تبليغاتX
موسيقي ايراني / تنبور شمس - اساتید آواز (مکتب اصفهان)

اساتید آواز (مکتب اصفهان)

اساتید آواز ( مکتب اصفهان )

سید عبدالرحیم اصفهانی
سید عبدالرحیم اصفهانی (۱۲۳۲ - ۱۳۱۴)

 سید عبدالرحیم اصفهانی: در راس استادان آواز ایرانی قرار دارد و امروزه هر چه که از آواز اصیل ایرانی می شنویم و به جای مانده از این استاد درویش مسلک است. سید عبدالرحیم اصفهانی در سال ۱۲۳۲ خورشیدی در محله دربکوشک اصفهان به دنیا آمد. اشعار بسیاری از حفظ داشت و در خواندن آواز با اصول و تئوری موسیقی همچنان تا به امروز بی همتاست. جلال الدین همایی از نام آوران ادبیات فارسی در کتاب هنر و هنرمندان در مورد سیدرحیم می نویسد: به گفته همه ارباب فن ، خاتم موسیقیدانان ایران بود. آوازش در ملاحت و رسایی و گیرایی از مواهب آسمانی شمرده می‌شد و موسیقی شرقی را هیچ‌کس بهتر از او نمی‌دانست. از خود نیز ابتکاراتی تازه داشت و گوشه‌های مخصوصی ابداع کرده بود و آواز شهرتش از اصفهان به اقصی بلاد ایران رسیده عموم خوانندگان و نوازندگان ایران به استادیش می‌ستودند و بشاگردی وی مباهات می‌کردند. »سید رحیم در کنار« نایب اسدالله» نی زن چیره دست، قطعاتی بسیار در محافل آنزمان اجرا کرد که یادگارهای متعددی از آن دوره بر جای مانده است. از شاگردان برجسته آواز این استاد می‌توان به «تاج اصفهانی »، « ادیب »،«حبیب شاطرحاجی» و .... اشاره کرد. ولی شاگرد برجسته و بزرگ ایشان میرزا علی قاری بورد.

سید رحیم اصفهانی در ۱۳۱۴خورشیدی چشم از جهان بست و مقبره وی در تخت پولاد اصفهان، واقع است. آیین بزرگداشت وی پس از هفتاد سال انزوا و غربت توسط انجمن اصفهان پژوهان و دوستداران میراث فرهنگی مورخ ۳۰/۱۰/۱۳۸۴برگزار شد.


 میرزا علی قاری: اطلاعات زیادی از زندگی شخصی ایشان در حال حاضر ندارم. ولی در آینده اطلاعات بیشتری در اختیار شما قرار می دهم. همین قدر بگویم که از شاگردان سید رحیم، بسیاری از آنان را شما می شناسید و صدای آنها را بر روی صفحات و نوارهای مختلف شنیده اید مانند آقای تاج اصفهانی و ادیب خوانساری و ... ولی فرق عمده و اساسی این شاگردان با آقای میرزا علی قاری این بوده است که آنها ردیف سید رحیم را با تغییرات و دست کاری هایی که شاید به خاطر سخت بودن و عدم درک کامل گوشه ها بوده است، در دوره های بعدی انتقال و آموزش دادند. ولی میرزا علی قاری بدون هیچ گونه تحریف ، ردیف ها و گوشه های آوازی را ، دست نخورده و کامل به شاگردان خود آموزش دادند. که علت برجسته بودن ایشان نسبت به دیگر شاگردان سیدرحیم همین مطلب است. میرزا علی قاری تنها کسی بود که تا آخرین لحظه ها دوش به دوش سید رحیم بود و از ایشان جدا نشد.

 


اسماعیل ادیب خوانساری(۱۲۸۰- ۱۳۶۱)

 اسماعیل ادیب خوانساری : زنده یاد استاد اسماعيل اديب خوانسارى، فرزند ميرزا محمود بن ابوالقاسم خوانساری در روز عید قربان سال ۱۲۸۰ هجرى شمسى در شهر خوانسار از توابع اصفهان دیده به جهان گشود.

شهرستان خوانسار از دیرباز مهد علم و دانش و هنر بوده است. آیت الله احمد خوانساری، آیت الله سید محمد تقی خوانساری، کابلی خوانساری، قاضی نظام الدین، صبوحی، سرودی، زلالی خوانساری، بخشی خوانساری، سهیلی خوانساری، محمودی خوانساری و دهها شاعر و خطاط و هنرمند و ادیب از این خطه برخاسته اند. باری، پدر اسماعیل از روحانيون برجسته و خوش آوازه خوانسار بود و با اندک درآمد ملکی که داشت، با بضاعت و قناعت بسیار، روزگار می گذرانید.

میرزا محمود خوانساری که خود در سلک روحانی بود و اوقاتش را به خطاطی، کتابت مبانی دینی و علوم قرآنی می می گذراند، مى خواست كه اسماعيل نيز نظير خودش، درس فقه خوانده و به لباس و مسلك روحانيون درآيد، از اين رو تصميم داشت كه او را براى تحصيل فقه به نجف اشرف بفرستد اما اسماعیل جوان را سودایی دیگر در سر بود. پسر میرزا محمود ابتدا همان طور که پدر می خواست  تحصیلات خود را در مکتب شروع نمود و تا سن 14 سالگی به مطالعه کتب مذهبی و از آن پس به مطالعه اشعار شعرای بزرگ پارسی زبان پرداخت. لباس طلبگی پوشید، عمامه بر سر نهاد و چون صدای خوشی داشت در مسجد پدر به موذنی پرداخت.

او در نوجوانی با صدای خوش، خواندن آواز را تجربه نمود و رفته رفته به موسیقی علاقه مند شد. روزى مخفيانه به دور از چشم پدر دستگاه گرامافونى به همراه چند صفحه  آواز از حسين طاهرزاده، ابوالحسن خان اقبال آذر و دیگر خوانندگان مطرح زمان خريدارى نمود و در خفا و پنهانى به آنها گوش مى سپرد و آوازهاى بر دل نشسته را بر لب زمزمه مى كرد.


در اين ايام او تنها يك آرزو داشت و آن اين بود كه معلمى براى درس آواز پيدا كند . اسماعیل به دنبال معلم آواز در جستجو بود تا اينكه يكى از دوستان پدرش كه روحانى خطيب و خوش قريحه اى به نام عندليب گلپایگانی( تولايى) بود به خوانسار رفت و با شنيدن صداى خوش اديب به استعداد و آمادگى حنجره او در آوازخوانى پى برد و او را تشويق به يادگيرى آواز و موسيقى ايرانى نمود و از آن زمان به بعد به مدت ۴ سال به اديب تعليم آواز داد.

با وجود آنکه محیط و شرایط زمانه برای گرایش به موسیقی بسیار نامساعد بود،( روحانی زاده ای روی به موسیقی و خوانندگی آورده بود!) اسماعیل جوان به سختی مقدمات آواز را نزد عندلیب فرا گرفت و روز به روز بر خواندن آواز، تسلط بیشتری یافت.

 اسماعیل در سن 18 سالگی، آن چنان جویای آواز بود که با وجود مخالفت های پدرش، راهی اصفهان شد. قریب دو سال، هر روز به محضر آقا سید عبدالرحیم اصفهانی، نامدارترین استاد آواز در مکتب اصفهان رسید و گوشه های آوازی و دقایق این هنر را مو به مو آموخت. آشنايى او با تاج اصفهانى كه از شاگردان برجسته سيدرحيم بود از همان دوره آغاز گرديد. آشنايى و دوستى اى به همراه عشق و علاقه به هنر و موسيقى كه تا زمان مرگشان، به فاصله 2 ماه از یکدیگر ادامه‌داشت. قريحه فوق العاده و استعداد شگرفش در آواز، سيدرحيم را ترغيب كرد تا اديب را به نايب اسدالله معرفى كند از اين رو اديب مدتى نيز در محضر نايب اسدالله، خداوندگار نی،که از موسیقی دانان شش دانگ روزگار بود مدتی بیش از یک سال به تکمیل هنر خود پرداخت. 

در این زمان "حبیب شاطر حاجی"(1323-1253)، خواننده پرآوازه زمان خود، که صدایش گرفته بود، ترک یار و دیار نموده و در شیراز مغازه پیراهن دوزی باز کرده بود. حبیب گاهی به اصفهان می آمد و ادیب پبش او به یادگیری آواز می پرداخت و گاهی نیز اسماعیل جوان برای دیدار استاد راهی شیراز می شد. در این سفرها بود که حبیب با صدای گرفته و دو دانگ خود، بم خوانی و ملاحت آواز را به ادیب آموخت و گوشه های مهجور و ناشناخته آوازی را به وی تعلیم داد.

ادیب که دیگر سرآمد شده بود سفری طولانی به مناطق بختیاری کرد و نواهای محلی آن دیار را آموخت و چاشنی اطلاعات اش در موسیقی نمود.

اديب خوانسارى در سال ۱۳۰3 هجرى شمسى، پس از 5 سال اقامت در اصفهان و بختیاری به تهران عزيمت نمود و به محضر درس حسین خان اسماعیل زاده و درویش خان رفت. در همین روزگار بود که باب آشنایی و نزدیکی ادیب با اساتید موسیقی باز شد و با حبیب سماعی نوازنده قدر سنتور، علی اکبر شهنازی، عبدالحسین شهنازی و مرتضی نی داوود نوازندگان چیره دست تار معاشرت پیدا کرد. ذوق و دوستی ادیب با اساتید بزرگ موسیقی باعث شد تا وی از مرتضی محجوبی، نوازنده بی بدیل پیانو، نواختن پیانو, از موسی خان معروف، نوازنده بی همتای تار، نواختن سه تار و از رضا روان بخش، استاد بزرگ حسین تهرانی، زدن ضرب را یاد بگیرد.

از سال 1305 به بعد با آغاز دور دوم ضبط صفحات توسط کمپانی های آلمانی و انگلیسی از قمر الملوک وزیری، رضا قلی میرزای ظلی، تاج اصفهانی و ادیب خوانساری برای ضبط صدایشان دعوت شد.


در این دوران ادیب با همراهی ساز موسی معروفی، عبدالحسین برازنده، حسین یاحقی و مرتضی محجوبی به هنرنمایی پرداخت و صفحات زیادی از وی ضبط شد. از جمله این صفحات می توان به "حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت" در سه گاه، "زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم" در کرد بیات و " تو اگر صاحب نوشی و اگر ضارب نیش" در بیات ترک اشاره کرد. اکثر این صفحات بعدها دست مایه  سرمشق و اقتباس دیگر خوانندگان نظیر غلامحسین بنان، حسین قوامی، اکبر گلپایگانی و دیگران شد.

حشر و نشر ادیب با اسماعیل مهرتاش موجب تاسیس جامعه باربد در 1305 شد. در حد فاصل سال های 1305-1325، ادیب به همراه ابوالحسن خان صبا، ملکه برومند، اسماعیل مهرتاش و تنی چند از خوانندگان دیگر به اجرای کنسرت پرداخت. ضمن اینکه در این سال ها ادیب به کار ضبط صفحات گرامافون همت گماشت و صفحاتی از خود به یادگار گذاشت. ادیب در مهر 1309 وارد خدمات دولتی شد و کار اداری خود را در شهردای شروع کرد. در 1316 به سمت مدیریت تلگرافخانه شمیرانات منصوب شد و از 1318 تا 1327 در شرکت نفت مشغول به کار شد. سپس با انحلال شرکت نفت مجددا به شهرداری بازگشت و تا سال 1340 ریاست بایگانی شهرداری تهران را بر عهده داشت و با همین شغل بازنشسته شد.

با تاسيس راديو ملى در سال 1319 به اين موسسه دعوت شد و اولین خواننده مرد رادیو گردید. ادیب در این سال ها به همراه نوازندگانی چون ابوالحسن صبا، حبیب سماعی ، علی اکبر شهنازی، حسین یاحقی، مهدی خالدی، حسین تهرانی، مهدی نوایی، مرتضی نی داوود، موسی معروفی، عبدالحسین شهنازی،لطف الله مجد، مجید وفادار و جواد معروفی به اجرای زنده پرداخت. رفته رفته خوانندگانی همچون تاج، بدیع زاده، قمر الملوک وزیری، روح انگیز، ملوک ضرابی،عزت روح بخش،دلکش نیز به رادیو اضافه شدند و موسیقی سنتی ایران را غنایی خارج از وصف بخشیدند. ادیب اوج گرفت و به بالاترین سطح خوانندگی رسید. سبک ممتاز و منحصر به فرد او در این مدت پدید آمد و آوای جاودانش در سرتاسر ایران طنین انداز شد. حسن کسائی نقل میکند:

" روزی از سید حسین طاهر زاده پرسیدیم بهترین خواننده به نظر شما کیست؟ گفت: ادیب. باز پرسیدیم بعد از ادیب چه کسی؟ گفت ادیب. برای بار سوم گفتیم بعد از ادیب. گفت فقط ادیب. اگر رادیو دست من بود، می گفتم که فقط ادیب بخواند."

در اواخر دهه 20 و اوایل دهه 30 با آمدن ضبط صوت مغناطیسی به ایران، آثاری از صدای ادیب با همراهی پیانوی محجوبی و جواد معروفی که خود اعتقاد داشته بهترین آثار خوانندگی اوست، ضبط می شود، اما به تحریک مشیر همایون شهردار، رئیس شورای موسیقی رادیو تمام آوازهای ادیب از آرشیو رادیو پاک می گردند! به این ترتیب با عناد و کینه این موسیقی دان، گنجینه بزرگی از موسیقی آوازی ایران و حاصل تلاش و زحمت 10 ساله ادیب خوانساری به ورطه نابودی کشیده می شود. با این اوصاف باید دانست که ادیب چه حال و احوالی پیدا  می کند. روح و روانش سخت آزرده می شود و افسرده دل و پریشان خاطر گوشه عزلت می گزیند و2 سال تمام خانه نشین می شود.  این نخستین ضربه مهلکی بود که بر روح و روان ادیب نشست.

روح حساس ادیب و تعصب و حساسیت او به موسیقی کناره گیری چندین باره او را از رادیو باعث شد. این حساسیت فوق العاده نسبت به اصالت موسیقی ایران از سویی و از سوی دیگر مقام ارجمند او در موسیقی سنتی ایران سبب شد تا در دهه 30 و 40 داوود پیرنیا، موسس برنامه گلهای رنگارنگ، از او برای نظارت بر اجرا و به منظور حفظ سطح کیفی آن برنامه دعوت به عمل آورد و با همت اساتید و نوازندگان و خوانندگان به نام ایران گنجینه ای عظیم از موسیقی ایران گرد آمد. خوانندگان ونوازندگان بنام همچون مرضیه، تاج اصفهانی، محمودی خوانساری، هایده، گلپا، حمیرا، بنان، ایرج، قوامی، الهه، سیما بینا، وزیری ، کوروس سرهنگ زاده، شهیدی، علی تجویدی، اسدالله ملک، امیرناصر افتتاح، حسن کسایی، رضا ورزنده، حسین تهرانی،جلیل شهناز، پرویز یاحقی، فرامرز پایور،احمد عبادی، محمد موسوی، رضا ورزنده، جهانگیر ملک، اصغر بهاری، مرتضی محجوبی و همایون خرم، در مجموع 581 شماره گلهای رنگارنگ،465 شماره از برنامه یک شاخه گل ،312 شماره برگ سبز، 157 شماره گلهای جاویدان، 62 شماره گلهای صحرایی و 201 شماره گلهای تازه پدید آوردند.

در این دو دهه گرچه بسیاری از آثار ادیب توسط مشیر همایون پاک گردید، اما خوشبختانه از آن صدای رسا و خسته آثار ارزشمندی با همنوازی علی تجویدی، حسن کسایی، رضا ورزنده، حسین تهرانی، ارسلان درگاهی، جلیل شهناز، پرویز یاحقی،قباد ظفر، فرامرز پایور، لطف الله مجد، احمد عبادی، اصغر بهاری و مرتضی محجوبی به جا مانده است.  

در فروردین 1344 با مرگ مرتضی محجوبی دومین ضربه مهلک بر ادیب وارد می شود. ادیب که با ضعف جسمی نیز دست به گریبان است و  چندین بار مورد عمل جراحی فتق، کیسه صفرا و ریه قرار گرفته، یکسره از فعالیت های هنری گوشه می گیرد و تنها به تربیت شاگردانی چند همت می گمارد. آنچنان که رسم است، پس از مرگ یا در دوران انزوای هر خواننده ای، مقلدان و رهروانی چند پیدا می شوند و به سبک و سیاق اساتید می خوانند. سبک فاخر ادیب اما توان تقلید را از هر خواننده ای سلب کرد و اکنون نیز، 25 سال پس از مرگش همچنان خواننده ای یافت نشده است که بتواند سبک و نحوه خوانندگی او را پیشه سازد و تقلید کند.

در سال 1356 در مرز 76 سالگی در حالی که از ضعف جسمی ناشی از زخم معده، تنگی نفس، بیماری های ریوی و فتق رنج می برد، با تنی خسته و رنجور از نامرادی ها آخرین دین خود را به موسیقی ایران ادا کرد و به همراه ساز ابراهیم سرخوش مجموعه ای از ردیف آوازی را ضبط کرد. این نوارها که تنها به قصد آموزش برای شاگردان و نه انتشار تهیه شده بود در سال 1380 توسط موسسه ای تکثیر شد حال آنکه دقیقه ای از سبک نفیس و فاخر وی در سنین جوانی و پختگی به گوش نرسید و بر دل ها طنین انداز نشد.

وقوع انقلاب اسلامی و سرنوشت دردناکی که بر موسیقی سنتی ایران همچون کابوسی وحشتناک تعبیر شد، روح بی تاب ادیب را بیش از پیش گداخت. خوانندگی ادیب به درد آغاز شد و به رنج ختم گشت.

سرانجام در ساعت 4 صبح 6 فروردین 1361 جسم و جان خسته تواناترین آوازه خان سده اخیر ایران از حرکت باز ایستاد. قلب از طپش  افتاد و چهره در نقاب خاک نشست.

ساز و آواز (دشتی)
آواز : اسماعیل ادیب خوانساری


l دریافت کنید

 
جلال تاج اصفهانی (۱۲۸۲ - ۱۳۶۰)

 جلال تاج اصفهانی : در سال ۱۲۸۲ شمسی (برابر با شناسنامه) خداوند به شیخ اصفهانی واعظ اصفهانی که به "تاج الواعظین" معروف بود فرزندی عطا کرد که نامش را جلال گذاشت. شیخ اسماعیل پدر جلال علاوه بر منبر گرم و گیرایی که داشت از حنجره ای داوودی و صدایی دلنشین نیز برخوردار بود و طبق مرسوم زمان بر اثر حشر و نشر با مردم اهل ذوق زمانش با گوشه ها و ردیف های آوازی ایران نیز آشنایی پیدا کرده بود.

جلال فرزند شیخ اسماعیل هم ، صدا و حنجره را از پدرش به ارث برده بود. این موضوع را اهل خانواده همه می دانستند ولی چون جلال به احترام پدر هرگز جلوی او دهان باز نکرده بود پدر از صدای خوش فرزندش خبری نداشت. عاقبت زمان مدرسه رفتن جلال رسید. پدر او را به مدرسه ی "علمیه" سپرد. این مدرسه در بازارچهء رحیم خان نزدیک مسجد رحیم خان واقع بود با منزل شان فاصلهء چندانی نداشت.در مدرسه بخاطر صوت خوشی که جلال داشت مکبری و موذنی و قرائت کلام الله مجید را به او واگزار کرده بودند. یک روز عصر وقتی جلال نه ساله از مدرسه برمی گشت با خود اندک اندک زمزمه می کرد و این زمزمه تا نزدیک در منرل ایشان ادامه داشت. غافل از اینکه پدر بر خلاف معمول ، آن روز در منزل بود و صدای او را شنید. وقتی جلال پایش را از هشتی به داخل حیاط گذاشت پدرش او را صدا کرد. رنگ از روی جلال پرید و به لکنت افتاد. در این هنگام پدر با چهره ای گشاده و ملاطفت آمیز به فرزند گفت : «جان پدر! تو صدایت خوب است و قشنگ آواز می خوانی. من صدایت را شنیدم. حالا هم کمی برای من بخوان.» وقتی جلال با صدای لرزان اندکی برای پدرش خواند پدر دستی به سرش کشید و بوسه ای از مهر بر پیشانی اش زد و گفت : «برای آواز خواندن تنها صدای خوب کافی نیست. تو باید تعلیم ببینی.»

آن روزها به جلال چون فرزند شیخ اسماعیل تاج الواعظین بود "تاج زاده" می گفتند. جلال تاج زاده از نه سالگی تعلیم آواز را شروع کرد. ابتدا پیش پدرش با مقدمات و اصول ردیف ها آشنا شد و سپس پدر او را به مرحوم سید عبدالرحیم اصفهانی استاد آواز آن زمان سپرد و تاج مدتی نزد این استاد گوشه ها را یاد گرفت. پس از مرحوم سید عبدالرحیم ، پدر تاج برای اینکه او را با گوشه های سازی در ردیف نیز آشنا کند به خدمت شادروان نایب اسدالله نی زن معروف برد. تاج زمانی نسبتا طولانی در خدمت نایب اسدالله نکته ها و ظرایف آواز ایرانی را فرا گرفت. آخرین استادی که تاج بنا به توصیه ی پدر برای تکمیل گوشه ها و ردیف ها به خدمتش رفت مرحوم شادروان میرزا حسین ساعت ساز معروف به "خضوعی" بود و تاج پس از اتمام فراگیری نزد این استاد، دیگر در آواز سرآمد شده بود و اندک اندک در محافل می خواند و این جا و انجا همه از صوت خوش و تسلط او بر آواز سخن می گفتند.


 اولین تجربه ی آواز خوانی با ساز :

تاج در نوجوانی با مرحوم حسین خان اسماعیل زاده استاد معروف و مسلم کمانچه (دایی استاد اصغر بهاری) آشنا می شود و اولین باری که قرار بود بهمراه ساز حسین خان اواز بخواند حسین خان ساز را کوک می کند و هنوز جمله ی اول را نزده ، تاج با عجله درآمد آواز می کند.
حسین خان با لبخندی می گوید : «پسرم ، در خواندن اینقدر عجله نکن. صبر داشته باش تا من درآمد بکنم. بعد کمی بیشتر صبر کن تا چهارمضرابی هم بزنم. وقتیکه مجلس سرحال آمد و خودت هم کاملا سر ذوق آمدی شروع کن به خواندن. تازه آن وقت هم با حوصله و طمانینه بخوانتا مردم فرصت شنیدن و لذت بردن از ریزه کاریهای آوازت را داشته باشند.»


 هم آوازهای تاج :
 
تاج همیشه از آواز مرحوم سید عبدالرحیم اصفهانی و مرحوم میرزا حسین ساعت ساز (حضوعی) با تجلیل و گرامیداشت فراوان یاد می کرد و به خصوص می گفت : «صوت داوود نبی در حنجره و صدای استادم مرحوم سید رحیم تجلی می کرد و ممکن نیست کسی دیگر بتواند مانند او به این خوبی بخواند.» جز این دو نفر تاج با سعه ی صدر و مناعتی که داشت و اصولا هر خواننده ای را تشویق می کرد ، از خوانندگان همزمانش نیز از جمله به این استادان ارادت داشت و از آنان و آوازشان به نیکی یاد می کرد (این اسامی را تاج در گفتگویی که در اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۸ داشت بر زبان آورد) : سید حسین طاهر زاده ، سید اسماعیل خان قراب ، قربان خان شاهی ، تجلی ، حاج محمد علی ، حبیب شاطر حاجی و شهاب (معروف به شهاب چشم دریده ، شاگرد حبیب شاطر حاجی که گوشه ی شهابی در دستگاه زند یا ترک به او منسوب است.)


 کسانی که با تاج ساز نواخته اند:

بی تردید بسیاری از اساتید مسلم موسیقی و نوازندگان چیره دست سازهای ایرانی با شادروان تاج اصفهانی ساز نواخته اند ، ولی می توان نام ای هنرمندان را در ردیف نام کسانی که با تاج هم نوازی داشته اند ثبت کرد :
مرحوم نایب اسدالله نی زن معروف (این استاد زمانی که تاج نزدش تلمذ می کرده به عنوان آموزش همراه آواز تاج اصهانی نی هم می زده) مرحوم شکری ادیب السلطنه استاد تار ، مرحوم رضا محجوبی (ویولن) ، مرحوم حسین یاحقی (ویولن) ، مرحوم ارسلان خان درگاهی (تار و سه تار) ، مرحوم اکبر خان نوروزی (تار) ، مرحوم رضا خان باشی (تار) ، مرحوم سلیمان خان اصفهانی (نی) ، مرحوم علی خان شهناز (تار) ، مرحوم حسین خان شهناز (تار) ، استاد حسن کسائی (خداوندگار نی و جانشین بحق نایب اسدالله) ، استاد جلیل شهناز (نوازنده ی چیره دست تار) ، استاد علی تجویدی و ...


 شاگردان تاج :

تاج برخلاف اینکه استادان انگشت شماری داشت شاگردانش فراوان بودند. او در تعلیم ، با لطف پدرانه ای که داشت با اصرار هر کسی را که حتی دو دانگ صدایی داشت تشویق به خواندن می کرد و اغلب خودش نیز محض ترغیب شاگردان جوان و تازه کار بی هیچ ناز و افاده ای چند بیتی مناسب زمزمه می کرد. تاج با خضوع و خشوع فراوان تعلیم می داد و با روحیه ای که داشت اکثرا از شاگردانش به عنوان شاگرد نام نمی برد و از آنها به نام دوست و رفیق یاد می برد. شاگردان تاج فراوان اند و من [=استاد شجریان] بیشتر آنها را ندیده و نمی شناسم ولی در آن میان فقط با دو نفر انان آشنایی پیدا کردم : یکی آقای مرتضی شریف (قاضی دادگستری) ، از شاگردان قدیمی تاج که شیوه ی تاج را خیلی خوب دریافت کرده و به کار می گیرد ، حنجره ی توانایی دارد و پخته می خواند و شعر را بجا در آواز بکار می گیرد. یکی هم که بیش از همه و تا آخرین روزهای زندگی با تاج و در خدمت او بوده آقا علی اصغر شاه زیدی خواننده ی اصفهانی است که خود به تعلیم آواز هنرجویان مشغول است و در یکی از آزمون های باربد نیز رتبه ی اول شده است.

عده ی زیادی هم غیر مستقیم شاگرد تاج بوده اند. این عده از راه صفحات و نوارهای تاج با سبک آواز او آشنا و روش او را در آواز تعقیب کرده اند که از این میان می توان به خواننده ی خوش صدای معاصر آقای حسین خواجه امیری (معروف به ایرج) اشاره کرد.


 روحیه و خلقیات تاج :

شادروان مردی سلیم النفس و با مناعت طبع بود . هرگز در طول مدت زندگی اش به خاطر مال دنیا و زندگی اش به کسی کرنش نکرد و این خاطر مدح کسی را نگفت. او از همه تعریف و تمجید می کرد و همه را با نام خیر یاد می کرد. شاید کسی به خاطر نداشته باشد که او حتی یکبار از کسی گلایه ای بکند و از کسی بد بگوید. او حتی اگر از کسی رنجش می دید و خاطرش آزرده می شد این رنج و آزردگی را با سکوت بزرگوارانه ای تحمل می کرد. تاج از استادانش با احترام فراوانی یاد می کرد و با دوستانش به مهربانی و عطوفت رفتار می کرد.

شادروان تاح در زندگی یک همسر اختیار کرد و همیشه از او به عنوان کدبانو ای خانه دار ، مهربان و دلسوز که موجب گرمی کانون خانوادگی است نام می برد. خداوند به تاج شش فرزند عطا کرد. چهار دختر به نامهای تاجی ، پروین ، هما ، پروانه و دو پسر به نامهای همایون و جمشید.

سرانجام در روز ۱۴/۹/۱۳۶۰ دار فانی را وداع گفت و به دیدار حق رفت. در شب سومین روز فوت او عده ی کثیری از مردم هنر دوست و هنرمند اصفهان شرکت داشتند طوری که فضای مسجد به طور مداوم پر و خالی می شد.

در آن شب کسایی نی می زد و گریه می کرد. همراه ناله های نی همه شیون می کردند.

در همان حال استاد دکتر شفیعی به مناسب حال حضار مجلس خطاب به تاج گفت :

سلک جمعیت ما بی تو گسسته ست زهم    ما که جمعیم چنینیم تو تنها چونی

 ساز و آواز (بیات ترک)
آواز : جلال تاج اصفهانی
تار : جلیل شهناز 

آلبوم : به اصفهان رو
 


l دریافت کنید


عباس کاظمی (۱۳۱۴ - ۱۳۸۱)


 عباس کا ضمی : ( شرح حال استاد عباس کاظمی از زبان خود )

در سال ۱۳۱۴ وقتی پنج ساله بودم پدرم "صادق" فوت کرد. ما در دهکده ای به نام "کبوتر آباد" در " برآن " واقع در ۲۰ کیلومتری جنوب شرقی اصفهان سکونت داشتیم. از آنجا به اتفاق خانواده به اصفهان آمدیم و من به شغل نانوایی مشغول شدم. تحصیل را از بچه های توی کوچه، از بزرگتر ها و از هرکس که امکان داشت، یاد گرفتم و آموختم.

در آن زمان استاد "بصیر" در همسایگی ما بود. خدمت ایشان علم بدیع ، عروض و قافیه را یاد گرفتم و به شعر و شاعری روی آوردم، مدارج تحصیلی را تا سطح فوق دیپلم ادبیات قدیم ادامه دادم و به محافل ادبی راه پیدا کردم و چون لحن خوشی داشتم به تشویق استاد "متین" استاد شعر و ادب به نزد استاد "حسین یاوری" استاد نی و آواز آن زمان و استاد "میرزا علی قاری" یکی از بهترین شاگردان " سید رحیم اصفهانی " اولین استاد مکتب آوازی اصفهان رفتم. تا اینکه بعد از گذراندن رنج ها و سختی های زیاد ، سال ۱۳۴۱ در شعر و موسیقی به توانایی رسیدم. در این سال به خراسان سفر کردم و به محفل استاد "فرخ" راه یافتم و با شعرای نامی مشهد از جمله آقایان قدسی ، کمال ، قهرمان ، صحیح ، دکتر یوسفی ،بینش و دکتر رجا آشنا شدم. و در تهران نیز با " رهی معیری " و " امیری فیروزکوهی " و ذکایی بیضایی آشنا و دوست شدم .


از سال ۶۲ به بعد ، در اثر سکته قلبی توان جسمی خود را تقریبا از دست دادم سپس به توصیه مرحوم استاد متین کلاس خصوصی در منزل تشکیل دادم و شاگردان خوبی تربیت کردم که از جمله در رشته آواز آقایان : ۱- هاشمی ۲-حسین سرکوب ۳- رسائیان  و ... و در رشته نی : ۱- آقای نعمت اللهی ۲- سرهنگ فراهانی و ۳- پسرم محمد صادق کاظمی که از سرآمدان رشته خود هستند. هدف از تدریس ، تنها حفظ و بقای مکتب اصفهان بوده تا از این میراث فرهنگی حراست شود. با تلاش و با طی کردن مراتبی ، سعی کردم مکتب سید رحیم اصفهانی را که همان مکتب آوازی اصفهان است بیاموزم. اکنون مجموعه ای به تعداد ۴۱۲  ( چهارصد و دوازده ) گوشه و نغمه همراه با شعر مخصوص آنها جمع آوری کرده ام.

کتابی از اشعار من در دست چاپ است که از سوز درون من و اجتماع من است. نوارهای ردیف من ۱۹ نوار شده که ۱ نوار شامل نغمه ها ، ۶ نوار مرکب خوانی ، ۱۲ نوار هم مقام است. ( نوار های اشاره شده قبل از فوت استاد نزد شخصی به نام آقای قاسمی که دوست استاد کاظمی بودند ، به امانت سپرده شده است تا منتشر شود و در اختیار علاقمندان قرار گیرد ولی متاسفانه آقای قاسمی قبل از استاد فوت کردند و نوارها و جای آنها مشخص نیست . ولی ... سایر نوارهای آموزشی و درسی استاد کاظمی از جمله ردیف های آموزشی و مجلسی و درس های دور عالی در اختیار هنرجویان مورد اعتماد ایشان موجود است . )

استاد کاظمی در سال ۱۳۸۱ چشم از جهان فرو بست.

 درآمد افشاری
آواز : عباس کاظمی


l
دریافت کنید

 


علی اصغر شاهزیدی

 علی اصغر شاهزیدی : او هنر را نزد تاج اصفهاني و با راهنمايي هاي ساير استادان آموخت. او از حافظان شيوه تاج ومدرس آواز مي باشد، شاه زیدی نكات آوازی شیوه تاج اصفهانی و جزئیات ردیف را به خوبی درك كرده و در خواندن مسلط است. او در حال حاضر چراغ مكتب و كلاس تاج را روشن نگاه داشته و به تعلیم شیوه تاج به هنرجویان اشتغال دارد.

‌از آثار او مي توان به چرخ گردون( همراه علي تجويدي و جليل شهناز)  " سروش آسمانی" از (برترین آثار استاد تجویدی) و... اشاره کرد.

تصنیف (باغ مست و باغبان مست)
آواز : اصغر شاهزیدی
آهنگساز : علی تجویدی 

شعر : بیژن ترقی
 
دستگاه : شور (دشتی)
 


l دریافت کنید

 

 پی نوشت :

 متاسفانه در رابطه با جناب " حسین سرکوب " اطلاعاتی نتوانستم بدست بیاورم.
 اگر دوستانی هستند که اطلاعاتی بیشتری در این زمینه دارند می توانند از طریق ایمیل و همچنین قسمت نظرات وبلاگ بنده را با خبر سازند تا اطلاعات این عزیزان را برای استفاده عموم در بلاگ قرار دهم.
 با سپاس از دوست عزیزم " سیاوش صالحی " برای در اختیار گذاشتن ساز و آواز دشتی از ادیب خوانساری.
 در رابطه با " ساز و آوازی "  که از " ادیب " قرار دادم، خواهشمندم اگر کسی از دوستان اطلاعاتی درباره نوازندگان این اثر دارد به دانسته های ما نیز بیفزاید.

 منابع : 

 وبسایت اصفهان پرتال
 وبسایت گفتگوی هارمونیک
 وبسایت ادیب خوانساری
  وبلاگ دود عود

 مطالب مرتبط :

 موسیقی در اصفهان


          

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 0:16  توسط مهدي   |