گويد:

 

 

« موسيقي اي که با عنوان «انتظار» مي شنويد، تجربه اي نو است که در ايران براي نخستين بار صورت مي گيرد و مي تواند به همبستگي و پيوند دو کشور ايران و هند کمک شاياني کند. سابقه ي روابط فرهنگي ايران و هند به گذشته اي بسيار دور مي رسد که ريشه در نگرش آييني و مذهبي اين دو تمدن بزرگ دارد. بهرام گور -شهريار ساساني- گروهي بيش از پنجاه هزار موسيقي نواز از هند براي نوازندگي، به ايران فرا خوانده بود که بنا بر عقيده برخي از ايران شناسان، بخشي از اين خنياگران و موسيقي نوازان در منطقه لرستان کنوني اسکان داشته و دارند. اين حکايت ما را بر اين باور استوار تر مي کند که بايد رابطه اي عميق بين فرهنگ، ذائقه ملي و آيين مردم اين دو کشور وجود مي داشت تا اين تعداد هنرمند توانسته باشند با موسيقي خود، مردمان را تغذيه معنوي کنند.

 

«انتظار» مجموعه اي است از قطعات مختلف که مسعود شعاري تلاش کرده است تا در آن دريچه هاي تازه اي را به رويِ شنوندگان باز کند. رنگ و روي صدا - هر چند دلنشين است ولي گاهي شنونده ي ايراني را از سير فرهنگي و عادات ثانوي ايراني دور مي کند، اما با چند بار شنيدن، اين نا هماهنگي جاي خود را به هماهنگي دلپذيري مي سپارد.

 

نکته ديگر اين که اجرايِ ادواري «طبلا نواز» در تنبک نوازيِ کنوني ايران کم تر به چشم مي خورد. «ريزِ» تنبک که بايد بيش تر پر کننده ي زمانهاي اصلي در تنبک باشد، خود بطور مستقل عامل اجراي ريتم شده است که گاه براي شنيدن دوره هاي سازي مزاحمت ايجاد مي کند. با اين تجربه، شايد تنبک نوازان به اجراي ادواري تنبک، رجعت کنند و تمامي اين تکنيک هاي گسترده نو، در خدمت «ادوار» در آيد. گاهي سه تار خود را به موسيقي هند نزديک مي کند و با عدم استفاده از گوشه هاي طبقات يک دستگاه، اين کمبود سير رديف بيش تر خود را نشان مي دهد.

 

در اين اثر هنري، با توانايي بسيار خوبي که شعاري نشان داده است، مي توان در عرصه موسيقيِ جديِ ايراني، دست به تجربيات جديدي زد اما هنوز زود است تا برآوردي درست از آينده اين نوازنده ي با ذوق ترسيم کنيم. بي شک شعاري تأثيراتي از استادانش - هنرمند گرامي و بالنده حسين عليزاده و نگارنده - دارد ولي طبيعي است در آينده، بر اثر تداوم کار به بيان مستقل تري دست خواهد يافت. ناگفته نماند که آگاهي از موسيقي ايراني و به موازات آن موسيقي ملل همجوار مي تواند راه اين نوازنده و هنرمندِ نسلِ سومِ موجِ نو موسيقي را هموار کند. اميد و آرزوي توفيق براي اين دو هنرمند که چنين قطعاتي را با عشق پا به پاي يکديگر نواخته اند.»

 

 

 

 به قطعه " رقص چوپی " از آثار استاد صبا با اجرای سه تار مسعود شعاری توجه کنید.

 

 

                                                

 

 

 منابع : صد سال سه تار , بلاگ ساز ایرانی

 

 مطالب مرتبط :

 

. سه تار نوازان (1)


. سه تار نوازان (2)


. سه تار نوازان (3)


. سه تار نوازان (4)
 

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 18:26  توسط مهدي   | 

گفت‌وگو با يوسف پوريا، سازنده تار

                                 يوسف پوريا، سازنده تار

                                    یوسف پوريا، سازنده تار (متولد ۱۳۱۸ - مراغه)

 

 

از كجا مي‌آيد اين آواي دوست

 

محمود امین :

يوسف پوريا در سال 1348 يك ساز مي‌سازد و بنا به دلايلي ديگر اين كار را ادامه نمي‌دهد. چهار، پنج سال مي‌گذرد و در سال 1353 تصميم مي‌گيرد اين كار را به شكل حرفه‌اي دنبال كند. به قول خودش شاگرد غيرمستقيم استاد فقيد «يحيي» است كه به‌واسطه سليمان‌خان روح‌افزا دانش او را فرا گرفته است. مداومت و پشتكار وي سبب شد كه به‌تدريج او به يكي از بهترين تارسازهاي اين سرزمين تبديل شود كه سازهايش را استادان درجه يك بنوازند. حالا هم او افتخار مي‌كند كه نوازنده‌هاي نامي از ساز او سود مي‌برند و هم از اينكه ساز پوريا دستشان است، به خودشان مي‌بالند.

 

·       از آنجايي كه معمولاً موسيقي فراتر از ابزار اجرايي خود حركت مي‌كند، سازها و سازنده‌ها هميشه در حاشيه قرار مي‌گيرند. آيا اين اجحاف ناخواسته شما را ناراحت نمي‌كند؟


اين مساله از قديم‌الايام رايج بوده و متاسفانه سازنده ساز را به چشم يك صنعتگر نگاه مي‌كنند. بعضي هم فكر مي‌كنند چون ساز از چوب ساخته مي‌شود، سازسازي نجاري است و اين طرز تفكر يك فاجعه است. نجاري اغلب يك صنعت محسوب مي‌شود، در حالي كه سازسازي يك هنر / صنعت به‌شمار مي‌آيد. در واقع ساخت يك ساز پروسه‌اي است كه در آن هنر، تفكر و صنعت همزمان در كنار هم قرار مي‌گيرند تا يك وسيله بيان هنر به منصه‌ظهور برسد.


اين پروسه پيچيدگي‌هايي دارد كه هنوز هم پس از گذشت اين همه سال و پشت‌سر گذاشتن تجربه‌هاي مختلف نياز به آزمودن و درك و دريافت و قابليت‌هاي جديد هنر سازندگي ساز حس مي‌شود كه معتقدم راه زيادي مانده تا ايده‌هاي جديد و توانايي‌هاي سازهاي ايراني استخراج شود. متاسفانه نوازنده‌ها هنگام خريدن ساز كلي تعريف و تمجيد مي‌كنند اما وقتي كه نوبت به اجراي موسيقي و عوامل تاثيرگذار مي‌رسد، سازنده ساز را فراموش مي كنند. در حقيقت اين نگاه نادرست به‌طور كلي در جامعه موسيقي ما رايج است و كمتر توجهي به اين مقوله مي‌شود. البته به بيراهه نروم، گاهي بعضي از نوازنده‌ها در بروشور آلبوم يا كنسرت خود به سازنده سازي كه با آن هنرنمايي كرده‌اند، اشاره مي‌كنند. ازجمله كنسرت اخير حسين عليزاده كه اين اتفاق خوشايند افتاد. اميدوارم روزي برسد كه سازسازها بيشتر مورد حرمت قرار بگيرند و هنگامي كه از عوامل اجرايي يك مجموعه موسيقي ياد مي‌كنند، سازنده‌ها نيز جزو آنها باشند.

 

·       در بخشي از صحبت‌هايتان به اين موضوع اشاره كرديد كه هنوز جا دارد ما روي سازهايمان كار كنيم. اين عقيده براي يك سازنده باتجربه بسيار ستودني است. چرا پس از گذشت اين همه سال چنين عقيده‌اي داريد؟

 

بهترين الگو و قواره ساز تار در ايران را زنده‌ياد «يحيي» ساخته است و نسخه‌اي ديگر «جعفر». طبيعي است كه هر تارسازي بايد يكي از اين 2 الگو را بگيرد و سازش را بسازد اما در اين مسير ما بايد به تكامل ساز در مسيري طبيعي و درعين حال پايبند به سنت فكر كنيم. البته اين جمله بدان معنا نيست كه ما مي‌توانيم بهتر از يحيي ساز بسازيم. در واقع اگر بتوانيم مثل «يحيي» بسازيم، بهترين و زيباترين ساز را ساخته‌ايم اما با اين وجود معتقدم در طول سال‌ها مي‌توان از تجربه‌هاي مثبت استفاده كرد كه تكامل يك پديده راه خودش را برود.

 

·          آيا تغييراتي هم در شيوه ساخت يا سازمان تار ايجاد شده است؟


به هر حال با گذشت زمان تغييراتي در الگوي يحيي حاصل شد كه دلايل متعددي مي‌تواند داشته باشد چون يحيي آدمي نبوده كه به اين مقولات بي‌توجه بوده باشد. طبيعي است كه در اين سال‌ها شيوه نوازندگي و نگاه به ساز تار عوض شده و اين تغيير رويه مي‌تواند تغييراتي هم در ساز به وجود بياورد زيرا نوازندگي به ساز بستگي دارد و اگر شيوه نوازندگي عوض شود، بايد ساختمان ساز هم تغييراتي بكند.

 

·          به‌نظر مي‌رسد تغييراتي كه شما از آن صحبت مي‌كنيد، همه در راستاي تسهيل نوازندگي باشد؟


بي‌شك همين‌طور است چون ما تلاش مي‌كنيم كه با توجه به شيوه‌هاي نوازندگي معاصر سازها را طوري طراحي كنيم و بسازيم كه نوازنده به خوبي و به راحتي بتواند شيوه خودش را روي ساز پياده كند اما همه اينها در صورتي است كه ساختمان و ساختار اصلي ساز حفظ شود.

·       ساز تار در سال‌هاي اخير با تغييراتي روبه‌رو بوده است. ازجمله در قسمت سرپنجه و پرده‌ها كه شايد شكل و شمايل آن را هم تغيير داده باشد. نظرتان در اين زمينه چيست؟


اگر تغييرات ايجاد شده، علمي و در عين حال برپايه رعايت اصول باشد، بسيار نيكوست. براي مثال بايد بگويم كه من پنجه‌ها را به‌صورت يك تكه ساخته‌ام تا ساز در طول زمان اگر ضربه و آسيبي ديد، دسته از سر پنجه جدا نشود، در حالي كه در گذشته, دسته از سرپنجه جدا بود و به مرور زمان يا از هم جدا مي‌شد يا مي‌شكست، من اين كار را نكردم چون ضرورتي وجود نداشت كه بخواهم چيزي كه خود به خود متعالي و درست را به شكل ديگري پياده كنم. ما امروز دستگاه‌هايي داريم كه به راحتي روي ساز شيار مي‌دهند و دليلي ندارد با وجود اين دستگاه‌ ما دسته و سرپنجه جدا از هم بسازيم. به هر حال وقتي يكسره باشد، استقامت ساز هم بيشتر خواهد بود.

 

·          نگفتيد كه تغييرات ياد شده را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟ به‌خصوص تغييراتي كه از سوي استاد قنبري‌مهر روي تار ايجاد شد.


جناب قنبري مهر، استاد عزيز و عظيم‌الشاني است كه خصايل والاي انساني در ايشان وجود دارد و كمتر مي‌توان ديگر چنين هنرمندي به دوران ديد. ابتكاري كه ايشان روي سرپنجه تار به خرج دادند، بسيار جالب و علمي است. اين ايده واقعاً دردسر نوازنده را در كوك كردن و سيم انداختن كم مي‌كند.

 

·          اما با گذشت سال‌ها، آنچنان كه بايد و شايد با استقبال مواجه نشد؟

 

نوازنده‌هاي ما معتقدند كه شكل اين سرپنجه به تار ايراني كه يك ساز ملي است، نمي‌خورد. سرپنجه در صدادهي تاثير زيادي ندارد اما بعد از سال‌ها ديديم كه جامعه موسيقي آن را نپذيرفت.

 

·          درعرصه سازندگي ساز با 2 حوزه سفارش (دست‌ساز) و توليد انبوه (صنعتي و ماشيني) مواجه هستيم. نظرتان درباره توليد انبوه چيست؟

 

توليد انبوه، بي‌شك يكي از نيازهاي اساسي جامعه موسيقي است. طبيعي است كه ساز دست‌ساز نمي‌تواند پاسخگوي اين همه هنرجو باشد. منتها چيزي كه در اين ميان قابل توجه است، قيمت سازهاست. گاهي اوقات مشاهده مي‌شود كه يك انبوه‌ساز در ميان سازهايي كه ساخته، يك ساز خوش صدا پيدا مي‌كند و به قيمت ساز دست‌ساز مي‌فروشد. اين كار درست نيست و ارزش‌ ساز دست‌ساز يك هنرمند را پايين مي‌آورد. توليد انبوه وقتي خوب است كه ارزان به دست علاقه‌مندان برسد.


در عوض داريم كساني كه دست‌ساز كار مي‌كنند، اما سازهايشان شبيه كاريكاتور ساز است تا خود ساز. اگر انبوه سازها الگويي خوب دارند و مي‌توانند با قيمت مناسب ساز توليد كنند، بهتر است آنها به كارشان ادامه بدهند تا اينكه يك سازنده دست ساز به شكلي كاملا غيرقابل ملاحظه و با قيمتي بالا ساز توليد كند.

 

·          در همين راستا در خانه موسيقي بحثي بود كه سازندگان بتوانند با راهنمايي اساتيد، كيفيت كارشان را بالا ببرند، چه شد؟

 

بله، قرار بود از سازسازها دعوت كنيم و آنها را تعليم بدهيم و در مسير ساختن ساز بهتر آنها را ياري كنيم. اما هنوز اين تصميم به مرحله عمل نرسيده است كه اميدوارم به زودي بتوانيم به اين خواسته جامه عمل بپوشانيم.

 

·          به نظر مي‌رسد كانون ساز سازان خانه موسيقي آنچنان كه بايد و شايد نتوانسته فعاليت‌هاي كارآمدي داشته باشد، چرا؟

 

من به عنوان عضو هيات مديره اين كانون تلاش مي‌كنم كه اتفاق‌هاي تازه‌اي در اين مجموعه بيفتد. البته ساير اعضا نيز همين‌طور. به عنوان مثال در سال‌هاي گذشته فقط افرادي مي‌آمدند و فرم پر مي‌كردند و بدون اينكه تحقيق كاملي راجع به صحت ادعاهاي دوستان صورت بگيرد عضويت يا عدم عضويت صورت مي‌پذيرفت.


من پيشنهاد دارم از كساني كه علاقه‌مند عضويت در اين كانون هستند، دعوت شود تا سازهايشان را بياورند و در جلسات هفتگي به ديد ساير اعضاي هيات مديره برسانند و در مرحله بعد از كارگاه‌هاي سازسازي آنها باخبر و مطلع شويم. اين تصميم تا حدودي عملي شده است و در هر جلسه كه ما گرد هم مي‌آييم، چند نفر با ساز مي‌آيند، سازهايشان را ارزيابي مي‌كنيم و بعضا ايرادهاي سازشان را نيز گوشزد مي‌كنيم. اين موجب مي‌شود كه متقاضيان عضويت بفهمند كه كارهاي اين كانون حساب و كتاب دارد.


منتها اينكه بخواهيم قيمت ساز را ما تعيين كنيم، يك كم مشكل است. مشكل از اين جهت است كه يك سازنده فكر مي‌كند سازش بهترين ساز موجود در بازار است. مگر اينكه بيايد ايرادهاي سازش را از زبان اعضاي هيات مديره بشنود. وقتي سازنده فكر مي‌كند بهترين ساز را ساخته است، قيمت سازش را نيز خيلي بالا اعلام مي‌كند. قيمتي كه اصلا نمي‌ارزد. در هر صورت اگر مشكلي پيش آمده سعي كرديم به صورت كدخدامنشي آن را حل كنيم. عدم وجود قوه اجرايي و قانونگذاري در اين زمينه اين امكان را از ما سلب مي‌كند كه بتوانيم، متخلفان با اين عرصه برخورد كنيم. با اين وجود اين پيشنهاد را داديم كه خريداران ساز به خانه موسيقي مراجعه كنند تا ما قيمت حدودي يك ساز و محاسن و معايبش را تعيين كنيم. با وجود اينكه براي خودمان دشمن تراشي مي‌كنيم اما در تلاش هستيم در حق خريدار اجحاف صورت نگيرد.

 

                                     

 

منبع : تهران امروز

پی نوشت ۱ : یوسف پوریا دهم فروردین 1318 در شهرستان مراغه به دنیا آمد. پدرش میرزا علی اکبر حجار بود که گاهی مجسمه های سنگی می ساخت. پوریا در سن ده سالگی به همراه خانواده به تهران آمد و دیپلم خود را در رشته ریاضی در دبیرستان خوارزمی دریافت کرد ... در اینجا می توانید بیوگرافی کامل استاد پوریا را مشاهد نمایید.

 

پی نوشت ۲ : با اینکه مدت زیادی است از این مصاحبه می گذرد به جا دیدم که برای کسانی که نتوانسته آنرا مطالعه کنند  ( از جمله خودم )  آنرا در بلاگ قرار دهم.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 22:11  توسط مهدي   | 

(گل های تازه شماره ی ۱۴)

(گل های تازه شماره ی ۱۴)

 

با همکاری استادان:

 

آواز : ایرج

تار : جلیل شهناز

سنتور : منصور صارمی

ویولن : حبیب الله بدیعی

تنبک : امیر ناصر افتتاح

تنبک : جهانگیر ملک

و

ویولن : همایون خرم

 

 

 

روی الف:

دستگاه همایون

 

پیش درآمد همایون (سنتور، تار، ویلون. ریتم: 8/4)

 

 

آغاز درآمد همایون با تحریر (جواب با تار)

 

شعر:

دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم

سخن پیر مغان است و به جان بنیوشیم

 

(درآمد دوم همایون)

" ادامه ی آواز با ضربی خوانی "

 

دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم

سخن پیر مغان است و به جان بنیوشیم

نیست در کس کرم و وقت طرب می گذرد

چاره آن است که سجاده به می بفروشیم

 

 

(گوشه ی چکاوک)

 

خوش هوایی است فرح بخش خدایا برسان

نازنینی که به رویش می گلگون نوشیم

 

 

گوشه ی بیداد با تحریر (جواب با تار)

 

گل به جوش آمد و از می نزدیمش آبی

لاجرم آتش حرمان و هوس می جوشیم

 

 

(گوشه ی بیداد)

 

می کشیم از قدح لاله شرابی موهوم

چشم بد دور که بی مطرب و می مدهوشیم

 

 

(بیات راجه –راجع)

تحریر واپسین بیات راجه (راجع)

 

گل به جوش آمد و از می نزدیمش آبی

لاجرم آتش حرمان و هوس می جوشیم

 

 

(برگشت به بیداد برای فرود)

 

حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما

بلبانیم که در موسم گل خاموشیم

 

(فرود به همایون)

 

 

 

*پی نوشت :

با سپاس فراوان از وبلاگ خدای آواز : ایرج

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 12:51  توسط مهدي   | 

استاد محمد رضا لطفی در برنامه هفت اقلیم

 

محمدرضا لطفی " نوازنده تار و سه تار " , " آهنگساز " 

استاد محمد رضا لطفی در برنامه هفت اقلیم " تهیه شده در شبکه رادیویی فرهنگ

 

 

 

 

1 . شروع برنامه با تصنیف " سپیده " .

 

 فایل صوتی این قسمت را می توانید از اینجا دربافت کنید. 

 

2 . آغاز مصاحبه , بحث های پیرامون گروه های سه گانه شیدا و ...

 

 فایل صوتی این قسمت را می توانید از اینجا دربافت کنید. 

 

3 . تصنیف " مژده " با صدای معتمدی , که قسمتی از اجرای گروه همنوازان شیدا می باشد.

 

 فایل صوتی این قسمت را می توانید از اینجا دربافت کنید. 

 

4 . ارتباط مستقیم با آیدین آغداشلو

 

آیدین آغداشلو " نقاش , نویسنده و طراح " 

 فایل صوتی این قسمت را می توانید از اینجا دربافت کنید.

 

 

5 . ادامه بحث در رابطه با کارهای اجتماعی محمدرضا لطفی

 

 

 فایل صوتی این قسمت را می توانید از اینجا دربافت کنید. 

 

6 . تصنیف " در این سرای بی کسی " و چگونگی خلق این اثر

 

 

 فایل صوتی این قسمت را می توانید از اینجا دربافت کنید. 

 

7 . دوران جنگ و سفر به اهواز

 

 

 فایل صوتی این قسمت را می توانید از اینجا دربافت کنید. 

 

8 . خاطره ای با استاد دولت آبادی در خلق یک اثر و ارتباط مستقیم با این استاد.

 

محمود دولت آبادی " نویسنده " 

 فایل صوتی این قسمت را می توانید از اینجا دربافت کنید. 

 

 

9 . پاسخ های استاد به سئولات شنودگان

 

 

 فایل صوتی این قسمت را می توانید از اینجا دربافت کنید. 

 

10 . صحبت های استاد در رابطه با حرف و حدیث ها و شایعاتی که در بدو ورود استاد به ایران شکل گرفت.

 

 فایل صوتی این قسمت را می توانید از اینجا دربافت کنید. 

 

11 . ارتباط مستقیم با " پرویز مشکاتیان " به مناسبت سالروز تولدش

 

پرویز مشکاتیان " آهنگساز و نوازنده سنتور و سه تار " 

 

 فایل صوتی این قسمت را می توانید از اینجا دربافت کنید. 

 

12 . پایان گفتگو

 

 فایل صوتی این قسمت را می توانید از اینجا دربافت کنید. 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 0:44  توسط مهدي   | 

معرفی وبلاگ " چکاوک "

 

چکاوک  " شعر و ادبیات ایران و جهان "

http://chakaavak.blogfa.com

وبلاگ فوق با هدف آشنایی هرچه بیشتر عموم مردم با شعرا و ادیبانِ ایران و جهان راه اندازی شده است.

در ضمن , اگر از دوستان ِ اهل شعر و ادبیات , کسی مایل به همکاری با این وبلاگ باشد از طریق ایمیل :  chakaavak_1@yahoo.com  می تواند با مدیریت وبلاگ تماس داشته باشد.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 20:17  توسط مهدي   | 

شعرا و تصنیف سرایان ایرانی - 1 (میرزا صائب تبریزی)

 

شعر (به ویژه شعر  ِقُدما)  یکی از ارکان مهم و تاثیر گذار در موسیقی ایرانی می باشد که متاسفانه در موسیقی ما, کمتر به شاعران و تصنیف سرایان پرداخته می شود (حال, به دلیل "خواننده سالاری" یا هر دلیل دیگری نوازندگان, آهنگسازان و شاعران, در موسیقی ایرانی مظلوم واقع شده اند که این موضوع , خود بحثی جداگانه را می طلبد). وبلاگ تنبور شمس قرار را بر این گذاشته است که از این پس, در مطالب خود  مقالاتی را به این قشر از موسیقی ایرانی اختصاص دهد. برای اولین پُست (شعرا و تصنیف سرایان ایرانی) کسی را بهتر از همشهری خود , "صائب" نیافتم. امیدوارم مانند همیشه, تنبور شمس را یاری کرده و ما را از نظرات و انتقادات خود بی نصیب نگذارید.

 

 

 

 

 

میرزا محمدعلی تبریزی "متخلص به صائب"
 
 

 

زندگینامه  

 

میرزا محمد علی فرزند میرزا عبدالرحیم بازرگان تبریزی متخلص به صائب و معروف به میرزا صائب بین سالهای 1000-1007 هجری در تبریز به دنیا آمد.

 

صائب از خاک پاک تبریز است ----- هست سعدی گر از گل شیراز

 

 

در 1012 هجری که شاه عباس قلعه تبریز را فتح کرد،پدرش همراه عده ای از بازرگانان ثروتمند از تبریز به اصفهان آمد تا سیاست جدید شاه عباس را که می خواست پایتخت تازه بنیان صفوی را با ثروت و فعالیت بازرگانان رونق دهد، تحقق یابد. محمد علی در این شهر پرورش یافت و بزرگ شد، در آغاز جوانی به سفر حج مشرف شد و پس از زیارت خانه خدا به آستان بوسی حضرت رضاعلیهالسلامتوفیق پیدا کرد.

 

شکرالله که بعد از سفر حج صائب ----- عهد خود تازه به سلطان خراسان کردم

 

 

وقتی به اصفهان برگشت و مدتی در آنجا اقامت کرد،قصد سفر هند کرد. بر خلاف میل پدر و خانواده پایتخت ایران را ترک و راهی هند شد.

 

در سال 1034 از اصفهان بیرون رفت. آنچه با خود از وطن می برد دفتر شعری بود که وقتی به کابل رسید ،به خدمت ظفر خان والی آنجا رسید و در سایه دوستی و اکرام او آرامش یافت ،به مرتب کردن

آن پرداخت و اولین دیوان اشعار خود را سامان داد.

 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

چو زلف سنبل اوراق من پریشان بود

نداشت طره شیرازه روی دیوانم

تو غنچه ساختی اوراق باد برده من

و گرنه خار نمی ماند از گلستانم

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

 

در سال 1042 که ظفرخان به امر شاهجهان به نیابت پدرش حاکم کشمیر شد، هنوز صائب و پدرش در هند بودند و ظفرخان را در کشمیر همراهی می کردند، آنان پس از مدتی اقامت در کشمیر , به ایران عزیمت کردند. اقامت وی در هند حدود نه سال به طول انجامید.

 

صائب شهرهای مشهد، قم، کاشان، اردبیل، تبریز را سیاحت کرد، سفری هم در رکاب شاه عباس دوم به مازندران داشت و صفای این ناحیه بخصوص شهر اشرف (بهشهر) را ستود. در قم به دیدن مولی عبدالرزاق لاهیجی متخلص به فیاض رفت و این دیدار به دوستی آنان انجامید و در سفر کاشان با مُلا محسن فیض کاشانی ملاقات و مشاعره کرد.

 

سال های عمر او به استناد این بیت , هشتاد یا متجاوز از هشتاد سال بود:

 

دو اربعین بسر آمد ز زندگانی من*-*-*-*-*هنوز در خم گردون شراب نیم رسم

 

سال وفاتش به نقل از محمد بدیع سمرقندی که سه سال پس از وفات او به اصفهان آمده و قبرش را زیارت کرده است 1087 هجری قمری می باشد. قبر صائب در باغچه ای در اصفهان -در خیابانی که به نام او نامگذاری شده است -قرار دارد.

 

 

نمایی از آرامگاه صائب واقع در شهر اصفهان

 

 

1- ** مشاهده نمایی از آرامگاه صائب و مناظر اطراف آن واقع در خیابان صائب اصفهان **

 

2- ** مشاهده نمایی از آرامگاه صائب و مناظر اطراف آن واقع در خیابان صائب اصفهان **

 

3- ** مشاهده نمایی از آرامگاه صائب و مناظر اطراف آن واقع در خیابان صائب اصفهان **

 

4- ** مشاهده نمایی از آرامگاه صائب و مناظر اطراف آن واقع در خیابان صائب اصفهان **

 

5- ** مشاهده نمایی از آرامگاه صائب و مناظر اطراف آن واقع در خیابان صائب اصفهان **

 

6- ** مشاهده نمایی از آرامگاه صائب و مناظر اطراف آن واقع در خیابان صائب اصفهان **

 

7- ** مشاهده نمایی از آرامگاه صائب و مناظر اطراف آن واقع در خیابان صائب اصفهان **

 

8- ** مشاهده نمایی از آرامگاه صائب و مناظر اطراف آن واقع در خیابان صائب اصفهان **

 

9- ** مشاهده نمایی از آرامگاه صائب و مناظر اطراف آن واقع در خیابان صائب اصفهان **

 

 

ویژگیهای فردی:

 

 

صائب مردی دیندار و معتقد به فرایض و سنن اسلامی بوده است. مذهب او شیعه دوازده امامی است. بعیدنیست که به جهت علاقه و ارادت شدید به مولانا جلال الدین بلخی که در حدود صد غزل به استقبال وی رفته است دچارشور و حالی آشکارشده و از مولانا به «ساغر روحانی»، «آدم عشق»، «مرشد روح»، «شمس حقیقت» و امثال اینها تعبیر کرده است. مثل این بیت:

 

از گفته مولانا مدهوش شدم صائب *-*-*-*-* این ساغر روحانی صهبای دگر دارد

 

 

در اینکه صائب با آن همه ابیات بلند عارفانه مرد روشن بینی است شکی نیست ولی آیا او صوفی بوده و طریقه ای هم داشته است، نمی توان نظری ابراز کرد زیرا سندی در دست نیست. تنها می گوییم که عرفان صائب، عرفان الهی است.

 

شماره ابیات او را به اختلاف از هشتاد تا سیصد هزار نوشته اند به علاوه که بیست هزار بیت ترکی هم به او منسوب می دانند.

 

صائب به شهادت اشعار خود و قول معاصرانش مردی فرشته خو، کم آزار و متواضع بوده، تمام تذکره نویسان از محامد او سخن گفته اند. خوش طینتی او بقدری است که همه شعرای معاصر را در اشعار خود به نحوی مورد ستایش و تشویق قرار داده است و در دیوان وی شاید به بیش از نام پنجاه شاعر برسیم که شعرشان را استقبال کرده و از آنان با تجلیل و محبت نام برده است.

 

 

ز بلبلان خوش الحان این چمن صائب

مرید زمزمه حافظ خوش الحان باش

 

 

صائب از درد سر هر دو جهان باز رهی

سر اگر در ره عطار نشابور کنی

 

 

این غزل را از حکیم غزنوی بشنو تمام

تا بدانی نطق صائب پیش نطقش الکن است

 

 

 

صائب از معدود شاعرانی است که در زمان حیات، آوازه ی سخنش قلمرو زبان دری (ایران، هندوستان، عثمانی) را فتح کردو مشتاقان سخنش از دور و نزدیک و برخی پای پیاده به اصفهان می شتافتند تا به دیدار او برسند. نویسندگان تذکره های نصرآبادی، قصص خاقانی، سرو آزاد، کلمات الشعرا همه استادی او را ستوده اند.

 

 

ویژگی سخن:

 

صائب از شعرای *سبک هندی(۱) است و لطایف این سبک بیش از دیگران در شعر وی جلوه گر شده است, که می توان به ویژگی های زیر اشاره نیز داشت :

 

 

  1. وجود تعبیراتی که در آن دو حس در هم می آمیزند و بجای یکدیگر به کار می روند:

 

سخن شیرین یا قیافه با نمک

 

  1. جان بخشیدن به اشیای بی جان:

 

نبض ره می تپد و سینه صحرا گرماست

 

  1. استفاده از ضرب المثل:

 

آدمی پیر چو شد حرص جوان می گردد*-*-*خواب در وقت صحرگاه گران می گردد

 

  1. استفاده از زبان و الفاظ محاوره :

 

بخیه ی کفشم اگر دندان نما شد عیب نیست*-*-*خنده کفشم می زنده بر هرزه گردی های من

 

  1. توجه به تجربیات ساده و روزمره زندگی :

 

اظهار اشک پیش ستم پیشگان خطاست*-*-*اشک کباب موجب طغیان اتش است

 

  1. خیال پردازی های غریب و بی سابقه :

 

دل آسوده ای داری مپرس از صبر و آرامم*-*-*نگین را در فلاخن می نهد بی تابی نامم

 

 

صائب تنها شاعری است که پس از حافظ طریقه ای مستقل و ممتاز دارد. او نماینده کامل سبک زمان و زبان مردم خویش است، محال است بتوان جای او را در این سبک- که دویست سال زبان ادبی ایران و هند و عثمانی بود و بر ذوق و حال مردم بسیاری از این سرزمین ها حکومت می کرد- با سبکی دیگر پر کرد، به عبارت دیگر تمام محسنات سخن شعرایی چون نظیری، طالب آملی و کلیم که هر کدام از جهتی مورد توجه اند در صائب یکجا وجود دارد، پس می توانیم اگر او را فرد اعلای *سبک هندی یا اصفهانی و مقتدای شعرای این سبکبدانیم.

 

 

از این سبک که قبل از او همه جا به طرز تازه برده می شد پس از او به طرز صائب نام برده شد و تذکره نویسان همه شعرای این شیوه را پیروان طرز صائب بشمار آوردند.

 

 

در دوره صفویه شاید هیچ شاعری به اندازه صائب تبریزی نتوانسته است در شعر، مضمون آفرینی کند و شیوه ای نو , چه از جهت محتوا و چه از لحاظ ترکیب کلمات و شکل ظاهری شعر و تعبیرات و تشبیهات بیافریند. از این رو صائب را می توان نماینده واقعی شعر دوره صفویه و سبک هندی دانست.

 

 

او در قالبهای گوناگون، شعر می سراید اما غزل را بیش از انواع دیگر می پسندد.

 

به نظر او در شعر , اصالت با معنی است, شاعر باید حرفی برای گفتن داشته باشد و این سخن باید همچون کشف تازه ای اعجاب انگیز باشد. آسان نگری و آسان گذری سخن را بی قدر می سازد. برای یافتن مضمون در جهانی که همه چیز کهنه و مکرر است راهی نیست جز اینکه روش نگریستن و برداشتن نو شود، آن وقت است که از هر حقیقت خارجی و هر دریافت وجدانی مضامین متعدد بدست خواهد آمد.

 

یک عمر می توان سخن از زلف یار گفت *-*-*-*-*در بند آن مباش که مضمون نمانده است

 

 

منابع مضمون های صائب انسان است و جهان، خلقیات آدم که خلقت دوگانه دارد، نیمی فرشته و نیمی اهریمن، و جهان که مجموعه ایست از تضادها، جمع نور است و ظلمت و حیات است و ممات، ذهن او مدام می کوشد که نسبتی و رابطه ای بین انسان و طبیعت و طبیعت و انسان برقرار کند.

 

 تجربه او در میدان زندگی شخصی و انفرادی نیست تجربه ای کلی است. مثلاً با اینکه آن سیاح تذکره نویس سمرقندی در وصف عمارت و باغ او در عباس آباد اصفهان نوشته است: «رفیع ترین عمارات و وسیع ترین این سراها دولتخانه میرزا صائب است که زبان گفتار از عهده بیان کرد آن بر نمی آید مگر کار شنودن را به دیدن رسد.» سروده است:

 

                                                *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

                                        دل دشمن به تهی دستی من می سوزد

برق ازین مزرعه با دیده تر می گذرد

 

چون داغ لاله سوخته نانیست روزیم

آنهم فلک که به خون جگر می دهد مرا

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

 

تضادی که در گفته های صائب می بینیم ،حاکی از کوشش او برای یافتن مضامین نو است. این نوع سخن که نمونه کاملش غزل سبک هندی است به سالهای بسیار قبل از صائب حتی به زمانی قبل از خواجه و در حقیقت بعد از سعدی بر می گردد و در عصر صفوی حسن غزل در اختصاص داشتن هر بیت آن یک معنی و اندیشه خاص است.

 

بیهوده است اگر عشق و شیدایی را در دیوان صائب جستجو کنیم، شور عاشقی سعدی و شیدایی مولانا ابداً در غزل های او نیست.

 

از موضوعات رایج غزل صائب حسب حال است، حساسیت شدید و بیقراری و شیدایی، مردم گریزی، حیا و نرم خویی، فرار از تقلید و تعریف از خود ،از مشخصه های روحیه صائب است.

 

 

عنصر خیال در شعر صائب و شاعران سبک هندی از مهمترین عناصر سبکی است و حضوری گسترده و متنوع در شعر این شاعران دارد.

صورتهای گوناگون بیانی تخیل، همچون تشبیه، استعاره، کنایه و تمثیل به وفور در آثار صائب و ... به چشم می‏خورد.

 

 

ارسال المثل از صنایع مورد توجه صائب و شاعران سبک هندی بود. اما نکته جالب این است که بسیاری از مصرع های برجسته این گروه از شاعران و به ویژه صائب به خاطر دلنشینی و مقبولیت خاصش در بین مردم در زمان شاعر و پس از او به صورت ضرب المثلهای رایج زبانزد مردم می‏شد.

 

 

تمثیل که از ویژگیهای عمده این سبک به شمار می‏رود، این است که شاعر در یک مصرع، مطلب و مضمونی اخلاقی یا عرفانی است، بیان می‏کند و در مصرع دوم با ذکر مثالی از طبیعت، اشیا و یا آوردن تصویری محسوس، دلیلی برای اثبات آن می‏آورد.

 

 

تمثیلات شعر صائب کلیم و بیدل از معروفترین تمثیلات شعر فارسی است:

 

من از بی‏قدری خار سر دیوار دانستم که ناکس کس نمی‏گردد از این بالانشینیها

 

ظالم به ظلم خویش گرفتار می‏شود از پیچ و تاب نیست رهایی کمند را

 

 

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

موجیم که آسودگی ما عدم ماست

 

 

جسم خاکی مانع عمر سبک رفتار نیست

پیش این سیلاب کی دیوار می‏ماند به جا

 

 

تعداد بالای ردیفهای اسمی در شعر صائب، از دیگر ممیزات شعر او به سبک هندی است. ردیفهای اسمی از علل عمده توسعه خیال در شعر است؛ چرا که شاعر ناچار می‏شود در هر بیت تصویری بسازد که به نوعی با ردیف ارتباط دارد، ردیفهایی نظیر: رقص، خط، شمع، حرف، گل، صبح، رنگ و آفتاب مکرر مورد استفاده صائب است .

 

 

مطالعه آثار متقدمین گاه به نوعی داد و ستد ادبی (و یا گفتگو) منجر می‏شود. جواب دادن به شعر یکدیگر داد و ستدی ازاین نوع بود .

 

نظری گذرا به دیوان صائب نشان می‏دهد که این شاعر بزرگ چه مقدار تتبع و تأمل در آثار شاعران متقدم و معاصر خود داشته است:

 

فتاد تا به ره طرز مولوی، صائب   *-*-*-*-*-* سپند شعله فکرش شده‏ست کوکبها

 

این جواب آن غزل صائب، که می‏گوید کلیم هر چه جانکاه است در این راه، دلخواه من است.

 

 به آوازی در "دشتی" با صدای علیرضا افتخاری و نی بهزاد فروهری بر روی شعری از حضرت صائب توجه کنید.*(۲)

 

 

 

 

 

پی نوشت :

 

 

*(۱) : سبک هندی یا اصفهانی یکی از بزرگترین و با اهمیت ترین مکاتب شعر فارسی است و بخصوص از جهت تاثیرات مهم آن در شعر معاصر فارسی بسیار مورد توجه می باشد. به عقیده تمامی محققان، صائب تبریزی و بیدل دهلوی بزرگترین شاعران این مکتب ادبی شمرده می شوند. با توجه به نزدیک بودن روزگار حیات آن دو و نیز حضور طولانی مدت آنها در سرزمین هند، مقررات (در مفاهیم خاص خود)، ترکیبات، تعبیرات و مضامین مشترک بسیاری در اشعار آنها می توان دید که با توسل به روشهای علمی می توان آنها را استخراج ، طبقه بندی و مقایسه کرد.

 

*(۲) :  این آواز برگرفته از مجموعه "راز گل" کار  مشترک علیرضا افتخاری و محمد آذری می باشد.

 

 

دوستان عزیز باید عرض کنم که بنده خیلی تلاش کردم تا آواز ها یا تصانیف بیشتری, که در آنها از شعر صائب استفاده شده باشد در وبلاگ قرار دهم ولی متاسفانه, تنها همین یک قطعه آواز را از جناب افتخاری توانستم تهیه کنم. حال, اگر دوستان تصنیف یا آوازی در خاطر دارند که در آن از شعر حضرت صائب استفاده شده, خواهشمندم که در قسمت نظرات وبلاگ درج نمایند تا اینجانب و دیگر خوانندگان وبلاگ نیز استفاده ببریم.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 11:39  توسط مهدي   | 

ساز شناسی (بربط)

ساز شناسی (بربط)

                                            

 

 

 

بَربَط یا عود سازی زهی است که در خاورمیانه و کشورهای عربی رایج است و از قدیمی‌ترین سازهای شرقی و ایرانی به شمار می‌رود.این ساز در حقیقت‌ نوعی‌ سمبل‌ تاریخی‌ برای‌ سازهای‌ ایرانی‌ است.

 

 

 

 

]تاریخچهٔ بربط [

 

از آن‌جا پیشینه‌ٔ این ساز به ۱۹۷۰ سال پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد، می‌توان آن را از اصیل‌ترین سازهای موسیقی ایران زمین به شمار آورد. آثار باستانی میان‌رودان متعلق به هزارهٔ دوم پیش از میلاد، نگارهٔ مردی ایستاده را نشان می‌دهد که به نواختن بربط مشغول است.

 

 

در حقیقت‌ سومری‌های‌ باستان‌ نخستین مردمی‌ هستند که‌ در آثار به‌ جای‌ مانده‌ از آن‌ها ردپایی‌ از این‌ ساز در دیده می‌شود. ساز عود در ایران‌ پیش از اسلام‌ به‌ نام‌ بربط‌ شناخته‌ می‌شد و پس از سومری‌ها و در دوران هخامنشیان رواج داشته است. این ساز در عهد ساسانی بیش از همه ادوار متداول بوده است.

 

 

گویا در اوایل اسلام به کشورهای عربی راه یافته و جانشین سازی به نام «مزهر» شده ‌است. بر پایهٔ بعضی از اسناد «ابن سریح ایرانی نژاد» نخستین کسی است که در عربستان و در قرن اول هجری عود فارسی یا بربط را نواخته و نوازندگی آن را آموزش داده‌است. الاغانی می‌گوید:آشنایی او با عود از آنجا شروع شد که «عبدالله ابن زبیر» جمعی از ایرانیان را به مکه دعوت کرده بود تا خانهٔ کعبه را تعمیر کنند. دیوارگران ایرانی عود می‌زدند و اهل مکه از ساز و موسیقی ایشان لذت می‌برند و آن را تحسین می‌کردند، ابن سریح پس به عود زدن پرداخت و در این صنعت سرآمد هنرمندان زمان گشت.

 

 

 

 

 

 

]و اما عود[

 

چون سطح ساز بربط از چوب پوشیده شده بود، اعراب آن را عود نامیدند.(العود در زبان عربی به معنای چوب است)

 

 

بربط امروزه نقش بسیار کمتری در موسیقی ایرانی دارد. عود عربی بر خلاف بربط ایرانی از اصلی‌ترین سازهای موسیقی عربی است. این ساز پس از اینکه به اروپا برده شد، نام لوت بر آن نهادند. واژه لوت از نگارش كلمه‌ی العود به وجود آمده و به تدریج به لوت تبدیل شده است. ابن خلدون در قرن ۸ هجری قمری آن را به ترکه‌های چوبینی که انعطاف‌پذیر است معنی نموده.

 

 

خود كلمه‌ی بربط در واقع از دو كلمه‌ی "بر" و بط" ساخته شده یعنی "مانند بط" و بط به معنی مرغابی است. در كل شكل این ساز به مرغابی تشبیه شده چون سینه‌ی جلو داده و گردن كوچكی دارد.

 

 

اصولا بربط یا همان عود در اندازه‌های مختلف ساخته می‌شود که اندازه متداول و معمول همان عودهای ساخت ایران است. نمونه‌های ساخت کشورهای عربی دارای کاسه‌ای بزرگ و عودهای ترکیه کوچک و عودهای ایرانی متوسط است.

 

 

 

                           محمد فیروزی

به قسمت هایی از تکنوازی بربط , محمد فیروزی در دستگاه سه گاه توجه کنید.

 

پ.ن: برگرفته از مجموعه رسوای دل کار مشترک شجریان و پیرنیاکان

 

 

 

 

 

 

 

]انواع بربط[

 

در قدیم بربط را دو نوع به حساب می‌آوردند: یکی‌ بربط‌ با کاسه‌ٔ‌ بزرگ‌ و دسته‌ٔ کوتاه‌ و دیگر با کاسهٔ کوچک‌ اما دستهٔ‌ بزرگ. امروز به‌ اشتباه‌ ساز دسته‌ بلند را بربط‌ و ساز دسته‌ کوچک‌ را عود می‌نامند. در حالی‌ که‌ اینگونه‌ نیست‌ و براساس‌ تحقیقاتی‌ که‌ انجام‌ شده توسط استاد سیگارچی‌ هر دو عود یا همان‌ بربط‌ هستند و از یک‌ ساختمان‌ صدایی‌ برخوردارند.

 

 

 

 

 

 

]ساختار بربط[

 

شکم این ساز بسیار بزرگ و گلابی شکل و دسته آن بسیار کوتاه‌ است. به طوری که قسمت اعظم طول سیم‌ها در امتداد شکم قرار گرفته‌است. سطح رویی شکم از جنس چوب است که بر آن پنجره‌هایی مشبک ایجاد شده‌است. عود فاقد «دستان» است و خرک ساز کوتاه و تا اندازه‌ای کشیده‌است. عود دارای ده سیم یا ۵ سیم جفتی است البته در برخی مواقع استادان قالب شکنی کرده و دو یا یک سیم در قسمت پایین قبل از سیم دو به ساز اضافه می‌کنند که این سیم‌ها فا زیر کوک می‌شود. سیم‌های جفت با هم همصدا (کوک) می‌شوند و هر یک از سیم‌های دهگانه، یک گوشی مخصوص به خود دارد؛ گوشی‌ها در دو طرف جعبه گوشی (سر ساز) قرار گرفته‌اند.

 

 

عود بم‌ترین ساز بین سازهای زهی است؛ نت نویسی آن با کلید سل است که جمعا دو اکتاو است. «اکتاو» بم‌تر از نت نوشته شده حاصل می‌شود. سیم بم (سُل پائین) معمولاً نقش «واخوان» دارد و گاه این سیم جفت نیست. صدای عود به نحوی است که صدای اکتاو چهارم پیانو از راست به چپ برابری دارد و در اصل باید عود را با کلید «فا» نواخت یعنی صدای اصلی عود یک اکتاو پایین‌تر از آن است که امروز متداول شده‌است .

 

 

مضراب عود از پر مرغ (یا پر طاووس و شاه‌پر عقاب ) تهیه شده‌است و گاه نیز نوازنده با مضراب دیگری ساز را می‌نوازد. نوازنده‌های امروزی از مضراب‌های پلاستیکی استفاده می‌کنند.

 

 

صدای عود بم، نرم و در عین حال گرم و جذاب و نسبتاً قوی است. این ساز نقش تک‌نواز و هم‌نواز هر دو را به خوبی می‌تواند ایفا کند.

 

 

 به آوازی در دستگاه همایون ,بهمراهی ساز بربط  با صدای علیرضا افتخاری توجه کنید.

 

 پ.ن: برگرفته از مجموعه سرو سیمین - محمدعلی کیانی نژاد

 

 

 

 

 

]احیاء عود (عود معاصر)[

 

                    منصور نریماناکبر محسنی

 

 

با تشکیل‌ هنرستان عالی موسیقی‌ در پنجاه‌ سال‌ پیش، استادانی‌ چون‌ اکبر محسنی، قاموسی‌ و منصور نریمان‌ که‌ اکثرشان‌ سه‌تار می‌نواختند، سعی‌ کردند با تهیه‌ٔ عود و همنوایی‌ آهنگ‌های‌ پخش‌ شده‌ از رادیوهای‌ عربی، شیوه‌ صحیح‌ نواختن‌ عود را یاد بگیرند و به‌ این‌ ترتیب‌ عود در عصر معاصر دوباره‌ احیا شد.

 

 

 

 

 

]عود نوازهای‌ معروف‌ جهان‌[

 

ساز عود در یک‌صد سال‌ اخیر کاملاً در قبضه‌ٔ عرب‌ها و به‌خصوص‌ مصری‌ها بوده‌ است. از جمله‌ نوازندگان‌ معروف‌ این‌ ساز استاد منیر بشیر (عراقی) است. در کنار او می‌توان به‌ نام‌هایی‌ چون‌ استاد ریاض‌ سنباطی، فريد الاطرش، ناصر شمه‌ و انور ابراهیم‌ اشاره‌ کرد.

 

 

 

 

 

]عود نوازان‌ معروف‌ ایران‌[

 

                   حسن منوچهریعبدالوهاب شهیدی   

 

 

در ایران‌ نیز پس‌ از احیای‌ ساز عود تلاش‌های‌ مثمرثمری‌ صورت‌ گرفت. از جمله‌ٔ‌ عود نوازان‌ معروف‌ می‌توان به‌ استاد منصور نریمان، استاد حسن‌ منوچهری، استاد محمود رحمانی‌ پور، استاد اکبر محسنی‌ و عبدالوهاب‌ شهیدی‌ اشاره‌ کرد. در سال‌های‌ اخیر هم‌ که‌ استادان دیگری‌ به‌ این‌ جمع‌ اضافه‌ شدند و اکثر از کسانی‌ هستند که‌ در نواختن‌ ساز عود نوآوری‌هایی‌ داشتند، از جمله‌ این‌ افراد ارسلان‌ کامکار، غلامحسین‌ بهروزی‌ نیا، محمد فیروزی و جمال‌ جهانشاه‌ هستند. از عود نوازان معروف خطه جنوب استادانی مانندعلي محبوب ,علی میرشکال , محمد رفیع اشعری, محمد منصور وزیری از جزیره قشم و حسین وفادار از بندر عباس می باشند.

 

   به قسمت های از نوازندگی استاد حسن منوچهری در گوشه بیات راجع توجه کنید 

 

 

پ.ن: تکنوازی کوتاه وی که با حالت ضربی عربی آغاز می شود، به تدریج حال و هوایی ایرانی به خود می گیرد. با اینکه می توان گفت، نوازندگی وی تا حدودی با سبک قدیمیش تفاوت دارد، ولی هنوز دلنشین است. "چهار مضراب"

پ.ن: برگرفته از مجموعه دل شیدا . کار مشترک شهرام ناظری و فرامرز پایور

 

 

 

 

 

]عودسازان ایران[

 

محمد رفیع اشعری هم اکنون بهترین عود ساز ایران می باشدو به اعتقاد بسیاری بهترین عود نواز ایران البته عودسازانی مانندبرادران محمدی , محمد اژدری , و نریمان آبنوسی نیز در ساخت عود تبحر دارند و باعث رواج بیشتر این ساز اصالتاً ایرانی شده اند.

 

 

                                        

 

پی نوشت:

 

**در اینجا می توانید بخشی از ساز های ساخته شده توسط استاد ابراهیم قنبری مهر را مشاهده نمایید.

**در اینجا می توانید ساز های بخشی از  ساخته شده توسط استاد محمد رفیع اشعری را مشاهده نمایید.

**در اینجا می توانید بخشی از  ساز های ساخته شده توسط استاد نریمان آبنوسی را مشاهده نمایید.

**در اینجا می توانید بخشی از  ساز های ساخته شده توسط برادران محمدی را مشاهده نمایید.

منابع:

http://www.iranianoud.com

http://fa.wikipedia.org

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 3:39  توسط مهدي   | 

ششمين سالگرد درگذشت سيدخليل عالى‌نژاد در «صحنه» برگزار شد

 

سید خلیل عالی نژاد

محسن ظهوري-وارد «صحنه» كه مي‌شوي فقط كافي است از هر عابر يا مغازه‌داري سراغ مزار او را بگيري تا يكراست به آنجا ببرندت. اتاقي حدودا دو در سه با مقبره‌اي در ميان آن، كه با شالي سبز پوشيده شده است. روي مقبره و دورتادور اتاق، همچنان كه بر سر در ورودي مقبره، مزين به عكس‌ها و نقاشي‌هايي از صورت تنبورنواز برجسته ايراني است. اينجا سيدخليل عالي‌نژاد خوابيده است. كسي كه در شناساندن تنبور و زنده كردن اين ساز سوزناك نقش برجسته‌اي داشته است. اينجا شهرستان «صحنه» است، زادگاه عالي‌نژاد و زادگاه طايفه «يارستان». طايفه‌اي كه ساز باستاني تنبور را با مقام‌هاي آن سينه به سينه از دل تاريخ حمل كرده‌اند و به ما رسانده‌اند. اينجا بيست كيلومتري «بيستون» است. جايي كه داريوش اول از فتوحات خود گفته و هركول خوابيده آن همه را به تماشا نشسته است.سيدخليل عالي‌نژاد در بيست و يكم خردادماه 1336 در صحنه كرمانشاه متولد شد. پدرش مرحوم سيد شاهمراد نيز تنبورنواز بود. خليل به تشويق مادر تنبورنوازي را با سيد نادر طاهري آغاز كرد و سپس نزد امرالله شاه ابراهيمي رفت. درويش اميرحياتي و استاد عابدين خادمي از بزرگان تنبورنوازي نيز از ديگر اساتيد او بودند. وي مدتي سرپرستي گروه تنبورنوازان صحنه را برعهده داشت تا اواخر دهه 50 كه در رشته موسيقي دانشگاه هنر فارغ‌التحصيل شد. سيدخليل صداي بم و گرمي داشت و به رديف‌هاي موسيقي دستگاهي ايران تسلط كامل داشت. دف را از مرحوم نادر نادري و تار را از كيخسرو پورناظري آموخت. اوايل دهه 60 گروه تنبور شمس به سرپرستي پورناظري تشكيل شد كه عالي‌نژاد نيز از جمله بنيان‌گذاران آن بود. در اواسط دهه 60 عالي‌نژاد گروه را ترك كرد و گروهي مستقل با عنوان «باباطاهر» تشكيل داد. عالي‌نژاد كتابي نيز با عنوان «تنبور از ديرباز تاكنون» تاليف كرده كه از جمله منابع مهم درباره اين ساز باستاني است. خليل عالي‌نژاد در سال 1379 ايران را به مقصد سوئد ترك مي‌كند و پليس اين كشور در 27 آبان 1380 در شهر گوتنبرگ جنازه سوخته‌اش را پيدا مي‌كند. علت اين قتل هرگز مشخص نشد.
 
ظهر 27 آبان ماه 1386 همچون 27 آبان پنج سال گذشته، منطقه نزديك به دربند شهرستان صحنه مملو از جمعيت است. صندلي‌ها را چيده‌اند و كنار مقبره سيدخليل جايگاه كوچكي براي اجراي برنامه درست كرده‌اند. از سال 1380 كه عالي‌نژاد در سوئد به قتل رسيد تاكنون، اين مجلس به محفلي براي دورهم جمع شدن دوستداران او تبديل شده تا در مراسم سالگرد او به تنبور و به دف بزنند و ياد او را گرامي بدارند.
«در حراج عشقبازان حال ياران ديدني است» اين جمله‌اي است كه بر روي پارچه‌اي بر بالاي سن نوشته شده و زير آن تصوير بزرگي از سيدخليل عالي‌نژاد با ريش و موي پرپشت و تنبوري به دست. ساعت حدود 30 :1 بعد ازظهر است و نيم ساعتي تا شروع برنامه فاصله مانده‌اما جاي جاي اين قبرستان صداي تنبور را مي‌شود شنيد. نوازندگان اين ساز كهن هركدام به گوشه‌اي نشسته‌اند و تمرين مي‌كنند. اينجا پايتخت تنبور است و اين ساز را مي‌توان در دست كودكان نيز ديد. متولي مقبره عالي‌نژاد در خانه‌اش را باز گذاشته و صداي او را در قبرستان پخش كرده است. روي سر در ورودي خانه‌اش كاغذي چسبانده كه ليست سي دي‌هاي فروشي عالي‌نژاد را بر آن نوشته است.
هنوز به ساعت 14 نرسيده‌ايم كه صداي هلهله يا علي و نواي دف و تنبور از دور به گوش مي‌رسد. از بالاي قبرستان گروه تنبور نوازان مجذوب متشكل از حدود 30 نفر جوان ساز به دست مولاعلي مي‌خوانند وبه سمت مقبره مي‌آيند. تصوير سيدخليل با مو و ريش بلند بر دف تك‌تك‌شان نقش بسته است. مي‌گويند اين تصوير مربوط به زماني است كه عالي‌نژاد هنوز ريش و مو را به دستور شيخ خود به قيچي نسپرده بود. سبيل پرپشت يا ريش و موي بلند، روي صورت اكثر افراد حاضر در مراسم وجود دارد. مي‌گويند: «نقش مولاعلي روي صورت همه آدميان با چشم و ابرو و بيني و سبيل نوشته شده. سبيل نشانه است، سمبل است.» پس; از كودكي موي بالاي لب را حتي به قيچي هم نمي‌سپارند.سيدخليل هم تا مدت‌ها مو و ريش و سبيل كوتاه نمي‌كرده: «شيخش به او دستور داد و او هم بي‌درنگ اطاعت كرده مو و ريش را كوتاه كرد.»
گروه با دف‌هاي نقش عالي‌نژاد روبه‌روي مقبره مي‌ايستد و به همراه جمعيت دورتادورش «هوحق‌مددي الله مددي» مي‌خوانند. هنوزچند دقيقه‌اي نگذشته كه گروهي ديگر با عكس قاب گرفته بزرگ ديگري از او، با مو و ريش كوتاه و لبخندي بر لب از بالاي قبرستان مي‌آيند. يكي دو نوازنده دف در ميانشان و مابقي دست مي‌زنند و يا علي مي‌گويند. به گفته مردم صحنه، اينها از اهالي خود شهرند و اين مراسم را هر ساله برگزار مي‌كنند. تصوير سيد خليل را كنار ديگر تصاوير او روي سن مي‌گذارند و همه منتظرند تا برنامه آغاز شود. فرهاد ذوالنوري از دوستان عالي‌نژاد و مدير مراسم، درباره برنامه‌هايي كه قرار است برگزار شود، مي‌گويد: «شعرخواني، مقاله‌خواني و اجراي موسيقي از جمله برنامه‌هايي است كه هر ساله براي سالگرد آقا خليل در نظر مي‌گيريم. تقاضا براي اجراي برنامه بسيار زياد است، بنابراين مجبوريم كه دست به انتخاب بزنيم و با توجه به كمبود زمان، كساني را براي خواندن مقالات و شعرها و ديگراني را نيز براي اجراي مراسم روي سن دعوت كنيم.» ذوالنوري از اهداف برنامه مي‌گويد و از بزرگداشت ياد عالي‌نژاد: «قصدمان اين است كه از شخصيت هنري و شخصيت انساني او ياد كنيم. سيد خليل جداي از اينكه نوازنده و موسيقيدان برجسته‌اي بود، انساني شريف و مهربان بود كه به همنوع خود عشق مي‌ورزيد.»
مراسم با ايراد مقاله‌اي توسط يكي از اهالي شهرهاي اطراف صحنه آغاز مي‌شود:«تعصب خطا است. نبايد كسي را كه هم راي ما نيست با زور و قدرت با خود موافق كنيم.» اين جمله‌ها تمثيلي است از ظلمي كه به گفته اهالي صحنه بر سيد خليل گذشته است. مي‌گويند به باور خود معتقد بود و همين باور او، به دم تيغش سپرد. مقاله‌خواني ادامه دارد: « مردم يارستان با فرهنگ و آئيني برخاسته از اين خاك به وحدت درود مي‌فرستند. تنها وحدتي كه قابل تصور است وحدت در عين كثرت و كثرت در عين وحدت مي‌تواند باشد. نخستين گام براي تحقق وحدت همه مردم ايران تحمل تفاوت‌ها و مدارا و پذيرش اعتقادات گوناگون يكديگر است.» جمعيت لحظه به لحظه افزايش مي‌يابد. ديگر صندلي‌ها كفاف تعداد را نمي‌دهد، پس همه ايستاده دور تا دور به تماشا مي‌نشينند و پس از ختم مقاله دست مي‌زنند. گروه «روچيار» به معني آفتاب كه از اهالي صحنه هستند و يكي دوباري هم جايزه تنبور نوازي غرب كشور را برده‌اند، دو قعطه چهار مضراب مخالف سه گاه ساخته مجيد درخشاني و ساقي ساخته كوروش قزويني را اجرا مي‌كنند. همه چيز با ياد عالي‌نژاد آغاز مي‌شود. هر چه باشد امروز سالگرد اوست. فرهاد ذوالنوري مي‌گويد: «امروز 27 آبان ماه برابر با سوم سرماخيز كردي گرمسيري سلطاني، مصادف با درگذشت عالي‌نژاد است. امروز را به ياد او مي‌گذرانيم كه همه از او خاطرات خوبي به ياد دارند.»
كردي گرمسيري سلطاني؟
سيد خليل عالي‌نژاد نه تنها در موسيقي كه در علم و نجوم هم گويا تبحر ويژه‌اي داشته است. در مقدمه اين تقويم كه به كوشش عالي‌نژاد تنظيم شده آمده است: «اين سالشماري كه با اندك تفاوتي در مناطق مختلف كردنشين رايج است و به اسامي گوناگون از جمله فرس قديم، زردشتي، اختيارات كردي، گرمسيري، چهل و پنج و چهل و پنج و جلالي معروف مي‌باشد و كلا از گاهشماري يزدگردي ايران باستان اتخاذ گرديده است. منظور از يزدگرد شاهان ساساني نبوده بلكه در لغت فرس قديم به معني پروردگار و اهورامزدا مي‌باشد. به دو علت اين حساب باستاني نزد اقوام مختلف كرد دچار اختلاف گرديده، اول در محاسبه سال‌هاي كبيسه و دوم اختلاف اسامي ماه‌هاي سال. اين روش محاسبه ايام چنانچه از كبيسه يكصد و بيست سال يكماه پيروي نمايد موسوم به حساب فرس قديم، اختيارات و يزدگردي خواهد بود و چنانچه از كبيسه چهار سال يك روز پيروي كند گرمسيري، زردشتي يا جلالي مي‌باشد كه در هر دو صورت در هر دوره صد و بيست ساله حداكثر يك ماه از يكديگر فاصله مي‌گيرند و مجددا با هم يكي مي‌شوند.»
اين تقويم متشكل از چهار فصل بهار، تابستان، پاييز و زمستان است و سيزده ماه دارد. دوازده ماه 30 روزه و يك ماه پنج روزه به نام‌هاي رشه‌مه (آب شدن برف‌ها و پيدا شدن زمين)، پنجه (پنج روز معروف خمسه)، گله‌داران (باز شدن گل‌هاي درختان)، گله جاران (شكفتن گل‌هاي صحرايي)، گرماخيز (شروع گرما)، پيوش پر (خشكيدن گياهان صحرايي)، گلاويژ (نام ستاره‌اي است كه در اين ماه طالع مي‌گردد)، خرمانان (موعد برداشت محصولات كشاورزي)، رزبر (رسيدن انگور)، گلاريز (برگريزان)، سرما خيز (شروع سرما)، بفرآور (موسم بارش برف) و ري بندان (بسته شدن راه‌ها از شدت بارش برف).
سال 1386 برابر با 758 كردي گرمسيري سلطاني است و بيست و پنجم بهمن ماه هجري شمسي آغاز سال نو. سيد خليل براي دور كردن اختلافات در تقويم‌هاي گوناگون رايج در مناطق كردنشين، اين تقويم را اهتمام كرد و براي برطرف كردن مشكلاتي در نوازندگي ساز «تن‌تار» را.
تن تار، تنبور و سه تار
فريدون حقيقي سازنده ساز «تن تار» اين ساز را بر اساس طرحي از مرحوم عالي‌نژاد در سال 1382 ساخت. اين ساز از يك سمت سه‌تار راست و از ديگر سمت تنبور تا به گفته حقيقي سه چيز را فراهم كند: « اول سهولت در حمل ساز است كه با «تن تار» حمل دو ساز منتفي مي‌شود. دوم اينكه هم تنبور و هم سه‌تار است و قابليت و سرعت نوازندگي را بالا مي‌برد. سوم اينكه فاقد كاسه طنيني است و چون كاسه كتابي دارد، سوز خاص و صداي لطيفي دارد.»    
فريدون حقيقي تن‌تار را از جلد بيرون مي‌آورد و زخمه‌اي به تنبور و سه‌تارش مي‌زند و مي‌گويد: « هر كدام صداي دقيق خودش را دارد البته سوز بيشتري بر طنين صدا حاكم است. اين ساز در سال 1383 به عنوان اختراع درعرصه موسيقي ايران ثبت شد و در حال حاضر قرار است به ثبت جهاني برسد.» حقيقي درباره طرح اين ساز مي‌گويد: « سيد خليل هميشه در پي نوآوري بود و مي‌خواست سبك جديدي را به وجود بياورد. اين كار را در نوازندگي و آهنگسازي انجام داد و طرح اين ساز را نيز او ريخت.» فريدون حقيقي حدود 20 سال يعني از سال 1363 با زنده‌ياد عالي‌نژاد در ارتباط بود و اواخر زندگي عالي‌نژاد در تهران، پنج سالي با او زندگي مي‌كرد. فرشاد حقيقي، رهبر گروه تنبورنوازان مجذوب و پسر فريدون حقيقي در اين باره مي‌گويد: «در سعادت‌آباد خانه‌اي داشتيم كه با عالي‌نژاد و پدرم در آن زندگي كردم. حدود پنج سالي شد تا اينكه از ايران رفت. زندگي من با عالي‌نژاد در اين پنج سال سرفصل همه عمر من خواهد بود. تا به حال مردي با اين سجايا و اخلاقيات نديده‌ام. متين، موقر، باادب، مهربان و مردم دوست بود و براي همه دل مي‌سوزاند.» عالي‌نژاد در سال 1378 يعني در اواخر اقامتش در تهران طرح اين ساز را به حقيقي مي‌دهد و هرگز فرصت نمي‌كند تا زخمه‌اي بر اين ساز بزند. «تن‌تار» تركيبي از دو ساز مقدس است. تنبور كه براي مردم كرمانشاه ارزشمند و عالي‌مقام است و سه‌تار كه سازي عرفاني محسوب مي‌شود. تنبور از لحاظ دستان‌بندي نيم‌پرده است و بر دستان‌بندي قديم و قبل از اختراع ربع پرده ساخته شده است. به گفته فرشاد حقيقي: « رديف‌ها و دستگاه‌هايي كه اكنون داريم در قديم بر همان 14 پرده نواخته مي‌شد. به عنوان مثال ماهوري را كه در تنبور مي‌زنيم به عنوان ماهور قديم مي‌شناسند. تنبور خيلي از گوشه‌ها را ندارد و داراي اصل دستگاه‌هاست. به همين خاطر تنها لحن و لهجه دستگاه است كه تغيير مي‌يابد. تنبور، ماهور، شور، اصفهان و چهارگاه را با لهجه‌اي باستاني و قديمي مي‌نوازد. سه‌تار تكامل يافته تنبور است. حجم كاسه كوچك شده و تعداد و تنوع پرده‌ها و وسعت صدادهي افزايش يافته است. سه‌تار در قديم داراي سه سيم بوده است و براي همين صداي اين ساز با سه سيم بسيار شبيه به تنبور است.» فريدون حقيقي درباره تن‌تار توضيح بيشتري مي‌دهد: «خيلي‌ها به دست گرفتن ساز كتابي عادت ندارند. براي همين شايد در ابتدا برايشان كمي نواختن اين ساز مشكل باشد. اما بايد قلق آن را به دست بياورند تا به سهولت آن را بنوازند.» وي تاكيد مي‌كند كه ادغام دو ساز در يك ساز در تاريخ موسيقي ايران بي‌سابقه بوده و شايد بتوان گفت كه در جهان نيز بي‌سابقه است. حقيقي ساخت تن‌تار را بدعتي در سازسازي مي‌داند و مي‌گويد: «اينكه نمي‌شود هرچه را از قديم مانده عينا استفاده كرد. مگر در قديم اينگونه رفتار مي‌كردند؟ اضافه شدن يك سيم به سه‌تار و ابداع ربع پرده و ساخت تار از همين نوآوري‌ها بوده است.» رامين كاكاوند، آهنگساز گروه ارغنون و از اعضاي اصلي گروه باباطاهر كه با سيدخليل عالي‌نژاد همكار بود نيز درباره«تن‌تار» مي‌گويد: « تن‌تار قدرت نوازندگي را بالا مي‌برد. نواختن اين ساز باعث مي‌شود تا نوازنده بتواند به سهولت روي سن از هر دو ساز تنبورو سه‌تار استفاده كند.» فريدون حقيقي هنوز هم «تن‌تار» مي‌سازد ولي بايد سفارشي باشد: «هركسي مايل به نواختن اين ساز نيست. اگر سفارش اين ساز به من شود حدود 20 روز طول مي‌كشد تا آن را بسازم.» مهر كارگاه مجذوب روي سازهاي حقيقي، نزد اهالي موسيقي بسيار مشهور است.    
تنبورنواز برجسته و ويژه    
عالي‌نژاد در تنبورنوازي صاحب سبك بود. اين جمله را از تمام كساني كه با اين ساز آشنايي دارند، مي‌توان شنيد. رامين كاكاوند اين مطلب را تائيد مي‌كند و مي‌گويد: « عالي‌نژاد چهارده مقام تنبور را كه سينه به سينه نقل شده بود در كتاب «تنبور از ديرباز تاكنون» به نت نوشته و اين كار باعث شده تا اين مقام‌ها ثبت شده بماند.» وي سبك سيدخليل را منحصر به فرد مي‌داند و مي‌گويد: « در تنبورنوازي سبك ويژه‌اي داشت. اكثر كساني كه در حال حاضر تنبور مي‌زنند به شيوه او مي‌نوازند.» فرشاد حقيقي نيز كه در كودكي مدتي پيش عالي‌نژاد بود و اين استاد ،نوازندگي او را تصحيح مي‌كرده، مي‌گويد: « دو نوع سبك تنبورنوازي داريم. يكي سبك گوران و ديگري صحنه كه هر دو منطقه در كرمانشاه هستند، هر كدام از اين مناطق سبك‌ها و شيوه‌هاي مختص خودشان را دارند. بزرگان تنبورنواز صحنه درويش اميرحياتي، سيد امرالله شاه‌ابراهيمي و سيدخليل عالي‌نژاد هستند و بزرگان نوازنده تنبور در گوران نيز طاهر يا رويسي و علي‌اكبر مرادي. در سبك درويش امير حياتي تنوع ريتم خاصي وجود دارد و اكثرا ريتم دهل است. شيوه نوين خليل عالي‌نژاد نيز در مضراب‌‌زني و انگشت‌گذاري خاص او بوده است. شيوه نوازندگي گوراني‌ها تند و خشن است و خيلي محلي‌تر از تنبورنوازي صحنه است. اهالي صحنه نرم و لطيف مي‌زنند.» فرشاد حقيقي رهبر گروه تنبورنوازان مجذوب است كه در ابتداي ششمين سالگرد درگذشت عالي‌نژاد با حدود 30 نفر جوان دف و تنبورزن، به سمت مقبره آمدند. حقيقي پسر، گروه را آماده مي‌كند و روي سن مي‌روند. تنبورنوازان و يك نفر دف‌زن روي سن و بقيه نوازندگان دف پايين سن روبروي مردم. اين آخرين برنامه و جذاب‌ترين آن است. حقيقي درباره شيوه كار خود با تنبور مي‌گويد: « روي شيوه نوازندگي حياتي و عالي‌نژاد كار مي‌كنيم تا تلفيقي از اين دو را ارائه دهيم. شيوه نوازندگي خيلي روي موسيقي تاثير دارد. مثل اين مي‌ماند كه يك جمله را فارس يا كرد بگويد. جمله همان جمله است ولي لحن و لهجه آن فرق مي‌كند. در تلفيق دو نوع شيوه نوازندگي نيز مي‌توان لحن جديد و زيبايي خلق كرد. به خصوص اگر شيوه تنبورنوازي گوران را با صحنه تلفيق كنيم. يعني همان اتفاقي كه در گروه تنبور شمس و در اوايل كار آنها افتاد. علي‌اكبر مرادي و سيدخليل عالي‌نژاد، هركدام با شيوه مختص به خود در يك گروه مي‌نواختند و عالي‌ترين كارهاي تنبور را خلق كردند.» پورناظري رهبر گروه تنبور شمس نيز از سيدخليل به نيكي ياد مي‌كند: « نوازنده چيره‌دستي بود و مثل او كمتر يافت مي‌شود. تكنوازي او در آلبوم «صداي سخن عشق» از ياد نرفتني است.»فرشاد حقيقي اما مهمترين كار تكنوازي عالي‌نژاد را «شكرانه» مي‌داند: «بداهه‌نوازي در آلبوم «شكرانه» بايد به عنوان يكي از قويترين بداهه‌نوازي‌هاي موسيقي ما شناخته شود. كساني كه مي‌خواهند تنبور بزنند بايد با اين كار آشنا شوند.» وي تنبور را متعلق صرف به كرمانشاه نمي‌داند و مي‌گويد: « تنبور متعلق به همه است. مي‌گويند بايد تنبور را فقط در مقام قديمي خودش زد در حالي كه نمي‌شود. اين ساز پنج تا هفت هزار سال قدمت دارد و هر نوازنده چيره دستي چيزي به آن افزوده است كه اين چنين حفظ مانده.»    
گروه تنبورنوازان مجذوب كه متشكل از 10 نفر عضو ثابت و 15 نفر دف‌نواز مهمان هستند برنامه خود را با قطعه‌اي تلفيقي از چند مقام تنبور به پايان مي‌رسانند و در ميان تشويق حاضران از سن پايين مي‌آيند. برنامه تمام شده ولي جاي‌جاي نوازندگاني را مي‌شود ديد كه گروه‌گروه حلقه زده‌اند و بر دف و تنبور مي‌زنند و سرهاي خود را به هر سو تكان مي‌دهند. اينجا مراسم سالگرد درگذشت عالي‌نژاد است. مرگي كه هرگز مسبب آن مشخص نشد.    
گزارش يك قتل
«متولد 1362 هستم و در زمان اين اتفاق 18 يا 19 ساله بودم.» سيدحميد عالي‌نژاد پسر استاد عالي‌نژاد اين گونه خود را معرفي مي‌كند او در خانه بوده و پدر در آموزشگاه به قتل رسيده است. فرهاد ذوالنوري درباره مرگ عالي‌نژاد مي‌گويد: «به سوئد رفته بود تا در آنجا آموزش موسيقي بدهد. روز 27 آبان ماه 1380 پليس سوئد جنازه او را سوخته كشف مي‌كند. كالبدشكافي‌ها نشان از اين داشت كه او را با چاقو تكه‌تكه كرده‌اند ولي متاسفانه هيچ وقت قاتل او پيدا نشد.» يكي از حاضرين در مراسم نيز كه حاضر نيست نام خود را بگويد در اين باره مي‌گويد: «من همسايه روبه‌روي آموزشگاه او در شهر گوتنبرگ بودم . عالي‌نژاد ساعت 9 صبح در آموزشگاه شاگرد داشته و بايد به آنجا مي‌رفت. اين گونه كه شواهد نشان مي‌دهد ساعت هشت‌و سي دقيقه صبح كارت اتوبوس خود را زده و به سمت آموزشگاه رفته. 5 دقيقه تا آموزشگاه راه است، بنابراين هشت و سي و پنج دقيقه صبح به آموزشگاه رسيده. روي سقف همه خانه‌ها در سوئد دستگاهي تعبيه شده كه به محض ايجاد احتراق، زنگ خطر آن در اداره پليس و آتش‌نشاني به صدا درمي‌آيد. ساعت 9 صبح زنگ خطر آموزشگاه عالي‌نژاد در اداره پليس زده شده و پليس با جسدي روبه رو مي‌شود كه به گفته خودشان با جسم سنگيني به سرش ضربه زده‌اند و جاي 5 ضربه چاقو نيز در بدن او ديده شده است. بعد جسد را با ماده‌اي عجيب آتش زده‌اند.» رامين كاكاوند نيز از شنيده‌هاي خود مي‌گويد: «روز 27 آبان ماه 1380 به گفته همسايه‌طبقه بالايي، سه نفر مهمان او بودند. دو نفر از آلمان آمده بودند و سومين نفر همكار عالي‌نژاد در سوئد بوده است. البته اين همكار كه خيلي‌ها اعتقاد دارند او هم از مسببين مرگ عالي‌نژاد است حضور خود را در آنجا و در آن ساعت انكار مي‌كند.» عالي‌نژاد در «صحنه» دشمن‌هاي زيادي داشت. به دليل اختلافات عقيدتي با گروهي از اهالي اين شهرستان درگيري دائم داشته است. قباد سالك همسايه او در شهرستان صحنه مي‌گويد: «گروهي كه زير نظر (...) فعاليت مي‌كردند به شدت با عالي‌نژاد بد بودند.سيدخليل هم نمي‌توانست زير بار حرف زور و نادرست برود. يادم مي‌آيد كه سال 68 بود كه حدود دو هزار نفر از آن دسته ،خانه سيدخليل را محاصره كردند و آن را سنگباران كردند. سيدخليل با دو سه نفر در خانه بود و نمي‌توانستند از خود دفاع كنند. براي همين به پشت‌بام رفتند و مدتي آنجا ماندند تا آن عده بروند.» فرهاد ذوالنوري نيز درگيري‌هاي فيزيكي را تائيد وتاكيد مي‌كند: «بله درگيري‌هاي شديدي به وقوع مي‌پيوست.»قباد سالك ادامه مي‌دهد: «يك بار هم در بازار صحنه و يك بار ديگر در گاراژ صحنه درگيري شد.» سالك اما مهمترين اين درگيري‌ها را در اداره برق مي‌داند: «بچه‌ها چون عده‌شان كمتر بود به داخل اداره برق رفتند و آنجا پناه بردند. آن طرفي‌ها هم اداره را محاصره كرده بودند كه ماموران نيروي انتظامي آمدند.» خليل عالي‌نژاد حدود سال‌هاي 74 «صحنه »را ترك مي‌كند و زندگي در تهران را انتخاب مي‌كند. مي‌رود تا به دور از جنجال‌هاي عقيدتي به كار هنري‌اش بپردازد. سال 79 دعوتنامه‌اي از سوئد براي آموزش تار و سه‌تار و تنبور دريافت مي‌كند و به آن كشور مي‌رود تا در 27 آبان ماه، جنازه‌اش يافت شود. ذوالنوري مي‌گويد: «وكيل بين‌المللي گرفته شده و از طرف دولت از خانواده آن مرحوم وكالت گرفته شد تا پيگيري جريان قتل در كشور سوئد انجام شود.»
صبح روز 14 آذر ماه 1380 جنازه سيدخليل در مقابل تالار وحدت تشييع شد. محمدرضا درويشي در آن مراسم استاد را چنين توصيف كرد: «كسي سيد را نشناخت. عالي‌نژاد مغني شاهد و خنياگر مهر عشق و فرزانه‌اي در موسيقي بود كه به تنبور، اين سازي كه مي‌رفت سخيف شود، اعتباري روزافزون بخشيد. عالي‌نژاد علاوه بر مقام‌هاي باستاني و حقاني تنبور به رديف دستگاهي ايران احاطه كامل داشت. او توانست در اين سال‌ها مجموعه عظيمي از نغمه‌ها، حكايت‌ها، روياها و مقام‌ها را دريابد، از مجموعه عظيم استادان و پيران توشه برچيند و بسياري از رشته‌هاي به هم ناپيوسته موسيقي، ادبيات، اعتقادات و روياهاي مردم ساكن در جلال پر وهم «اورامان» و زاگرس را به هم پيوند زند و تكه‌هاي جدا افتاده و پرتاب شده به اين سو و آن سو از مقام‌ها و كلام حقاني تنبور را گرد آورد. سيدخليل علاوه بر استادي در نواختن تنبور، دستي بر تار و سه‌تار هم داشت. اما آنچه بيش از همه استاد را محبوب كرده بود شيوه خاص وي همراه با احساسي لطيف بود كه از يك مراقبه روحاني نشات مي‌گرفت و به حق شنونده را تحت تاثير قرار مي‌داد.» سيدخليل رفت، اما ياد و صداي ساز و آواز او هنوز مانده است. سيدخليل رفت اما مهر قلندر او بر سازهايي كه مي‌ساخت هنوز هم نيك مي‌درخشد.
 
اصل مطلب را در اینجا بخوانید
+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 21:50  توسط مهدي   | 

آموزشگاه تنبور يارسان

این آموزشگاه در مهر ماه ۱۳۸۲ با مدیریت استاد علی اکبر مرادی با مجوز رسمی وزارت ارشاد اسلامی در تهران تاسیس گردید. تاکنون شاگردان زیادی در محضر این استاد بزرگ تعلیم گرفته اند و در نبود ایشان این مهم بر عهده ی شاگرد ایشان "وحید کاکی" - نوازنده چیره دست تنبور - میباشد.

این آموزشگاه با هدف ارتقاء سطح کیفی آموزش ساز کهن تنبور و جذب جوانان به این نوع موسیقی که ریشه در تاریخ کهن ایران دارد به کار خود ادامه میدهد. در این مکتب به مسائل دقیق تکنیکی و زیربنائی مانند انگشت گذاری صحیح و اجرای درست و دقیق مضراب ها و همچنین فرم درست نوازنده به هنگام اجرا توجه می گردد. در این راستا٬ سبک قدما نشانگر راه معلمان این موسسه می باشد.

منبع آموزشی هنرآموزان٬ مقامات تنبور و تمامی اتودهای آموزشی که بر اساس مقامات کهن تهیه و تنظیم گردیده است٬ می باشد.

آدرس: تهران - بنی هاشم - خیابان پارک جنوبی - پلاک ۱۴

تلفن: ۲۲۵۰۶۴۶۹

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 19:8  توسط مهدي   | 

معرفی کتاب " تئوری موسیقی ، مصطفی کمال پورتراب "

                                              

 

عنوان : تئوری موسیقی

 

تالیف : مصطفی کمالِ پورتراب

 

حروفچینی : تهران تایمز

 

صفحه آرا : محمد اشرف

 

لیتوگرافی : بهار

 

ناظر فنی چاپ : یوسف امیر کیان

 

 

قسمت هایی از پیشگفتار کتاب :

 

مهمترین عاملی که به معنای اعّم , پایه و اساس جدی در آموزش موسیقی بشمار می رود , سُلفژ است که از دو قسمت اصلی تشکیل می شود:

 

1. قسمت عملی                            2. قسمت نظری (علمی)

 

قسمت عملی شامل خواندن و تلفظ نُت ها به شکل آوازی و به شکل وزن خوانی است و قسمت نظری شامل شناخت کلیه علامت ها و قواعدی است که در طی قرون متمادی به منظور اجرای هرچه دقیق تر موسیقی به تدریج ابداع شده و تکامل یافته اند تا بتوان شناخت هنری را که واقعیتی درونی است و بیشتر جنبه عاطفی دارد با این علامت ها و قواعد به شناخت علمی تبدیل نمود.

 

بدون در نظر گرفتن برخی از کشور های شرقی که در آنها آموزش ساز و آواز به روش سینه به سینه تعلیم داده می شود, در تمام مدارس موسیقی و کنسرواتوارها آموزش سُلفژ و تئوری در کلاسهای ابتدایی و متوسطه بعنوان دروس بنیادی تعلیم داده می شود.

 

این کتاب « تئوری موسیقی » در سال 1345 با توجه به نیاز هنرجویان هنرستان عالی موسیقی ملی به شکل جزوه ای تدوین گردید که مشروح آن توسط مدرسان در کلاس های گوناگون تدریس می شد.

 

در سال 1358 جزوه ی یاد شده را نگارنده تکمیل کرد و پاره ای از اصلاحات فنی موسیقی به زبان های انگلیسی , فرانسه , آلمانی و ایتالیایی را به آن افزود , که در سال 1359 در قطع جیبی به چاپ رسید . همین کتاب در سال 1363برای بار دوم در قطع رقعی منتشر شد.

 

امید است مطالب این کتاب بیش از پیش مایه اعتلای دانش علمی موسیقی برای هنر دوستان باشد.

 

 

مصطفی کمال پورتراب

 

مهرماه 1367

 

پ.ن: این کتاب شامل شش فصل و یک بخش آکورد شناسی می باشد که در ذیل اشاره ای به این قسمت ها داریم:

 

 

فصل اول :

 

  1. تئوری موسیقی
  2. تعریف موسیقی
  3. نُت
  4. حامل «خطوط حامل»
  5. نام نت های موسیقی
  6. کلید

و .....

 

فصل دوم :

 

  1. میزان
  2. میزان های ساده
  3. میزان های ترکیبی
  4. نسبت بین میزان های ساده و ترکیبی
  5. ضرب زدن
  6. میزان های مختلط

و .....

 

فصل سوم :

 

  1. فاصله ها
  2. فاصله موسیقی
  3. علامت های تغیر دهنده
  4. نیم پرده دیاتونیک و کروماتیک
  5. نُت های مترادف (آنارمونیک)
  6. جدول فاصله های گام دوماژور

و ....

 

فصل چهارم :

 

  1. گام و مایه
  2. گام دیاتونیک
  3. دانگ
  4. گام کوچک هماهنگ
  5. گام کوچک نغمگی
  6. مقام

و ....

 

فصل پنجم :

 

  1. حالت ها
  2. حالت های برونی
  3. حالت های درونی
  4. حرکت ها
  5. تُندا (حرکت)
  6. فهرست اصطلاحات تُندا های مختلف

و ....

 

فصل ششم :

 

  1. اختصارات
  2. برگشت
  3. نقطه توقف
  4. علامت های اعاده
  5. علامت اُکتاو
  6. علامت های اختصاری دیگر

و ....

 

آکورد شناسی :

 

  1. آکورد
  2. آکورد شناسی
  3. فنکسیون «نقش»
  4. وارونگی «معکوس ها» آکوردهای سه صدایی
  5. آکورد های چهار صدایی
  6. آکورد هفتم نمایان

و ....

 

پ.ن : مصطفی کمال پورتراب :

 

استاد مصطفی کمال پورتراب متولد 1303 پس از آموختن مقدمات موسیقـی درسال1318 وارد دوره شش ساله متوسطه هنرستان عالی موسیقی شد و با تحصیل نزد یاروسلاوبیزا ( فاگوت ) حشمت سنجری و عطاا... خادم میثاق ( ویولن ) روبیک گریگوریان ( آواز گروهی ) روح ا...خالقی( تئوری موسیقی ایرانی ) موسی معروفی ( تـار ) فریدون فرزانه و پاتما گریان ( سرایش ) و ...در سال 1324 با رتبه نخست دیپلم هنرستان را دریافت نمود. در آن زمان در سه ساله پایانی متوسطه یا باید به ادامه رشته ساز می پرداختند یا رشته موسیقی علمی .                                                                 

پورتراب رشته موسیقی علمی را برگزید تا بتواند در دوره عالی هنرستان در رشته آهنگسازی ادامه تحصیل دهد ولی سپس مشخص شد هنرستان فاقد دوره عالی است. از آن پس پورتراب مدتی بطور خصوصی تحت تعلیم  پرویز محمود قرار گرفت وبعنوان نوازنده فاگوت ، ویولن ، ویولن آلتوو غیره  در ارکستر هنرجویان هنرستان و ارکستر سمفونیک تهران به رهبری پرویز محمود و بعدها روبیک گریگوریان فعال بود .

در سال 1330 دوره عالی آهنگسازی در هنرستان تشکیل شد. پورتراب نیز در همان سال وارد این دوره شد و در سال 1339 با رتبه نخست تحصیلات خود را به پایان رساند . استادان این دوره حسین ناصحی ( هماهنگی ) هایمو تویبر ( کنترپوآن ) فوگ ( ساز شناسی ) ایمانوئل ملیک اصلانیان (پیانو ) مهدی برکشلی ( تجزیه و تحلیل موسیقی باستانی ) فؤاد روحانی ( فرم موسیقی وزیبائی شناسی ) و غیره بودند.                                                                                                      

وی از حدود سال ۱۳۴۰ سرپرستی یکی ازارکسترهای وزارت فرهنگ و هنررا برای ساخت آهنگ ، رهبری آن واجرای برنامه درتلویزیون عهده دارشد و درزمینه رهبری ارکسترمدتی با حشمت سنجری کار کرد .                                                                                                                            

پورتراب در سال 1346 به منظور تحقیقاتی در زمینه موسیقی با استفاده از بورس راهی فرانسه شد پس از چند ماه به ایران بازگشت و حدود چهار سال از تجربیات کریستین داوید در آهنگسازی استفاده کرد .                                                                                                                             

پورتراب از سال 1324 تدریس را آغاز نمود وی از سال 1350تا 1352 مدیر هنرستان موسیقی بود . پس از انقلاب به تدریس هارمونی ، کنترپوآن و... در کلاس خصوصی خود و بعدها در دانشگاه هنر و دانشگاه آزاد پرداخت .

از آثار او :

  • کاپریس ایرانی ( در همایون و چهارگاه برای ارکستر زهی )
  • سه قطعه ترای گروه کر آکـاتلا روی رباعیات خیام
  • برای پیانو : نکتولن، سونات، رقص پریان و ...
  • مارش انقلاب ، موؤمان سمفونیک ، باله هفت پیکر در 9 بخش 
  • نگارش کتاب تئوری موسیقی ، مبانی آهنگسازی  و برگردان کتب موسیقی مدرن( موریس لرو )  تجزیه و تحلیل موسیقی برای جوانان ( لئونارد برناشتاین )
  • هارمونی مدرن ( ایگل فیلد هال ) هارمونی کلاسیک ( سی.اچ. کیتسون )
  • کنترپوآن به زبان ساده و ...

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 2:24  توسط مهدي   | 

هنر

بعضی ها می اندیشند کار هنر صرفا تقلید از طبیعت است. اما طبیعت بسیار بزرگتر و ظریفتر از آن است که بتوان از آن تقلید موفقیت آمیزی کرد.

 

هیچ هنرمندی هرگز نمی تواند حتی کوچکترین دیده های استثنایی و معجزات طبیعت را در اثر خود بازنمایی کند. از این گذشته, در تقلید از طبیعت چه حسنی وجود دارد, هنگامی که طبیعت آغوش خود را بروی همگان گشوده و در دسترس همه کسانی است که می بینند و می شنوند؟

 

*کار هنری, بیشتر فهم طبیعت و آشکار ساختن معناهای آن برای کسانی است که قادر به فهم آنها نیستند.

 

انتقال روح ِ درخت است, نه تولید چیزی کاملا شبیه درخت. آشکار ساختن ضمیر دریاست, نه ترسیم موج های کف آلودِ بی شمار یا آب های آبی فراوان.

 

*رسالت هنر, بیرون کشیدن ناشناخته هاست از دل آشناترین چیزها.

 

 

جبران خلیل جبران (عارفانه ها / صفحه 72)

 

 

 

 


 

 

 

 

 

« ز من نگارم »

آهنگساز: « درویش خان »

ترانه سرا: « ملک الشعرای بهار »

 

 

                 

 


 
 

 

آواز : محمدرضا شجریان

 باز خوانی تصنیف

تنظیم برای ارکستر: «حسن یوسف زمانی»

برگرفته از مجموعه ی « گلبانگ۲»

---------------------------------------

آواز: محمدرضا شجریان

 باز خوانی مجدد

اجرا: « گروه آوا»

برگرفته از مجموعه ی « آهنگ وفا »

 

 


                                                                                                       

                                                       

     آواز: علیرضا افتخاری        

بازخوانی تصنیف

تنظیم: « محمد جلیل عندلیبی»

برگرفته از مجموعه « سرمستان » 

 

 


  

 

 

آواز: مهران مدیری!

بازخوانی تصنیف

تنظیم: «بهرام دهقانیار»

تیتراژ مجموعه طنز ! «باغ مظفر»

 

 

نظر شما چیه؟ آیا از طبیعت! میشه تقلید موفقیت آمیزی کرد؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 7:44  توسط مهدي   | 

معرفی قسمتهای مختلف سه تار

قسمتهای مختلف سه تار

 

 

سه تار از جنس چوب توت با کاسه ای گلابی شکل نیم کره ای و دسته ای نازکتر از دسته تار در بین آلات موسیقی ایران وجود دارد. وسعت صوت سه تار مانند تار دارای فواصل کروماتیک مي باشد. چهار سیم (سفید، زرد، سفید، زرد) از انتهای کاسه متصل به سیم گیر و سر دیگر آنها به گوشه هایی که در انتهای دسته تعبیه شده اند بسته می شود. کوک نمودن سه تار نیز در تعهد همین گوشی هاست .

 

سه تار را با ناخن انگشت اشاره به ارتفاع حدود 2 میلی متر بالا تر از گوشت، با تکیه و قدرت بر مفصل بند دوم انگشت مذکور مي نوازند.

سه تار دارای سه قسمت است: کاسه ، دسته و پنجه .

 

طول کاسه 22 تا 18 سانتی متر است و عمق کاسه را بین 12 تا 16 سانتیمتر می گیرند. بر روی کاسه سه تار صفحه نازک چوبی تعبیه می شود که خرک بر روی آن قرار دارد. در قسمت بالای صفحه به منظور خروج صدا ، چند سوراخ ایجاد می کنند. دسته سه تار به ضخامت 5/3 سانتی متره که به وسیله زه باریکی روي آنرا پرده بندی می کنند و این پرده بندی دو نوع مي باشد : اصلی و فرعی . پرده های اصلی 16 تا هستند و چهارلایی بسته می شوند. پرده های فرعی 8 تا هستد و سه لایی در بین پرده های اصلی بسته می شوند. گاهی جمع پرده ها به 28 هم می رسه. طول دسته سه تار بین 76 تا 80 سانتیمتره ولی طول دسته از شیطانک به بالا، بین 40 تا 48 سانتی متر هست.

پنجه در قسمت بالای سه تار قرارگرفته و گوشیها در این قسمت واقع هستند. طول پنجه در سه تار در حدود 2 سانتی متره.

 

  • اسامی سیمهای سه تار

 

نام سیمهای سه تار که اهل فن آنها رو اوتار می نامند به شرح زیر ميباشد:

 

سیم اول" حاد" یا سیم سفید از فولاد نازک به قطر تقریبی 20 تا 22 میکرون ( در حال حاضر با نت دو زیر خط حامل کوک می شه ) که به گوشی آخری روی دسته بسته می شود.

 

سیم دوم " زیر" یا سیم زرد یا قرمز از برنز نازک به قطر تقریبی 23 تا 25 میکرون ( در حال حاضر با نت سل زیر خط حامل کوک می شه ) که به گوشی روی دسته نزدیک شیطانک بسته می شود.

 

سیم سوم" زنگ یا مشتاق" هست به رنگ سفید ، از فولاد به قطر تقریبی 20 تا 22 میکرون ( این سیم در خور مایه آهنگ متغیر کوک می شه ) که به گوشی آخری بغل دسته بسته می شود. این سیم را میرزا محمد تربتی خراسانی ملقب به " مشتاق علیشاه" در اوایل عهد قاجار اضافه کرده است.

 

سیم چهارم " بم" یا سیم زرد یا قرمز از برنز نازک به قطر تقریبی 35 تا 40 میکرون ( این سیم نیز در خور مایه آهنگ متغیر کوک می شود ) که به گوشی روی دسته بسته می شود.

 

  • کاسه

کاسه به دو طریق ساخته می شود: یک تکه و چند تکه.

مرغوبترین نوع آن از چوب توت است که بایستی بدون گره باشه و رگه های چوب در اطراف به موازات صفحه قرار گرفته و آبخوری چوب در ته کاسه باشد. ضخامت کاسه بین 3 تا 5 میلی است که بایستی در قسمت سیم گیر ضخیم و در قسمت های دیگر نازکتر و نیز طول کاسه در قسمت بالا در حدود 25 و عمق آن 9/12 سانتی متر باشه.

 

گلوی کاسه در حدود 7 سانتی متر است که به دسته متصل میشود ( حدود 7 سانتیمتر از کاسه باید باریک و تقریبا در ردیف دسته قراربگیرد) . قسمتی از گلوی کاسه ، در حدود 4 سانتی متر آن ، به وسیله دسته پر می شود و 3 سانتی متر آن خالی است. داخل کاسه باید صاف و بدون زواید باشه. عرض کاسه در حدود 8/13 سانتی متر ميباشد.

 

  • دسته

 

دسته باید از چوبی انتخاب شود که حداکثر استحکام و حداقل وزن را داشته باشد که معمولا از چوب گردو استفاده می شود. روی دسته باید قدری محدب باشد. رنگی که برای دسته به کار می رود باید از جنسی باشد که در شرایط مختلف ایجاد چسبندگی نکرده جلای خود را نیز از دست ندهد. زاویه دسته نسبت به کاسه باید طوری باشد که وقتی خرک و سیمها روی ساز قرار گرفت، فاصله سیم با سطح زیر آن در ناحیه خرک و قسمت گلوی ساز، یکسان نباشد بلکه در ناحیه گلو حدود 2 میلی متر سیم پایین تر از ناحیه خرک باشد. این موضوع در انتقال ارتعاشات به صفحه ساز اثر مهمی دارد.

 

  • صفحه

صفحه باید از چوب توت بدون گره که دارای رگه هایی ریز باشد انتخاب شود و رگه ها بایستی به موازات دسته قرار بگیرند ( یعنی به موازات سیم) چون رگه ها معمولا از ریز شروع و به تدریج درشت تر می شوند، بهتر است رگه های ریز در پایین و رگه های درشت در بالا باشند.

 

ضخامت صفحه باید در وسط حدود 2 میلی متر و در اطراف آن که به کاسه متصل می شه، حدود 5/0 میلی متر باشه. صفحه باید محدب بوده و قسمت وسطش از اطراف در حدود 2 میلی متر بلند تر باشد.

 

  • خرک

 

خرک را معمولا از چوب شمشاد می سازند. طول خرک در قسمت بالا حدود 4 سانتی متر است. خرک به شکل سه پایه ساخته می شه. پایه وسط به صورت منحنی یه که حداقل تماس را با صفحه دارد. زاویه های خرک بایستی به شکل منحنی در بیايند . ارتفاع خرک باید طوری باشد که در گلوی ساز فاصله سیم با قسمت زیر آن حدود 5/2 میلی متر باشد . شیارهایی روی خرک تعبیه می کنند که سیم در آنها قرار بگیرد که بایستی حداقل عمق را داشته باشند.

 

  • سیم گیر

 

سیم گیر رو معمولا از شاخ بز کوهی می سازند که به شکل بیضی مي باشد و ابعاد آن تاثیری در ساز ندارد، اندازه آن بسته به ذوق سازنده است، و باید طوری باشد که با ساز تناسب داشته باشد . طول سیم گیر مهم نیسيت ولی عرض آن که قرارگاه سیم مي باشد، اهمیت دارد.

 

عرض سیم گیر در حدود 8 میلی متر بیشتر از عرض رویی آن هست ( منظور حداکثر عرض روی دسته است) تا سیم انحراف نداشته و فشار اضافی بر آن تحمیل نشود. قسمت بالای سیم گیر که سیمها را نگه می دارد ، بایستی به چهار قسمت مساوی تقسیم شود و این تقسیم به وسیله سه شکاف صورت می گیرد.

 

شیطانک

 

جنس شیطانک از عاج یا استخوان هست و گاهی از شاخ بز کوهی هم ساخته می شود و ممکن است آن رو از چوب هم بسازند . شیارهای شیطانک نیز مانند شیارهای خرک باید حداقل عمق را داشته باشند. ارتفاع شیطانک حداکثر 5/1 میلی متر هست. بالای شیطانک که محل موازنه سیم است ، باید طوری باشد که تماس سیم با شیطانک به حداقل برسد.

 

  • گوشی

 

گوشی باید از چوب محکم ساخته شود. سر گوشی باید طوری باشه که براحتی در بین انگشتان قرار بگیره و نیرو را منتقل کند. حالت گوشی در داخل حفره باید طوری باشد که هم راحت حرکت کند و هم در نقطه دلخواه محکم بايستد.

 

  • پرده

 

پرده باید ظریف و صاف و محکم باشد. در قسمت پایین دسته چون فاصله پرده ها کم می شود، بهتر است از پرده نازکتر استفاده شود. پرده قبل از شیطانک باید محکمتر از پرده های معمولی بسته شود. ضمنا دور و نزدیک بودن اون به شیطانک، در تنظیم صدای ساز موثر مي باشد. نوازنده ي با تجربه خود میتواند جای مناسب آن را پیدا کند.

 

  • سوراخهای صفحه

 

برای ایجاد صدای بهتر، چند سوراخ روی صفحه لازم است. معمولا ده سوراخ بر روی صفحه مشاهده می شود که یه سوراخ بزرگتر از بقیه است. شکل و نحوه استقرار سوراخها به سلیقه سازنده بستگی دارد.

 

پي نوشت:

**مطالبي كه خوانديد برگرفته از وبلاگ « ساز ناز » مي باشد**

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 20:14  توسط مهدي   | 

معرفي هنرمند (علي اكبرخان شهنازي)

علي اكبر خان شهنازي

علي اكبر خان شهنازي

 

 

در سال 1276 هجري شمسي متولد شد. وي در سن هشت سالگي اولين درس هاي موسيقي را نزد پدر هنرمند خود فرا گرفت و در اين راه به حدي جديت به خرج داد كه در سن 14 سالگي يادگاري ارزنده از پدر به شمار مي رفت و در همين سن دو صفحه گرامافون با صداي جناب دماوندي كه از خوانندگان بنام ان زمان بود ضبط كرد. پس از فوت پدر كلاس او را ادامه داد و نگذاشت كه اين كلاس تعطيل كردد.

 

به قول مرحوم خالقي در سال هاي 1300 شهنازي بزرگترين نوازنده تار بود كه در تمام محافل هنري از او با احترام ياد مي شد و اين در حالي است او بيش از بيست و چهار سال نداشت. در همين سال ها شهنازي شروع به ساختن پيش درآمد و رنگ و تصنيف مي نمايد كه اين آهنگ ها در صفحاتي كه از وي به يادگار مانده ضبط شده است.

 

آشنايي او با خواننده ي بنام زمان ، مرحوم اقبال آذر باعث مي شود كه آن دو صفحات متعددي را در دستگاههاي مختلف اجرا نمايند. اين نواخته هاي شهنازي نشان از قدرت بي نظير ، مضرابي شفاف و سرعتي حيرت انگيز دارد.

 

شيوه نوازندگي شهنازي كاملا با پيشينيان خود فرق دارد و از بياني نو تر برخوردار است. بهره گيري شهنازي از تمام امكانات تكنيكي ساز و پرش هاي پياپي از بالا دسته به پايين دسته و پيچ و خم هاي تكنيكي و ريزه كاري هاي او ، خود به نوعي زيبايي مي رسد كه تا آن زمان در شيوه نوازندگي هيچكدام از استادان ديده نمي شد.

 

جالب توجه اين كه پردازش ملودي هاي استاد شهنازي نوع و بديع است، ولي از چهارچوب هاي اصيل موسيقي برخوردار بوده و خدشه اي به اصل و اساس موسيقي رديفي وارد نمي شود و اين نمودار خلاقيت و تبحر شهنازي و نشان دهنده عمق بينش و نگرش و دريافت هنري او از فرهنگ ديرپاي موسيقي اين سرزمين مي باشد.

 

بخصوص اين دريافت ژرف را استاد شهنازي در تنظيم رديف عالي موسيقي كه همگي از ساخته هاي خودِ او مي باشددر عاليترين نوع به نمايش مي گذارد و نشان مي دهد كه مي توان در هر حيطه اي دست به كارهاي بديع زد، ولي به شرطي كه به عمق جوهره ي آن حيطه ي فرهنگي وقوف كامل پيدا كرده و زبان گفتن آنرا دريابي ، كه اصل و اساس كار هنري پيدا كردن آن زبانِ مكاني و زماني است. استاد شهنازي در كارهاي به يادگار مانده از خود نشان داده است كه داراي چنين نگرش و چنين زباني مي باشد.

 

از اين استاد بزرگوار به غير از صفحاتي كه با مرحوم اقبال آذر ضبظ كرده است، آثاري باقي مانده كه عبارتند از:

 

  • پيش درآمد و رنگ در تمامي دستگاههاي موسيقي ايراني.
  • تصنيف در بيات اصفهان با شعري از ملك الشعراي بهار و صداي زنده ياد «تاج اصفهاني»*
  • تصنيف « اي نوع بشر » با شعر امير جاهد و صداي قمرالملوك وزيري.
  • تصنيفي در چهارگاه با شعر « وحيد دستگردي ».
  • سرود « جوانان وطن » با شعر امير جاهد و صداي قمرالملوك وزيري.
  • تصنيفي در ابوعطا.
  • يك دوره تكنوازي تار كه بر روي گرامافون ضبط شده و عبارتند از: دستگاه شور ، دستگاه ماهور ، دستگاه سه گاه و آواز بيات اصفهان.

 


پي نوشت:

 

* مطالبي كه خوانديد برگرفته از مقدمه ي كتاب موسيقي دستگاهي ايران «رديف ميرزا حسين قلي» نوشته داريوش پيرنياكان مي باشد.

 

* ماجراي ساخته شدنِ تصنيفِ « به اصفهان رو » :

 

استاد جلال تاج اصفهاني

 

 

در دوره تبعيد ملك الشعراي بهار به اصفهان (؟) (1312) ، بهار تصميم مي گيرد شعري در وصف اصفهان بسرايد. اين تصميم مقارن مي شود با سفر علي اكبر خان به اصفهان، بهار در ديداري كه با استاد شهنازي داشته است موضوع سرودن شعر را با او مطرح مي كند و شهنازي مي گويد: به تازگي در رِنگي را در بيات اصفهان ساخته است كه مي شود آنرا سنگينتر اجرا نمود. ملك الشعرا هم مي پذيرد و شعري بر آن مي گذارد كه بند اولش چنين است: 

 

«به اصفهان رو كه تا بنگري بهشت ثاني»

عمارت هشت بهشت (اصفهان) 

 

بعد از ساختن اين تصنيف، آنرا براي اجرا در اختيار تاج اصفهاني قرار مي دهند و اين شاهكار پديد مي آيد.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 5:34  توسط مهدي   | 

سه تار نوزان 4


داریوش صفوت ( 1307 – تهران )

 

 

وی به سال 1307 شمسی در تهران متولد شد. پدرش علی اصغر صفوت که از سه تار نوازان خوب بود از همان کودکی وی را با این ساز آشنا ساخت و پس از چندی فرزند را نزد حبیب سماعی و در سال 1326 تا 1336 جهت فراگیری بیشتر سه تار و سنتور نزد استاد صبا می فرستد. پس از مدتی , یعنی از سال 1344 تا 1348 نزد «حاج آقا محمد ایرانی مجرد» جهت فراگیری گوشه ها و ردیف های موسیقی ایرانی می رود تا جایی که خود , استاد و معلمی والا مقام و شامخ گردید و در مهمترین مراکز فرهنگی و هنری به تدریس موسیقی پرداخت.

 

با آنکه وی دارای مشاغل مختلف و علایق خاصی در زمینه موسیقی ایرانی بود اما به ارئه چندین اجرای موسیقی ایرانی با سنتور و سه تار در داخل و خارج از کشور پرداخت و چندین صفحه ی متعدد از نوازندگی ِ وی در فرانسه ضبط گردید.

 

 

ویژگی های نوازندگی :

 

   اگرچه طرز ادای جمله های او به موسیقی امروز نزدیکتر است , اما صدا دهی ِ سه تار و همراه داشتن واخوان و فواصل و پیوستگی ریزهایش به موسیقی ِ قدیم نزدیکتر است.

 

 

 

 به قطعه ای در دستگاه سه گاه با نوازندگی سه تار «داریوش صفوت» و تنبک «ضیا میرعبدالباقی» توجه کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جلال ذوالفنون ( 1316 – آباده , شیراز )

 

جلال الدین ذوالفنون

 

وی در ابتدا به فراگیری تار پرداخت و از محضرذ موسی خان معروفی بهره برد. سپس به نوازندگی سه تار روی اورد و در این راه با کار و تلاش بسیار علاوه بر ایجاد گروه های مختلف موسیقی و اجرای تکنوازی ها و کنسرت های متعدد در داخل و خارج از کشور , در معرفی و شناسایی سه تار به نسل جوان کوشش بسیاری کرد. از آنجا که بخش عمده فعالیت وی در آموزش موسیقی به هنرجویان صرف شده است , نتیجه سال ها کار خود را در کتاب آموزش سه تار در چهار جلد مکتوب نموده است.

 

 

ویژگی های نوازندگی :

 

   وی در نوازندگی سه تار صاحب سبک ِ خاصی است. استفده زیاد از مضراب راست و چپ در تحریر ها و جمله ها , ایجاد تنوع صوتی در قسمت های مختلف سه تار و نواختن ضربی های طولانی با سوئال و جواب در سیم سفید و زرد, چند ویژگی ساز وی است.

 

 به قطعه ای ضربی در دستگاه نوا با نوازندگی سه تار « استاد ذوالفنون » و دف « بیژن کامکار » توجه کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

محمدرضا لطفی ( 1325 , گرگان )

 

 

محمدرضا لطفی

 

برادر بزرگ وی تار می نواخت و همین مسئله باعث آشنایی و ایجاد کشش درونی او به موسیقی ایرانی و نوازندگی تار شد. در هفده سالگی به تهران آمد و با شرکت در کلاس های درس علی اکبر خان شهنازی , رموز و تکنیک های نوازندگی تار را فرا گرفت. با ورود به دانشکده موسیقی هنرهای زیبای تهران و استفاده از محضر نورعلی خان برومند , آموخته های او در تحصیل فنون موسیقی قدیم در مسیری صحیح افتاد و با سعی و تلاشی بی شائبه , علاوه بر استادان دانشگاه از محضر بیشتر نوازندگان و موسیقی شناسان ِ آشنا به موسیقی قدیم بهره برد و به گفته خویش از خرمن بیش از بیست استاد مسلم خوشه چید.

 

 

او با عشق و علاقه وصف ناشدنی عمر خویش را وقف شناسایی , ارائه و آموزش موسیقی ایرانی کرد که حتی گوشه از آن در این مطلب نمی گنجد. از آنجا که شیوه نوازندگی سه تار را ار نورعلی خان , سعید هرمزی و تعدادی از اساتید غیر مشهر فرا گرفت , سعی خاصی در یافتن و ارائه جمله ها و تحریر های فراموش شده ی مخصوص سه تار داشت.

 

با آنکه جنس و شکل ناخن ِ وی مناسب ِ مضراب سه تار نیست, با استفاده از نبوغ خویش سعی زیادی در نواختن با صدایی خوش دارد و در ارائه جمله های موسیقی همواره از بهترین نقاط صدا دهی ساز در هر گوشه بهره می برد. وی تکنیک و قدرت نوازندگی را در خدمت موسیقی به کار می بندد و از به رخ کشیدن قدرت نواندگی در نواخته های خویش پرهیز می کند.

 

 

ویژگی های نوازندگی :

 

   از مهمترین ویژگی های سازِ وی , ایجاد ارتباط عامه مردم و نخبگان موسیقی شناس به یک اندازه با موسیقی ِ وی است. در سه تار ِ وی تکنیک های سه تار نوازی قدیم به همراه ابداعات نسل های بعد را در کنار هم می شنویم.

 

 

 به قطعه ای در آواز بیات ترک با نوازندگی سه تار «محمدرضا لطفی» و تنبک «ناصر فرهنگفر» توجه کنید.

 

ادامه دارد ...

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 4:31  توسط مهدي   | 

.::نوشته هایی درباره تنبور::.

.::نوشته هایی درباره تنبور::.

 

 

 

 

تنبور اگر نه قدیمی ترین, از قدیمی ترین ساز های ایرانی است. قلندری تکیده و لاغر و همیشه مسافر که نقش اندامش را بر تخته سنگ های سه تا پنج هزار ساله می توان جستجو  کرد. مویان, خروشان و بغض آلود. ترکیبی از خلسه و حماسه.

 

در این سفر دراز نام های بسیار یافته است, تنبور خراسانی , تنبور شیروانی, تنبور بغدادی (فاندورا در یونان و پاندورا در اروپا) و شکل های گوناگون پذیرفته است. اکنون دسته ای بلند دارد , کاسه ای کوچک مانند سه تار اما اندکی پهن تر با سه سیم و سیزده تا چهارده پرده (نیم پرده و یک پرده).

 

 

                     سید خلیل عالی نژاد    

                                                         سید خلیل عالی نژاد

 

 

 به تکنوازی تنبور با نوازندگی زنده یاد «سید خلیل عالی نژاد» توجه کنید.

 

 

امروزه در ایران به ویژه در نواحی غرب , تنبور همدم قلندران عارف است. برای اینان تنبور سازی نیست که اکنون بنوازند و کناری بگذارند تا فرصتی دیگر. حضورش همیشگی است و همه جایی , زبانِ اهل دل است و راز و نیاز و عبادت , بر صدرش می نشانند , حرمتش می گذارند , پیش از نواختن دستش را می بوسند و به جانش سوگند می خورند.

 

 

 به مقام «جلو شاهی» با نوازندگی تنبور, علیرضا فیض و دف, حافظ ناظری توجه کنید.

 

تنبور نوازان می دانند که چیره دستی در این ساز گذشته از اهلیت و همدمی با طبیعت دیرین این ساز , نیازمند شاگردی بسیار در محضر استادان و تمرین های فراوان دراز مدت است . در این باره  مَثَلی است که گفته اند در چهل سالگی تنبور می آموزد و در گور استاد می شود.

 

 

                         حافظ و شهرام ناظری

 

به تصنیف "شور درد" (آی ئازیزم) , با صدای شهرام ناظری توجه کنید.

 

                                                       

آلبوم : آواز اساطیر

آهنگ و آواز : شهرام ناظری

تنبور : علیرضا فیض بشی پور

دف و دهل : حافظ ناظری

شعر : برگرفته از شاهنامه کردی

 

 

در زمان معاصر, این ساز در دو ناحیه ي ایران , یکی خراسان و دیگری غرب (منطقه کردنشین) رایج می باشد. در غرب ایران بدلیل کیفیت درخشان , کم نظیر و بازتاب و انعکاس و انتقال بیان روحی نوازندگآن به شنونده, قرن های متوالی است که سوخته دلان و سالکانِ وادی عشق, این ساز را داختیار تزکیه , عبادت و حالات درونی خویش گرفته اند و به این ساز جنبه معنویت ویژه ای بخشیده اند.

 

به گروه نوازی تنبور و دف با اجرای گروه تنبور شمس توجه کنید.

 

                                                     

*سرپرست گروه: کیخسرو پورناظری

 

 

 

.:: تنبور در دایرةالمعارف ها و کتاب های تاریخی ::.

 

 

   تنبور سازیست شرقی از خانواده عود که دارای دسته ای بلند و دو یا سه سیم می باشد و با ضربه انگشتان به صدا در می آید. سپس توضیح می دهد که در قدیم دو نوع تنبور وجود داشته است , نوع اول دارای کاسه ای گلابی شکل که بیشتر در نواحی ایران و سوریه رواج داشته است و از طریق ترکیه و یونان به اروپا راه یافته است و نوع دوم دارای کاسه ای بیضی شکل بوده که در مصر بیشتر رواج داشته است. در حجاری آشور, سازی شبیه تنبور مشاهده می شود که در نینوا, پایتخت آشور به عمل آمده است با تعداد زیادی از ساز های معمول در سه هزار سال پیش, كه بدست نوازندگان بر تخته سنگ ها نقش شده است.

دایرةالمعارف بریتانیا

 

 

   تنبور, مساوی دنبره پهلوی , یکی از آلت های موسیقی ذوات الاوتار ( دارای دو وتر یا رشته) که دسته ای دراز و کاسه ای کوچک مانند سه تار دارد.

 نقل از جلد اول فرهنگ معین, صفحه 1147

 

 

   تنبور سازی زهی مضرابی با دسته ای بلند و بیضی شکل شبیه به سه تار , سازی بسیار قدیمی است که در مصر آشور و ایران باستان وجود داشته است.

 

نقل از دایرةالمعارف فارسی, جلد دو , تالیف مرحوم غلامحسین مصاحب, صفحه 163

 

 

   یولیوس پولوکس (صد و هشتاد و سه , بعد از میلاد مسیح), فیلسوف یونانی می گوید: آشوری ها تنبور ِ دارای سه سیم را پاندورا (Pandura) می خوانندند و یونانیان این نام را بصورت «فاندورا» اقتباس می کردند که بصورت "پاندورا" وارد زبان های اروپایی گردید. تار و سه تار از انواع تنبور محسوب می شوند.

 

فرهنگ لغات دهخدا

 

 

   « ارتور کریستین سن » در کتاب ایران در زمان ساسانیان , کویه مسعودی تام آلات موسیقی ایران را چنین آورده است:  عود (بربط) , نای , تنبور , مزمار, چنگ و می گوید : مردم خراسان بیشتر آلتی را بکار بردند که هفت تار داشت و آنرا زَنگ (zang) می خواندند, اما مردم ِ ری , طبرستان و دیلم تنبور را دوست تر داشند و این ساز نزد همه فرس مقدم بر سایر ساز ها بود.

 

تاریخ مسعودی

 

 

   در آناتولی, قومی از ریشه آریایی ها می زیسته اند به نام هیتیت (Hitit) که تنبور در بین آنها رایج بوده است. نقش هایی از تنبور بر روی سنگ, متعلق به این قوم (پنج هراز سال پیش) بدست آمده است که تنبور در این تصاویر دارای دسته ای بلند و دو سیم با کاسه ای کوچک که سطح آن از پوست تشکیل شده است به تصویر کشیده شده است و نوازندگان به سبک عاشق ها می خواندند و می نواختند. تنبور بعد ها نیز از آنجا به مصر رفته است.

جان دورینگ

 

                                                     

 

 

*پ.ن: مطالب فوق برگرفته از جلد ِ کاست , آلبوم صدای سخن عشق ,کار مشترک شهرام ناظری و گروه تنبور شمس می باشد. (با تغیرات جزئی)

 

*پ.ن:  مطلب مرتبط ( با تنبور بیشتر آشنا شویم )

 

*پ.ن: علیرضا فیض بشی پور, در بهمن ماه ۱۳۴۴ در شهر کرمانشاه بدنیا آمد. از کودکی نواختن تنبور را نزد پدرش, غلامحسین فیض بشی پور یکی از محققان و دل آگاهان آن دیار آغاز کرد و بدنبال عشقی که به کشف اسرار این ساز داشت به مکاتب دیگر استادان بزرگ راه یافت, از جمله : سید ولی حسینی , سید قاسم افضلی , سید محمود علوی , سید محمد احمدی , سید امراله شاه ابراهیمی , طاهر یار ویسی و درویش عابدین خادمی ( با بهره گیری از آثار بجا مانده). وی در این دوران به یاد گیری و جمع آوری مقام ها و نغمات کهن این ساز کوشید. در سال ۱۳۶۷ , تار و سه تار نواخت و از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۴ دوره کارشناسی موسیقی دانشکده هنر های زیبای دانشگاه تهران را با ساز تخصصی تار گذراند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 8:27  توسط مهدي   | 

سه تار نوازان (3)

 

احمد عبادی  (1283 - 1371)

 

 

 

او كوچكترين فرزند يگانه ي زمان ، استاد ميرزا عبدالله فراهاني ، حافظ و انتقال دهنده رديف دستگاهي ايران بود. كوتاه شدن سايه ي پدر از سر ِ وي در سيزده سالگي با آنكه باعث شد تا ادامه تحصيل موسيقي بصورت كلاسيك و فراگيري رديف موسيقي پدر ناتمام بماند، اما طرز نواختن ، تكنيك صحيح ، استخوان بندي و جانمايه ي مضراب زدن به اصلوب قدما در خاطرش باقي ماند و بعد ها همين دستمايه وي شد تا با كمك ذوق و ابداعات شخصي اش در برنامه هاي موسيقي اصيل راديو ايران بدرخشد و بار ِ معرفي سه تار ، اين ساز كهن و رو به فراموشي را به يك تنه به دوش بكشد.

 

ابداعات خاص او در زمينه نوازندگي با تك سيم سه تار و در تضاد قرار دادن اين صدا با صداي واخوان دار و پر قدرت ِ همه سيم ها و تنظيم كوك هاي مختلف براي گوشه هاي گوناگونِ دستگاهها نمونه اي از اقدامات او براي حفظ و ارائه ي سه تار در حد سليقه عامه مردم بود.

 

ویژگی های نوازندگی :

 

   مضراب قوي وي ، چپ هاي با صلابت ، ويبره هاي طولاني ، شروع جمله هاي با قوت، تك سيم هاي درخشان و شفاف ، علاوه بر خلق خوش و نيكش موجب شد تا طرفداران زيادي را جلب كند و بر تعدادي از نوازندگان هم دوره ي خود تاثير زيادي داشته باشد.

 

به قطعه اي با نوازندگي استاد عبادي در دستگاه شور توجه كنيد.

 

 

 

 

 

 

 

 

نورعلی  برومند (1285 - 1355)

 

 

استاد نورعلي برومند در زمره عاشقان راستين هنر موسيقي ايران زمين و منتقل كننده ميراث گرانقدر استادان گذشته به جوانان علاقمند بود. در بررسي خصوصيات هنري و زندگي استاد برومند ، سعي و كوشش مجّدانه ي وي در دريافت تكنيك و فنون نوازندگي هر ساز ، به همراه يادگيري مطالب موسيقي به چشم مي خورد.

 

از آنجا كه نوازندگي از دو ركن ِ مطلب و شيوه ي ارائه مطلب تشكيل مي شود ، وي به فراگيري رديف ميرزا عبدالله و تكنيك صحيح اجراي هر ساز با نهايت سعي و دقيق پرداخت. استاد برومند در حالي كه تصنيف ها ، ضربي ها و متن رديف ميرزا عبدالله را با دقت تمام در حافظه داشت ، مدت دوازده سال نزد حبيب سماعي به فراگيري شيوه صحيح مضراب سنتور پرداخت و علاوه بر سال ها كار در محضر درويش خان ، به شيوه ناخن زدن سه تار از صبا ، كه دوست و همدم نزديكش بودهمت گماشت و هيچگاه آموختن شيوه نوازندگي را حتي از همسالان و دوستانش نشانه كوچكي و ضعف ندانست.

 

بي دليل نبود كه به رغم وجود استادان مختلف و نوازندگان قَدَر و مسلط ، موفق به انتقال دقيق اين سنت به شاگردان خود گرديد و تك تك شاگردان وي در سال هاي بعد ، از ممتازان و برجستگان رشته خود در آواز و يا ساز هاي گوناگون شدند.

 

ویژگی های نوازندگی :

 

   از نظر اصلوب نوازندگي ، وي نزديكترين فرد به استاد صبا است و تكيه ي زياد بر رديف نوازي ، به همراه داشتن صداي واخوان ، راست و چپ هاي دقيق ، خوش صدا نواختن ساز و پرهيز از مغشوش ساز زدن ، به رغم نابينايي چند مشخصه از سه تار نوازي وي است.

 

 به قسمت هايي از نوازندگي استاد برومند در دستگاه ماهور توجه كنيد.

 

 

 

 

 

 

 

 

حسنعلی دفتری (1289 - 1365)

 

با اينكه فراگيري موسيقي را با ويلن آغاز كرده بود ، تمايل بيشتري به نوازندگي سه تار پيدا كرد و مدتي، نزد استاد صبا به فراگيري تكنيك مضراب و چپ و راست ها و تحرير هاي سه تاري پرداخت. او در واقع در دوره اي به نوازندگي سه تار پرداخت كه نقطه شروعي براي تغيير سيستم آموزش موسيقي سنتي بود و اين چيزي نبود جز ورود راديو و اثر گذاري زياد آن به دليل توداوم در پخش موسيقي و در نتيجه تغيير ذائقه شنيداري عموم مردم.

 

 در قطعه اي كه مي شنويم، تاثير عميق و دروني سه تار  ِ استاد عبادي را به روشني در ساز وي احساس مي كنيم .

 

 

ویژگی های نوازندگی :

 

 

   جمله هاي ذوقي و ارائه با احساس مطالب ، صداي روشن و شفاف ساز چپ و راست واضح و سوال و جواب بر دو سيم سفيد و زرد چند ويژگي از ساز وي مي باشد.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 4:29  توسط مهدي   | 

سه تار نوازان (2)


ابوالحسن خان صبا (۱۳۳۶-۱۲۸۱ تهران)

 

 

 

در سال 1281 در خانواده اي هنر دوست ديده به جهان گشود. صبا از كودكي به فراگيري بيشتر ساز هاي ايراني نزد بهترين استادان زمان همت گماشت و به گفته خود از خرمن چهل استاد مسلم موسيقي ايراني خوشه چيد.

 

 پدرش كمال السلطنه خود دستي در نواختن سه تار داشت. وي ابتدا در كودكي نزد پدرش به فراگيري سه تار پرداخت و سپس نواختن تنبك را نزد ربابه خانم، نديمه عمه اش شروع كرد و چندي بعد نزد حاجي خان ، نوازنده مشهور تنبك در آن زمان تكميل نمود. صبا اصول نواختن سه تار را در مدت 5 سال از آقا ميرزا عبداله و سپس نزد غلامحسين خان درويش آموخت و پيش از آشنايي با ويلن نزد حسين خان اسماعيل زاده به فراگيري كمانچه همت گماشت و ويولن را نز حسين خان هنگ آفرين آموخت و در سال 1302 به كلاس كلنل وزيري در مدرسه عالي موسيقي رفت.

 

 

صبا علاوه بر اين ساز ها با نواختن سنتور نيز آشنايي كامل داشت و آنرا در محضر علي اكبر شاهي آموخته بود و بعد ها با همكاري حبيب سُماعي جان تازه اي به اين ساز بخشيدند.

 

 

 در مورد زندگي هنري استاد صبا مقاله ها و كتاب هاي گوناگوني نوشته شده است ، اما در مورد سه تار نوازي وي شايد بتوان در يك جمله وي را چكيده موسيقي قديم ايران ناميد و محصول قرن ها ذوق نسل هاي متوالي موسيقي دانان ايراني را به معناي دقيق كلمه در سه تار وي شنيد.

 

سه تار استاد صبا چه از نظر ارائه ي مطلب موسيقي با تكيه دقيق بر رديف (در عين بداهه نوازي) و چه از نظر اصالت در تكنيك اجرايي سه تار و ايجاد صداي اصيل و صدا دهي درست ، در غايت كمال و حد اعلاست. در واقع ساز صبا سنگ محكي براي سنجش و مقايسه ديگر سبك ها و شيوه هاي سه تار نوازي به شمار مي رود.

 

با دقت و شنيدن مكرر نواخته هاي استاد صبا ، به رغم كيفيت ضعيفِ ضبط خانگي ، بسياري از رموز تكنيكي و چگونگي اجراي موسيقي ايراني با اين ساز براي هنرجويان بيش ازپيش آشكار مي شود.

 

 

 

ویژگی های نوازندگی :

 

   در شيوه نوازندگي استاد صبا تنوع و حالت مضراب نقش عمده اي در ارائه موسيقي به نسبت توانايي هاي دست چپ دارد و تمامي دقيق و ظرايف اجرايي سه تار از قبيل صداي خوش مضراب ، اِكول صحيح دست گرفتن و نواختن ساز ، استفاده از تمامي امكانات صوتي ساز ، سرعت طبيعي و لازم دست چپ و ويبره هاي ظريف و متناسب با جمله ، به دقت رعايت مي شود. اما شايد شاخص ترين ويژگي سه تار استاد صبا ريز هاي پيوسته ، كم سرعت و متين با صدايي پر مغر و پر است كه در تركيب جمله هاي ديگر موسيقي پيوستگي خاصي دارد و صداي ريز در متن موسيقي با جلوه اي خاص به گوش مي رسد و حالت افت و خيز و مقطعي در آن نيست.

 

به رغم نگارش كتاب ها و متد آموزشي براي سه تار توسط وي ، عمر كوتاهش فرصت بهره وري از خرمن دانش و ذوق سرشار او را براي شاگردانش فراهم نساخت.

 

استاد صبا از بيماري قلبي هميشه رنج مي برد و همين بيماري عاقب در شب جمعه 29 آذر ماه سال 1336 باعث فوت آن مرد چند بعدي موسيقي ايراني گرديد.

 

به قطعه اي در دستگاه نوا، با نوازندگي سه تار استاد صبا توجه كنيد.

 

 اين اجرا علاوه بر اينكه از بهترين اجرا هاي سه تار استاد صبا است ، از بهترين اجرا هاي اين دستگاه در يك قرن اخير است.

 

 

 

 

 

 

 

 

  

ارسلان درگاهی (1281 – 1352)

 

 

 

وي در 15 سالگي به كلاس تار درويش خان رفت و پس از آن نزد مرتضي ني داوود به تحصيل موسيقي ادامه داد. با آنكه از تار وي چندين صفحه همراه با آواز قمرالملوك وزيري ضبط شده است اما در سنين پس از جواني تار را كنار گذاشت و به سه تار علاقه مند شد. از آنجا كه وي تحصيل نوازندگي سه تار را نزد هيچ يك از استادان زمان ادامه نداد ، خود را هيچ گاه نوازنده حرفه اي سه تار نمي دانست و ارائه ذوق خود را منحصر به مجالس دوستانه و محافل انس مي نمود.

 

به نظر مي رسد كه وي به خاطر تحصيل موسيقي با تار ، به نوعي از سه تار علاقه دارد كه در محل خرك آن دايره اي بزرگ به قطر 7 تا 10 سانتي متر قرار دارد و خرك سه تار بر روي پوستي كه به روي اين دايره كشيده شده ، قرار گرفته است. اين سه تار كه سه تار پوستي ناميده مي شود، به خاطر صداي دوگانه خود در حال حاضر كمتر مورد پسند قرار مي گيرد.

 

ویژگی های نوازندگی :

 

   در سه تار نوازي ارسلان خان درگاهي ، عناصري از موسيقي رديفي مشاهده مي شود و سرعت و زمانبندي موسيقي قديم به همراهي ذوق و سليقه شخصي اش در ارائه مطلب شنيده مي شود ، اما سرعت و حالت مضراب و پايه هاي چهار مضراب ، به تكنيك تار نوازي نزديك است.

 

به قطعه اي در دستگاه ماهور با نوازندگي ارسلان درگاهي توجه كنيد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ابوالحسن مشير معظم افشار (1282 - 1375)

 

 

او از جله نوازندگاني است كه عشق به هنر موسيقي را وسيله شهرت شناخت نساخت و به همين دليل منابع اندكي در مورد زندگي وي در دست است. با اينكه از وي به عنوان شاگرد سه تار درويش خان و ابوالحسن صبا نام برده مي شود ، اما از چگونگي و مدت تحصيل موسيقي وي اطلاعي در دست نيست.

 

حالت اجراي موسيقي زنده و اثر گذاري ِ ديدن ِ نوازنده حين اجرا به صورت زنده ، فرق بسياري با موسيقي ضبط شده دارد و نوازنده براي اجراي هر روش بايد كار و تمرين بخصوصي انجام داده باشد تا تخصص لازم را بدست آورد . در نتيجه دين و لذت بردن از ساز اكثر قدما و از جمله مشير معظم ، مقدم بر شنيدن آثار ضبطي آنان است.

 

ویژگی های نوازندگی :

 

   سه تار نوازي وي، نزديكي زيادي به سه تار نوازي قديم دارد. همراه بودن صداي واخوان در زمان اجراي ملودي ، شروع با قدرت و با صلابت جمله ها ، چپ و راست شمرده ، و مهمتر از همه صدا و صدادهي اصيل سه تار در ساز او به گوش مي رسد.

 

به قطعه اي در آواز افشاري با نوازندگي سه تار مشير معظم افشار توجه كنيد.

ادامه دارد ...

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 19:4  توسط مهدي   | 

سه تار نوازان (1)

 

 

عبدالله دادور:

 

محفل انس و مجلس بزم پدر باعث شد تا از كودكي به نواي سه تار ميرزا عبدالله و ديگر استادان زمان گوش فرا دهد و از سن هفده سالگي به محضر درويش خان بشتابد. مدتي نيز از محضر "دكتر منتظم الحكما" ، بهترين شاگرد ميرزا عبدالله نيز بهره برد.

 

با اينكه مشاغل ديگر باعث شد تا وي به عنوان يك موزيسين حرفه اي كار و فعاليت نكند ، اما استعداد و علاقه ، پشت كار و ديدن استادان زمان باعث شد تا در زمره سه تار نوازان ممتاز محافل خاص موسيقي و به عنوان يكي از بهترين شاگردان درويش خان به شمار آيد.

 

 

ویژگی های نوازندگی:

 

v      صداي سه تار وي بسيار اصيل و با صدا دهي عالي و شاخص به گوش مي رسد.

 

 به چهار مضراب شور از ساخته هاي درويش خان و اجراي استاد دادور توجه كنيد.

 

  قطعه چهار مضراب شور درويش خان از زمره قطعات مورد علاقه دادور بود و با اصرار و خواهش استادان جوان اين قطعه در منزل حاج آقا محمد ايراني ضبط و به يادگار باقي ماند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


یوسف فروتن (1275 - 1357)      

 

 

 

در سال 1270 در تهران متولد شد. از شاگردان تار آقا حسينقلي و درويش خان بود و به نوازندگي ويلن و پيانو آشنايي داشت. با آنكه از چگونگي دوره آموزش سه تار وي اطلاعي در دست نيست ، اما از آنجا كه به عنوان " دايرة المعارف ضربي " مشهور بود و تصنيف ها و پيش درآمد هاي ساخته قدما و حتي معاصران را از حفظ داشت ، قطعا زمان زيادي را نزد استادان مختلف به تحصيل مشغول بوده و از طرز به صدا در آوردن سه تار و تسلط به تزئينات و امكانات صوتي سه تار ، به نظر مي رسد كه از آموزش سه تار درويش خان بهره برده است.

 

استاد فروتن غير از چند برنامه آن هم با حضور استادان ممتاز  وقت ، وبه منظور كمك به آوارگان و سيل زدگان و به طور كلي جز براي امور خيريه ساز نزد و بروي سن حاضر نشد و پس از سالها براي شناساندن هر چه بيشتر موسيقي ايراني در حافظيه شيراز قطعاتي را با سه تار در دستگاه ماهور اجرا كرد.

 

ویژگی های نوازندگی:

 

 

   چپ هاي پر قدرت ، ارائه موسيقي پر شور و پر افت و خيز ، استفاده از جمله ها و تحرير هاي رديف در آواز و ريز هاي با تسلسل ِ يكنواخت و شمرده در ساز وي شنيده مي شود.

 

 به قطعه اي در آواز بيات اصفهان ، با نوازندگي استاد فروتن توجه كنيد.

 

فروتن از جمله چند نوازده ممتاز سه تار در قرن اخير به شمار مي رود و شاگردان برجسته اي را در دوره فعاليت در مركز حفظ و اشاعه موسيقي پرورش داده است.

 

استاد فروتن در سال 1357 دار فاني را وداع گفت. يادش گرامي باد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سعید هرمزی (1276 - 1355)

 

 

درويشي بي ريا ، افتاده و به دور از من و ما ، تصويري بود كه پس از ديدن وي در ذهن بيننده نقش مي بست. او كه در عنفوان جواني به فراگيري تار نزد يكي از شاگردان ممتاز درويش خان پرداخته بود ، سپس به محضر درويش و بعد مرتضي ني داوود راه يافت. در ميان سالي و در اثر بيماري سختي كه وي را از نواختن تار باز مي داشت ، به نوازندگي سه تار رو كرد و به قول خودش ناخن زدن را از برادرش كه او نيز موسيقي را به صورت آكادميك و در محضر قدما اموزش ديده بود فرا گرفت.

 

استاد هرمزي از سال 1350 به درخواست دكتر داريوش صفوت در سازمان حفظ و اشائه موسيقي مشغول به تدريس شد و در طي همين مدت رديف هاي مختلفي با سه تار استاد در مركز حفظ و اشاعه موسيقي ضبط شد و هم اكنون در آرشيو مركز محفوظ مي باشد.

 

به قطعه اي در دستگاه نوا با اجراي استاد هرمزي توجه كنيد.

 

 

 

ویژگی های نوازندگی:

 

   قدرت وي در ارائه مطالب موسيقي با زيبايي و نهايت ذوق و در عين حال آميخته با جمله هاي رديف و شور ، سرخوشي ، طراوت و سرزندگي در سه تارش به گوش مي رسد. استاد هرمزي ناخني بسيار ظريف داشت و در اجراي تزئينات دست چپ ، ويبره و كنده كاري ها نهايت ذوق را داشت. هرمزي از جمله سه تار نوازان ممتاز معاصر به شمار مي آيد .

 

ماهور ، دستگاه مورد علاقه وي بود آن را به زيبايي هر چه تمام تر اجرا مي كرد.

 

 به قطعه اي در دستگاه ماهور با اجراي استاد سعد هرمزي توجه كنيد.

 

استاد هرمزي در سال 1355 يعني زماني كه قريب به هشتاد سال از عمرش مي گذشت بدرود حيات گفت. يادش گرامي

 

ادامه دارد ...

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 17:50  توسط مهدي   | 

معرفی دستگاه های موسیقی ایرانی ( گوشه های شور)

 

نور علي خان برومند
نورعلي خان برومند (۱۳۵۵- ۱۲۸۴)

 

گوشه هاي رديف  ميرزا عبدالله به روايت نورعلي خان برومند 

۱. درآمد اول                                     21. حزين                                           

۲. درآمد دوم                                    22. شور پايين دسته                              

۳. درآمد سوم، كرشمه                       23. گوشه رهاب                                    

۴. درآمد چهارم، گوشه رهاب              24. چهار گوشه                                     

۵. درآمد پنجم، اوج                            25. مقدمه گرايلي                                 

6. درآمد ششم، ملانازي                    26. رضوي حزين فرود                              

7. نغمه اول                                      27. شهناز                                            

8. نغمه دوم                                     28. قرچه                                                

9. نغمه سوم                                   29. شهناز كُت (عاشق كش يا عقده گشا)     

10. ملا نازي                                    30. رنگ اصول                                          

11. سلمك                                      31. گريلي يا گريه ليلي                              

12. گلريز                                         32. رنگ شهرآشوب                                    

13. مجلس افروز                                 

14. غُزّال                                           

15. صفا                                           

16. بزرگ                                         

17. كوچك                                          

18. دوبيتي                                         

19. خارا                                           

20. قجَر  

                                            

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 19:35  توسط مهدي   | 

معرفی دستگاه های موسیقی ایرانی (شور)

 

شور، مادر آوازها

 

در بين دستگاههاي هفتگانه موسيقي ايراني ، دستگاه شور نسبت به بقیه وسعت بيشتري دارد و به همين دليل  آنرا « ام الا‌واز » يعني مادر آواز ها نیز می نامند.

 

همانطوري كه مي دانيد همه دستگاه ها داراي يك سري آواز و الحان فرعي نيز هستند، ولي دستگاه شور علاوه بر اين آوازها، داراي ملحقاتي نيز مي باشد، كه به صورت خلاصه به آنها خواهيم پرداخت.

 

دستگاه شور سابقه اي بسيار قديمي دارد و بيشتر، موسيقي محلي و آنچه در ايلات خوانده مي شود، جزو اين دستگاه محسوب مي شود.

 

شور، آواز متداول ميان مردم است بخصوص متعلقات اين دستگاه ، بيشتر بين عامه مردم متداول مي باشد و حتي اشخاصي هم كه از موسيقي و آواز سر رشته اي ندارند اگر گاهي زمزمه اي بكنند، اغلب يكي از متعلقات شور را مي خوانند.

 

اين آواز براي ابراز احساسات دروني ، از قبيل عشق، محبت، ترحم و ... بسيار مناسب است. ناله هاي آواز شور كاملا طبيعي است و غمگساري آن مانند آواز دشتي خانمان سوز و جانگداز نيست.

 

آواز شور، نمونه كاملي از احساسات و اخلاق ملي گذشتگان ما است . گويي روح عارفانه ايراني را به خوبي نمايان مي كند.

 

 تصنیف (چه شور ها)

-=-=-=-=-=-=-=-=-

آواز: غلامحسین بنان

شعر و آهنگ: عارف

تنظیم: جواد معروفی

رهبر ارکستر: روح الله خالقی

 

 چهار مضراب شور

-=-=-=-=-=-=-=-

تار: داریوش پیرنیاکان

نی: جمشید عندلیبی

تنبک: همایون شجریان

 

 

 

ملحقات دستگاه شور

 

 

·     آواز بيات ترك: بيات ترك را سابقا «بيات زند» نيز مي گفتند و معلوم نيست كه آواز اختصاصي ترك ها باشد. زيرا ترك ها اين آواز را كمتر اجرا مي كنند و به «سه گاه» بيشتر علاقمند هستند. اين آواز هم مانند «ابوعطا» نغمه ايست كه ميان عموم مردم مرسوم مي باشد. اغلب گوشه هايي كه در دستگاه ماهور اجرا مي شود در آواز بيات ترك هم وجود دارد. مانند: دلكش، شكسته و ...

 

 به چهار مضرابی در " آواز بیات ترک " که توسط استاد سعید هرمزی (با سه تار) اجرا شده گوش دهید.

 

 

 

·     آواز ابوعطا: ابوعطا آوازي است كه ميان توده مردم رواج دارد و از لطافت و زيبايي خاصي برخوردار است و در عين حال حالتش با دستگاه شور هم بي تفاوت نيست. «حجاز» يكي از گوشه هاي آواز ابوعطا مي باشد. البته حجازي كه عرب ها مي خوانند با حجازي كه ميان ما متداول است از نظر حالت كمي فرق دارد. بطور كلي، عرب ها بهتر حق مطلب را ادا مي كنند و ايراني ها به سبك ديگري مي خوانند. در كشور ما از اين گوشه براي خواندن و قرائت قرآن مجيد و مناجات هاي ديني و مذهبي استفاده مي شود.

 

 به تصنیف پیام نسیم با صدای محمد رضا شجریان گوش دهید

 

 به ساز و آواز ابوعطا با صدای علیرضا افتخاری و سه تار جلال ذوالفنون گوش دهید

 

 به آوازی در گوشه حجاز با صدای شهرام ناظری و سه تار جلال ذوالفنون گوش دهید

 

·     آواز دشتي: دشتي يكي از زيباترين ملحقات دستگاه شور است. دشتي آوازي است حزين، غم انگيز و دردناك ولي در عين حال لطيف و ظريف و مي توان آن را آواز چوپاني ايراني ناميد. چون زندگاني بي آلايش چوپانان و صحرا نشينان را وصف مي كند. اصل اين آواز از ناحيه دشتي و دشتستان (واقع در ايلات فارس) مي باشد. در ناحيه شمال ايران، (بخصوص مازندران و گيلان) اين آواز تغيير شكل مختصري داده و به صورت نغمه گيلكي در آمده است و احالي گيلان در اجراي اين آواز مهارت بسياري به خرج مي دهند كه تاثيري شديد در شنونده ايجاد مي كند.

 

 

 به قطعه ای در آواز دشتی که توسط استاد سعید هرمزی (با سه تار) اجرا شده گوش دهید.

 

 به آواز دیلمان با صدای استاد بنان گوش دهید

 

پ.ن: برای آشنایی بیشتر با آواز دیلمان می توانید به این لینک مراجعه کنید 

 

 

·     آواز افشاري: افشاري آوازي است مغموم و حزين كه حكايت هايي از هجران و فراق يار دارد. و عاشقي را مي ماند ، نااميد ، با حال نزار و افسرده كه از شدت درد و غصه ناله مي كند و گاه از زيادي رنج ، فريادي از سينه پر درد خود مي كشد كه شنوده را متاثر مي كند. به طور كلي اين آواز براي نشان دادن، حالاتي نظير « هجران ، درد و اندوه ، ناكامي ها ، خاطرات جانگداز و شكايت از بي وفايي يار» است.

 

 به قطعه ای در آواز افشاری که توسط استاد سعید هرمزی (با سه تار) اجرا شده گوش دهید.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 19:34  توسط مهدي   | 

معرفی دستگاه های موسیقی ایرانی ( گوشه های ماهور)

گوشه های دستگاه ماهور به روایت میرزا عبدالله:

1.درآمد
2. كرشمه
3. آواز
4. مقدمه داد
5. داد
6. مجلس افروز
7. خسرواني
8. دلكش
9. چهار مضراب
10. فرود
11. خاوران
12. طرب انگيز
13. نيشابورك
14. نصير خاني يا طوسي
15. چهار پاره يا مراد خاني
16. فيلي
17. ماهور صغير
18. آدربايجاني
19. حصار ماهور (ابول)
20. زنگوله
21. نغمه
22. زير افكن يا زير افكند
23. نيريز
24. شكسته
25. قسمت دوم
26. قسمت سوم
27. عراق
28. نهيب
29. مُحير
30. آشور آوند
31. اصفهانك
32. حزين
33. كرشمه
34. زنگوله
35.راك هندي
36. راك كشمير
37. راك عبدالله
38. كرشمه ي راك و سفير راك
39. رنگ حربي
40. رنگ يك چوبه
41. رنگ شَلخو
42. ساقي نامه
43. كشته مرده
44. صوفي نامه

---------------------------------------------------------


استاد محمود کریمی

گوشه های دستگاه ماهور به روایت استاد محمود کریمی

1. درآمد
2. گشايش
3. داد.
4.حصار ماهور ، زير افكن ، آذربايجاني ، ماهور صغير ، فرود
5. فيلي
6. شكسته
7. دلكش
8. نيشابورك
9. گوشه نيريز
10. مراد خاني
11. طوسي
12. نصير خاني
13. خاوران
14. نهيب ، عراق ، مُحير
15. راك هندي
16 سفير راك
17. راك عبدالله
18. راك كشمير
19. ساقي نامه ، صوفي نامه ، كشته
20. مثنوي


 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 19:33  توسط مهدي   | 

معرفی دستگاه های موسیقی ایرانی (ماهور)

دستگاه ماهور

در زمان ماد ها در ایران موسیقی با ستاره شناسی همراه بود و در زمان هخامنشیان سه نوع موسیقی در ایران معمول بوده است که عبارتند از موسیقی مذهبی، موسیقی رزمی یا نظامی و موسیقی بزمی.

به پیش درآمد ماهور، از ساخته های استاد سعید هرمزی و اجرای گروه آوا توجه کنید.

یکی از دستگاههای نشاط انگیز و پر بار موسیقی ایرانی که از عهد باستان به یادگار مانده ، دستگاه ماهور است که روشنگر قدرت این هنر ارزنده و شوق انگیز نیاکان ما می باشد.

به تصنیف « زمن نگارم» با صدای علیرضا افتخاری گوش دهید.


برگرفته از آلبوم سرمستان کار مشترک افتخاری ذوالفنون و عندلیبی

شعر: ملک الشعرای بهار

آهنگساز: درویش خان

پ.ن: تصنیف « زمن نگارم » در اواخر دوره قاجار و برای اوضاع و احوال آن زمان سروده شده است.

بسیار جای تعجب است که پس از آن همه تاخت و تاز و خرابیهای اقوام بیگانه و وحشی و به تاراج رفتن آن همه گنجینه های ادبی و هنری این مرز و بوم، هنوز آثاری این چنین ارزشمند برای ملت ما به جا مانده است.

به قطعه ای ضربی در ماهور بهمراه دونوازی قانون ملیحه سعیدی و تنبک: ؟ گوش دهید.

ماهور آوازی است با وقار و سنگین، البته نسبت به آواز ماهور کمتر توجه شده است. ماهور شکوه وبلند نظری می بخشد بنابراین میتوان سرودهای مهیج را در این دستگاه اجرا کرد .

به قطعه ای در دستگاه ماهور ‌‌از ساخته های کامبیز روشن روان توجه کنید.

آواز عراق که معمولا قسمت زیر و اوج ماهور است اغلب با "غَلْت" ها و "چهچه ی" زیاد توام است و مخصوص هنر نمایی آوازخوان است.

به تصنیف « عشق تو » از ساخته های علی اکبر خان شیدا و با صدای محمدرضا شجریان گوش دهید.

 به چهار مضراب ماهور با نوازندگی سه تار پرویز مشکاتیان و نی محمد موسوی توجه کنید.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 16:9  توسط مهدي   | 

گوشه های دستگاه چهارگاه

 

دستگاه چهار گاه به روايت ميرزا عبدااله

 

 

  1. درآمد اول
  2. درآمد دوم
  3. درآمد سوم : پيش زنگوله*
  4. درآمد چهارم
  5. نغمه
  6. كرشمه و كرشمه با مويه
  7. زنگ شتر*
  8. زابل (به آواز گوشه زابل با صداي محمدرضا شجريان و همراهي پيانو حرير شريعت زاده توجه كنيد)
  9. بسته نگار
  10. مويه
  11. حصار
  12. قسمت دوم حصار
  13. قسمت سوم حصار با چهار مضراب
  14. پس حصار
  15. مويه (به آواز گوشه مويه با صداي محمدرضا شجريان و همراهي پيانو حرير شريعت زاده توجه كنيد)
  16. مخالف
  17. قسمت دوم مخالف
  18. حاجي حسني
  19. بسته نگار
  20. مغلوب
  21. نغمه مغلوب
  22. حزين
  23. حدي*
  24. پهلوي
  25. رَجَز*
  26. منصوري (به آواز گوشه منصوري با صداي محمدرضا شجريان و همراهي پيانو حرير شريعت زاده توجه كنيد) 
  27. قسمت دوم منصوري
  28. قسمت سوم منصوري
  29. لزگي
  30. متن و حاشيه
  31. رنگ شهر آشوب


پي نوشت:

 

*حرير شريعت زاده: متولد 1356 در تهران. از 6 سالگي نواختن پيانو را نزد محمود رضايي و از هشت سالگي تا زمان حيات زنده ياد استاد جواد معروفي افتخار شاگردي آن بزرگوار را داشت. پس از در گذشت استاد معروفي سبك مرتضي خان محجوبي را ابتدا نز خانم فيبا جواهري و سپس نزد زنده ياد منوچهر صانعي فرا گرفت و هم اكنون افتخار شاگردي خانم فخري ملك پور ، تنها شاگرد استاد محجوبي را دارد. وي رديف هاي آوازي را نزد خانم پريسا تعليم ديده است.

 

*پيش زنگوله: گوشه زنگوله در موسيقي ايراني نام لحني است دو ضربي ، قسمت اول آن پيش زنگوله نام دارد كه 2 ضربي ساده اي است كه به مارش شباهت دارد و قسمت دوم زنگوله نام دارد كه دوضربي تركيبي 8/6 ، نظير رِنگ هاي شاد موسيقي ايراني است.

 

*حدي: پيش از ظهور اسلام عرب هاي باديه نشين شعر و موسيقي داشته اند و چگونگي و سبك و سياق آن براي مجهول است. شايد طرز حركت شتر، هنگام راه رفتن و گذاردن پاهايش با آن همه نظم بر روي زمين موجد آهنگ حدي گشته است. آهنگي كه ساربانان قافله براي راندن و سرگرمي شتران مي خوانند.

 

رَجَز یا رجزا یا ارجوزه: در دستگاه چهار گاه ، نام عمومی کتاب هایی بوده است که در علوم مختلف به شعر می سرودند تا از بر کردن آنها آسان باشد شاید علت این نام گذاری آن بوده است که ارجوزه ها را با آهنگی می خواندند که همین گوشه باشد.

 

 

* گوشه هايي كه قابل دريافت براي شنيدن است به نوازندگي استاد نورعلي خان برومند مي باشد.

 

*آوازهاي اجرا شده، توسط استاد شجريان و خانم شريعت زاده برگرفته از آلبوم بوي باران مي باشد.

 

 

 

دستگاه چهار گاه به روايت استاد محمود كريمي

 

  1. درآمد
  2. زابل
  3. حصار
  4. فرود
  5. مخالف
  6. مخالف به مغلوب
  7. منصوري
  8. حدي و پهلوي
  9. رَجَز
  10. مثنوي مخالف

 

 به آواز مثنوي مخالف با صداي بانو مرضيه گوش دهيد. 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 21:36  توسط مهدي   | 

معرفي هنرمند (مجيد انتظامي)

مجيد انتظامي
مجيد انتظامي (متولد ۱۳۲۶)

 

 

مجيد انتظامي فرزند عزت الله انتظامي بازیگر سینما و تاتر، متولد سال 1326 در تهران است وي از همان دوران كودكي با همراه دو برادرش به تحصيل موسقي پرداخت و سپس براي ادامه تحصيل به كشور آلمان سفر كرد و در کنسرتوار برلين نزد اساتيدي همچون كارل اشتاين به تحصيل موسيقي ادامه داد و در طول این مدت با  " ارکستر سمفونیک برلین و ارکستر فیلارمونیک آلمان همکاری داشت.

 

وي در سال 1353 به ايران بازگشت و در دانشگاه تهران و هنرستان عالي موسيقي به تدريس پرداخت و در سال ۱۳۵۷ با ساخت موسيقي متن فیلم سفر سنگ  ساخته مسعود كيميايي وارد دنياي موسيقي سينما شد.

 

در سالیان بعد از انقلاب وی را می توان از فعالترین آهنگسازان در زمینه موسیقی فیلم لقب داد که اکثر آثار او در یاد و خاطر همه ما باقی مانده است . از سردار جنگل ، ترن و روز واقعه گرفته تا بوی پیراهن یوسف ، از کرخه تا راین ، آژانس شیشه ای و در این اواخر هم دوئل.

 

  به قسمت هاي از موسيقي متن فيلم دوئل، ساخته احمدرضا درويش و آهنگسازي مجيد انتظامي گوش دهيد.

 

و اكنون كه او 58 سالگي خود را جشن مي گيرد تاريخ نيم قرن موسيقي ايران مشحون از نغمه هاي ساز او و تاليفات گرانقدري است كه در حوزه احيا و اعتلاي موسيقي كشور داشته است. 

 

  به قسمت هايي از سمفوني ايثار كه از آخرين ساخته هاي مجيد انتظامي مي باشد توجه كنيد.

 

فيلم شناسي:

 

1383  طبل بزرگ زیر پای چپ ( کاظم معصومی )

1382  جایی برای زندگی ( محمدرضا بزرگ نیا ) 

1382  عروس افغان ( ابوالقاسم طالبی )

1381  دیوانه ای از قفس پرید ( احمدرضا معتمدی )  

1381  نغمه ( ابوالقاسم طالبی ) 

1381  دوئل ( احمدرضا درویش )

1380  من ترانه پانزده سال دارم ( رسول صدرعاملی ) 

1380  نورا ( محمود شولی زاده ) 

1379  مریم مقدس ( شهریار بحرانی ) 

1378  اعتراض ( مسعود کیمیایی ) 

1377  عشق بدون مرز ( پوران درخشنده ) 

1376  آژانس شیشه ای ( ابراهیم حاتمی کیا ) 

1376  سیب ( سمیرا مخملباف ) 

1374  سرعت ( محمدحسین لطیفی ) 

1374  قله دنیا ( عزیزالله حمیدنژاد )

1374  نون و گلدون ( محسن مخملباف )

1374  مرد آفتابی ( همایون اسعدیان )

1374  بازمانده ( سیف الله داد ) 

1374  بوی پیراهن یوسف ( ابراهیم حاتمی کیا ) 

1374  دشمن ( عباس بابویهی )

1373  آرزوی بزرگ ( خسرو شجاعی )

1373  دل و دشنه ( مسعود جعفری جوزانی )

1373  حمله به اچ 3 ( شهریار بحرانی ) 

1373  راه افتخار ( داریوش فرهنگ ) 

1373  روز واقعه ( شهرام اسدی ) 

1372  بدل ( جهانگیر جهانگیری )

1372  ضربه آخر ( داود موثقی ) 

1372  آخرین خون ( منوچهر مصیری )

1371  مرد ناتمام ( محرم زینال زاده ) 

1371  طعمه ( فرامرز صدیقی )

1371  از کرخه تا راین ( ابراهیم حاتمی کیا )

1371  راز خنجر ( محمدحسین حقیقی ) 

1371  سوء ظن ( کاظم معصومی ) 

1371  آذرخش ( احمدرضا درویش ) 

1371  یک شب و یک غریبه ( حسین قاسمی جامی )

1370  اوینار ( شهرام اسدی ) 

1370  پوتین ( عبدالله باکیده ) 

1370  وصل نیکان ( ابراهیم حاتمی کیا )

1370  تبعیدی ‌ها ( جهانگیر جهانگیری )

1370  ناصرالدین شاه آکتور سینما ( محسن مخملباف )

1369  چشم شیشه ای ( حسین قاسمی جامی ) 

1369  ابلیس ( احمدرضا درویش )

1369  آتش پنهان ( حبیب کاوش ) 

1369  در آرزوی ازدواج ( اصغر هاشمی )

1369  ا منفی ( کریم زرگر احمدرضا گرشاسبی ) 

1368  آخرین پرواز ( احمدرضا درویش ) 

1368  شب بیست و نهم ( حمید رخشانی )

1368  راز کوکب ( کاظم معصومی )

1368  مدرسه رجایی ( کریم زرگر ) 

1367  زرد قناری ( رخشان بنی اعتماد )

1367  بای سیکل ران ( محسن مخملباف ) 

1366  کانی مانگا ( سیف الله داد ) 

1366  ترن ( امیر قویدل ) 

1366  هراس ( شهریار بحرانی ) 

1366  بحران ( علی اصغر شادروان ) 

1365  دبیرستان ( اکبر صادقی ) 

1365  گذرگاه ( شهریار بحرانی ) 

1365  ماموریت ( حسین زندباف ) 

1365  دزد و نویسنده ( کاظم معصومی ) 

1364  پلاک ( ابراهیم قاضی زاده ) 

1364  گردباد ( کامران قدکچیان ) 

1363  عقاب ‌ها ( ساموئل خاچیکیان )

1363  سردار جنگل ( امیر قویدل ) 

1363  تفنگ شکسته ( مهدی معدنیان )

1363  آشیانه مهر ( جلال مقدم ) 

1362  پرونده ( مهدی صباغ زاده )

1362  سناتور ( مهدی صباغ زاده )

1360  در محاصره ( اکبر صادقی )

1360  آفتاب‌نشین‌ها ( مهدی صباغ زاده )

1360  خط قرمز ( مسعود کیمیایی ) 

1357  سفر سنگ ( مسعود کیمیایی )

 

 

جوايز و انتخاب ها:

 

 

>>  برنده سیمرغ بلورین بهترین دستاورد هنری (دیوانه ای از قفس پرید)

[ دوره 21 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1381 ]

.................................................................

>>  برنده تندیس زرین بهترین موسیقی متن (دیوانه ای از قفس پرید)

[ دوره 7 جشن خانه سینما (مسابقه) - سال 1382 ]

.................................................................

>>  کاندید تندیس زرین بهترین موسیقی متن (من ترانه پانزده سال دارم)

[ دوره 6 جشن خانه سینما (مسابقه) - سال 1381 ]

.................................................................

>>  2 - دومین موسیقی سال (من ترانه پانزده سال دارم)

[ دوره 17 منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین های سال) - سال 1381 ]

.................................................................

>>  با تقدیر از بهترین موسیقی متن (ناصرالدین شاه آکتور سینما)

[ دوره 10 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1370 ]

.................................................................

>>  کاندید سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن (اعتراض)

[ دوره 18 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1378 ]

.................................................................

>>  برنده لوح زرین انتخاب ویژه سال (اعتراض)

[ دوره 1 منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال 1380 ]

.................................................................

>>  2 - دومین موسیقی سال (اعتراض)

[ دوره 15 منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین های سال) - سال 1379 ]

.................................................................

>>  برنده دیپلم افتخار بهترین موسیقی متن (از کرخه تا راین)

[ دوره 11 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1371 ]

.................................................................

>>  برنده دیپلم افتخار بهترین موسیقی متن (راز خنجر)

[ دوره 11 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1371 ]

.................................................................

>>  کاندید لوح زرین بهترین موسیقی متن (ترن)

[ دوره 6 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1366 ]

.................................................................

>>  کاندید سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن (دوئل)

[ دوره 22 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1382 ]

.................................................................

>>  کاندید تندیس زرین بهترین موسیقی متن (دوئل)

[ دوره 9 جشن خانه سینما (مسابقه) - سال 1384 ]

.................................................................

>>  2 - دومین موسیقی سال (دوئل)

[ دوره 19 منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین های سال) - سال 1383 ]

.................................................................

>>  برنده سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن (بای سیکل ران)

[ دوره 7 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1367 ]

.................................................................

>>  کاندید سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن (نون و گلدون)

[ دوره 14 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1374 ]

.................................................................

>>  برنده سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن (آژانس شیشه ای)

[ دوره 16 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1376 ]

.................................................................

>>  کاندید سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن (راه افتخار)

[ دوره 13 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1373 ]

.................................................................

>>  برنده سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن (روز واقعه)

[ دوره 13 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1373 ]

.................................................................

>>  کاندید تندیس زرین بهترین موسیقی متن (عروس افغان)

[ دوره 8 جشن خانه سینما (مسابقه) - سال 1383 ]

.................................................................

>>  برنده تندیس زرین بهترین موسیقی متن (نورا)

[ دوره 6 جشن خانه سینما (مسابقه) - سال 1381 ]

.................................................................

 

با سپاس فراوان از سايت سينماي ايران

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 11:11  توسط مهدي   | 

مطالب قدیمی‌تر