تبليغاتX
موسيقي ايراني / تنبور شمس

گفتگو با محمدرضا عبادی در مراسم بزرگداشت استاد عشقی

 

محمدرضا عبادی / سازنده سه تار

محمدرضا عبادی / سازنده سه تار

 

 

 آقاي عبادي چند سال است که به سازسازي مشغول هستيد؟


 بیست سالي است که مشغول ساختن ساز هستم. از استاد فرمان مرادي آموختم و براي ظرايف تارسازي و آشنايي با «استاد يحيي» چند سالي است که در خدمت استاد يوسف پوريا درس مي گيرم و حدود 50 سال است که در شميران زندگي مي کنم و ساز مي سازم.


 شيوه سازسازي شما چيست؟


 شيوه و الگوي سازسازي من همان شيوه استاد عشقي است، در قالب کتابي، دره، پوستي، کاسه بزرگ عشقي را مي سازم، با همان سادگي ظاهر و کمال باطن. از همان شروع سازسازي و قبل از آن سه تارنوازي را شروع کردم و هميشه صداي سه تار استاد احمد عبادي بزرگ را در گوش دارم و به دنبال همان صدا در سازسازي خودم مي گردم.


 آقاي عبادي ساز عشقي چه قابليت هايي داشت؟


 تحکيم کاسه سه تار، تحدب صفحه و خوش دست بودن دسته, همه از ويژگي هاي ساز استاد عشقي است. بالانس صدادهي در اکتاوهاي زير و بم، خوش صدايي تک سيم ها و قابليت مضراب خوري در فرم هاي مختلف و کوک هاي مختلف از ويژگي هاي سه تار عشقي است. سه تار عشقي در تمام کوک ها خوش مي خواند.


 آقاي عبادي لطفاً بفرماييد چرا براي مرحوم عشقي مراسم يادبود گرفتيد؟


 چون من سه تارسازي را نزد استاد فرمان مرادي آموختم و ايشان هم از استاد عشقي. در حقيقت من هم به نوعي شاگردي مرحوم عشقي را کردم و سازسازي من و استاد عبادي هم به شيوه مرحوم عشقي است. مرحوم عشقي بزرگ ترين و مشهورترين سه تارساز معاصر بودند. حتي استاد عبادي هميشه با سه تار مرحوم عشقي مي نواختند. در واقع بيش از 99 درصد از آنچه از ايشان مي شنويم با سه تار عشقي است. مرحوم عشقي يک سازنده معمولي نبودند. ايشان مردي درويش مسلک بوده و اصلاً اهل تجملات نبودند. تمام زندگي مرحوم عشقي خلاصه شده بود در يک کارگاه 10 متري آن هم بدون هيچ نوع امکانات آب، برق و... و در همان جا هم زندگي و کار مي کردند. بعد از فوت آن مرحوم کسي برايش قلم نزد و حتي درباره اش صحبتي نکرد در حالي که واقعاً جاي تاسف و افسوس است که چنين هنرمندي به غبار فراموشي سپرده شود. بنابراين تنها دليل گرفتن يادبود براي استاد عشقي، فراموش نشدن ايشان بود.


 مراسم يادبود چه زماني برگزار شد و در اين مراسم چه برنامه هايي اجرا شد؟


 اين مراسم در تاريخ 22/5/86 در خانه هنرمندان برگزار شد. البته خانه هنرمندان با بنده همکاري کردند و دو سالن اجرا و سينما و نمايشگاه را در اختيارم قرار دادند. بنده 11 عدد از سازهاي عشقي در الگوهاي کتابي، کوچک، بزرگ، پوستي و شش سيم را به امانت گرفتم و واقعاً از امانت دهندگان مهربان کمال تشکر را دارم، به علاوه از روي الگوي بزرگ عشقي قالبي را ساختم و 11 عدد سه تار شبيه سه تار عشقي را آماده کردم و غير از آن، 11 عدد سه تار ديگر در الگوها و شکل هاي مختلف سه تاري که کاسه آن از لاک پشت درست شده بود و سه تار سبزرنگ و پوسته کاري براي تنوع ديد تماشاگران ارائه کرديم و همچنين نمايشگاه عکس هاي استاد عشقي را تدارک ديدم.
در سالن کنفرانس بعد از مقدمه آقايان مرادي و ستايشگر درباره ابعاد مختلف زندگي و هنر استاد عشقي صحبت کردند و سپس آقاي بهنام واداني با سه تار عشقي تک نوازي کرد و بنده هم غزلي را که براي استاد عشقي سروده بودم با ايشان دکلمه کردم. بخشي از برنامه اختصاص پيدا کرد به نمايش فيلمي از کارگاه و زندگي عشقي از زبان خودش و واقعاً مورد استقبال قرار گرفت. البته حضور استاد پرويز مشکاتيان باعث رونق اين بزرگداشت شده بود و از همکاري همه دست اندرکاران خانه هنرمندان و از همدلي و دوستي صميمانه آقاي فرمان مرادي و احمد ناظمي کمال تشکر را دارم.

 آقاي عبادي، عشقي نام اصلي ايشان بود يا اسم مستعار هنري آن مرحوم؟


 عشقي نام مستعار هنري مرحوم بود. نام اصلي ايشان محمد نوايي است. مرحوم عشقي از سه تارسازان معاصر ايران بود که از 13 سالگي فراگيري سه تارسازي را نزد استاد مشهور سيدجلال آغاز کرد و به دليل درويش مسلک بودنش به او لقب عشقي دادند.


 شما به عنوان يک استاد سازنده ساز، درباره جايگاه ساز عشقي بين سازهاي سازندگان قديم و جديد چه نظري داريد؟


 ببينيد هر شيوه نوازندگي، ساز مخصوص خودش را مي خواهد مثلاً شيوه نوازندگي قديم شلوغ بود، استاد عبادي سبک شان را روي تک سيم ها و شمرده ساز زدن پياده کردند و اين ابداع ايشان بود. به همين دليل آن شيوه نوازندگي ساز مخصوص خودش را مي خواهد که ساز عشقي جواب داده است.


 از بين نوازندگاني که از سازهاي مرحوم عشقي استفاده کردند مي توانيد چند نفر را نام ببريد؟


 از آقاي کسايي که نوازنده ني هستند و کلکسيوني از سه تارهاي عشقي را دارند و آقاي دکتر صفوت و کساني که تقريباً به نوعي از روش استاد عبادي و ساز عشقي استفاده مي کردند مي توان نام برد همچنين آقاي ذوالفنون و آقاي هاشمي که جزء سازسازهاي برجسته ايراني بودند و متاسفانه خيلي زود از دنيا رفتند. آقاي عشقي در زماني که دکتر صفوت سرپرست مرکز حفظ و اشاعه بودند از سال 41 به استخدام مرکز درآمدند و به عنوان سرپرست کارگاه سازسازي حفظ و اشاعه با حقوق 1200 تومان استخدام شدند.

 

 آيا سازندگان و نوازندگاني را سراغ داريد که در آلبوم و اجراهاي خاصي از سازهاي عشقي استفاده کرده باشند؟

 بله، چکاوک استاد عبادي با اين ساز نواخته شد و تقريباً تمام کارهاي استاد با ساز عشقي بوده است.


 در تقسيم بندي ساز سه تار، دو نوع ساز بيشتر جلوه گر است؛ سه تار ريز و بم. مرحوم عشقي بيشتر به ساخت کدام ساز گرايش داشتند؟


 ببينيد يکي از ويژگي هاي ساز عشقي اين بود که زنگ ساز عشقي مخصوص بود در عين حال که چون کاسه بزرگ بود طنين مخصوص هم مي داد اما چيزي که در ساز عشقي جلوه گر بود هماهنگي بود. (بالانس اکتاوهاي مختلف) ساز عشقي دلنشين بود و بيشتر گرايشش به سمت زنگ دارتر شدن بود.

 با توجه به اينکه شما عضو کانون سازسازان خانه موسيقي هستيد چه انتظاري از کانون داريد؟


 بنده سازنده ساز هستم و مسووليت من هم همين است. از خانه موسيقي انتظار داشتم که اين بزرگداشت را خودشان براي مرحوم عشقي مي گرفتند. عشقي رفت ولي نبايد بگذاريم غبار فراموشي بر ياد و خاطره اش بنشيند. برپايي اين بزرگداشت کار يک نفر نبود. اگر خانه موسيقي با من همکاري مي کرد شايد مي توانستيم سالن بزرگ تري بگيريم و پوستر اين کار را به تمام دانشگاه ها، آموزشگاه ها و فروشگاه ها ارائه دهيم. ببينيد بزرگ ترهاي موسيقي، استاد عشقي را مي شناسند. من دوست داشتم جوان ترها و امروزي ترها که علاقه مند به هنر موسيقي هستند عشقي را بشناسند و هدف من از اين مصاحبه همين است.


 خانه موسيقي در اجراي برنامه چقدر با شما مساعدت کردند؟


 به جز آقاي گنجه يي که از قبل اعلام کردند به دليل سفر نمي توانند حاضر شوند، همه اعضاي خانه موسيقي را دعوت کردم از جمله آقاي نوربخش و پيرنياکان که متاسفانه نيامدند. البته اکثر سازندگان ساز در اين بزرگداشت حاضر شدند و استقبال کردند.در آخر مي خواهم چند بيت از غزلي را که براي مرحوم عشقي سروده ام بگويم.

 

دولت بيدار

سازي بزن که دولت بيدارم آرزوست                رمزي بگو که محرم اسرارم آرزوســــــت

همچون سبــوي تشنه در انتظار آب                بانگ سه تار و نغمه افشارم آرزوســـــت

مضـراب باوقار عبـــــادي مــــــهربان                بر ساز عشقي آن گل بي خارم آرزوست

 

 

استاد احمد عبادی / نوازنده سه تار

استاد احمد عبادی / نوازنده سه تار

 

تکنوازی سه تار : استاد احمد عبادی

دستگاه : شور (آواز افشاری)

آلبوم : چکاوک

دریافت کنید l

تکنوازی سه تار : استاد احمد عبادی

دستگاه : همایون

آلبوم : چکاوک

دریافت کنید l

تکنوازی سه تار : استاد احمد عبادی

دستگاه : همایون (آواز بیات اصفهان)

آلبوم : چکاوک

دریافت کنید l

 

 

 پی نوشت ۱ : هنر ساز سازی جزو هنرهای والا , بسیار مهم و تاثیرگذار در موسیقی ایرانی می باشد که متاسفانه کمتر به این هنر و سازندگان ساز پرداخته شده و می شود . لذا از دوستان عزیز خواهشمندم در صورتی که سازنده سازی را در محل زندگی خود می شناسند و درباره آن هنرمند اطلاعاتی در دست دارند در اختیار این بلاگ قرار دهند تا بتوانیم در راستای معرفی هرچه بهتر این هنر والا  قدمی هرچند کوچک برداشته باشیم. / با سپاس

 پی نوشت ۲ : با استناد به صحبت های جناب محمدرضا عبادی که گفته بودند " استاد احمد عبادی " در آلبوم " چکاوک " با ساز " استاد عشقی " هنر نمایی کرده اند , سعی کردم قطعاتی را از آلبوم یاد شده برای استفاده شما عزیزان قرار دهم.

 پی نوشت ۳ : چکاوک نام یکی از گوشه های دستگاه " همایون " است.

 منبع : روزنامه اعتماد

 

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 15:40  توسط مهدي   | 

گفت‌وگو با يوسف پوريا، سازنده تار

                                 يوسف پوريا، سازنده تار

                                    یوسف پوريا، سازنده تار (متولد ۱۳۱۸ - مراغه)

 

 

از كجا مي‌آيد اين آواي دوست

 

محمود امین :

يوسف پوريا در سال 1348 يك ساز مي‌سازد و بنا به دلايلي ديگر اين كار را ادامه نمي‌دهد. چهار، پنج سال مي‌گذرد و در سال 1353 تصميم مي‌گيرد اين كار را به شكل حرفه‌اي دنبال كند. به قول خودش شاگرد غيرمستقيم استاد فقيد «يحيي» است كه به‌واسطه سليمان‌خان روح‌افزا دانش او را فرا گرفته است. مداومت و پشتكار وي سبب شد كه به‌تدريج او به يكي از بهترين تارسازهاي اين سرزمين تبديل شود كه سازهايش را استادان درجه يك بنوازند. حالا هم او افتخار مي‌كند كه نوازنده‌هاي نامي از ساز او سود مي‌برند و هم از اينكه ساز پوريا دستشان است، به خودشان مي‌بالند.

 

·       از آنجايي كه معمولاً موسيقي فراتر از ابزار اجرايي خود حركت مي‌كند، سازها و سازنده‌ها هميشه در حاشيه قرار مي‌گيرند. آيا اين اجحاف ناخواسته شما را ناراحت نمي‌كند؟


اين مساله از قديم‌الايام رايج بوده و متاسفانه سازنده ساز را به چشم يك صنعتگر نگاه مي‌كنند. بعضي هم فكر مي‌كنند چون ساز از چوب ساخته مي‌شود، سازسازي نجاري است و اين طرز تفكر يك فاجعه است. نجاري اغلب يك صنعت محسوب مي‌شود، در حالي كه سازسازي يك هنر / صنعت به‌شمار مي‌آيد. در واقع ساخت يك ساز پروسه‌اي است كه در آن هنر، تفكر و صنعت همزمان در كنار هم قرار مي‌گيرند تا يك وسيله بيان هنر به منصه‌ظهور برسد.


اين پروسه پيچيدگي‌هايي دارد كه هنوز هم پس از گذشت اين همه سال و پشت‌سر گذاشتن تجربه‌هاي مختلف نياز به آزمودن و درك و دريافت و قابليت‌هاي جديد هنر سازندگي ساز حس مي‌شود كه معتقدم راه زيادي مانده تا ايده‌هاي جديد و توانايي‌هاي سازهاي ايراني استخراج شود. متاسفانه نوازنده‌ها هنگام خريدن ساز كلي تعريف و تمجيد مي‌كنند اما وقتي كه نوبت به اجراي موسيقي و عوامل تاثيرگذار مي‌رسد، سازنده ساز را فراموش مي كنند. در حقيقت اين نگاه نادرست به‌طور كلي در جامعه موسيقي ما رايج است و كمتر توجهي به اين مقوله مي‌شود. البته به بيراهه نروم، گاهي بعضي از نوازنده‌ها در بروشور آلبوم يا كنسرت خود به سازنده سازي كه با آن هنرنمايي كرده‌اند، اشاره مي‌كنند. ازجمله كنسرت اخير حسين عليزاده كه اين اتفاق خوشايند افتاد. اميدوارم روزي برسد كه سازسازها بيشتر مورد حرمت قرار بگيرند و هنگامي كه از عوامل اجرايي يك مجموعه موسيقي ياد مي‌كنند، سازنده‌ها نيز جزو آنها باشند.

 

·       در بخشي از صحبت‌هايتان به اين موضوع اشاره كرديد كه هنوز جا دارد ما روي سازهايمان كار كنيم. اين عقيده براي يك سازنده باتجربه بسيار ستودني است. چرا پس از گذشت اين همه سال چنين عقيده‌اي داريد؟

 

بهترين الگو و قواره ساز تار در ايران را زنده‌ياد «يحيي» ساخته است و نسخه‌اي ديگر «جعفر». طبيعي است كه هر تارسازي بايد يكي از اين 2 الگو را بگيرد و سازش را بسازد اما در اين مسير ما بايد به تكامل ساز در مسيري طبيعي و درعين حال پايبند به سنت فكر كنيم. البته اين جمله بدان معنا نيست كه ما مي‌توانيم بهتر از يحيي ساز بسازيم. در واقع اگر بتوانيم مثل «يحيي» بسازيم، بهترين و زيباترين ساز را ساخته‌ايم اما با اين وجود معتقدم در طول سال‌ها مي‌توان از تجربه‌هاي مثبت استفاده كرد كه تكامل يك پديده راه خودش را برود.

 

·          آيا تغييراتي هم در شيوه ساخت يا سازمان تار ايجاد شده است؟


به هر حال با گذشت زمان تغييراتي در الگوي يحيي حاصل شد كه دلايل متعددي مي‌تواند داشته باشد چون يحيي آدمي نبوده كه به اين مقولات بي‌توجه بوده باشد. طبيعي است كه در اين سال‌ها شيوه نوازندگي و نگاه به ساز تار عوض شده و اين تغيير رويه مي‌تواند تغييراتي هم در ساز به وجود بياورد زيرا نوازندگي به ساز بستگي دارد و اگر شيوه نوازندگي عوض شود، بايد ساختمان ساز هم تغييراتي بكند.

 

·          به‌نظر مي‌رسد تغييراتي كه شما از آن صحبت مي‌كنيد، همه در راستاي تسهيل نوازندگي باشد؟


بي‌شك همين‌طور است چون ما تلاش مي‌كنيم كه با توجه به شيوه‌هاي نوازندگي معاصر سازها را طوري طراحي كنيم و بسازيم كه نوازنده به خوبي و به راحتي بتواند شيوه خودش را روي ساز پياده كند اما همه اينها در صورتي است كه ساختمان و ساختار اصلي ساز حفظ شود.

·       ساز تار در سال‌هاي اخير با تغييراتي روبه‌رو بوده است. ازجمله در قسمت سرپنجه و پرده‌ها كه شايد شكل و شمايل آن را هم تغيير داده باشد. نظرتان در اين زمينه چيست؟


اگر تغييرات ايجاد شده، علمي و در عين حال برپايه رعايت اصول باشد، بسيار نيكوست. براي مثال بايد بگويم كه من پنجه‌ها را به‌صورت يك تكه ساخته‌ام تا ساز در طول زمان اگر ضربه و آسيبي ديد، دسته از سر پنجه جدا نشود، در حالي كه در گذشته, دسته از سرپنجه جدا بود و به مرور زمان يا از هم جدا مي‌شد يا مي‌شكست، من اين كار را نكردم چون ضرورتي وجود نداشت كه بخواهم چيزي كه خود به خود متعالي و درست را به شكل ديگري پياده كنم. ما امروز دستگاه‌هايي داريم كه به راحتي روي ساز شيار مي‌دهند و دليلي ندارد با وجود اين دستگاه‌ ما دسته و سرپنجه جدا از هم بسازيم. به هر حال وقتي يكسره باشد، استقامت ساز هم بيشتر خواهد بود.

 

·          نگفتيد كه تغييرات ياد شده را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟ به‌خصوص تغييراتي كه از سوي استاد قنبري‌مهر روي تار ايجاد شد.


جناب قنبري مهر، استاد عزيز و عظيم‌الشاني است كه خصايل والاي انساني در ايشان وجود دارد و كمتر مي‌توان ديگر چنين هنرمندي به دوران ديد. ابتكاري كه ايشان روي سرپنجه تار به خرج دادند، بسيار جالب و علمي است. اين ايده واقعاً دردسر نوازنده را در كوك كردن و سيم انداختن كم مي‌كند.

 

·          اما با گذشت سال‌ها، آنچنان كه بايد و شايد با استقبال مواجه نشد؟

 

نوازنده‌هاي ما معتقدند كه شكل اين سرپنجه به تار ايراني كه يك ساز ملي است، نمي‌خورد. سرپنجه در صدادهي تاثير زيادي ندارد اما بعد از سال‌ها ديديم كه جامعه موسيقي آن را نپذيرفت.

 

·          درعرصه سازندگي ساز با 2 حوزه سفارش (دست‌ساز) و توليد انبوه (صنعتي و ماشيني) مواجه هستيم. نظرتان درباره توليد انبوه چيست؟

 

توليد انبوه، بي‌شك يكي از نيازهاي اساسي جامعه موسيقي است. طبيعي است كه ساز دست‌ساز نمي‌تواند پاسخگوي اين همه هنرجو باشد. منتها چيزي كه در اين ميان قابل توجه است، قيمت سازهاست. گاهي اوقات مشاهده مي‌شود كه يك انبوه‌ساز در ميان سازهايي كه ساخته، يك ساز خوش صدا پيدا مي‌كند و به قيمت ساز دست‌ساز مي‌فروشد. اين كار درست نيست و ارزش‌ ساز دست‌ساز يك هنرمند را پايين مي‌آورد. توليد انبوه وقتي خوب است كه ارزان به دست علاقه‌مندان برسد.


در عوض داريم كساني كه دست‌ساز كار مي‌كنند، اما سازهايشان شبيه كاريكاتور ساز است تا خود ساز. اگر انبوه سازها الگويي خوب دارند و مي‌توانند با قيمت مناسب ساز توليد كنند، بهتر است آنها به كارشان ادامه بدهند تا اينكه يك سازنده دست ساز به شكلي كاملا غيرقابل ملاحظه و با قيمتي بالا ساز توليد كند.

 

·          در همين راستا در خانه موسيقي بحثي بود كه سازندگان بتوانند با راهنمايي اساتيد، كيفيت كارشان را بالا ببرند، چه شد؟

 

بله، قرار بود از سازسازها دعوت كنيم و آنها را تعليم بدهيم و در مسير ساختن ساز بهتر آنها را ياري كنيم. اما هنوز اين تصميم به مرحله عمل نرسيده است كه اميدوارم به زودي بتوانيم به اين خواسته جامه عمل بپوشانيم.

 

·          به نظر مي‌رسد كانون ساز سازان خانه موسيقي آنچنان كه بايد و شايد نتوانسته فعاليت‌هاي كارآمدي داشته باشد، چرا؟

 

من به عنوان عضو هيات مديره اين كانون تلاش مي‌كنم كه اتفاق‌هاي تازه‌اي در اين مجموعه بيفتد. البته ساير اعضا نيز همين‌طور. به عنوان مثال در سال‌هاي گذشته فقط افرادي مي‌آمدند و فرم پر مي‌كردند و بدون اينكه تحقيق كاملي راجع به صحت ادعاهاي دوستان صورت بگيرد عضويت يا عدم عضويت صورت مي‌پذيرفت.


من پيشنهاد دارم از كساني كه علاقه‌مند عضويت در اين كانون هستند، دعوت شود تا سازهايشان را بياورند و در جلسات هفتگي به ديد ساير اعضاي هيات مديره برسانند و در مرحله بعد از كارگاه‌هاي سازسازي آنها باخبر و مطلع شويم. اين تصميم تا حدودي عملي شده است و در هر جلسه كه ما گرد هم مي‌آييم، چند نفر با ساز مي‌آيند، سازهايشان را ارزيابي مي‌كنيم و بعضا ايرادهاي سازشان را نيز گوشزد مي‌كنيم. اين موجب مي‌شود كه متقاضيان عضويت بفهمند كه كارهاي اين كانون حساب و كتاب دارد.


منتها اينكه بخواهيم قيمت ساز را ما تعيين كنيم، يك كم مشكل است. مشكل از اين جهت است كه يك سازنده فكر مي‌كند سازش بهترين ساز موجود در بازار است. مگر اينكه بيايد ايرادهاي سازش را از زبان اعضاي هيات مديره بشنود. وقتي سازنده فكر مي‌كند بهترين ساز را ساخته است، قيمت سازش را نيز خيلي بالا اعلام مي‌كند. قيمتي كه اصلا نمي‌ارزد. در هر صورت اگر مشكلي پيش آمده سعي كرديم به صورت كدخدامنشي آن را حل كنيم. عدم وجود قوه اجرايي و قانونگذاري در اين زمينه اين امكان را از ما سلب مي‌كند كه بتوانيم، متخلفان با اين عرصه برخورد كنيم. با اين وجود اين پيشنهاد را داديم كه خريداران ساز به خانه موسيقي مراجعه كنند تا ما قيمت حدودي يك ساز و محاسن و معايبش را تعيين كنيم. با وجود اينكه براي خودمان دشمن تراشي مي‌كنيم اما در تلاش هستيم در حق خريدار اجحاف صورت نگيرد.

 

                                     

 

منبع : تهران امروز

پی نوشت ۱ : یوسف پوریا دهم فروردین 1318 در شهرستان مراغه به دنیا آمد. پدرش میرزا علی اکبر حجار بود که گاهی مجسمه های سنگی می ساخت. پوریا در سن ده سالگی به همراه خانواده به تهران آمد و دیپلم خود را در رشته ریاضی در دبیرستان خوارزمی دریافت کرد ... در اینجا می توانید بیوگرافی کامل استاد پوریا را مشاهد نمایید.

 

پی نوشت ۲ : با اینکه مدت زیادی است از این مصاحبه می گذرد به جا دیدم که برای کسانی که نتوانسته آنرا مطالعه کنند  ( از جمله خودم )  آنرا در بلاگ قرار دهم.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 22:11  توسط مهدي   |