تبليغاتX
موسيقي ايراني / تنبور شمس

مراحل ساخت تنبور

 

اجزای تنبور

 تهیه چوب مناسب : 

برای ساخت هر سازی باید ابتدا چوب مناسب را فراهم کرد . کاسه ی تنبور مانند کاسه تار سه تار از چوب توت ساخته میشود. بهترین موقع برای تهیه چوب توت فصل پاییز است چون درختان در خوابند و فاقد برگ و میوه اند. درخت خشک برای ساختن ساز مناسب نیست.


ابتدا تنه درخت با رگه های مناسب را تهیه میکنیم و آنرا به چوب بُری می بریم و در آنجا تنه را به الوار یا قامه با ابعادی که برای ترک یا پیشانی لازم داریم تبدیل می کنیم سپس قامه ها را با ضخامت چند میلیمتر میبُریم و آنها را در سایه خشک میکنیم.

هر چه از عمر چوب خشک شده بیشتر گذشته باشد سازی که از آن چوب ساخته میشود مرغوب تر خواهد شد. لازم به یاد آوری است که چوب توت سَمی است وموریانه و بید آنرا نمی خورند.

 کاسه :

گاهی کاسه تنبور را از یک چوب یک تکه می سازیم یعنی داخل چوب را با مقار و تیشه خالی می کنیم وبیرون آنرا هم شکل میدهیم و گاهی کاسه تنبور از چند تکه تخته که دور قالب خم شده و شکل گرفته اند ساخته میشود که (ترکه ای ) نام دارد.


برای ساختن کاسه ی یک تکه چوب بیشتری مصرف می شود یعنی تمام داخل و خارج کاسه دور ریخته می شود در ضمن آماده کردن کاسه یک تکه با ضخامت مساوی کاری بسیارظریف و دشوار میباشد. یکی اززیباترین تنبورهای یک تکه تنبورهای ساخت استاد اسدالله گهواره است که در عین سادگی بسیار خوش صدا می باشد . کاسه های گهواره به شکل کشکول است.

وقتی چوبها خشک و آماده شدند ساخت کاسه را شروع می کنیم.

کاسه تنبور از سه قسمت تشکیل می شود :


۱) پیشانی که سطح بالای کاسه را تشکیل میدهد وصفحه روی آن قرار می گیردو تَرک ها به زیر آن می چسبند و کاسه را کامل می کنند.
 ۲) ترک ها که معمولا هفت یا نه یا یازده عدد می باشند 
 ۳) گلویی که تکه چوبیست که رابط کاسه و دسته ساز است

برای ساختن پیشانی دو تکه تخته احتیاج داریم به ضخامت سه میلیمتر و به شکل مثلث قایم الاضلاع که ضلع کوچک آن ده سانتیمتر وضلع عمود بر آن چهل و شش سانتیمتر است.

بعد از بریدن و آماده کردن پیشانی آنها را حدود یک ربع می جوشانیم تا نرم شوند.حالا دو قطعه پیشانی را دور قالب فلزی می بندیم وحرارت میدهیم تا خشک شوند .بعد از سرد شدن پیشانی ها خم شده و شکل گرفته می مانند. حالا میتوانیم آنها را از دور قالب باز کنیم.دیگر آنها تغییر شکل نمی دهند.

 

هر سازنده ساز میتواند قالب و الگویی مخصوص خود داشته باشد یا از الگوی دیگران استفاده کند.

وقتی پیشانی ها خشک شدند آنها را از دور قالب باز میکنیم .آنها دیگر تغییر شکل نمی دهند و برای همیشه داسی شکل می ماند.

حالا به ضلع کوچک پیشانی ها چسب چوب زده و آنها را به هم می چسبانیم . با یک تکه چوب رابط محل چسب را تقویت می کنیم وحالا پیشانی و رابط را بوسیله پیچ دستی پرس می کنیم و منتظر می مانیم تا چسب کاملا خشک شود.

حالا میتوانیم پیچ دستی را باز کنیم

 

در این مرحله قسمت جلو پیشانی ها را به دو طرف گلویی می چسبانیم و محکم پرس می کنیم تا خشک شود. چنانچه قبلا اشاره شد گلویی محل اتصال دسته به کاسه می باشد. حالا قسمت بالای کاسه یعنی جایی که صفحه به کاسه وصل می شود خود را نشان میدهد.

سومین قسمت تشکیل دهنده کاسه تَرک می باشد. اگر به قسمت زیرین پیشانی تعداد هفت یا نه یا یازده عدد ترک بچسبانیم کاسه کامل میشود .هرچه تعداد ترکها بیشتر باشد کاسه گرد تر می شود .

میتوان ترک ها را یک در میان از دو چوب متفاوت استفاده کرد تا کاسه تنبور زیباتر شود .مثلا چوب توت و گردو یا شمشاد (سفید) و فوفل(قهوه ای) و البته تناسب طنین و زنگ در سازهایی که با چوب توت ساخته می شوند بیشتر است.به علاوه نوع چوب و ریز و درشت بودن و یکدست بودن رگه های چوب در نوع صدا دهی ساز موثر است.

 

تَرک های تنبور از تخته های با طول 46 سانتیمتر و عرض 6 سانتیمتر درست میشوند .برای بهتر وصل کردن آنها به یکدیگر قبل از خم کردن آنها را دوکی میکنیم یعنی قسمت جلو و عقب تخته ها را از عرض کم میکنیم .تخته ها را حدود یک ربع می جوشانیم و وقتی که نرم شدند آنها را دور قالب میبندیم تا خم شوند و پس از خنک و خشک شدن آنها را باز و پس از جاسازی و آماده کردن یکی یکی به پیشانیها می چسبانیم و بعد از محکم شدن چسب دو تا ترک دیگر می چسبانیم وبه این ترتیب ادامه میدهیم تا آخرین ترک را که بچسبانیم کاسه کامل می شود.

کاسه بعد از خشک و محکم شدن چسب آماده دسته شدن می باشد .

 دسته :

دسته تنبور مانند تار و سه تار معمولا از جنس چوب گردو می باشد زیرا چوب گردو محکم و زیباست . معمولا طول دسته تنبور تا شیطانک برابرست با طول کاسه .طول کاسه تنبور از 38 تا 40 سانتیمتر متغیرست .علاوه بر40 سانتیمتر دسته 4 سانتیمتر برای زبانه یعنی محل اتصال به کاسه و 12  سانتیمتر برای پنجه یعنی جای گوشی ها در نظر می گیریم.

 اتصال دسته و کاسه :

حالا نوبت وصل دسته و کاسه تنبور رسیده . اشاره کرده بودم که بهترین چوب برای دسته تنبور چوب گردوست. دسته ای به طول شصت و یک و عرض و ارتفاع سه و نیم سانتیمتر آماده می کنیم .ابتدا روی دسته را رَنده می زنیم تا هم سطح شود بعد در پایین دسته به طول سه یا چهار سانتیمتر زبانه می کنیم یعنی از عرض دسته کم می کنیم حالا به همان اندازه روی گلویی کاسه را خالی میکنیم.بعد از چسب زدن آنها را با پیچ دستی محکم می فشاریم تا چسب خشک شود .دوسط دسته باید در امتداد وسط کاسه  باشد و سطح روی دسته دو میلیمتر بالاتر از کاسه وصل می شود برای جاسازی صفحه.

 صفحه :

حالا میتوانیم ساز را صفحه کنیم ابتدا کاسه را از طرف لبه روی تخته ای از جنس چوب توت می گذاریم و با مداد دور آن خط می کشیم .بعد از جای خط کشی دور صفحه را می بریم .حالا آنرا با چسب چوب به کاسه می چسبانیم و با گیره یا کش یا ریسمان محکم می بندیم تا چسب خشک شود.حالا میتوانیم صفحه را رنده بزنیم تا به اندازه مناسب نازک شود .دسته را اول با صفحه هم سطح می کنیم بعد بصورت کنیک در میاوریم یعنی قطر بالای دسته را از پایین آن کمتر می کنیم.

 شیطانک و گوشی :

بالای دسته در اندازه ای برابر طول کاسه شیطانک می گذاریم و بعد از شیطانک جای سه گوشی را با مته شش یا هفت سوراخ می زنیم (دو گوشی روی دسته و سومی را در بغل دسته وبین دو گوشی بالایی).در کنار دسته شیاری برای پرده بندی می اندازیم.

 سیمگیر و لاک زدن :

بعد از سمباده زدن و پرداخت ساز و جاسازی سیمگیر در پشت کاسه  ساز را با چند دست لاک الکل براق می کنیم.

 پرده بندی و نصب سیم :

بعد از خشک شدن لاکها با بستن ۱۳ یا ۱۴ عدد پرده جای نت ها را معین میکنیم . حالا سه عدد سیم به سیمگیر وصل کرده از روی خرک و شیطانک گذرانده به گوشی ها وصل میکنیم .دیگر ساز آماده است تا نوای دوستی را به گوش جان اهل دلی نجوا کند .

 

با سپاس فراوان از جناب محمدرضا عبادی برای در اختیار گذاشتن این مطلب

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 18:16  توسط مهدي   | 

ساز شناسی (بربط)

ساز شناسی (بربط)

                                            

 

 

 

بَربَط یا عود سازی زهی است که در خاورمیانه و کشورهای عربی رایج است و از قدیمی‌ترین سازهای شرقی و ایرانی به شمار می‌رود.این ساز در حقیقت‌ نوعی‌ سمبل‌ تاریخی‌ برای‌ سازهای‌ ایرانی‌ است.

 

 

 

 

]تاریخچهٔ بربط [

 

از آن‌جا پیشینه‌ٔ این ساز به ۱۹۷۰ سال پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد، می‌توان آن را از اصیل‌ترین سازهای موسیقی ایران زمین به شمار آورد. آثار باستانی میان‌رودان متعلق به هزارهٔ دوم پیش از میلاد، نگارهٔ مردی ایستاده را نشان می‌دهد که به نواختن بربط مشغول است.

 

 

در حقیقت‌ سومری‌های‌ باستان‌ نخستین مردمی‌ هستند که‌ در آثار به‌ جای‌ مانده‌ از آن‌ها ردپایی‌ از این‌ ساز در دیده می‌شود. ساز عود در ایران‌ پیش از اسلام‌ به‌ نام‌ بربط‌ شناخته‌ می‌شد و پس از سومری‌ها و در دوران هخامنشیان رواج داشته است. این ساز در عهد ساسانی بیش از همه ادوار متداول بوده است.

 

 

گویا در اوایل اسلام به کشورهای عربی راه یافته و جانشین سازی به نام «مزهر» شده ‌است. بر پایهٔ بعضی از اسناد «ابن سریح ایرانی نژاد» نخستین کسی است که در عربستان و در قرن اول هجری عود فارسی یا بربط را نواخته و نوازندگی آن را آموزش داده‌است. الاغانی می‌گوید:آشنایی او با عود از آنجا شروع شد که «عبدالله ابن زبیر» جمعی از ایرانیان را به مکه دعوت کرده بود تا خانهٔ کعبه را تعمیر کنند. دیوارگران ایرانی عود می‌زدند و اهل مکه از ساز و موسیقی ایشان لذت می‌برند و آن را تحسین می‌کردند، ابن سریح پس به عود زدن پرداخت و در این صنعت سرآمد هنرمندان زمان گشت.

 

 

 

 

 

 

]و اما عود[

 

چون سطح ساز بربط از چوب پوشیده شده بود، اعراب آن را عود نامیدند.(العود در زبان عربی به معنای چوب است)

 

 

بربط امروزه نقش بسیار کمتری در موسیقی ایرانی دارد. عود عربی بر خلاف بربط ایرانی از اصلی‌ترین سازهای موسیقی عربی است. این ساز پس از اینکه به اروپا برده شد، نام لوت بر آن نهادند. واژه لوت از نگارش كلمه‌ی العود به وجود آمده و به تدریج به لوت تبدیل شده است. ابن خلدون در قرن ۸ هجری قمری آن را به ترکه‌های چوبینی که انعطاف‌پذیر است معنی نموده.

 

 

خود كلمه‌ی بربط در واقع از دو كلمه‌ی "بر" و بط" ساخته شده یعنی "مانند بط" و بط به معنی مرغابی است. در كل شكل این ساز به مرغابی تشبیه شده چون سینه‌ی جلو داده و گردن كوچكی دارد.

 

 

اصولا بربط یا همان عود در اندازه‌های مختلف ساخته می‌شود که اندازه متداول و معمول همان عودهای ساخت ایران است. نمونه‌های ساخت کشورهای عربی دارای کاسه‌ای بزرگ و عودهای ترکیه کوچک و عودهای ایرانی متوسط است.

 

 

 

                           محمد فیروزی

به قسمت هایی از تکنوازی بربط , محمد فیروزی در دستگاه سه گاه توجه کنید.

 

پ.ن: برگرفته از مجموعه رسوای دل کار مشترک شجریان و پیرنیاکان

 

 

 

 

 

 

 

]انواع بربط[

 

در قدیم بربط را دو نوع به حساب می‌آوردند: یکی‌ بربط‌ با کاسه‌ٔ‌ بزرگ‌ و دسته‌ٔ کوتاه‌ و دیگر با کاسهٔ کوچک‌ اما دستهٔ‌ بزرگ. امروز به‌ اشتباه‌ ساز دسته‌ بلند را بربط‌ و ساز دسته‌ کوچک‌ را عود می‌نامند. در حالی‌ که‌ اینگونه‌ نیست‌ و براساس‌ تحقیقاتی‌ که‌ انجام‌ شده توسط استاد سیگارچی‌ هر دو عود یا همان‌ بربط‌ هستند و از یک‌ ساختمان‌ صدایی‌ برخوردارند.

 

 

 

 

 

 

]ساختار بربط[

 

شکم این ساز بسیار بزرگ و گلابی شکل و دسته آن بسیار کوتاه‌ است. به طوری که قسمت اعظم طول سیم‌ها در امتداد شکم قرار گرفته‌است. سطح رویی شکم از جنس چوب است که بر آن پنجره‌هایی مشبک ایجاد شده‌است. عود فاقد «دستان» است و خرک ساز کوتاه و تا اندازه‌ای کشیده‌است. عود دارای ده سیم یا ۵ سیم جفتی است البته در برخی مواقع استادان قالب شکنی کرده و دو یا یک سیم در قسمت پایین قبل از سیم دو به ساز اضافه می‌کنند که این سیم‌ها فا زیر کوک می‌شود. سیم‌های جفت با هم همصدا (کوک) می‌شوند و هر یک از سیم‌های دهگانه، یک گوشی مخصوص به خود دارد؛ گوشی‌ها در دو طرف جعبه گوشی (سر ساز) قرار گرفته‌اند.

 

 

عود بم‌ترین ساز بین سازهای زهی است؛ نت نویسی آن با کلید سل است که جمعا دو اکتاو است. «اکتاو» بم‌تر از نت نوشته شده حاصل می‌شود. سیم بم (سُل پائین) معمولاً نقش «واخوان» دارد و گاه این سیم جفت نیست. صدای عود به نحوی است که صدای اکتاو چهارم پیانو از راست به چپ برابری دارد و در اصل باید عود را با کلید «فا» نواخت یعنی صدای اصلی عود یک اکتاو پایین‌تر از آن است که امروز متداول شده‌است .

 

 

مضراب عود از پر مرغ (یا پر طاووس و شاه‌پر عقاب ) تهیه شده‌است و گاه نیز نوازنده با مضراب دیگری ساز را می‌نوازد. نوازنده‌های امروزی از مضراب‌های پلاستیکی استفاده می‌کنند.

 

 

صدای عود بم، نرم و در عین حال گرم و جذاب و نسبتاً قوی است. این ساز نقش تک‌نواز و هم‌نواز هر دو را به خوبی می‌تواند ایفا کند.

 

 

 به آوازی در دستگاه همایون ,بهمراهی ساز بربط  با صدای علیرضا افتخاری توجه کنید.

 

 پ.ن: برگرفته از مجموعه سرو سیمین - محمدعلی کیانی نژاد

 

 

 

 

 

]احیاء عود (عود معاصر)[

 

                    منصور نریماناکبر محسنی

 

 

با تشکیل‌ هنرستان عالی موسیقی‌ در پنجاه‌ سال‌ پیش، استادانی‌ چون‌ اکبر محسنی، قاموسی‌ و منصور نریمان‌ که‌ اکثرشان‌ سه‌تار می‌نواختند، سعی‌ کردند با تهیه‌ٔ عود و همنوایی‌ آهنگ‌های‌ پخش‌ شده‌ از رادیوهای‌ عربی، شیوه‌ صحیح‌ نواختن‌ عود را یاد بگیرند و به‌ این‌ ترتیب‌ عود در عصر معاصر دوباره‌ احیا شد.

 

 

 

 

 

]عود نوازهای‌ معروف‌ جهان‌[

 

ساز عود در یک‌صد سال‌ اخیر کاملاً در قبضه‌ٔ عرب‌ها و به‌خصوص‌ مصری‌ها بوده‌ است. از جمله‌ نوازندگان‌ معروف‌ این‌ ساز استاد منیر بشیر (عراقی) است. در کنار او می‌توان به‌ نام‌هایی‌ چون‌ استاد ریاض‌ سنباطی، فريد الاطرش، ناصر شمه‌ و انور ابراهیم‌ اشاره‌ کرد.

 

 

 

 

 

]عود نوازان‌ معروف‌ ایران‌[

 

                   حسن منوچهریعبدالوهاب شهیدی   

 

 

در ایران‌ نیز پس‌ از احیای‌ ساز عود تلاش‌های‌ مثمرثمری‌ صورت‌ گرفت. از جمله‌ٔ‌ عود نوازان‌ معروف‌ می‌توان به‌ استاد منصور نریمان، استاد حسن‌ منوچهری، استاد محمود رحمانی‌ پور، استاد اکبر محسنی‌ و عبدالوهاب‌ شهیدی‌ اشاره‌ کرد. در سال‌های‌ اخیر هم‌ که‌ استادان دیگری‌ به‌ این‌ جمع‌ اضافه‌ شدند و اکثر از کسانی‌ هستند که‌ در نواختن‌ ساز عود نوآوری‌هایی‌ داشتند، از جمله‌ این‌ افراد ارسلان‌ کامکار، غلامحسین‌ بهروزی‌ نیا، محمد فیروزی و جمال‌ جهانشاه‌ هستند. از عود نوازان معروف خطه جنوب استادانی مانندعلي محبوب ,علی میرشکال , محمد رفیع اشعری, محمد منصور وزیری از جزیره قشم و حسین وفادار از بندر عباس می باشند.

 

   به قسمت های از نوازندگی استاد حسن منوچهری در گوشه بیات راجع توجه کنید 

 

 

پ.ن: تکنوازی کوتاه وی که با حالت ضربی عربی آغاز می شود، به تدریج حال و هوایی ایرانی به خود می گیرد. با اینکه می توان گفت، نوازندگی وی تا حدودی با سبک قدیمیش تفاوت دارد، ولی هنوز دلنشین است. "چهار مضراب"

پ.ن: برگرفته از مجموعه دل شیدا . کار مشترک شهرام ناظری و فرامرز پایور

 

 

 

 

 

]عودسازان ایران[

 

محمد رفیع اشعری هم اکنون بهترین عود ساز ایران می باشدو به اعتقاد بسیاری بهترین عود نواز ایران البته عودسازانی مانندبرادران محمدی , محمد اژدری , و نریمان آبنوسی نیز در ساخت عود تبحر دارند و باعث رواج بیشتر این ساز اصالتاً ایرانی شده اند.

 

 

                                        

 

پی نوشت:

 

**در اینجا می توانید بخشی از ساز های ساخته شده توسط استاد ابراهیم قنبری مهر را مشاهده نمایید.

**در اینجا می توانید ساز های بخشی از  ساخته شده توسط استاد محمد رفیع اشعری را مشاهده نمایید.

**در اینجا می توانید بخشی از  ساز های ساخته شده توسط استاد نریمان آبنوسی را مشاهده نمایید.

**در اینجا می توانید بخشی از  ساز های ساخته شده توسط برادران محمدی را مشاهده نمایید.

منابع:

http://www.iranianoud.com

http://fa.wikipedia.org

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 3:39  توسط مهدي   | 

.::نوشته هایی درباره تنبور::.

.::نوشته هایی درباره تنبور::.

 

 

 

 

تنبور اگر نه قدیمی ترین, از قدیمی ترین ساز های ایرانی است. قلندری تکیده و لاغر و همیشه مسافر که نقش اندامش را بر تخته سنگ های سه تا پنج هزار ساله می توان جستجو  کرد. مویان, خروشان و بغض آلود. ترکیبی از خلسه و حماسه.

 

در این سفر دراز نام های بسیار یافته است, تنبور خراسانی , تنبور شیروانی, تنبور بغدادی (فاندورا در یونان و پاندورا در اروپا) و شکل های گوناگون پذیرفته است. اکنون دسته ای بلند دارد , کاسه ای کوچک مانند سه تار اما اندکی پهن تر با سه سیم و سیزده تا چهارده پرده (نیم پرده و یک پرده).

 

 

                     سید خلیل عالی نژاد    

                                                         سید خلیل عالی نژاد

 

 

 به تکنوازی تنبور با نوازندگی زنده یاد «سید خلیل عالی نژاد» توجه کنید.

 

 

امروزه در ایران به ویژه در نواحی غرب , تنبور همدم قلندران عارف است. برای اینان تنبور سازی نیست که اکنون بنوازند و کناری بگذارند تا فرصتی دیگر. حضورش همیشگی است و همه جایی , زبانِ اهل دل است و راز و نیاز و عبادت , بر صدرش می نشانند , حرمتش می گذارند , پیش از نواختن دستش را می بوسند و به جانش سوگند می خورند.

 

 

 به مقام «جلو شاهی» با نوازندگی تنبور, علیرضا فیض و دف, حافظ ناظری توجه کنید.

 

تنبور نوازان می دانند که چیره دستی در این ساز گذشته از اهلیت و همدمی با طبیعت دیرین این ساز , نیازمند شاگردی بسیار در محضر استادان و تمرین های فراوان دراز مدت است . در این باره  مَثَلی است که گفته اند در چهل سالگی تنبور می آموزد و در گور استاد می شود.

 

 

                         حافظ و شهرام ناظری

 

به تصنیف "شور درد" (آی ئازیزم) , با صدای شهرام ناظری توجه کنید.

 

                                                       

آلبوم : آواز اساطیر

آهنگ و آواز : شهرام ناظری

تنبور : علیرضا فیض بشی پور

دف و دهل : حافظ ناظری

شعر : برگرفته از شاهنامه کردی

 

 

در زمان معاصر, این ساز در دو ناحیه ي ایران , یکی خراسان و دیگری غرب (منطقه کردنشین) رایج می باشد. در غرب ایران بدلیل کیفیت درخشان , کم نظیر و بازتاب و انعکاس و انتقال بیان روحی نوازندگآن به شنونده, قرن های متوالی است که سوخته دلان و سالکانِ وادی عشق, این ساز را داختیار تزکیه , عبادت و حالات درونی خویش گرفته اند و به این ساز جنبه معنویت ویژه ای بخشیده اند.

 

به گروه نوازی تنبور و دف با اجرای گروه تنبور شمس توجه کنید.

 

                                                     

*سرپرست گروه: کیخسرو پورناظری

 

 

 

.:: تنبور در دایرةالمعارف ها و کتاب های تاریخی ::.

 

 

   تنبور سازیست شرقی از خانواده عود که دارای دسته ای بلند و دو یا سه سیم می باشد و با ضربه انگشتان به صدا در می آید. سپس توضیح می دهد که در قدیم دو نوع تنبور وجود داشته است , نوع اول دارای کاسه ای گلابی شکل که بیشتر در نواحی ایران و سوریه رواج داشته است و از طریق ترکیه و یونان به اروپا راه یافته است و نوع دوم دارای کاسه ای بیضی شکل بوده که در مصر بیشتر رواج داشته است. در حجاری آشور, سازی شبیه تنبور مشاهده می شود که در نینوا, پایتخت آشور به عمل آمده است با تعداد زیادی از ساز های معمول در سه هزار سال پیش, كه بدست نوازندگان بر تخته سنگ ها نقش شده است.

دایرةالمعارف بریتانیا

 

 

   تنبور, مساوی دنبره پهلوی , یکی از آلت های موسیقی ذوات الاوتار ( دارای دو وتر یا رشته) که دسته ای دراز و کاسه ای کوچک مانند سه تار دارد.

 نقل از جلد اول فرهنگ معین, صفحه 1147

 

 

   تنبور سازی زهی مضرابی با دسته ای بلند و بیضی شکل شبیه به سه تار , سازی بسیار قدیمی است که در مصر آشور و ایران باستان وجود داشته است.

 

نقل از دایرةالمعارف فارسی, جلد دو , تالیف مرحوم غلامحسین مصاحب, صفحه 163

 

 

   یولیوس پولوکس (صد و هشتاد و سه , بعد از میلاد مسیح), فیلسوف یونانی می گوید: آشوری ها تنبور ِ دارای سه سیم را پاندورا (Pandura) می خوانندند و یونانیان این نام را بصورت «فاندورا» اقتباس می کردند که بصورت "پاندورا" وارد زبان های اروپایی گردید. تار و سه تار از انواع تنبور محسوب می شوند.

 

فرهنگ لغات دهخدا

 

 

   « ارتور کریستین سن » در کتاب ایران در زمان ساسانیان , کویه مسعودی تام آلات موسیقی ایران را چنین آورده است:  عود (بربط) , نای , تنبور , مزمار, چنگ و می گوید : مردم خراسان بیشتر آلتی را بکار بردند که هفت تار داشت و آنرا زَنگ (zang) می خواندند, اما مردم ِ ری , طبرستان و دیلم تنبور را دوست تر داشند و این ساز نزد همه فرس مقدم بر سایر ساز ها بود.

 

تاریخ مسعودی

 

 

   در آناتولی, قومی از ریشه آریایی ها می زیسته اند به نام هیتیت (Hitit) که تنبور در بین آنها رایج بوده است. نقش هایی از تنبور بر روی سنگ, متعلق به این قوم (پنج هراز سال پیش) بدست آمده است که تنبور در این تصاویر دارای دسته ای بلند و دو سیم با کاسه ای کوچک که سطح آن از پوست تشکیل شده است به تصویر کشیده شده است و نوازندگان به سبک عاشق ها می خواندند و می نواختند. تنبور بعد ها نیز از آنجا به مصر رفته است.

جان دورینگ

 

                                                     

 

 

*پ.ن: مطالب فوق برگرفته از جلد ِ کاست , آلبوم صدای سخن عشق ,کار مشترک شهرام ناظری و گروه تنبور شمس می باشد. (با تغیرات جزئی)

 

*پ.ن:  مطلب مرتبط ( با تنبور بیشتر آشنا شویم )

 

*پ.ن: علیرضا فیض بشی پور, در بهمن ماه ۱۳۴۴ در شهر کرمانشاه بدنیا آمد. از کودکی نواختن تنبور را نزد پدرش, غلامحسین فیض بشی پور یکی از محققان و دل آگاهان آن دیار آغاز کرد و بدنبال عشقی که به کشف اسرار این ساز داشت به مکاتب دیگر استادان بزرگ راه یافت, از جمله : سید ولی حسینی , سید قاسم افضلی , سید محمود علوی , سید محمد احمدی , سید امراله شاه ابراهیمی , طاهر یار ویسی و درویش عابدین خادمی ( با بهره گیری از آثار بجا مانده). وی در این دوران به یاد گیری و جمع آوری مقام ها و نغمات کهن این ساز کوشید. در سال ۱۳۶۷ , تار و سه تار نواخت و از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۴ دوره کارشناسی موسیقی دانشکده هنر های زیبای دانشگاه تهران را با ساز تخصصی تار گذراند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 8:27  توسط مهدي   | 

معرفی ساز (تنبور)

تنبور

 

تنبور يكى از پرطرفدارترين و پرمخاطب ترين سازهاى موسيقى نواحى ايران است.جذابيت اين ساز، به دليل ماهيت اجراى مقام ها و جنبه عرفانى و معنوى به تدريج پارا از دايره ايران فراتر برده و در اروپا و آمريكا نيز، به اين ساز و اجراى آن توجه و رويكرد فراوان شده است.

ساز تنبور متعلق به موسيقى يارسان و حوزه اصلى رواج آن كرمانشاه و دو منطقه صحنه و گوران است.
موسيقى اجراشده به وسيله اين ساز شامل مقام هاى حقانى و كلام هاى مذهبى، مقام هاى باستانى و سرانجام مقام هاى مجلسى و مجازى است.

این ساز (تنبور) قديمي ترين ساز مضرابي و مقيد ايراني است كه با توجه به نقوش سنگي به جا مانده، حكايت از قدمتي چند هزار ساله دارد.

نخستين مكتوب و مستند مربوط به آن، كتاب موسيقي الكبير ابونصر فارابي است. فيلسوف، دانشمند و موسيقيدان عصر سامانيان با دقتي تحسين برانگيز تمام زيروبم اين ساز را كاويده و در بخش سازشناسي كتابش، برايمان به يادگار نهاده است. او به ضرورت زمان خويش، كتاب را به زبان عربي نوشت تا سرانجام فرزندان خلفش پس از هزار سال به فارسي برگرداندند!

فارابي در موسيقي الكبير از دو نمونه تنبور مهم و رايج زمانه خويش نام مي برد. نخست تنبور بغدادي با كاسه اي كوچك و ديگر از تنبور خراساني ياد مي كند. امروزه تنبور خراساني با همان ويژگي هاي مكتوب فارابي يافت مي شود، چه از حيث ابعاد و اندازه ها و چه از نظر پرده بندي، اما تكليف تنبور بغدادي به درستي برايمان روشن نيست. شايد تنبور رايج در غرب ايران (كرمانشاه) با كاسه اي كوچكتر از نوع خراساني بازمانده همان تنبور بغداد باشد.

تنبور خراساني امروزه ديگر بدين نام خوانده نمي شود. بنابر ظاهر ساده و بي تكلفش، آن را دوتار مي نامند زيرا تنها از دو عدد تار (سيم) بهره مي برد. همچنين تنبور كرمانشاه را دوتار نمي خوانند. گويا به دليل تضاد اين عنوان با وضع موجود آن باشد.

 تنبور امروز كرمانشاه داراي سه عدد تار (سيم) است. دوتار خراسان هم با دو گونه متفاوت هم اينك به حيات چند هزار ساله اش ادامه مي دهد. يكي نوع مربوط به شرق خراسان و به ويژه تربت جام كه ساده ترين دوتار ايران است يعني پرده هاي روي دسته ساز فقط نه عدد است. دوتار ديگر اين خطه متعلق به شمال خراسان با مركزيت قوچان، شيروان و بجنورد است.

 در لغت نامه دهخدا در خصوص طنبار، طنبور و طنبوره و .... چنين آمده است:
طنبار معرب طنبور سازي است معروف.
طنبور يكي از آلات ذوات الاوتار است.

قسمتي از آن را شش تا گويند كه شش تار دارد و قسمتي ديگر را سه تا كه سه تار دارد. در قديم دو وتر بر آن بوده و امروز تا شش متر بر آن كنند

ساز ديگري در ايران بنام طنبور يا تنبور سابقه قديم دارد، اين ساز دو سيم داشته و مضرابي بوده كه با انگشتان دست راست نواخته مي شود، و هم اكنون در كردستان معمول است.
شكل طنبور همه جا در نقاشي هاي قديم بخصوص در مينياتورها ديده مي شود و كاسه آن از چوب است و دهانه آن هم پوست ندارد، مثل سه تار ولي كاسه اش بزرگتر است به شكل يك نصفه خربزه.

تنبور داراي شكمي گلابي و دسته اي دراز است كه بر روي آن از 10 تا 15 پرده بسته مي شود. رويه جلويي شكم چوبي است. دسته اين ساز مانند سه تار، بر سر ساز متصل است و سر در حقيقت، ادامه دسته است كه بر روي سطوح جلويي و جانبي آن، هر يك دو گوشي كار گذارده شده كه سيم ها به دور آنها پيچيده مي شوند. سيمهاي تنبور 4 عدد و معمولاً به فاصله هاي مختلف كوك مي شده است. اين ساز معمولاً بدون مضراب و با انگشت نواخته مي شود.

چنانكه در تاريخ موسيقي ايراني نوشته شده در قديم سازي به نام تنبور وجود داشته و از آن انواع مختلفي ذكر كرده اند. مثلاً گفته شده كه فارابي تئوري دان مشهور موسيقي ايران، تنبور بغدادي و تنبور خراسان را دستان بندي كرده است.

 به قسمتی از گروه نوازی تنبور و دف توجه کنید.


پ.ن: بر گرفته از آلبوم «مطرب مهتاب رو» ، کار مشترک شهرام ناظری و گروه تنبور شمس.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 7:32  توسط مهدي   | 

سلاّنهِ

 سلاّنهِ

يكي از سازهاي زيبايي كه در دوران ما توسط  "آقاي سيامك افشاري" و با راهنمايي هاي "استاد حسين عليزاده" ابداع شده است ساز "سلاّنهِ" مي باشد. كه از صداي پخته و دلنشيني برخوردار است.

البته بنده نتوانستم اطلاعات زيادي درباره جزييات اين ساز بدست بياورم و به توضيحات اين دو عزيز كه كه در جلد كاست گنجانده شده بود بسنده كردم.بنابراين از شما عزيزاني كه اطلاعاتي بيشتري درباره اين ساز داريد خواهشمندم ما را از اين اطلاعات بي نسيب نگذاريد. 

سازهاي زهي مضرابي داراي کاسه ي طنين ، از لحاظ ساز شناسي ، غالبأ به دو رده ي اصلي دسته بلند و دسته کوتاه تقسيم مي شوند بربط و عود از نمونه هاي دسته کوتاه و تنبور و دوتار و سه تار از نمونه هاي دسته بلند سازهاي اين خانواده محسوب مي شوند. اين ساز ها بسيار قديمي اند آنچنان كه ردپاي آنها را تا ايران باستان مي توان جستجو كرد.

علاوه بر بربط كه ساز زهي مضرابي است و داراي كاسه طنين نسبتاً بزرگ ودسته اي كوچك است و يكي از ساز هاي باستاني و اصيل ايران محسوب مي شود و مي توان نام و تصويرش را از آثار بازمانده از دوران باستاني تاريخ ايران مشاهده كرد انواع مختلفي از سازهاي خانواده تنبور نيز در ايران از دوران باستان تا كنون رواج داشته اند.

ساز "سلاّنهِ" با الهام از تصاويري از يك نمونه ساز زهي مضرابي دسته بلند كه در اصل داراي سه سيم و سه گوشي بوده است در راستاي كنكاشي براي جستجوي صدايي گمشده ساخته شده است.

ساز مذكو(سلاّنهِ) همچنين در قرون 16 و 17 ميلادي در ايتاليا مقارن با دوران رنسانس تحت عناويني همچون "گلاسيكن" (Classikon) رواج داشته كه ظاهراً بر اساس نمونه هاي شرقي همين ساز(سلاّنهِ) شكل گرفته بوده است.

كوشش در جهت احياي چنين سازي به گونه اي كاملاً تجربي محملي شد. براي جامه عمل پوشاندن به اهداف، خواست ها و تاملاتي نظير :

۱) استفاده از واخوان ها جهت تقويت هارمونيك ها و حجم تنوع بخشيدن به رنگ آميزي صدا

2) امكان دست يابي به صدا هاي بم تر (از طريق اضافه كردن سيم هاي اصلي) به صورتي كه جنس و    رنگ و حالت صداي ايراني بماند.

نكات قابل توجه در ساخت و طراحي فيزيك اين ساز عبارتند از :

 1) تغيير تكيه گاه و محل عبور سيم ها و واخوان ها

 2) استفاده از گوشي هاي واخوان ها در انتهاي كاسه

 3) طراحي پنجه و غيره ...

 كوشش در جهت نيل به اهداف فوق ساز "سلاّنه" را به با آورد.

   سيامك افشاري

آنچه که از موسيقي ايران از قرن گذشته بصورت آثار صوتي باقي مانده در هيچ يک از آنها از سازهايي با وسعت و فرکانس هاي بم استفاده نشده است . حتي سازي مانند بربط ( عود ) که ريشه و اصل و نسب آن ايراني است در آثار ذکر شده مورد استفاده قرار نگرفته است.

استفاده از سازهاي سنتي در موسيقي دستگاهي در سالهاي متمادي چه در تکنوازي و چه در همنوازي ، رنگ و صداهاي يکنواختي ايجاد کرده که حتي اگر آثاري جديد به وسيله ي اين سازها اجرا شود به علت رنگها و وسعت محدود آنها تکراري جلوه مي کند .

جاي آن دارد با ريشه يابي از صداها و سازهاي قديمي ايران سازهايي ساخته و يا احياء شوند که موسيقي ايراني را با رنگ و وسعت بيشتر غنا بخشيده تا راه براي ايجاد ذوق و ابتکار موسيقي دانان هموار شود. بديهي است كه "سلاّنهِ" تجربه ايست كه نياز به سير مسير تكامل و تعمق و تامل بيشتري نياز دارد.

استاد حسين عليزاده

لازم به ذكر است كه استاد عليزاده آلبومي با همين نام يعني "سلاّنهِ" دارد كه شنيدن آن خالي از لطف نيست.اين آلبوم شامل قطعات زير ميباشد:

۱.مهتاب (اصفهان )

۲.پگاه ( سه گاه )

۳.آفتاب ( بيات کرد )

۴.شامگاه ( افشاري )

 --------------------------------------

پ.ن: لینک مطلب

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 13:55  توسط مهدي   |