عید آمد و ...
مهدي اخوان ثالث (م.اميد)
عيد آمد و ما خانه ي خود را نتكانديم
گردي نسترديم و غباري نفشانديم
ديديم كه در* كسوت بخت آمده نوروز
از بيدلي او را ز در خانه برانديم
هر جا گذري غلغله ي شادي و شور است
ما آتش اندوه به آبي ننشانديم
آفاق پر از پيك است و پيام، ولي ما
پيكي نداديم و پيامي نرسانديم
احباب كهن را نه يكي نامه بداديم
و اصحاب جوان را نه يكي بوسه ستانديم
من دانم و غمگين دلت، اي خسته كبوتر
سالي سپري گشت و تو را ما نپرانديم
صد قافله رفتند و به مقصود رسيدند
ما اين خرك لنگ ز جويي نجهانديم
ماننده ي افسون زدگان، ره به حقيقت
بستيم، و جز افسانه بيهوده نخوانديم
از نُه خم گردون بگذشتند حريفان
مسكين من و دل درخم يك زاويه مانديم
طوفان بتكاند مگر «اميد» كه صد بار
عيد آمد و ما خانه ي خود را نتكانديم
تهران، اسفند 1343
پ.ن (از زبان اخوان ثالث) : من از دیرباز حتی در ایام کودکی نیز، همیشه از وضع ِ اداهای اینگونه مبشران سیاه چهره نوروزی- ( که در تهران مرسوم است که روی خود را سیاه می کنند و به نام "حاجی فیروز" حراره های بی مزه و لوس و مکرر می خوانند) نفرت داشته ام و يادم نمي آيد هرگز، حتي در دوران بچگي هم، از اين حال و حركات و حرف هاي تغيير نا پذير بي مزه شان خوشم آمده باشد و گمان نمي كنم از ابتدا ، جز در تهران در جاي ديگري تقليد اين بقاياي نفرت انگيز عهد توحش و برده داري مرسوم بوده باشد يا من نشنيده ام. البته نفرتم از خود اين آدم هاي بدبخت و سياه روزگار نيست كه از گرسنگي و بيچارگي در كسوت بخت خود (سياهي) مي روند و چون ديگر محروم ماندگان غارت شده ي ملك ما، به جاي تصاحب ارث و ثروت ملي خود (نفت) و ديگر دارايي هاي خويش، به آن وضع مشمئز كننده گدايي مي كنند، چون خودشان درخور ترحم اند، نه نفرت ، من از نفس اين رسم و اصل اين سنت "اسلامي – سامي" متنفرم و به هر حال مقصود از كسوت بخت اشاره به همين سیاه بازي و سياه كاري است.
مهدي اخوان ثالث متخلص به (م.اميد)
تولد: سال 1307 شمسي در شهر «طوس»، استان خراسان
هجرت به تهران: 1327
مشاغل: مديريت و تدريس در مدرسه روستا ، دبيرستان حومه. همكاري با مطبوعات، كار در دوبله فيلم هاي مستند و برخي ديگر كارهاي سينمايي كه با سخن سر و كار داشت. نويسندگي در مجله وزارت فرهنگ، نويسندگي و كار براي بعضي از برنامه هاي ادبي راديو . كار در بنياد فرهنگ ايران و ...
كتابهاي ادبي و شعري:
ارغنون: (مجموعه شعر هاي قدمايي) منتشر شده در سال 1330 شمسي و سپس در سال 1345
زمستان: منتشر شده در سال 1335- چاپ سوم در سال 1348
ازين اوستا: چاپ اول در سال 1344
پاييز در زندان: منتشر شده در سال 1348
بهترين اميد ، عاشقانه ها و كبود (مجموعه هاي منتخب)
درخت و جنگل ، پير و پسرش ( قصه اي ، نه كوتاه براي بچه ها)
نقيضه و نقيضه سازان (بحث و تحقيق ادبي)
و ...
و اما ... عیدی تنبور شمس به شما
به تصنيف فروردين با صداي «امين الله رشيدي» گوش دهيد.
آهنگساز: امين الله رشيدي
شعر: دكتر مهدي حميدي
به تصنيف نوبهار با صداي نوبهار با صداي بانو « دلكش » گوش دهيد.
آهنگساز: استاد مهدی خالدی
شاعر: اسماعیل نواب صفا
دستگاه: همایون (بیات اصفهان)
سال آفرینش اثر: ۱۳۲۷ شمسی
به قطعه اي بي كلام (دونوازي ني و دف) گوش دهيد.
پ.ن: ملودي شيرازي


